Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢Nest of Hope And Art
🎉🌈 2️⃣ تولد و مرگاندیشی
نظریه:
Terror Management Theory Greenberg, Pyszczynski & Solomon (1986)
✨🎶✨
نظریهی «مدیریت ترس از مرگ» توضیح میدهد که آگاهی از مرگ، دفاعهای روانی را فعال میکند.
در بزرگسالی، روز تولد میتواند سطح «مرگاندیشی» را بالا ببرد—یعنی آگاهی از گذر عمر، محدودیت زمان، و نزدیکی به پایان.
⬅️ این نظریه میگوید که انسانها برای مقابله با این ترس، به ارزشهای فرهنگی، عزتنفس، یا معناهای نمادین پناه میبرند.
اما اگر این دفاعها ضعیف باشند، تولد ممکن است بهجای شادی، تبدیل به لحظهای برای اضطراب وجودی شود.
🎂 تولد، نه فقط نشانهی آمدن، بلکه مواجههایست با پایان.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
🎉🌈 2️⃣ تولد و مرگاندیشی
نظریه:
Terror Management Theory Greenberg, Pyszczynski & Solomon (1986)
✨🎶✨
نظریهی «مدیریت ترس از مرگ» توضیح میدهد که آگاهی از مرگ، دفاعهای روانی را فعال میکند.
در بزرگسالی، روز تولد میتواند سطح «مرگاندیشی» را بالا ببرد—یعنی آگاهی از گذر عمر، محدودیت زمان، و نزدیکی به پایان.
⬅️ این نظریه میگوید که انسانها برای مقابله با این ترس، به ارزشهای فرهنگی، عزتنفس، یا معناهای نمادین پناه میبرند.
اما اگر این دفاعها ضعیف باشند، تولد ممکن است بهجای شادی، تبدیل به لحظهای برای اضطراب وجودی شود.
🎂 تولد، نه فقط نشانهی آمدن، بلکه مواجههایست با پایان.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢Nest of Hope And Art
🎊🛍 3️⃣ تولد و مقایسههای اجتماعی
نظریه:
Social Comparison Theory – Festinger (1954)
✨🎶✨
🔹در فرهنگ عمومی، تولد با موفقیت، شادی و جشن گره خورده.
اما اگر فرد احساس کند که به جایگاه مطلوب نرسیده، این روز تبدیل میشود به لحظهای برای مقایسه با دیگران.
⬅️ نظریهی «مقایسهی اجتماعی» میگوید که انسانها در موقعیتهای مبهم یا ارزیابانه، خودشان را با دیگران میسنجند تا جایگاهشان را بفهمند.
تولد، بهعنوان یک نقطهی نمادین، زمینهساز این مقایسههاست—و اگر نتیجهی مقایسه منفی باشد، احساس ناکامی یا شرم شکل میگیرد.
🎂 تولد، گاهی نه جشن، بلکه تابلوی امتیازِ نرسیدنهاست.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
🎊🛍 3️⃣ تولد و مقایسههای اجتماعی
نظریه:
Social Comparison Theory – Festinger (1954)
✨🎶✨
🔹در فرهنگ عمومی، تولد با موفقیت، شادی و جشن گره خورده.
اما اگر فرد احساس کند که به جایگاه مطلوب نرسیده، این روز تبدیل میشود به لحظهای برای مقایسه با دیگران.
⬅️ نظریهی «مقایسهی اجتماعی» میگوید که انسانها در موقعیتهای مبهم یا ارزیابانه، خودشان را با دیگران میسنجند تا جایگاهشان را بفهمند.
تولد، بهعنوان یک نقطهی نمادین، زمینهساز این مقایسههاست—و اگر نتیجهی مقایسه منفی باشد، احساس ناکامی یا شرم شکل میگیرد.
🎂 تولد، گاهی نه جشن، بلکه تابلوی امتیازِ نرسیدنهاست.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢Nest of Hope And Art
💐🍹4️⃣ تولد و فعالشدن خاطرات هیجانی
نظریه:
Self-Memory System Model – Conway & Pleydell-Pearce (2000)
✨🎶✨
🔹طبق مدل «حافظهی خودزندگینامهای»، خاطرات هیجانی حول محور «خود» سازمان مییابند.
مناسبتهای شخصی مثل تولد، میتوانند خاطرات گذشته را فعال کنند—بهویژه اگر آن خاطرات با فقدان، بیتوجهی یا آسیب همراه بوده باشند.
این مدل توضیح میدهد که حافظه، فقط ثبت گذشته نیست؛ بلکه بازسازیِ هیجانیِ تجربههاست.
⬅️ در نتیجه، تولد ممکن است بهجای آغاز، تبدیل شود به بازپخشِ دردهای قدیمی.
🎂 برای بعضیها، تولد نه نقطهی شروع، بلکه بازگشت به زخمهای خاموش است.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
💐🍹4️⃣ تولد و فعالشدن خاطرات هیجانی
نظریه:
Self-Memory System Model – Conway & Pleydell-Pearce (2000)
✨🎶✨
🔹طبق مدل «حافظهی خودزندگینامهای»، خاطرات هیجانی حول محور «خود» سازمان مییابند.
مناسبتهای شخصی مثل تولد، میتوانند خاطرات گذشته را فعال کنند—بهویژه اگر آن خاطرات با فقدان، بیتوجهی یا آسیب همراه بوده باشند.
این مدل توضیح میدهد که حافظه، فقط ثبت گذشته نیست؛ بلکه بازسازیِ هیجانیِ تجربههاست.
⬅️ در نتیجه، تولد ممکن است بهجای آغاز، تبدیل شود به بازپخشِ دردهای قدیمی.
🎂 برای بعضیها، تولد نه نقطهی شروع، بلکه بازگشت به زخمهای خاموش است.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢Nest of Hope And Art
🍩🧁5️⃣ تولد و ناهماهنگی هیجانی
نظریهها:
- Cognitive Dissonance Theory – Festinger (1957)
- Affective Forecasting – Wilson & Gilbert (2003)
✨🎶✨
🔸️فرهنگ عمومی تولد را روزی شاد میداند. اما برای کسانی که با افسردگی یا اضطراب زندگی میکنند، این انتظار با حالت درونیشان تضاد دارد.
⬅️ نظریهی ناهماهنگی شناختی میگوید که تضاد بین «بایدها» و «هستها» باعث ناراحتی روانی میشود.
⬅️ از سوی دیگر، نظریهی «پیشبینی هیجانی» نشان میدهد که انسانها اغلب در پیشبینی احساساتشان اشتباه میکنند—و تولد میتواند یکی از آن لحظات باشد.
