اتاق درمان
39 subscribers
🧠 اتاق درمان؛ روایت تجربه، تأمل حرفه‌ای
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Channel created
Channel photo updated
🛋 به #اتاق_درمان خوش آمدید

اینجا جایی‌ست برای حرف‌هایی که معمولاً پشت درِ بسته‌ی اتاق مشاوره می‌مانند؛
نه برای افشاگری
نه برای نسخه‌دادن‌های فوری
بلکه برای فهمیدن 🌱

🧠 در این کانال، از تجربه‌ها و تأمل‌های حرفه‌ای خودم در اتاق درمان می‌نویسم؛
از لحظه‌هایی که مراجعان حرف‌هایی می‌زنند که سال‌ها نگه داشته‌اند،
از سکوت‌ها 🤍، مقاومت‌ها، ترس‌ها، اشک‌ها
و از آن تغییرهای کوچک اما عمیق که گاهی بی‌سر و صدا اتفاق می‌افتند.

📘 «اتاق درمان» نه کلاس درس است،
نه دفترچه‌ی توصیه‌های روان‌شناسی زرد.
اینجا تلاقی تجربه‌ی بالینی، نگاه انسانی و تأمل حرفه‌ای‌ست.

👤 اگر مراجع هستید،
این کانال می‌تواند کمک کند اتاق درمان را امن‌تر، واقعی‌تر و قابل‌فهم‌تر ببینید.

👥 اگر روان‌شناس یا درمانگر هستید،
اینجا جایی برای مکث ، هم‌فکری و دیدن وجوه نادیده‌ی کار درمان است.

🌿 و اگر فقط انسانی هستید که می‌خواهد خودش را بهتر بفهمد،
جای درستی آمده‌اید.

🔁 اگر فکر می‌کنید این فضا می‌تواند برای دیگران هم مفید باشد،
خوشحال می‌شوم این صفحه را به دوستان، همکاران یا هر کسی که به سلامت روان علاقه‌مند است معرفی کنید.

به «اتاق درمان» خوش آمدید؛
جایی برای روایت، فهم، و صادق‌بودن با روان.

✍️ من #مصطفی_سلیمانی هستم
درمانگر و روایت‌گر تجربه‌های اتاق درمان

❤️ @DarmanRoom
🙏3🥰1
۱
📍چرا خودشیفته‌ها در درمان گیر می‌کنند؟
(مقاومت‌های خودشیفته در برابر التیام)
✍️ #مصطفی_سلیمانی


🔻 اتاق درمان، پناهگاهی است برای التیام زخم‌های نهان روح. در این فضا، مراجع می‌تواند کودک درون خویش را دوباره در آغوش یک حضور امن تجربه کند؛ حضوری که بتوان بر آن تکیه زد، از آن آموخت و حس کرد کسی هست که پیش‌تر رفته و دانایی بیشتری دارد. اما برای کسانی که با ویژگی‌های خودشیفتگی دست‌به‌گریبان‌اند، این پناهگاه اغلب به عرصه‌ای از چالش‌های درونی تبدیل می‌شود. آن‌ها در مسیر پیشرفت، متوقف می‌مانند، زیرا پذیرش درمانگر به عنوان راهنمایی برتر، به معنای روبه‌رو شدن با ناکاملی خویش، آشکار کردن نیازهای سرکوب‌شده و گشودن دریچه آسیب‌پذیری است.

▪️ ریشه این دشواری‌ها به دوران کودکی بازمی‌گردد. بسیاری از این افراد در خردسالی نتوانسته‌اند والدین خود را آرمانی سازند. آرمانی‌سازی، نیاز ذاتی کودک است تا در سایه یک بزرگسال قدرتمند و بی‌نقص، احساس امنیت کند. هنگامی که والدین ناتوان، غایب یا ناپایدار بوده‌اند، این فرآیند مختل می‌شود. نتیجه آن است که فرد بزرگسال نیز در آرمانی کردن درمانگر ناتوان می‌ماند. یا از همان نخستین جلسه، او را بی‌ارزش و ناآگاه می‌پندارد و زمزمه می‌کند «این چیزی نمی‌فهمد»، یا برای مدتی کوتاه او را بر قله می‌نشاند و با کوچک‌ترین لغزش‌ همچون تأخیری ناچیز یا دیدگاهی متفاوت، همه چیز فرومی‌پاشد و درمان را ترک می‌گوید.

