* دل‌آوا *
90 subscribers
303 photos
8 videos
2 links
بوی عطرت نکند...

قاتل جانم بشود...



یک فنجان☕️ شعر ناب

Admin: @RezaAhmadi_Toghian
Download Telegram
گفتم گرفتارم خدا/ گفتی که آزادت کنم
گفتم گنه کارم خدا/ گفتی که عفوت می‌کنم
گفتم خطا کارم خدا/ گفتی که می‌بخشم خطا
گفتم جفا کارم خدا/ گفتی وفایت می‌دهم
گفتم صدایت می‌کنم/ گفتی جوابت می‌دهم
گفتم ز پا افتاده‌ام/ گفتی بلندت می‌کنم
گفتم نظر بر من نما/ گفتی نگاهت می‌کنم
گفتم بهشتم می‌بری؟/ گفتی ضمانت می‌کنم
گفتم که ادعونی بگم/ گفتی اجابت می‌کنم
گفتم که من شرمنده‌ام/ گفتی که پاکت می‌کنم
گفتم که یارم می‌شوی/ گفتی رفاقت می‌کنم
گفتم ندارم توشه‌ای/ گفتی عطایت می‌کنم
گفتم دردمندم خدا/ گفتی مداوایت کنم
گفتم پناهی نی مرا/ گفتی پناهت می‌دهم

💫 @Del_Avaa 💫
نه نگاه هیز دارم، نه جسارت جوانی
که لبی بخواهم از تو به زبان بی‌زبانی

نه جسارتی که یک روز بپرسم از تو نامی
نه شجاعتی که یک شب بدهم به تو نشانی

عطش زمینی‌ام را تب بوسه چینی‌ام را
به چه حیله‌ای بگویم به دو چشم آسمانی

به تبسمی لبم را به تو دادم و ندیدی
چه کنم؟ نگفته بودم سخنی به این عیانی

به سرم زده برایت غزلی بگویم اما
دودِلم که می‌گذاری به حساب مهربانی

"غلامرضا طریقی"
@Del_Avaa
‍ می‌روم از شهرتان، سـویِ دیـارِ دیگری
این قطار اما نشد، بـا آن قطـارِ دیگری


می‌روم آزرده‌ام، مقصد نمی‌دانم کجاست
می‌روم شایـد بیـابـد دل، قـرارِ دیگری


مال من بودی ولی تقدیر ما اینگونه خواست
زیـر بـاران همقـدم بـاشی، کنـارِ دیگری


زخم‌های سینهٔ من بیشتر از آشناست
داشتـم ــ از دوستانـم ــ انتظارِ دیگری


با سفر ممکن نشد از یاد تو غافل شوم
می‌روم پیـدا کنـم ، راهِ فــرارِ دیگری


شک ندارم عاقبت گل می‌کند احساس من
ایـن بهـار امـا نشـد، شـایـد بهار ِدیگری


می‌نویسد حرف دل را در غزل سنگ صبور
بی‌قــرارت بوده‌ام، ای بیقـــرارِ دیگری

"جوادالماسی(سنگ صبور)"
🌾 @Del_Avaa 🌾
با چنین مهر، چنان قهر، چه جایی دارد؟
بشکن! اما دل ما نیز خدایی دارد . . .

تا که گهگاه کمی «آه» برآرم ز رقیب
بی‌وفا بودی و گفتم: «چه وفایی دارد!»

🌱 @Del_Avaa 🌱
وقتی که شب، دیوانه‌ٔ عطر تنش باشد
آیینه حق دارد که محو دیدنش باشد

از هُرم تن‌پوشش چنین بر خود گمان بردم
آتشفشانی در پس پیراهنش باشد

بوی گل سنجد هوا را هم هوایی کرد
تا خوشه‌چین گوشه‌ای از دامنش باشد

در جنگ تن با تن حریف او نخواهم شد
وقتی سلاحش بوسه‌ٔ مردافکنش باشد

بی او به سر بردن نمی‌اندازدَم از پا
وقتی به دل شوقِ به دست آوردنش باشد

خو کن به عشق ای دل که هر کس دلبری دارد
این طوق باید تا ابد بر گردنش باشد

"سعید ایران‌نژاد"
🎋 @Del_Avaa 🎋
‍ ‍ قصّهٔ ما لابه‌لای این همه افسانه سوخت
عشق بازی قسمت بلبل شد و پروانه سوخت

