نردبان میخواست یا اندیشه دینار داشت
تنها نفع خود میدید هر که با ما کار داشت
گر لباس پاره میبینی تنم از فقر نیست
آستینم را بریدم بس که در خود مار داشت
تنها نفع خود میدید هر که با ما کار داشت
گر لباس پاره میبینی تنم از فقر نیست
آستینم را بریدم بس که در خود مار داشت
❤2
هرچه میخواهی بدی کن،وقت ما هم می رسد
گر بدی خوب است آری، بر شما هم می رسد
با سیاهی های شب همدست شو، اما بدان
دست شب رو می شود روز جَزا هم می رسد
از همان دستی که دادی بی گمان خواهی گرفت
تَرکه هایت را بزن، چوب خدا هم می رسد
گر بدی خوب است آری، بر شما هم می رسد
با سیاهی های شب همدست شو، اما بدان
دست شب رو می شود روز جَزا هم می رسد
از همان دستی که دادی بی گمان خواهی گرفت
تَرکه هایت را بزن، چوب خدا هم می رسد
❤2
هم یاور قصابی و هم حامی میش
گاه به عقب میدوی و گاه به پیش
ای آنکه تورا سود رسد از هر دو طرف
کی خسته شوی از این دورو بودن خویش
گاه به عقب میدوی و گاه به پیش
ای آنکه تورا سود رسد از هر دو طرف
کی خسته شوی از این دورو بودن خویش
❤3
هرکس بد ما به خلق گوید
ما چهره ز غم نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم.
- مولانا
ما چهره ز غم نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم.
- مولانا
❤2
رک بگویم از همه رنجیدهام
از غریب و آشنا ترسیدهام
بی خیالِ سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام.
- فریدون مشیری
از غریب و آشنا ترسیدهام
بی خیالِ سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام.
- فریدون مشیری
❤2
گفته بودم چو بیایی غمِ دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
- سعدی
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
- سعدی
❤3
دانی که چرا دار مکافات شدیم؟
ناکرده گنه چنین مجازات شدیم؟
کشتیم خرد، دار زدیم دانش را
در بند و اسیر صد خرافات شدیم
- مولانا
ناکرده گنه چنین مجازات شدیم؟
کشتیم خرد، دار زدیم دانش را
در بند و اسیر صد خرافات شدیم
- مولانا
❤2