▪️ در آغاز درمان، نگریستن به درمانگر با دیدی مثبت و تا اندازه‌ای آرمانی، کلیدی حیاتی است. این نگرش، سبب می‌شود مراجع به سخنان درمانگر دل بسپارد، پیشنهادهایش را جدی گیرد و گام‌به‌گام به سوی دگرگونی پیش رود. اگر پس از چند جلسه، این حس مثبت شکل نگیرد، درمان معمولاً به سرانجامی نمی‌رسد. برای افراد خودشیفته، این حس مثبت به ندرت پایدار می‌ماند، زیرا تحمل «نیازمندی» به دیگری، برایشان تهدیدی ژرف است. آن‌ها سال‌ها با این باور زیسته‌اند که کامل و بی‌نیازند؛ پذیرش یاری، این تصویر را درهم می‌شکند.

▪️ به همین سبب، بسیاری از آن‌ها حتی درمان را آغاز نمی‌کنند یا در میانه راه، آن را رها می‌سازند. تحمل اینکه کسی پیش‌تر باشد، برایشان شکننده و تحقیرآمیز است. در اتاق درمان، بارها شاهد بوده‌ام که مراجع با انگیزه‌ای فراوان می‌آید، چند جلسه‌ای دل‌انگیز سپری می‌شود، اما همین که نوبت به کاوش عمیق‌تر می‌رسد و احساس نیاز یا ضعف نمایان می‌گردد، ناگهان پیوند گسسته می‌شود. گاهی پیامی می‌فرستند که «دیگر نیازی نیست»، گاهی هم بی‌خداحافظی ناپدید می‌گردند.

▪️ آسیب‌پذیری، جوهره درمان است، اما برای کسی که سال‌ها با غرور و انکار، از خویش پاسداری کرده، گشودن این درب، دشواری‌ای جانکاه است. آن‌ها ترجیح می‌دهند روابطی سطحی و کنترل‌پذیر داشته باشند تا آنکه خطر دیده شدن واقعی را بپذیرند. درمانگر هر اندازه ماهر باشد، نمی‌تواند به زور کسی را آسیب‌پذیر سازد؛ این انتخاب باید از عمق وجود مراجع برخیزد.
همان‌طور که هاینتس کوهوت، نظریه‌پرداز برجسته روانکاوی، تأکید می‌کند، درمانگر باید با همدلی ژرف و نگرشی درون‌نگرانه، تجربه‌ای اصلاحی برای مراجع فراهم آورد تا خودی پایدار شکل گیرد و زخم‌های خودشیفتگی التیام یابد.

▪️ با این همه، هنگامی که مراجع حتی اندکی انگیزه دارد و درمانگر با شکیبایی و آگاهی گام برمی‌دارد، می‌توان به آرامی این دیوارها را فرو ریخت. در اتاق درمان‌، دیده‌ام که برخی مراجعان پس از ماه‌ها مقاومت، به لحظه‌ای می‌رسند که می‌گویند «شاید واقعاً به یاری نیاز دارم». آن لحظه، نقطه عطفی راستین است. دگرگونی ممکن است، اما نیازمند زمان، اعتماد و پذیرش این حقیقت ساده است: هیچ‌کس بی‌نقص نیست و نیاز به دیگری، نه ضعف، که گوهر انسانی بودن است.

#اتاق_درمان #خودشیفتگی #روانشناسی #آسیب_پذیری #درمان_شخصیت

❤️ @DarmanRoom
👍21
۲
📍تغییر بدون رنج؟
(اشتباه تلخِ مراجعان در روان‌درمانی)
✍️ #مصطفی_سلیمانی


🔻 در دنیای روانکاوی و درمان‌های روانشناختی، خطری پنهان وجود دارد که کمتر به آن توجه می‌شود. بسیاری از مراجعان، با نشانه‌هایی مانند کسالت و ملالت مداوم، مشکلات خواب، ناتوانی جنسی، ترس از مقامات بالاتر یا دشواری در برقراری روابط عاطفی با جنس مخالف، به درمانگر مراجعه می‌کنند. آن‌ها ظاهراً خواهان رهایی از این عوارض هستند، اما در عمق، از رنجی که همراه رشد واقعی و استقلال است، می‌گریزند. این تظاهر به تمایل تغییر، بدون پذیرش درد لازم، درمان را به بن‌بست می‌رساند.

▪️ اریک فروم در کتاب "هنر بودن" این پدیده را دقیق توصیف می‌کند. او می‌گوید مراجع اغلب فقط تظاهر می‌کند که می‌خواهد تغییر کند. طبیعتاً هر کسی می‌خواهد از شر نشانه‌های آزاردهنده خلاص شود، اما تفاوت مراجع مقاوم در این است که حاضر نیست رنج و اندوهی را تحمل کند که لازمه طی کردن مسیر رشد و مستقل شدن است.