فرد ممکن است انتظار شادی داشته باشد، اما با اندوه مواجه شود؛ و همین تضاد، خودش منبع درد باشد.
🎂 فشار برای «شاد بودن» در روز تولد، خودش میتواند دردناک باشد.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
🍩🧁5️⃣ تولد و ناهماهنگی هیجانی
نظریهها:
- Cognitive Dissonance Theory – Festinger (1957)
- Affective Forecasting – Wilson & Gilbert (2003)
✨🎶✨
🔸️فرهنگ عمومی تولد را روزی شاد میداند. اما برای کسانی که با افسردگی یا اضطراب زندگی میکنند، این انتظار با حالت درونیشان تضاد دارد.
⬅️ نظریهی ناهماهنگی شناختی میگوید که تضاد بین «بایدها» و «هستها» باعث ناراحتی روانی میشود.
⬅️ از سوی دیگر، نظریهی «پیشبینی هیجانی» نشان میدهد که انسانها اغلب در پیشبینی احساساتشان اشتباه میکنند—و تولد میتواند یکی از آن لحظات باشد.
فرد ممکن است انتظار شادی داشته باشد، اما با اندوه مواجه شود؛ و همین تضاد، خودش منبع درد باشد.
🎂 فشار برای «شاد بودن» در روز تولد، خودش میتواند دردناک باشد.
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋
آبان ۱۴۰۴
🌻✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦢🦢 Nest of Hope & Art
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
دیدن این موزیک ویدیو رو از دست ندین ...❤
🎶💫
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
دیدن این موزیک ویدیو رو از دست ندین ...❤
🎶💫
👀1
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢NEST OF HOPE AND ART
🔸️وقتی چای ، کوکو سبزی و کله پاچه ، دشمن
میشوند : روانشناسی نفرت های کوچک 🍂
✨✨
در خانوادههای ما همیشه قصههایی هست که بیشتر از یک خاطره سادهاند و تبدیل میشوند به روایتهای ماندگار.
<مثلاً پدری که وقتی اسم چای را میشنید، بههم میریخت و ناسزا میگفت>
<یا کسی که با شنیدن نام کوکو سبزی واکنش عصبی شدیدی نشان میداد>
<و حتی کلهپاچه هم برای بعضیها محرک عصبی میشد>
🌱 این رفتارها در ظاهر خندهدار و عجیباند، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، نشان میدهند که محرکهای روزمره مثل غذا و نوشیدنی میتوانند حامل معنا، خاطره و هیجان باشند. 🌱
" چرا باید یک خوراکی ساده چنین واکنش شدیدی برانگیزد؟ "
🍂🌻
1️⃣ از منظر روانشناسی، این پدیده را میتوان با مفهوم شرطیسازی کلاسیک توضیح داد. وقتی یک تجربه ناخوشایند با یک محرک خنثی همراه شود، آن محرک بعدها بهتنهایی میتواند واکنش منفی ایجاد کند. ذهن و بدن فرد بهطور خودکار دفاع میکنند، حتی اگر موقعیت فعلی بیخطر باشد. در واقع، نفرت از چای یا کوکو سبزی یا کلهپاچه ممکن است ریشه در خاطرهای ناخوشایند داشته باشد که در حافظه هیجانی فرد تثبیت شده است.
2️⃣ اما غذا و نوشیدنی فقط ماده مصرفی نیستند؛ آنها نمادهای فرهنگیاند. چای در فرهنگ ایرانی نشانه مهماننوازی و جمع خانوادگی است. نفرت از چای میتواند نوعی مقاومت در برابر اجبارهای اجتماعی یا هنجارهای جمعی باشد. کوکو سبزی هم نماد سنت آشپزی خانگی و تکرار آیینهای خانوادگی است. واکنش منفی به آن شاید اعتراض به یکنواختی یا اجبارهای فرهنگی باشد. کلهپاچه نیز نماد سنتهای قدیمی و آیینهای صبحگاهی است؛ نفرت از آن میتواند نوعی فاصلهگیری از سنت یا از نمادهای پرقدرت و پرچربی باشد.
3️⃣ در این نقطه نگاه فلسفی به بدن هم میتواند این واکنشها را روشنتر کند. فوکو بدن را عرصهی قدرت و کنترل اجتماعی میدانست؛ جایی که نهادها و هنجارها تلاش میکنند آن را مطیع کنند. پس وقتی کسی با شنیدن نام چای یا کلهپاچه واکنش عصبی نشان میدهد، میتوان آن را نوعی مقاومت بدن علیه نظم اجتماعی دید. در مقابل، مرلو-پونتی بدن را بنیاد تجربه زیسته میدانست؛ یعنی ما جهان را از طریق بدن خود ادراک میکنیم. بنابراین نفرت از یک غذا نشان میدهد که بدن فرد تجربهای خاص و ناخوشایند با آن خوراکی داشته و همین تجربه زیسته است که واکنش شدید را برمیانگیزد.
4️⃣ از زاویه اجتماعی، این واکنشها تبدیل به قصههای خانوادگی میشوند. همه میدانند فلانی از چای متنفر است یا فلانی با کوکو سبزی مشکل دارد یا دیگری کلهپاچه را نمیپذیرد. این قصهها هویت فرد را تثبیت میکنند و به او جایگاه اجتماعی خاصی میدهند. گاهی فرد ناخودآگاه از این واکنش برای جلب توجه یا مرزبندی استفاده میکند؛ یعنی میگوید: «من متفاوتام، من قواعد شما را نمیپذیرم.»
🔘 اما اگر این واکنشها محدود به یک یا دو محرک باشند، بیشتر جنبه نمادین دارند. اگر گسترده و فراگیر شوند، میتوانند نشانهای از مشکلات عمیقتر مثل اضطراب یا اختلالات تنظیم هیجان باشند. در این حالت، دیگر فقط قصه خانوادگی نیستند، بلکه نیاز به بررسی بالینی دارند.
⬅️ تحلیل شخصی من این است که این افراد در واقع علیه چیزی فراتر از چای یا کوکو سبزی یا کلهپاچه مقاومت میکردند: علیه اجبار، علیه خاطرهای ناخوشایند، یا علیه ساختاری که نمیخواستند بپذیرند. واکنشهای عصبی شدیدشان، هرچند افراطی، یک جور اعلام استقلال بود؛ استقلالی که در قالب نفرت از یک خوراکی ساده خودش را نشان میداد.