مرغ عشقیم و قفس را سخت باور کرده‌ایم
لذّت پروازِ ما با برگ فال و دانه سوخت

دست‌تنگی سدّ هر کاری شود در روزگار
عاقلان پیروز میدان‌اند اگر دیوانه سوخت

از سفیر حادثه ایمن نی‌اند اهل خطر
گوشه‌گیران را چرا زیر و بم کاشانه سوخت

در جهان بود و نبود ما اثر چندان نداشت
خاطرات عمر ما در گوشه‌ای ویرانه سوخت

گر به قرب حق رسیدی تا به حشر ایمن مباش
کعبه چندین بار از پا تا به سر جانانه سوخت

داستانی بود درد ما که از شرح غمش
آشنایان را نمی‌دانم ولی بیگانه سوخت

"سید علی کهنگی"
🍂 @Del_Avaa 🍂
تا بیایی دل من آب شده! دیر نکن!
بی‌خودی این‌بر و آن‌بر نرو و گیر نکن

در مسیرت نکند عاشق هر کس بشوی
خلق را با دو سه لبخند نمک‌گیر نکن

با تو بودن غم و شادی، خوشی و ناخوشی است
من جوانم بخدا! زود مرا پیر نکن!

نازبانو کمی از ناز بکاه و من را
با جماعت همه‌جا دست به شمشیر نکن

من که افتاده‌ام از چشم همه، پس تو مرا
مثل بیگانه در این محکمه تکفیر نکن

ای که زیباییِ تو آفت دین و دنیاست
دست و پاهای مرا در غل و زنجیر نکن

بهتر این است فقط خاطره‌ای باشم و بس
پس تو و خنجر و این سینه و... تأخیر نکن!

"محمد فرخ طلب فومنی"
🌺 @Del_Avaa 🌺
نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آواز
نه هوای شعر دارم، نه پری برای پرواز

نه چنان شکسته بالم که زمین شود سرایم
نه توانِ پر کشیدن به امید صبح اعجاز

چه به روز آفتابِ سر بام ما رسیده است
خبر از طلوع داری؟!! شب خانمان برانداز!

نه ترانه می‌سرایم که برای او بخوانی
نه نگاه گریه سودی به نگفته‌های یک راز

نه امید وصل دارم، نه هراسی از جدایی
نه رسیده‌ام به پایان، نه به سر هوای آغاز

من دل سپرده را از شب رفتنت نترسان
که سپرده‌ام خودم را به خدای قصه پرداز


"زهرا کوشکی احمدی"
🕊 @Del_Avaa 🕊
دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
من سال‌هاست هیچ نمی‌آورم به یاد

بی‌اعتنا شدم به جهان بی‌تو آنچنان
کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد

من داستان آن گل سرخم که عاقبت
دلسوزی نسیم سرش را به باد داد

گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد

این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد

"فاضل نظری"
🎍 @Del_Avaa 🎍
بر زمین افتاد شمشیرت ولی چون جنگ بود
بر تو می‌شد زخم‌ها زد، بر من اما ننگ بود

با خودم گفتم بگیرم دست یا جان تو را؟
اختلافِ حرف دل با عقل صد فرسنگ بود

گرچه دستت را گرفتم باز هم قانع نشد
تا نبخشیدم تو را، دل همچنان دلتنگ بود

چون در آغوشت گرفتم خنجرت معلوم کرد
بر زمین افتادن شمشیر، خود نیرنگ بود

من پشیمان نیستم، اما نمی‌دانم هنوز
دل چرا در بازی نیرنگ‌ها یکرنگ بود

در دلم آیینه‌ای دارم که می‌گوید به آه
در جهانِ سنگدل‌ها کاش می‌شد سنگ بود

"فاضل نظری"
🌿 @Del_Avaa 🌿
تا كِی به شكل خاطره‌ای گم ببينمت؟
در عطر سیب و مزّه‌ٔ گندم ببينمت

من آن هميشه چشم به راهم، به من بگو
يک جمعه در هزاره‌ٔ چندم ببينمت؟

در كوچه‌های يافتنت پرسه می‌زنم
شاید كه در میانه‌ٔ مردم ببينمت!