▪️ چنین مراجعی چگونه این تعارض را مدیریت می‌کند؟ او به قانون اصلی روانکاوی، یعنی بیان آزادانه هر آنچه به ذهن می‌رسد بدون سانسور، بسنده می‌کند و انتظار دارد بدون هیچ رنج یا تلاشی، بهبود یابد. به عبارت ساده، او به رستگاری صرفاً از طریق حرف زدن باور دارد، در حالی که چنین چیزی اساساً ممکن نیست.

▪️ بدون اشتیاق واقعی برای تجربه رنج و نگرانی، هیچ رشدی اتفاق نمی‌افتد. فروم تأکید می‌کند که دستیابی به هر چیز ارزشمند در زندگی، بدون تحمل درد و اضطراب ممکن نیست. این اصل نه تنها در روانکاوی، بلکه در هر درمان روانشناختی دیگری صادق است.

▪️ تصور کنید مراجعی که از کسالت دائمی شکایت دارد، ساعت‌ها در جلسات حرف می‌زند، خاطرات کودکی را بازگو می‌کند و حتی اشک می‌ریزد. اما وقتی نوبت به تغییر واقعی در رفتار روزمره می‌رسد، عقب‌نشینی می‌کند. چرا؟ چون الگوهای قدیمی، هرچند دردناک، برای او آشنا و امن به نظر می‌رسند. او ناخودآگاه درمان را خراب می‌کند تا از رنج جدایی از این الگوها در امان بماند.

▪️ در جامعه امروز، این مشکل بیشتر شده است. فرهنگ مصرفی ما، راه‌حل‌های سریع و بدون درد تبلیغ می‌کند: دوره‌های آنلاین کوتاه، اپلیکیشن‌های آرامش فوری و درمان‌های سطحی. اما فروم هشدار می‌دهد که رشد واقعی فرآیندی طولانی، پرچالش و دردناک است. بدون پذیرش این درد، مراجعان در چرخه تظاهر گرفتار می‌مانند و به استقلال واقعی نمی‌رسند.

▪️ یکی از مثال‌های شایع، دشواری در روابط عاطفی است. مراجع ممکن است از ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف گلایه کند، اما وقتی درمانگر او را تشویق به اقدام واقعی در زندگی می‌کند، مقاومت نشان می‌دهد. او ترجیح می‌دهد فقط حرف بزند تا اینکه خطر رد شدن یا آسیب عاطفی را بپذیرد. اینجا دقیقاً همان جایی است که فروم می‌گوید: بدون رنج و نگرانی، رشد ممکن نیست.

▪️ درمانگران هم گاهی در دام این تظاهر می‌افتند و برای حفظ مراجع، بیش از حد به حرف زدن اکتفا می‌کنند. اما درمان مؤثر نیازمند همکاری فعالانه است؛ مراجع باید اشتیاق واقعی برای مواجهه با درد نشان دهد و درمانگر او را به سمت پذیرش این رنج هدایت کند.

▪️ دیدگاه فروم ما را به فکر وامی‌دارد: آیا واقعاً خواهان تغییر هستیم یا فقط می‌خواهیم دردهایمان را بدون هزینه از بین ببریم؟ در دنیای پرسرعت کنونی، باید به یاد آوریم که دستاوردهای ماندگار همیشه از دل رنج بیرون می‌آیند. بدون این پذیرش، جلسات درمانی به نمایش تبدیل می‌شوند و مراجع در زندان درونی خود باقی می‌ماند.

▪️ پیام نهایی فروم روشن و تکان‌دهنده است: آزادی واقعی و رشد اصیل، قیمت سنگینی دارد: (تحمل رنج آگاهانه). کسانی که این قیمت را می‌پردازند، نه تنها از نشانه‌های خود رها می‌شوند، بلکه به انسانی کامل‌تر و مستقل‌تر تبدیل می‌شوند. این همان "هنر بودن" است که فروم از آن سخن می‌گوید: زندگی کردن به جای فقط زنده ماندن.

#روانکاوی #اریک_فروم #رشد_شخصی #درمان_روانی #هنر_بودن

❤️ @DarmanRoom
👍61👏1
۳
📍ده پرسش هوشمندانه‌ی روان‌کاوی
(نگاهی به دیدگاه بزرگان روان‌شناسی برای گشودن درهای ذهن)
✍️ #مصطفی_سلیمانی


🔻 در جهان روان‌کاوی، آغاز نشست با پرسش‌های هوشمندانه می‌تواند دریچه‌ای به سوی لایه‌های پنهان ذهن بگشاید. نام‌آوران این رشته، همچون زیگموند فروید، کارل گوستاو یونگ و کارل راجرز، هر کدام با نگرش ویژه خود، پرسش‌هایی پیشنهاد کرده‌اند که نه تنها دشواری کنونی را کاوش می‌کند، بلکه ریشه‌های ژرف‌تر را نیز نمایان می‌سازد. این پرسش‌های جادویی، همچون کلیدی برای گشودن قفل‌های نهان ذهن به کار می‌روند و راهنما را به درک ژرف‌تری رهنمون می‌سازند.