•{ این قصهها به ما یادآوری میکنند که حتی سادهترین محرکها میتوانند میدان نبرد هیجان، خاطره و معنا باشند. پشت هر نفرت کوچک، یک تاریخچه بزرگ از تجربه، فرهنگ و فلسفه خوابیده است. }•
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋 پاییز ۱۴۰۴
✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨
🔸️وقتی چای ، کوکو سبزی و کله پاچه ، دشمن
میشوند : روانشناسی نفرت های کوچک 🍂
✨✨
در خانوادههای ما همیشه قصههایی هست که بیشتر از یک خاطره سادهاند و تبدیل میشوند به روایتهای ماندگار.
<مثلاً پدری که وقتی اسم چای را میشنید، بههم میریخت و ناسزا میگفت>
<یا کسی که با شنیدن نام کوکو سبزی واکنش عصبی شدیدی نشان میداد>
<و حتی کلهپاچه هم برای بعضیها محرک عصبی میشد>
🌱 این رفتارها در ظاهر خندهدار و عجیباند، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، نشان میدهند که محرکهای روزمره مثل غذا و نوشیدنی میتوانند حامل معنا، خاطره و هیجان باشند. 🌱
" چرا باید یک خوراکی ساده چنین واکنش شدیدی برانگیزد؟ "
🍂🌻
1️⃣ از منظر روانشناسی، این پدیده را میتوان با مفهوم شرطیسازی کلاسیک توضیح داد. وقتی یک تجربه ناخوشایند با یک محرک خنثی همراه شود، آن محرک بعدها بهتنهایی میتواند واکنش منفی ایجاد کند. ذهن و بدن فرد بهطور خودکار دفاع میکنند، حتی اگر موقعیت فعلی بیخطر باشد. در واقع، نفرت از چای یا کوکو سبزی یا کلهپاچه ممکن است ریشه در خاطرهای ناخوشایند داشته باشد که در حافظه هیجانی فرد تثبیت شده است.
2️⃣ اما غذا و نوشیدنی فقط ماده مصرفی نیستند؛ آنها نمادهای فرهنگیاند. چای در فرهنگ ایرانی نشانه مهماننوازی و جمع خانوادگی است. نفرت از چای میتواند نوعی مقاومت در برابر اجبارهای اجتماعی یا هنجارهای جمعی باشد. کوکو سبزی هم نماد سنت آشپزی خانگی و تکرار آیینهای خانوادگی است. واکنش منفی به آن شاید اعتراض به یکنواختی یا اجبارهای فرهنگی باشد. کلهپاچه نیز نماد سنتهای قدیمی و آیینهای صبحگاهی است؛ نفرت از آن میتواند نوعی فاصلهگیری از سنت یا از نمادهای پرقدرت و پرچربی باشد.
3️⃣ در این نقطه نگاه فلسفی به بدن هم میتواند این واکنشها را روشنتر کند. فوکو بدن را عرصهی قدرت و کنترل اجتماعی میدانست؛ جایی که نهادها و هنجارها تلاش میکنند آن را مطیع کنند. پس وقتی کسی با شنیدن نام چای یا کلهپاچه واکنش عصبی نشان میدهد، میتوان آن را نوعی مقاومت بدن علیه نظم اجتماعی دید. در مقابل، مرلو-پونتی بدن را بنیاد تجربه زیسته میدانست؛ یعنی ما جهان را از طریق بدن خود ادراک میکنیم. بنابراین نفرت از یک غذا نشان میدهد که بدن فرد تجربهای خاص و ناخوشایند با آن خوراکی داشته و همین تجربه زیسته است که واکنش شدید را برمیانگیزد.
4️⃣ از زاویه اجتماعی، این واکنشها تبدیل به قصههای خانوادگی میشوند. همه میدانند فلانی از چای متنفر است یا فلانی با کوکو سبزی مشکل دارد یا دیگری کلهپاچه را نمیپذیرد. این قصهها هویت فرد را تثبیت میکنند و به او جایگاه اجتماعی خاصی میدهند. گاهی فرد ناخودآگاه از این واکنش برای جلب توجه یا مرزبندی استفاده میکند؛ یعنی میگوید: «من متفاوتام، من قواعد شما را نمیپذیرم.»
🔘 اما اگر این واکنشها محدود به یک یا دو محرک باشند، بیشتر جنبه نمادین دارند. اگر گسترده و فراگیر شوند، میتوانند نشانهای از مشکلات عمیقتر مثل اضطراب یا اختلالات تنظیم هیجان باشند. در این حالت، دیگر فقط قصه خانوادگی نیستند، بلکه نیاز به بررسی بالینی دارند.
⬅️ تحلیل شخصی من این است که این افراد در واقع علیه چیزی فراتر از چای یا کوکو سبزی یا کلهپاچه مقاومت میکردند: علیه اجبار، علیه خاطرهای ناخوشایند، یا علیه ساختاری که نمیخواستند بپذیرند. واکنشهای عصبی شدیدشان، هرچند افراطی، یک جور اعلام استقلال بود؛ استقلالی که در قالب نفرت از یک خوراکی ساده خودش را نشان میداد.
•{ این قصهها به ما یادآوری میکنند که حتی سادهترین محرکها میتوانند میدان نبرد هیجان، خاطره و معنا باشند. پشت هر نفرت کوچک، یک تاریخچه بزرگ از تجربه، فرهنگ و فلسفه خوابیده است. }•
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره 🦋 پاییز ۱۴۰۴
✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢NEST OF HOPE AND ART
«مدل اوگدن؛ بازنویسی داستان زندگی در بستر رابطه»
✨✨
••«این ترم در دانشکده علوم پزشکی ، درس روانشناسی سلامت در مقطع ارشد را میگذرانم؛ اما برای من، کلاس فقط یک فضای آموزشی ساده نیست، بلکه گاهی شبیه دریچهای تازه به جهان اندیشه است. استاد این درس از ما خواست مدل اوگدن را مطالعه کنیم، و همین پیشنهاد ساده برای من تبدیل شد به تجربهای عمیق.
وقتی وارد نوشتههای اوگدن شدم، حس کردم با زبانی روبهرو هستم که روانکاوی را از خشکی علمی بیرون میکشد و آن را به تجربهای شاعرانه و انسانی بدل میکند.
آنقدر این نگاه برایم تازه و الهامبخش بود که تصمیم گرفتم با شما هم در میان بگذارم.»••
🌱1️⃣ اوگدن روانکاوی را نه یک علم طبیعی خشک، بلکه تجربهای زبانی و ادبی میداند؛ تجربهای که در بستر ارتباط انسانی معنا پیدا میکند. او زبان شاعرانه و استعاری را وارد روانکاوی میکند و همین باعث شده بسیاری او را روانکاو شاعر بنامند.
