پُرکینه مباش از همگان دایم چون خار
نه نیز به یکباره زبون باش چو خرما
کز گند فتادهست به چاه اندر سرگین
وز بوی چنان سوخته شد عود مطرا
با هرکس منشین و مبُر از همگان نیز
بر راه خرد رو، نه مگس باش نه عنقا
"ناصرخسرو"
نه نیز به یکباره زبون باش چو خرما
کز گند فتادهست به چاه اندر سرگین
وز بوی چنان سوخته شد عود مطرا
با هرکس منشین و مبُر از همگان نیز
بر راه خرد رو، نه مگس باش نه عنقا
"ناصرخسرو"
دخترای هات الان بخاطر یه پسر گریه نمیکنن، بخاطر امتحان فارسی و شاهنامه گریه میکنن.
نجات دهنده در آینه نیست.
نجات دهنده خیلی وقت است که در درون من به خاک سپرده شده است.
نجات دهنده خیلی وقت است که در درون من به خاک سپرده شده است.
وقتی دلتنگی و روزگارِ سخت تر از زهر، هیچ برگ برنده ای برایت ندارد، ردیف کردن کلمات عاشقانه آسان نیست... لحظه های کوتاهیست که از باریدن باران هیجان زده میشوم، یا وقتی بوی چای تازه دم در خانه میپیچد، وقتی به گیلاس های سرخ نوبرانه نگاه میکنم، یا با همین نامهها که دوهفته یکبار مینویسم، مجبور میشوم به کودک درونم فکر کنم که او، همیشه مشتاق تر و عاشق تر است.
رادیو بندر تهران📻
Have you ever confused a dream with life? Or stolen something when you have the cash? Have you ever been blue?
Girl, Interrupted