▪️ از دید فروید، بنیان‌گذار روان‌کاوی، تأکید بر دوران کودکی و تجربه‌های نخستین است. او باور داشت که بسیاری از ناهنجاری‌های روانی از کشمکش‌های حل‌نشده در مراحل رشد سرچشمه می‌گیرد. از این رو، یکی از پرسش‌های جادویی می‌تواند این باشد: «کدام خاطره از کودکی‌تان هنوز احساساتی شدید در شما برمی‌انگیزد؟» این پرسش، فرد را به کاوش در لایه‌های ناخودآگاه می‌برد و شاید سازوکارهای دفاعی را آشکار سازد.

▪️ فروید همچنین بر ارزش خواب‌ها تأکید بسیار داشت. پرسش دیگری از نگرش او: «آخرین خوابی که به یاد دارید چیست و چه احساسی در شما برمی‌خیزد؟» این پرسش، راهی برای دست‌یابی به محتوای پنهان ذهن است و می‌تواند نمادهایی را برملا کند که با دشواری‌های کنونی پیوند دارند.

▪️ یونگ، که زمانی شاگرد فروید بود، دیدگاهی گسترده‌تر داشت و به ناخودآگاه جمعی و کهن‌نمونه‌ها می‌پرداخت. او باور داشت که ذهن انسان با نمادهای جهانی گره خورده است. پرسش جادویی از دیدگاه یونگ: «کدام نمادها یا تصاویر تکراری در زندگی‌تان پدیدار می‌شوند که گمان می‌کنید معنایی ژرف‌تر دارند؟» این پرسش، فرد را به سوی خودشناسی و یک‌پارچه‌سازی جنبه‌های سرکوب‌شده راهنمایی می‌کند.

▪️ یونگ همچنین بر لزوم تعادل میان جنبه‌های مردانه و زنانه شخصیت تأکید داشت. پرسش دیگری: «جنبه‌های متضاد در شخصیت‌تان، همچون خرد و احساس، چگونه با یکدیگر برخورد می‌کنند؟» این کاوش می‌تواند به درک بهتر کشمکش‌های درونی یاری رساند و نشست را به سوی درمان تحلیلی ببرد.

▪️ کارل راجرز، با نگرش انسان‌محور خود، بر پذیرش بی‌قیدوشرط و تمرکز بر خود کنونی پای می‌فشرد. او باور داشت که درمانگر باید فضایی امن برای بیان آزاد فراهم آورد. پرسش جادویی از نگاه راجرز: «در این لحظه، چه چیزی بیش از همه شما را می‌آزارد و چرا؟» این پرسش ساده، اما توانمند، فرد را به بیان احساسات راستین تشویق می‌کند.

▪️ راجرز همچنین بر اهمیت رشد شخصی تمرکز داشت. پرسش دیگری: «اگر بتوانید دگرگونی مثبتی در زندگی‌تان پدید آورید، آن دگرگونی چه خواهد بود؟» این پرسش، چشم‌اندازی امیدوارکننده می‌سازد و نشست را به سوی هدف‌های درمانی هدایت می‌کند.

▪️ آمیختن دیدگاه‌های این نام‌آوران، پرسش‌های جادویی دیگری نیز می‌آفریند. برای نمونه: «کدام روابط گذشته‌تان هنوز بر روابط کنونی‌تان اثر می‌گذارد؟» این پرسش، ریشه در اندیشه فروید دارد، اما با نگرش یونگ می‌تواند به الگوهای تکراری اشاره کند.

▪️ پرسش هشتم: «کدام ترس‌ها از کودکی همراه‌تان بوده‌اند؟» این کاوش، کشمکش‌های فرویدی را بررسی می‌کند و می‌تواند به سازوکارهای دفاعی روانی بینجامد.

▪️ پرسش نهم: «خودتان را در مقایسه با دیگران چگونه می‌بینید و این نگاه چه احساسی در شما پدید می‌آورد؟» این از دیدگاه راجرز، بر خودپنداره تمرکز دارد و می‌تواند به مسائل ارزشمندی خود بپردازد.

▪️ پرسش دهم: «کدام آرزوهایتان تاکنون سرکوب شده‌اند و چرا؟» این پرسش، آمیزه‌ای از یونگ و فروید است و به ناخودآگاه جمعی و فردی می‌پردازد.

▪️ این ده پرسش جادویی، نه تنها آغاز نشست را دل‌انگیز می‌کنند، بلکه پایه‌ای استوار برای کاوش ژرف‌تر فراهم می‌آورند. از دید فروید، به ریشه‌های کودکی می‌رسند؛ یونگ نمادها و الگوها را برجسته می‌سازد؛ و راجرز بر پذیرش و رشد تأکید دارد. درمانگران با به‌کارگیری این پرسش‌ها می‌توانند پیوندی اعتمادآمیز بسازند و راه درمان را هموار کنند.