🌱2️⃣ مدل اوگدن بر پایهی نظریهی روابط موضوعی بنا شده است. اوگدن معتقد است شخصیت انسان در بستر رابطه ساخته میشود، رابطه برای زیستن حیاتی است و بدون ارتباط، فرد شاید جسمش بقا یابد اما روانش از ظرفیت کامل زندگی محروم خواهد شد. همچنین روابط موضوعی با نظریههای صرفاً بینفردی تفاوت دارند، زیرا تمرکز آنها بر تجربهی درونی و روانی رابطه است نه فقط تعاملات اجتماعی بیرونی.
🌱3️⃣ اوگدن روانکاوی را به نوعی نوشتن مشترک تشبیه میکند؛ درمانگر و مراجع در فرایند روانکاوی داستان تازهای از زندگی فرد مینویسند. این نگاه روانکاوی را از یک فرایند صرفاً درمانی به تجربهای خلاقانه و انسانی تبدیل میکند.
🌱4️⃣ روانکاوی در مدل اوگدن نوعی بازنویسی روایت زندگی است، جایی که زبان و استعاره ابزارهای اصلی این بازنویسیاند. درمانگر و مراجع با هم وارد یک فضای سوم میشوند؛ فضایی که نه کاملاً متعلق به درمانگر است و نه به مراجع، بلکه قلمروی مشترکی برای خلق معناست.
🌱5️⃣ از مفاهیم کلیدی در اندیشهی اوگدن میتوان به فضای سوم اشاره کرد؛ جایی که تجربهی مشترک درمانگر و مراجع شکل میگیرد و امکان بازآفرینی روانی فراهم میشود.
🌱6⃣ اوگدن همچنین روانکاوی را نوعی ترجمهی تجربهی خام به زبان قابل فهم میداند؛ ترجمهای که همیشه ناقص اما ضروری است. زبان شاعرانه در این میان نقش مهمی دارد، زیرا تجربهی روانکاوی را به سطحی زیباشناختی ارتقا میدهد.
✔️در حوزهی" روانشناسی سلامت "، این مدل به ما یادآوری میکند که سلامت روان تنها به عوامل زیستی یا رفتاری محدود نیست، بلکه کیفیت روابط انسانی و تجربهی ارتباطی نقش بنیادین دارند. درمانگر باید به زبان و روایتهای مراجع حساس باشد، چرا که همین روایتها بستر بازسازی روانیاند. روانکاوی میتواند به فرد کمک کند تا داستان زندگیاش را دوباره بنویسد و معنای تازهای برای رنجها و تجربههایش پیدا کند.
•{ برای من، جذابترین بخش این نگاه، تأکید بر زبان و روایت بود؛ اینکه روانکاوی را به تجربهای خلاقانه و زیباشناختی تبدیل میکند، جایی که ما میتوانیم داستان زندگیمان را دوباره بنویسیم. }•
🔸️ و شاید همینجا باشد که معنای واقعی یادگیری خودش را نشان میدهد؛ گاهی یک استاد با طرح یک مفهوم تازه، پنجرهای به روی ذهنات باز میکند. مطالعهی یک نظریه میتواند نه فقط فهم علمیات را گسترش دهد، بلکه مسیر فکری جدیدی در مطالعاتت، رویکرد درمانیات و حتی آیندهی شغلیات بسازد. انگار یک واژه یا یک ایده، مثل بذری در خاک ذهن کاشته میشود و سالها بعد، درختی میشود که سایهاش بر تمام زندگیات میافتد. 🔸️
سحر شلمانی _ دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی
پاییز ۱۴۰۴ 🦋
#مدل_اوگدن
#روانکاوی
#روانشناسی_سلامت
#روایت_زندگی
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨
«مدل اوگدن؛ بازنویسی داستان زندگی در بستر رابطه»
✨✨
••«این ترم در دانشکده علوم پزشکی ، درس روانشناسی سلامت در مقطع ارشد را میگذرانم؛ اما برای من، کلاس فقط یک فضای آموزشی ساده نیست، بلکه گاهی شبیه دریچهای تازه به جهان اندیشه است. استاد این درس از ما خواست مدل اوگدن را مطالعه کنیم، و همین پیشنهاد ساده برای من تبدیل شد به تجربهای عمیق.
وقتی وارد نوشتههای اوگدن شدم، حس کردم با زبانی روبهرو هستم که روانکاوی را از خشکی علمی بیرون میکشد و آن را به تجربهای شاعرانه و انسانی بدل میکند.
آنقدر این نگاه برایم تازه و الهامبخش بود که تصمیم گرفتم با شما هم در میان بگذارم.»••
🌱1️⃣ اوگدن روانکاوی را نه یک علم طبیعی خشک، بلکه تجربهای زبانی و ادبی میداند؛ تجربهای که در بستر ارتباط انسانی معنا پیدا میکند. او زبان شاعرانه و استعاری را وارد روانکاوی میکند و همین باعث شده بسیاری او را روانکاو شاعر بنامند.
🌱2️⃣ مدل اوگدن بر پایهی نظریهی روابط موضوعی بنا شده است. اوگدن معتقد است شخصیت انسان در بستر رابطه ساخته میشود، رابطه برای زیستن حیاتی است و بدون ارتباط، فرد شاید جسمش بقا یابد اما روانش از ظرفیت کامل زندگی محروم خواهد شد. همچنین روابط موضوعی با نظریههای صرفاً بینفردی تفاوت دارند، زیرا تمرکز آنها بر تجربهی درونی و روانی رابطه است نه فقط تعاملات اجتماعی بیرونی.
🌱3️⃣ اوگدن روانکاوی را به نوعی نوشتن مشترک تشبیه میکند؛ درمانگر و مراجع در فرایند روانکاوی داستان تازهای از زندگی فرد مینویسند. این نگاه روانکاوی را از یک فرایند صرفاً درمانی به تجربهای خلاقانه و انسانی تبدیل میکند.
🌱4️⃣ روانکاوی در مدل اوگدن نوعی بازنویسی روایت زندگی است، جایی که زبان و استعاره ابزارهای اصلی این بازنویسیاند. درمانگر و مراجع با هم وارد یک فضای سوم میشوند؛ فضایی که نه کاملاً متعلق به درمانگر است و نه به مراجع، بلکه قلمروی مشترکی برای خلق معناست.
🌱5️⃣ از مفاهیم کلیدی در اندیشهی اوگدن میتوان به فضای سوم اشاره کرد؛ جایی که تجربهی مشترک درمانگر و مراجع شکل میگیرد و امکان بازآفرینی روانی فراهم میشود.
