Crying Diary🫧
14 subscribers
119 photos
6 videos
A cup of tea?
@CryingDiary_bot
Download Telegram
🫧/۶ شهریور‌۱۴۰۴/🫧

بعضی روزها بی‌محابا حالم خوب است.
میتوانم یکساعت بی‌وقفه گیتار بزنم، اما بیشتر از اینکه بنوازم، با گیتارم میرقصم‌. دستم را به کمر چوبی اش می اندازم و با نامربوط ترین آهنگ ممکن، به ناموزون ترین شکل ممکن، حال خوبم را به شکل رقص در‌ می‌آورم.
میتوانم دوساعت تمام به سبیل و کراوات شخصی خیره شوم و به تک تک تفسیرهایش از داستانی که تابحال نخوانده ام گوش بدهم و احساس کنم که دارم بعد از مدتها زندگی میکنم.
میتوانم پنج صفحه داستان بنویسم و درمورد هر موضوع جدی یا مسخره‌ای حرف بزنم.
میتوانم زیر آفتاب بایستم و رفتن دوستم را نگاه کنم و حتی تمام لحظه‌هایی که استرس دارد یا ساکت است را دوست داشته باشم، همان دوستی که از وقتی وارد زندگی‌ام شد، بیشتر از همیشه خودم شده ام. همان دوستی که می‌گوید "چیزی بپوش که تو رو بیشتر از همیشه ویدا میکنه."
میتوانم شمع روشن کنم و با قهوه لاس بزنم، میتوانم تلاش خودم را بکنم تا آخرین لحظه‌ی غروب ۶ شهریور را زندگی‌ کنم و سعی کنم بیشتر از همیشه "ویدا" باشم.
🫧/۷ شهریور ۱۴۰۴/🫧

هرکار دوست دارین بکنین ولی یکار نکنین که بیان مارو ببندن./ برای اینکه یکم رومون تو روی هم باز شه.../ دیدین درست پیش‌بینی کرده بودیم و بهار جنگ شد؟!/ یه آهنگ قدیمی میخونیم چون برای آهنگای جدیدمون استرس داریم./ باید کوک گیتارشو درست کنه هولش نکنین./ میخواستم یه تشکر بکنم از اسپانسرمون ولی کاغذشو پیدا نمیکنم./‌ آهنگ بعدی؟ بذارین پیداش کنم... یعنی میدونم کجاسا... ولی حافظم یکم چیزه./ آها پیدا شد./بیاین سر این آهنگ با هم همکاری کنیم؟/ دنیای گنده‌ی بی‌رحم‌ خوشگل.
نقطه‌، سرخط؟ نه، همین.
تموم شد.
🫧/۱۱ شهریور/🫧