▪️ سرانجام، گزینش پرسش مناسب به وضعیت فرد بستگی دارد. این نگرش‌ها نشان می‌دهند که روان‌کاوی فراتر از درمان، سفری به ژرفای هستی است. با تمرین این پرسش‌ها، می‌توان نشست‌ها را به تجربه‌هایی دگرگون‌کننده بدل کرد.

#روانکاوی #فروید #یونگ #راجرز #درمان_روانی

❤️ @DarmanRoom
👍21👏1
۴
📍دخالت خانواده‌ها بلای جان ازدواج‌ها
(مرزگذاری؛ تنها راه حفظ آرامش زندگی مشترک)
✍️ #مصطفی_سلیمانی


🔻 پژوهش‌های گسترده در ایران نشان می‌دهد که ناتوانی زوجین در ایجاد مرزهای سالم با خانواده‌های اصلی، یکی از اصلی‌ترین عوامل تعارضات زناشویی است. مطالعات روان‌شناسی خانواده تأیید می‌کند که دخالت والدین و خویشاوندان، پس از مشکلات اقتصادی، دومین علت شایع اختلافات میان همسران به شمار می‌رود. این دخالت‌ها اغلب با نیت خیر آغاز می‌شوند، اما به تدریج به بحران‌های جدی تبدیل می‌شوند و آرامش خانه را از بین می‌برند.

▪️ بسیاری از زوج‌های جوان، به ویژه در سال‌های نخست زندگی مشترک، عادت دارند مشکلات خود را با والدین یا خواهر و برادر در میان بگذارند. این کار، هرچند به ظاهر برای گرفتن مشاوره است، اما در عمل زمینه‌ساز قضاوت‌های یک‌طرفه و حمایت‌های نادرست می‌شود. وقتی مادر یا پدر یکی از طرفین از جزئیات اختلافات آگاه می‌شود، ناخودآگاه نسبت به همسر فرزندش سوگیری پیدا می‌کند و این سوگیری در برخوردهای بعدی آشکار می‌شود.

▪️ در فرهنگ ایرانی، وابستگی عاطفی عمیق به خانواده اصلی، گاهی مرز میان زندگی مشترک و خانواده پدری یا مادری را محو می‌کند. این وابستگی، که ریشه در سنت‌های دیرینه دارد، باعث می‌شود زوجین به جای حل مسائل درون خانه، به دنبال تأیید یا حمایت از بیرون باشند. نتیجه این رویکرد، کاهش اعتماد متقابل، افزایش تنش‌های روزانه و حتی سرد شدن روابط عاطفی میان همسران است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد تعاملات منفی با خانواده همسر، مستقیماً رضایت زناشویی را کاهش می‌دهد.

▪️ حفظ حریم خصوصی زندگی مشترک، قدرت واقعی زوجین است. وقتی همسران تصمیم می‌گیرند مسائل خانه را تنها بین خودشان مطرح و حل کنند، نه تنها از دخالت‌های ناخواسته جلوگیری می‌شود، بلکه پیوندشان قوی‌تر می‌گردد. فاش کردن اختلافات کوچک، مانند بحث بر سر مسائل مالی یا تربیت فرزند، می‌تواند به سرعت به درگیری‌های بزرگ‌تر منجر شود. اطرافیان، حتی اگر خیرخواه باشند، نمی‌توانند بی‌طرف بمانند و نظراتشان اغلب به یکی از طرفین گرایش دارد.

▪️ مرزگذاری به معنای قطع رابطه با خانواده‌ها نیست، بلکه نیازمند هوشمندی و توافق مشترک است. زوجین موفق پیش از ازدواج یا در ابتدای زندگی، بر سر میزان ارتباط، نحوه دیدارها و موضوعات قابل بحث با خانواده‌ها به توافق می‌رسند. آن‌ها یاد می‌گیرند که در جمع‌های خانوادگی از پرداختن به مشکلات شخصی پرهیز کنند و به جای آن، نقاط مثبت رابطه‌شان را برجسته سازند. این رویکرد نه تنها تعارضات را کاهش می‌دهد، بلکه احترام متقابل میان خانواده‌ها را نیز حفظ می‌کند.

▪️ راهکارهای عملی برای ایجاد مرزهای سالم فراوان است.
نخست، تقویت گفت‌وگوی سازنده میان همسران و حل مسائل پیش از گسترش آن‌ها.
دوم، اجتناب از انتقال شکایت‌ها به والدین و تمرکز بر استقلال عاطفی.
سوم، حمایت بی‌قید و شرط از یکدیگر در برابر نظرات خارجی. زوجینی که این مهارت‌ها را می‌آموزند، زندگی‌ای آرام‌تر و شیرین‌تر تجربه می‌کنند و از بحران‌های رایج در امان می‌مانند.