🌱6⃣ اوگدن همچنین روانکاوی را نوعی ترجمهی تجربهی خام به زبان قابل فهم میداند؛ ترجمهای که همیشه ناقص اما ضروری است. زبان شاعرانه در این میان نقش مهمی دارد، زیرا تجربهی روانکاوی را به سطحی زیباشناختی ارتقا میدهد.
✔️در حوزهی" روانشناسی سلامت "، این مدل به ما یادآوری میکند که سلامت روان تنها به عوامل زیستی یا رفتاری محدود نیست، بلکه کیفیت روابط انسانی و تجربهی ارتباطی نقش بنیادین دارند. درمانگر باید به زبان و روایتهای مراجع حساس باشد، چرا که همین روایتها بستر بازسازی روانیاند. روانکاوی میتواند به فرد کمک کند تا داستان زندگیاش را دوباره بنویسد و معنای تازهای برای رنجها و تجربههایش پیدا کند.
•{ برای من، جذابترین بخش این نگاه، تأکید بر زبان و روایت بود؛ اینکه روانکاوی را به تجربهای خلاقانه و زیباشناختی تبدیل میکند، جایی که ما میتوانیم داستان زندگیمان را دوباره بنویسیم. }•
🔸️ و شاید همینجا باشد که معنای واقعی یادگیری خودش را نشان میدهد؛ گاهی یک استاد با طرح یک مفهوم تازه، پنجرهای به روی ذهنات باز میکند. مطالعهی یک نظریه میتواند نه فقط فهم علمیات را گسترش دهد، بلکه مسیر فکری جدیدی در مطالعاتت، رویکرد درمانیات و حتی آیندهی شغلیات بسازد. انگار یک واژه یا یک ایده، مثل بذری در خاک ذهن کاشته میشود و سالها بعد، درختی میشود که سایهاش بر تمام زندگیات میافتد. 🔸️
سحر شلمانی _ دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی
پاییز ۱۴۰۴ 🦋
#مدل_اوگدن
#روانکاوی
#روانشناسی_سلامت
#روایت_زندگی
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
👎1
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦢🦢 Nest of Hope & Art
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
به یاد افشین یداللهی عزیز
" روانپزشک ، شاعر و ترانه سرا "
✨
♡ تقدیم به تویی که تمام ِ منی ♡
🎶💫
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
به یاد افشین یداللهی عزیز
" روانپزشک ، شاعر و ترانه سرا "
✨
♡ تقدیم به تویی که تمام ِ منی ♡
🎶💫
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢 Nest of Hope & Art
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨
⭐️💫⭐️S,A,Shalmani
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨
⭐️💫⭐️S,A,Shalmani
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢NEST OF HOPE AND ART
💫خودمو دارم که ؛ روانشناسی تابآوری در دل تنهایی
✨✨
🍃گاهی زندگی ما را به گوشهی تاریک دنیا میبرد؛ جایی که تنهایی روی شانههایمان سنگینی میکند و غم مثل باران بیوقفه میبارد. اما در دل همین تاریکی، یک حقیقت روشن وجود دارد:
[ خودمان را داریم. ]
این جملهی تکرارشونده در ترانه،
«خودمو دارم که»،
فقط یک شعار نیست ؛ بلکه یک مکانیسم ِ روانشناختی قدرتمند است.
🍃روانشناسان آن را خودگویی حمایتی مینامند؛ یعنی وقتی در سختیها به خودمان یادآوری میکنیم که هنوز توانایی، ارزش و حضور داریم. این گفتوگوی درونی مثبت، اضطراب را کاهش میدهد و تابآوری را تقویت میکند.
🪷تنهایی همیشه به معنای بیپناهی نیست. گاهی تنهایی فرصتی است برای شنیدن صدای درونیمان، برای کشف اینکه حتی اگر همه بروند، ما هنوز با خودمان میمانیم.
•{ این همان چیزی است که معنا درمانی بر آن تأکید دارد : ⬅️ یافتن معنا در دل رنج. }•
پس هر بار که روزهای سخت بر شانههایت نشستند، به خودت بگو:
«شاید همه رفته باشند، شاید باران بیوقفه ببارد، اما من هنوز خودم را دارم. و همین کافیست تا دوباره برخیزم.»
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره / پاییز ۱۴۰۴🦋
#تابآوری
#روانشناسی_مثبت
#خوداتکایی
#معنادرمانی
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨
💫خودمو دارم که ؛ روانشناسی تابآوری در دل تنهایی
✨✨
🍃گاهی زندگی ما را به گوشهی تاریک دنیا میبرد؛ جایی که تنهایی روی شانههایمان سنگینی میکند و غم مثل باران بیوقفه میبارد. اما در دل همین تاریکی، یک حقیقت روشن وجود دارد:
[ خودمان را داریم. ]
این جملهی تکرارشونده در ترانه،
«خودمو دارم که»،
فقط یک شعار نیست ؛ بلکه یک مکانیسم ِ روانشناختی قدرتمند است.
🍃روانشناسان آن را خودگویی حمایتی مینامند؛ یعنی وقتی در سختیها به خودمان یادآوری میکنیم که هنوز توانایی، ارزش و حضور داریم. این گفتوگوی درونی مثبت، اضطراب را کاهش میدهد و تابآوری را تقویت میکند.
🪷تنهایی همیشه به معنای بیپناهی نیست. گاهی تنهایی فرصتی است برای شنیدن صدای درونیمان، برای کشف اینکه حتی اگر همه بروند، ما هنوز با خودمان میمانیم.
•{ این همان چیزی است که معنا درمانی بر آن تأکید دارد : ⬅️ یافتن معنا در دل رنج. }•
پس هر بار که روزهای سخت بر شانههایت نشستند، به خودت بگو:
«شاید همه رفته باشند، شاید باران بیوقفه ببارد، اما من هنوز خودم را دارم. و همین کافیست تا دوباره برخیزم.»
سحر شلمانی _ کارشناس مشاوره / پاییز ۱۴۰۴🦋
#تابآوری
#روانشناسی_مثبت
#خوداتکایی
#معنادرمانی
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦢🦢 Nest of Hope & Art
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
هوای خودتونو داشته باشین ...❤
🎶💫
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
هوای خودتونو داشته باشین ...❤
🎶💫
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦢🦢 Nest of Hope & Art
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
تقدیم به همه ی اونایی که رفیق نیمه راه نبودن
🎶💫
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
تقدیم به همه ی اونایی که رفیق نیمه راه نبودن
🎶💫
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢NEST OF HOPE AND ART
🌱 تابآوری در برابر تبعیض
✨✨
⬅️ در آسیبشناسی روانی ـ اجتماعی، تبعیض بهعنوان یکی از شدیدترین فشارهای روانی شناخته میشود؛ اما آنچه اهمیت دارد، واکنش فرد در برابر این فشار است. برخی افراد در مواجهه با چنین تجربهای دچار فروپاشی روانی میشوند، اما کسانی که توان تحمل و ظرفیت روانی بالاتری دارند، مسیر دیگری را انتخاب میکنند: مسیر تابآوری.