در خشكسالِ شادی و در قحط عاطفه
با يک سبد امید و تبسم ببينمت

امشب دوباره گريه‌ٔ من در غزل تنيد
شاید میان بغض و ترنم ببينمت

باید دوباره باشی و معنا كنی مرا
تا كِی به شكل خاطره‌ای گم ببينمت؟

"سعید ربیعی"
🌳 @Del_Avaa 🌳
پريشان كن سر زلفِ سياهت شانه‌اش با من

سيه زنجيرِ گيسو باز كن ديوانه‌اش با من

🍃 @Del_Avaa 🍃
‍ گفت: دنیا چیست؟ گفتم: قصه‌ای دلگیر و بودار
گفت با لبخند: از دست شما مردانِ تودار

از شما پنهان نباشد از خدا پنهان نبوده‌ست
عشق گاهی آبروبَر بود و ما گاه آبرودار

رشته‌ای از موی او در باد بالا رفت و افتاد
قصه‌ٔ ما را نسیمی برد بر روی نمودار

هر زمان در صحبتش حسرت به دل "ای کاش" می‌گفت
در دلم گفتم: به حقّ ِ قلب‌های آرزودار...

با نفس‌های عمیقم چشم بر من دوخت آرام
گفت: دنیا چیست؟ گفتم: قصه‌ای دلگیر و بودار

"سید سعید صاحب‌علم"
🌱 @Del_Avaa 🌱
زنی که عقل دارد عشق را باور نخواهد کرد
که زن با شاعرِ دیوانه عمراً سر نخواهد کرد

مبادا بشنود یک تار مویش زلّه‌ام کرده
که دیگر پیش چشم‌ام روسری بر سر نخواهد کرد

خرابم کرد چشم گربه‌ای وحشی و می‌دانم
عرق‌های سگی حال مرا بهتر نخواهد کرد

نکن... مستم نکن من قاصد دردآور عشق‌ام
که شاعر چون لبی تر کرد، چشمی تر نخواهد کرد

جنون شعر من را نسل‌های بعد می‌فهمند
که فرزند تو جز من جزوه‌ای از بر نخواهد کرد

برای دخترت تعریف خواهی کرد: من بودم
دلیل شور «مهدی» در غزل... باور نخواهد کرد

بگویی، می‌روم زخم‌ام زدی اما نترس از من
که شاعر شعر خواهد گفت اما شَر نخواهد کرد...

"مهدی فرجی"
🌿 @Del_Avaa 🌿
بی تو با خاطره‌های خوش و شیرین چه کنم؟
با دلِ پر غم و لبخند دروغین چه کنم؟

من ِ با گریه رفیق ِ الکی خوش بی تو
مثلاً زنده بمانم که پس از این چه کنم؟

چشم ِ سرخم همه جا دست مرا رو کرده‌ست
با دوتا چشم ِ دهن لق ِ خبرچین چه کنم؟

دل دیوانهٔ من حرف نمی‌فهمد که!
تو بگو؛ با دل لامذهب ِ بی‌دین چه کنم؟

چقَدَر پشت سرم حرف و حدیث است خدا!
با چنین مردم نادان ِ دهن‌بین چه کنم؟

پچ پچ زیر لب مردم بالا به کنار
آه... با شایعهٔ مردم پایین چه کنم؟

بس که هر لحظه خودم را تف و لعنت کردم
مانده‌ام با اثر این همه نفرین چه کنم!