▪️ در نهایت، زندگی مشترک مانند باغی ظریف است که نیاز به حصار محکم دارد. بدون مرزهای روشن، بادهای دخالت می‌وزند و گل‌های رابطه را پرپر می‌کنند. زوجین آگاه امروز می‌دانند که قدرت واقعی در حفظ حریم است؛ حریمی که نه تنها از تخریب جلوگیری می‌کند، بلکه شیرینی زندگی را برای همیشه حفظ می‌نماید. با مرزگذاری درست، ازدواج نه تنها دوام می‌آورد، بلکه به منبع آرامش و شادی تبدیل می‌شود.

#حریم_خصوصی
#دخالت_خانواده
#زندگی_مشترک
#مرزگذاری_عاطفی
#تعارض_زناشویی

❤️ @DarmanRoom
۱۱
📍هم‌شکل‌سازی، کار استبداد
(چگونه والدین اقتدارگرا روان‌رنجوری می‌سازند!)
✍️ #مصطفی_سلیمانی


🔻 کار اصلی استبداد، هم‌شکل‌سازی است. والدینی که قدرت مطلق را در دست دارند، فرزند را نه به عنوان انسانی جدا و منحصربه‌فرد، بلکه به عنوان ماده‌ای خام می‌بینند که باید به شکل دلخواه آنان درآید. این هم‌شکل‌سازی، نخستین گام در مسیر روان‌رنجوری است.

▪️ در خانه‌های مستبد، تفاوت پذیرفته نمی‌شود. فرزند اگر سلیقه، احساس یا اندیشه‌ای متفاوت از والد داشته باشد، با سرزنش، تنبیه یا بی‌محبتی روبه‌رو می‌شود. کودک خیلی زود می‌آموزد که برای بقا و پذیرش، باید خود واقعی‌اش را پنهان کند و دقیقاً آنچه والد می‌خواهد، باشد. این پنهان‌کاری مداوم، پایه اضطراب، وسواس و بی‌اعتمادی به خویشتن را می‌ریزد.

▪️ هم‌شکل‌سازی، اعتماد به نفس درونی را نابود می‌کند. وقتی کودک بارها می‌شنود که «باید مثل من فکر کنی»، «احساس تو اشتباه است» یا «فقط حرف من درست است»، دیگر به قضاوت خود اطمینان ندارد. این بی‌اعتمادی، در بزرگسالی به ترس دائمی از اشتباه، کمال‌گرایی ناسالم و ناتوانی در تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود. روان‌رنجوری، در واقع، فریاد خفه‌شده همان کودکی است که هرگز اجازه نداشت خودش باشد.

▪️ استبداد، عشق را نیز به ابزاری برای هم‌شکل‌سازی بدل می‌کند. محبت تنها وقتی داده می‌شود که فرزند کاملاً مطیع و هم‌شکل باشد. این عشق مشروط، در بزرگسالی به الگویی تکراری منجر می‌شود: فرد روان‌رنجور مدام دیگران را راضی می‌کند تا شایسته محبت باشد، مرزهای خود را از دست می‌دهد و وقتی عشق نگیرد، خود را سرزنش می‌کند.

▪️ چرخه هم‌شکل‌سازی اغلب نسل‌به‌نسل ادامه می‌یابد. بسیاری از والدین مستبد، خود در کودکی قربانی همین الگو بوده‌اند و بدون آگاهی، آن را تکرار می‌کنند. شکستن این زنجیر، نیازمند شجاعت والد برای پذیرش تفاوت فرزند و شجاعت فرزند برای بازیابی هویت ازدست‌رفته است.


▪️ جامعه نیز با ستایش اطاعت کورکورانه و بزرگ‌دانستن فرمان‌برداری، ناخواسته به استبداد خانگی دامن می‌زند. تا زمانی که استقلال فردی تهدید شمرده شود، هم‌شکل‌سازی ادامه خواهد یافت و روان‌رنجوری، سایه‌ای دائمی بر زندگی بسیاری خواهد ماند.

▪️ راه رهایی، آگاهی و پذیرش است. والدین باید بیاموزند که وظیفه‌شان نه ساختن کپی خود، بلکه همراهی با شکوفایی منحصربه‌فرد فرزند است. فرزندان بزرگسال نیز با روان‌درمانی می‌توانند لایه‌های هم‌شکل‌سازی را کنار بزنند و خود واقعی‌شان را بازسازند. عشق بی‌قیدوشرط و احترام به تفاوت، تنها پادزهر واقعی استبداد است.