🔸️تابآوری، به معنای توانایی بازسازی امید و حفظ عزتنفس در دل شرایط نابرابر است. فرد تابآور نهتنها اجازه نمیدهد تبعیض او را از ارزشهای انسانیاش دور کند، بلکه با سکوتی آگاهانه و مقاوم، نشان میدهد که کرامت انسانی چیزی نیست که با بیعدالتی از بین برود. این قدرت تحمل، خود یک سرمایهی روانی است؛ سرمایهای که به او امکان میدهد در برابر فشارها بایستد، بدون آنکه هویت و بزرگیاش خدشهدار شود.
🔸️تحمل در برابر تبعیض، تنها یک واکنش منفعلانه نیست؛ بلکه یک کنش فعال و آگاهانه است. چنین فردی با انتخاب صبر و سکوت، در واقع بیعدالتی را رسوا میکند و نشان میدهد که ارزشهای انسانی فراتر از رفتارهای تبعیضآمیز باقی میمانند.
این توان، شایستهی تحسین و احترام است؛ زیرا هر کسی قادر به حمل چنین بار سنگینی نیست.
✨✨🌈
•{ تقدیم به تو، دوست عزیزم
که با توان و تحملی ستودنی، در برابر تبعیض ایستادی و بزرگیات را با سکوتی پرمعنا نشان دادی. }•
سحر شلمانی🦋 پاییز ۱۴۰۴
❄🌧❄️
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
🌱 تابآوری در برابر تبعیض
✨✨
⬅️ در آسیبشناسی روانی ـ اجتماعی، تبعیض بهعنوان یکی از شدیدترین فشارهای روانی شناخته میشود؛ اما آنچه اهمیت دارد، واکنش فرد در برابر این فشار است. برخی افراد در مواجهه با چنین تجربهای دچار فروپاشی روانی میشوند، اما کسانی که توان تحمل و ظرفیت روانی بالاتری دارند، مسیر دیگری را انتخاب میکنند: مسیر تابآوری.
🔸️تابآوری، به معنای توانایی بازسازی امید و حفظ عزتنفس در دل شرایط نابرابر است. فرد تابآور نهتنها اجازه نمیدهد تبعیض او را از ارزشهای انسانیاش دور کند، بلکه با سکوتی آگاهانه و مقاوم، نشان میدهد که کرامت انسانی چیزی نیست که با بیعدالتی از بین برود. این قدرت تحمل، خود یک سرمایهی روانی است؛ سرمایهای که به او امکان میدهد در برابر فشارها بایستد، بدون آنکه هویت و بزرگیاش خدشهدار شود.
🔸️تحمل در برابر تبعیض، تنها یک واکنش منفعلانه نیست؛ بلکه یک کنش فعال و آگاهانه است. چنین فردی با انتخاب صبر و سکوت، در واقع بیعدالتی را رسوا میکند و نشان میدهد که ارزشهای انسانی فراتر از رفتارهای تبعیضآمیز باقی میمانند.
این توان، شایستهی تحسین و احترام است؛ زیرا هر کسی قادر به حمل چنین بار سنگینی نیست.
✨✨🌈
•{ تقدیم به تو، دوست عزیزم
که با توان و تحملی ستودنی، در برابر تبعیض ایستادی و بزرگیات را با سکوتی پرمعنا نشان دادی. }•
سحر شلمانی🦋 پاییز ۱۴۰۴
❄🌧❄️
🔗https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Audio
🎧✨Sahar Shalmani | MSc Clinical Psychology | Counseling Specialist | Management Graduate✨🖋
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
❄
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
❄
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢NEST OF HOPE AND ART
✨✨
✨Sahar Shalmani | MSc Clinical Psychology | Counseling Specialist | Management Graduate✨🖋
✨✨
🌱در چهلم جانباختگان رویدادهای اخیر،
ما با سوگی روبهرو هستیم که از مرزهای فردی عبور کرده و به لایههای زیرین روان جمعی رسیده است؛ جایی که تروما، معنا، و حسِ امنیت، بهطور همزمان دچار اختلال میشوند.
▫️در رواندرمانی، به این وضعیت "سوگِ چندلایه" میگوییم؛ سوگی که فقط به فقدان یک انسان واکنش نشان نمیدهد، بلکه به فروپاشی ِ بخشی از جهانِ درونی ما پاسخ میدهد.
▫️به همین دلیل است که بسیاری از افراد در این چهل روز، نه فقط غم، بلکه بیخوابی، بیقراری، یا حتی نوعی بیزمانی را تجربه کردهاند؛ انگار ساعتِ درونیشان با واقعیت بیرونی هماهنگ نمیشود.
▫️(بدن، پیش از ذهن، سوگ را تشخیص میدهد.)▫️
انقباض شانهها، نفسهای کوتاه، و آن مکثهای بیدلیل میان جملهها، همه تلاشهای سیستم عصبیاند،برای بازگرداندن حسِ ایمنی در جهانی که ناگهان ناپایدار شده.
▫️اما در دل همین آشفتگی، پدیدهای دیگر هم رخ میدهد:
"پیوندهای خاموش" ⬅️ انسانها، حتی بدون حرف زدن، در نگاههای کوتاه، در قدمهای آهسته، و در سکوتهای مشترک،به هم نزدیکتر میشوند.
✅ این همان ظرفیت پنهان روان است که در لحظات بحران فعال میشود:
•{توانِ مراقبت، توانِ دیدنِ دیگری، توانِ معنا ساختن از دلِ بیمعنایی.}•
▫️چهلم، در چنین بستری، فقط یک آیین نیست؛ یک نقطهی تنظیم مجدد است.
لحظهای که جامعه برای چند ثانیه از جریان تندِ روزمرگی بیرون میآید تا به خودش بگوید:
«من این فقدان را میبینم. این درد، واقعیست. و تو در آن تنها نیستی.»
▫️این دیدن، این نامگذاریِ آرام، در رواندرمانی یکی از بنیادیترین مراحل ترمیم است.
ترمیم، همیشه با امید شروع نمیشود؛ گاهی با همین اعتراف ساده آغاز میشود که چیزی در ما شکسته و باید برایش جا باز کنیم.
▫️و شاید همینجاست که چهلم معنای عمیقتری پیدا میکند: نه پایان سوگ، بلکه آغازِ بازگشت به خود.بازگشتی که آهسته است، نامطمئن است، اما واقعیست.