دود سیگار مرا می‌کُشد آخر یک شب
با هوای خفقان‌آور ِ سنگین چه کنم؟

بعد تو از در و دیوار بلا می‌بارد
با غم کوچه و این خانهٔ غمگین چه کنم؟

عصر هر جمعه و بستان فدک... یادت هست؟
بی تو با وسعت دلگیر باراجین چه کنم؟

چند وقت است از این شهر دلم می‌گیرد
بعد تو با شبحِ خستهٔ قزوین چه کنم؟

"فرهاد شریفی"
🌺 @Del_Avaa 🌺
روی این قفل نوشتند دعا می‌خواهد
من سپردم به خودش هرچه خدا می‌خواهد
🌱 @Del_Avaa 🌱
روی این قفل نوشتند دعا می‌خواهد
من سپردم به خودش هرچه خدا می‌خواهد
 
رفتنت اول طوفان نفستنگی‌هاست
بنشین شهر دلش باز هوا می‌خواهد
 
کشتی نوح دلت قدر دلم جا دارد؟
در امان بودن من اذن تو را می‌خواهد
 
یوسف از من نگذر شهر مرا ترک نکن
شهر ما چند نفر کور و گدا می‌خواهد؟
 
رفته‌ام چون دل ایوب به راه دل دوست
تا ببینم که دلت باز چه‌ها می‌خواهد
 
از خداوند تو را خواسته‌ام با این حال
من سپردم به خودش هرچه خدا می‌خواهد
 
"امیر سهرابی"
🌳 @Del_Avaa 🌳
شیرین عسلم! شهدِ شکر! دلبرِ نازم!
با آب نباتِ لبِ قندت بنوازم

بد عادتِ هر بوسه‌ٔ طعمِ شکلاتم
یک روز نباشی تو بگو با چه بسازم؟

شاتوت به خونم بچکان بیشتر از پیش
لذت بِدَوان در رگِ پرسوز و گدازم

شیرینی و با تیشه به جانِ تو می‌افتم
فرهادم و از کوه چرا کاه نسازم؟

بگذار در آغوشِ تو آرام بگیرم
ممنوع نکن خواستهٔ غیرِ مجازم

باید بمکم آتشِ نوبر شدنت را
خاتونِ اناری! نده پس دستِ درازم

یک شب بچشانم ملکه؛ نوشت و نیشت
تنها نه فقط بوسه که من طالبِ گازم

کندویِ طبیعیِ لبت "منطقه ویژه"ست
حتی عسلویه ندهد اینهمه فازم

باید سرِ خرمایِ بمت شرط ببندم
هرچند در این بازی، چون ارگ ببازم

تنها تو "الف" هستی و از "اشهد" ِ هر بار
رو سویِ تو جز "شهد" نخوانم به نمازم

شاعر تویی و هر غزلم طعمِ لبِ توست
بگذار شود فاش برای همه رازم

"شهراد میدری"
🍄 @Del_Avaa 🍄
بزن رنگ شرابی را به موهایت خرابم کن
یخم، با طرز محسوس نگاهت زود آبم کن

کنار کودک شاد درونت خانه سازی کن
سپس با خندهٔ شیطانی‌ات خانه خرابم کن

خدا حرفش به روی سر ولی من سجده خواهم کرد
فرشته! بر لب سرخت، تو هم آدم حسابم کن

به قول حضرت حافظ حجابِ خویش می‌باشم
رضا خانِ دلم باش و بیا کشف حجابم کن

شبیه هندوانه انتخاب دوست آسان نیست
هنر داری اگر بی‌شرط چاقو انتخابم کن

نپیچانم شبیه نسخه‌ای بی‌خاصیت، راحت
جوابم کن جوابم کن جوابم کن جوابم کن

"مهدی احمدی اتویی"
🌸 @Del_Avaa 🌸
موسم رفتن او یک شب بارانی بود
قلب من منتظر صاعقه‌ای آنی بود

تا به آتش بکشد هستی ناچیز مرا
عشق، دیوانه‌تر از آنچه که می‌دانی بود

چهرهٔ پنجره‌ها در تب مبهم می‌سوخت
خانه درگیر غمی ساکت و سیمانی بود

حکم تابوت مرا داشت به دستش، چمدان
بی‌خبر بود خودش، قاتل پنهانی بود

شعر من در تپش ثانیه‌ها جان می‌داد
با غزل در صدد قافیه‌درمانی بود

پاره می‌کرد سفر، بغض گریبانم را
او ولی در هوس موی پریشانی بود

بر لبش زمزمهٔ تلخ خداحافظی و ...
بر لبم پرسشِ معصومِ "نمی‌مانی؟!" بود

"پروین نوروزی"
@Del_Avaa