#همشکل_سازی
#استبداد_خانگی
#روانرنجوری
#والدین_اقتدارگرا
#روانشناسی_تربیتی

❤️ @tarbiat_mind
1
۵
📍هم‌دلی، قلب تپنده روان‌درمانی
(چرا تأثیرپذیری روان‌شناس نه تنها مجاز، بلکه ضروری است؟)
✍️ #مصطفی_سلیمانی


🔻 من روان‌شناسم و سال‌هاست که هر هفته با ده‌ها انسانِ دردمند روبه‌رو می‌شوم. گاهی مراجعی می‌پرسد: «شما واقعاً تحت تأثیر داستان‌های ما قرار نمی‌گیرید؟» این پرسش، مثل آینه‌ای است که مرا وامی‌دارد به عمق رابطه درمانی نگاه کنم. از نگاه من به عنوان روان‌شناس، تأثیرپذیری نه یک ضعف حرفه‌ای، بلکه شرط اصلی درمان موفق است. اگر قرار باشد مثل سنگ بنشینم و فقط تکنیک اجرا کنم، دیگر روان‌درمانگر نیستم؛ فقط یک تکنسین رفتار یا شناخت‌درمانگر مکانیکی‌ام.

▪️ از دیدگاه مراجع، این پرسش اغلب از ترسِ دیده نشدن می‌آید. او می‌خواهد بداند آیا دردش واقعاً به دل کسی نشسته یا فقط یک پرونده دیگر است. وقتی می‌بیند که چشمان درمانگر کمی مرطوب شده، یا صدایش برای لحظه‌ای لرزیده، یا حتی سکوتش سنگین‌تر از همیشه است، احساس می‌کند «من دیده شدم». این لحظه، لحظه‌ای جادویی در درمان است؛ لحظه‌ای که اعتماد عمیق شکل می‌گیرد. مراجع می‌فهمد که تنها نیست و کسی دردش را نه فقط شنیده، بلکه حس کرده است.

▪️ روان‌شناس حرفه‌ای یاد می‌گیرد که این تأثیرپذیری را مدیریت کند، نه سرکوب. ما گریه نمی‌کنیم تا مراجع را غرق کنیم، خشمگین نمی‌شویم تا او را بترسانیم، اما اجازه می‌دهیم احساساتمان جریان داشته باشند. این جریان کنترل‌شده، به مراجع نشان می‌دهد که احساس کردن امن است. او که سال‌ها دردش را پنهان کرده، حالا می‌بیند کسی بدون فروپاشی، درد را تحمل می‌کند. این الگو، خودش بخشی از درمان است؛ آموزش غیرمستقیمِ تحمل هیجان.

▪️ از نگاه مراجع، وقتی درمانگر بی‌تفاوت است، احساس طردشدگی می‌کند. یکی از مراجعانم می‌گفت: «قبلاً پیش روان‌پزشکی می‌رفتم که فقط دارو می‌نوشت و سرش در پرونده بود. احساس می‌کردم برایش یک شماره‌ام. اما اینجا، وقتی شما گاهی مکث می‌کنید و می‌گویید “این خیلی سخت بوده براتون”، انگار کسی بالأخره بار این سنگینی را با من تقسیم کرده». این تقسیم بار، همان چیزی است که درمان را از مشاوره معمولی جدا می‌کند.

▪️ البته مرز مهم است. روان‌شناس نباید چنان تحت تأثیر قرار گیرد که خودش نیاز به درمان پیدا کند یا مراجع را با احساسات خودش پر کند. ما آموزش می‌بینیم که درد مراجع را در خودمان حس کنیم، اما آن را مال خود نکنیم. این تعادل ظریف، مثل راه رفتن روی طناب است؛ یک طرفش بی‌تفاوتی سرد و طرف دیگرش غرق شدن در احساسات. بهترین درمانگران، آن‌هایی هستند که این طناب را با مهارت طی می‌کنند و گاهی به مراجع انرژی می‌دهند تا او هم جرأت کند قدم بردارد.

▪️ در نهایت، از نگاه هر دو طرفِ رابطه‌ی درمانی، تأثیرپذیری نشانه سلامت روان است. مراجع وقتی می‌بیند درمانگرش انسان است و درد را حس می‌کند، جرأت می‌کند خودش هم انسان بماند و دردش را پنهان نکند. درمانگر هم وقتی اجازه می‌دهد داستان‌های مراجعان بر او اثر بگذارند، از کرختی حرفه‌ای در امان می‌ماند و هر روز با انگیزه بیشتری به اتاق درمان می‌آید. این چرخه هم‌دلی، همان چیزی است که زخم‌ها را التیام می‌بخشد؛ نه فقط زخم مراجع، بلکه زخم درمانگر و در مقیاس بزرگ‌تر، زخم جامعه.