[ امروز،به احترام آنان که رفتند،
و به احترام روانِ زخمیِ جامعهای که مانده،
مکث میکنیم، نه برای فراموش کردن،
نه برای تسلیم شدن، بلکه برای اینکه یادمان نرود حتی در تاریکترین دورهها،توانِ ترمیم،
در جایی از درون ما، آرام و بیصدا در حال کار کردن است.]
سحر شلمانی🦋زمستان ۱۴۰۴
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
❄❄
✨✨
✨Sahar Shalmani | MSc Clinical Psychology | Counseling Specialist | Management Graduate✨🖋
✨✨
🌱در چهلم جانباختگان رویدادهای اخیر،
ما با سوگی روبهرو هستیم که از مرزهای فردی عبور کرده و به لایههای زیرین روان جمعی رسیده است؛ جایی که تروما، معنا، و حسِ امنیت، بهطور همزمان دچار اختلال میشوند.
▫️در رواندرمانی، به این وضعیت "سوگِ چندلایه" میگوییم؛ سوگی که فقط به فقدان یک انسان واکنش نشان نمیدهد، بلکه به فروپاشی ِ بخشی از جهانِ درونی ما پاسخ میدهد.
▫️به همین دلیل است که بسیاری از افراد در این چهل روز، نه فقط غم، بلکه بیخوابی، بیقراری، یا حتی نوعی بیزمانی را تجربه کردهاند؛ انگار ساعتِ درونیشان با واقعیت بیرونی هماهنگ نمیشود.
▫️(بدن، پیش از ذهن، سوگ را تشخیص میدهد.)▫️
انقباض شانهها، نفسهای کوتاه، و آن مکثهای بیدلیل میان جملهها، همه تلاشهای سیستم عصبیاند،برای بازگرداندن حسِ ایمنی در جهانی که ناگهان ناپایدار شده.
▫️اما در دل همین آشفتگی، پدیدهای دیگر هم رخ میدهد:
"پیوندهای خاموش" ⬅️ انسانها، حتی بدون حرف زدن، در نگاههای کوتاه، در قدمهای آهسته، و در سکوتهای مشترک،به هم نزدیکتر میشوند.
✅ این همان ظرفیت پنهان روان است که در لحظات بحران فعال میشود:
•{توانِ مراقبت، توانِ دیدنِ دیگری، توانِ معنا ساختن از دلِ بیمعنایی.}•
▫️چهلم، در چنین بستری، فقط یک آیین نیست؛ یک نقطهی تنظیم مجدد است.
لحظهای که جامعه برای چند ثانیه از جریان تندِ روزمرگی بیرون میآید تا به خودش بگوید:
«من این فقدان را میبینم. این درد، واقعیست. و تو در آن تنها نیستی.»
▫️این دیدن، این نامگذاریِ آرام، در رواندرمانی یکی از بنیادیترین مراحل ترمیم است.
ترمیم، همیشه با امید شروع نمیشود؛ گاهی با همین اعتراف ساده آغاز میشود که چیزی در ما شکسته و باید برایش جا باز کنیم.
▫️و شاید همینجاست که چهلم معنای عمیقتری پیدا میکند: نه پایان سوگ، بلکه آغازِ بازگشت به خود.بازگشتی که آهسته است، نامطمئن است، اما واقعیست.
[ امروز،به احترام آنان که رفتند،
و به احترام روانِ زخمیِ جامعهای که مانده،
مکث میکنیم، نه برای فراموش کردن،
نه برای تسلیم شدن، بلکه برای اینکه یادمان نرود حتی در تاریکترین دورهها،توانِ ترمیم،
در جایی از درون ما، آرام و بیصدا در حال کار کردن است.]
سحر شلمانی🦋زمستان ۱۴۰۴
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
❄❄
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
Forwarded from " آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶 (🦋)
🦢🦢NEST OF HOPE AND ART
✨Sahar Shalmani | MSc Clinical Psychology | Counseling Specialist | Management Graduate✨🖋
✨✨
✦ روایت بالینی: وقتی رابطهٔ دو نفره زیر بار ذهنهای بیرونی خم میشود!
🌱در اتاقدرمانهایی که در طول یک سال گذشته حضور داشتهام، بارها با یک پدیدهٔ مشترک روبهرو شدهام:
•{آدمهایی که رابطهٔ تازهای را شروع کردهاند
اما نه بهخاطر کیفیت رابطه،بلکه بهخاطر ورود ذهنهای بیرونی دچار تردید، اضطراب و آشفتگی شدهاند.}•
▫️یکی از این مراجعان،
خانمی بود که چند ماه از شروع رابطهٔ عاشقانهاش میگذشت.
با حالتی بین اشتیاق و بیقراری نشست و گفت:
«هر بار از رابطهم برای دوستام میگم،
یهجوری نگاه میکنن یا یه چیزی میگن
که انگار من دارم اشتباه میکنم.
در حالی که خودم تو رابطه حس خوبی دارم.»
وقتی وارد جزئیات شد،
کاملاً روشن بود که "رابطهٔ او" دچار مشکل نیست؛
"سیستم اجتماعی" اطرافش دچار مشکل است.
دوستانش رابطهٔ او را تحلیل نمیکردند—
آنها فقط (طرحوارهها، سبکهای دلبستگی و سوگیریهای شناختیِ خودشان) را ، روی رابطهٔ او میانداختند:
- کسی که طرحوارهٔ بیاعتمادی داشت،
هر نشانهٔ کوچک را تهدید میدید.
- کسی که طرحوارهٔ محرومیت هیجانی داشت،
نزدیکی عاطفی او را «غیرواقعی» میدانست.
- کسی که طرحوارهٔ شکست داشت،
رابطهٔ او را «زیادی خوب» و بنابراین «مشکوک» میدید.
- کسی که سبک دلبستگی اجتنابی داشت،
به او میگفت «زیادی وابسته نشو».
- کسی که سوگیری منفینگری داشت،
فقط نقاط مبهم رابطه را بزرگ میکرد.
<هیچکدام از اینها تحلیل نبود—
بازتاب ساختارهای درونیِ خودشان بود.>
✅به او گفتم:
«آدمها رابطهٔ تو را نمیبینند؛
آدمها لنزهای خودشان را روی رابطهٔ تو میاندازند.
تو داری از کسانی نظر میپرسی
که نه تاریخچهٔ هیجانی تو را میدانند،
نه دینامیک رابطهٔ شما را،
نه ظرفیت صمیمیت خودشان را میشناسند.»
