نجات دهنده در آینه نیست.
نجات دهنده خیلی وقت است که در درون من به خاک سپرده شده است.
نجات دهنده خیلی وقت است که در درون من به خاک سپرده شده است.
وقتی دلتنگی و روزگارِ سخت تر از زهر، هیچ برگ برنده ای برایت ندارد، ردیف کردن کلمات عاشقانه آسان نیست... لحظه های کوتاهیست که از باریدن باران هیجان زده میشوم، یا وقتی بوی چای تازه دم در خانه میپیچد، وقتی به گیلاس های سرخ نوبرانه نگاه میکنم، یا با همین نامهها که دوهفته یکبار مینویسم، مجبور میشوم به کودک درونم فکر کنم که او، همیشه مشتاق تر و عاشق تر است.
رادیو بندر تهران📻
Have you ever confused a dream with life? Or stolen something when you have the cash? Have you ever been blue?
Girl, Interrupted
تفریحاتم انقدر خسته کنندهن که خودم هم وسطشون خسته میشم، چه برسه به کسایی که بخوان باهام شریک شن.