#روانشناسی
#همدلی_درمانی
#رابطه_درمانی
#انسانیت_در_درمان
#تأثیرپذیری_حرفه‌ای

❤️ @DarmanRoom
2
۶
📍مضطرب‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند
(برخی به دل ترس می‌زنند، برخی از آن دوری می‌کنند)
✍️ #مصطفی_سلیمانی


🔻 انسان‌های مضطرب در برابر ترس‌هایشان دو واکنش اصلی و کاملاً متفاوت نشان می‌دهند. یکی به سمت منبع اضطراب هجوم می‌برد، دیگری با احتیاط از آن فاصله می‌گیرد. این تفاوت اساسی، ریشه بسیاری از سوءتفاهم‌ها و ناکامی‌ها در روابط و توصیه‌های روزمره است. ما معمولاً تصور می‌کنیم روشی که برای خودمان مؤثر بوده، برای همه جواب می‌دهد، اما گاهی همان روش برای فرد مقابل مثل داروی اشتباه عمل می‌کند.

▪️ دسته اول، مضطرب‌های تنوع‌طلب هستند. این افراد ترس را فرصتی برای رشد می‌بینند و مستقیم به جان آن می‌افتند. رویکردشان را «تسلط‌جویی» می‌نامند. مثلاً کسی که از سخنرانی در جمع وحشت دارد، خودش را در موقعیت‌های سخت‌تر قرار می‌دهد: سخنران عمومی می‌شود، کلاس فن بیان تدریس می‌کند یا حتی مجری تلویزیون می‌گردد. فرد مضطرب از ارتفاع، کوهنوردی حرفه‌ای را شروع می‌کند. آن‌ها با غوطه‌ور شدن در ترس، احساس کنترل و قدرت پیدا می‌کنند و اغلب موفقیت‌های درخشانی به دست می‌آورند که از بیرون بسیار الهام‌بخش به نظر می‌رسد.

▪️ دسته دوم، مضطرب‌های غیرتنوع‌طلب هستند. این افراد وقتی ترس سراغشان می‌آید، به طور غریزی عقب می‌کشند و محیطی امن برای خود می‌سازند. کسی که از جمع می‌ترسد، شغلی انتخاب می‌کند که تماس انسانی کمی داشته باشد یا فقط با دوستان نزدیک و قابل اعتماد معاشرت می‌کند. فرد مضطرب از ارتفاع، حتی به پشت‌بام ساختمان‌های بلند هم نمی‌رود. این رفتار از ترسو بودن نیست؛ نوعی مدیریت عاقلانه انرژی روانی است. آن‌ها به خوبی می‌دانند که رویارویی اجباری فقط اضطرابشان را تشدید می‌کند و حالشان را بدتر.

▪️ بزرگ‌ترین چالش وقتی رخ می‌دهد که این دو دسته بخواهند به هم کمک کنند. به‌ویژه دسته اول که موفقیت‌هایشان مشهود است، با اطمینان به دسته دوم می‌گویند: «فقط برو تو دل ترست، من همین‌طوری درمان شدم!» اما این توصیه برای دسته دوم مثل پرت کردن کسی که شنا بلد نیست به وسط دریای طوفانی است. هر تلاش برای تقلید، با شکست و سرزنش خود همراه می‌شود و اضطراب عمیق‌تر می‌گردد. از سوی دیگر، دسته دوم گاهی دسته اول را بی‌فکر یا خودآزار می‌خوانند، بدون آنکه متوجه شوند آن روش برای شخصیت آن‌ها کاملاً طبیعی و حیاتی است.

▪️ هیچ‌یک از این دو راه بر دیگری برتری ندارد. هر کدام با یک تیپ شخصیتی خاص هماهنگ است. اصرار بر اینکه همه باید مثل ما رفتار کنند، فقط درد و فاصله ایجاد می‌کند. ما در قالب روانی خودمان زندانی هستیم و این زندان، بخشی جدایی‌ناپذیر از وجودمان است.

▪️ تنها راه مؤثر، پذیرش این تفاوت‌هاست. به جای دادن نسخه واحد، باید گوش کنیم و ببینیم طرف مقابل با چه روشی با ترسش کنار می‌آید. گاهی باید کسی را به چالش بزرگ‌تر تشویق کنیم، گاهی باید کمک کنیم دیوارهای امن‌تری دور خودش بکشد. در این پذیرش است که هم خودمان آرام می‌گیریم و هم به دیگران آرامش واقعی می‌بخشیم.

#اضطراب #ترس #شخصیت #تسلط_جویی #اجتناب #پذیرش_خود

❤️ @DarmanRoom
1👍1