✔بعد ادامه دادم:
«وقتی از دیگران دربارهٔ عمق رابطهات نظر میخواهی، در واقع رابطه را از فرآیند مشترک دو نفره، به پروژهٔ جمعیِ ذهنهای ناآگاه تبدیل میکنی.»
✅این جمله برایش تکاندهنده بود،
چون فهمید تردیدهایش از《رابطه》نمیآید—
از 《ورود ذهنهایی》 میآید که هیچکدام در رابطهٔ او حضور ندارند.
✨
🔖و حالا این را برای تویی مینویسم که این متن را میخوانی:
اگر وارد رابطهای شدی—
قبل از ازدواج، قبل از تعهد رسمی—
از هیچکس دربارهٔ عمق رابطهات نظر نپرس.
نه به این دلیل که دیگران بدخواهاند،
بلکه چون:
1⃣✦ ذهن انسانها «تحلیلگر» نیست؛ «پروژکتور» است.
آنها رابطهٔ تو را نمیبینند،بلکه تجربههای حلنشدهٔ خودشان را روی تو میاندازند.
2⃣✦ رابطهٔ دو نفره یک «سیستم بسته» است.
ورود ذهنهای بیرونی،تعادل سیستم را بههم میزند و رابطه را از مسیر طبیعی رشدش خارج میکند.
3⃣✦ تأیید گرفتن، رابطه را از «انتخاب» به «وابستگی بیرونی» تبدیل میکند.
و این دقیقاً نقطهای است که رابطهها شروع به فرسایش میکنند.
4⃣✦ هیچکس به اندازهٔ خود شما
به دادههای واقعی رابطه دسترسی ندارد،
(نه به تاریخچهٔ هیجانی،
نه به الگوهای ارتباطی،
نه به ظرفیتهای دلبستگی).
✨
[رابطهٔ سالم،
با مرزبندی روانی شروع میشود،
نه با جمعآوری نظر.]
و اگر قرار است رابطهای رشد کند،
باید در فضای امن دو نفره رشد کند—
نه زیر نور شدید قضاوتهای بیرونی.
سحر شلمانی🦋 اسفند ۱۴۰۴
✨✨
#مرزبندی_روانی
#پروژکت_هیجانی
#روابط_بین_فردی
#دینامیک_رابطه
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
❄❄
✨Sahar Shalmani | MSc Clinical Psychology | Counseling Specialist | Management Graduate✨🖋
✨✨
✦ روایت بالینی: وقتی رابطهٔ دو نفره زیر بار ذهنهای بیرونی خم میشود!
🌱در اتاقدرمانهایی که در طول یک سال گذشته حضور داشتهام، بارها با یک پدیدهٔ مشترک روبهرو شدهام:
•{آدمهایی که رابطهٔ تازهای را شروع کردهاند
اما نه بهخاطر کیفیت رابطه،بلکه بهخاطر ورود ذهنهای بیرونی دچار تردید، اضطراب و آشفتگی شدهاند.}•
▫️یکی از این مراجعان،
خانمی بود که چند ماه از شروع رابطهٔ عاشقانهاش میگذشت.
با حالتی بین اشتیاق و بیقراری نشست و گفت:
«هر بار از رابطهم برای دوستام میگم،
یهجوری نگاه میکنن یا یه چیزی میگن
که انگار من دارم اشتباه میکنم.
در حالی که خودم تو رابطه حس خوبی دارم.»
وقتی وارد جزئیات شد،
کاملاً روشن بود که "رابطهٔ او" دچار مشکل نیست؛
"سیستم اجتماعی" اطرافش دچار مشکل است.
دوستانش رابطهٔ او را تحلیل نمیکردند—
آنها فقط (طرحوارهها، سبکهای دلبستگی و سوگیریهای شناختیِ خودشان) را ، روی رابطهٔ او میانداختند:
- کسی که طرحوارهٔ بیاعتمادی داشت،
هر نشانهٔ کوچک را تهدید میدید.
- کسی که طرحوارهٔ محرومیت هیجانی داشت،
نزدیکی عاطفی او را «غیرواقعی» میدانست.
- کسی که طرحوارهٔ شکست داشت،
رابطهٔ او را «زیادی خوب» و بنابراین «مشکوک» میدید.
- کسی که سبک دلبستگی اجتنابی داشت،
به او میگفت «زیادی وابسته نشو».
- کسی که سوگیری منفینگری داشت،
فقط نقاط مبهم رابطه را بزرگ میکرد.
<هیچکدام از اینها تحلیل نبود—
بازتاب ساختارهای درونیِ خودشان بود.>
✅به او گفتم:
«آدمها رابطهٔ تو را نمیبینند؛
آدمها لنزهای خودشان را روی رابطهٔ تو میاندازند.
تو داری از کسانی نظر میپرسی
که نه تاریخچهٔ هیجانی تو را میدانند،
نه دینامیک رابطهٔ شما را،
نه ظرفیت صمیمیت خودشان را میشناسند.»
✔بعد ادامه دادم:
«وقتی از دیگران دربارهٔ عمق رابطهات نظر میخواهی، در واقع رابطه را از فرآیند مشترک دو نفره، به پروژهٔ جمعیِ ذهنهای ناآگاه تبدیل میکنی.»
✅این جمله برایش تکاندهنده بود،
چون فهمید تردیدهایش از《رابطه》نمیآید—
از 《ورود ذهنهایی》 میآید که هیچکدام در رابطهٔ او حضور ندارند.
✨
🔖و حالا این را برای تویی مینویسم که این متن را میخوانی:
اگر وارد رابطهای شدی—
قبل از ازدواج، قبل از تعهد رسمی—
از هیچکس دربارهٔ عمق رابطهات نظر نپرس.
نه به این دلیل که دیگران بدخواهاند،
بلکه چون:
1⃣✦ ذهن انسانها «تحلیلگر» نیست؛ «پروژکتور» است.
آنها رابطهٔ تو را نمیبینند،بلکه تجربههای حلنشدهٔ خودشان را روی تو میاندازند.
2⃣✦ رابطهٔ دو نفره یک «سیستم بسته» است.
ورود ذهنهای بیرونی،تعادل سیستم را بههم میزند و رابطه را از مسیر طبیعی رشدش خارج میکند.
3⃣✦ تأیید گرفتن، رابطه را از «انتخاب» به «وابستگی بیرونی» تبدیل میکند.
و این دقیقاً نقطهای است که رابطهها شروع به فرسایش میکنند.
4⃣✦ هیچکس به اندازهٔ خود شما
به دادههای واقعی رابطه دسترسی ندارد،
(نه به تاریخچهٔ هیجانی،
نه به الگوهای ارتباطی،
نه به ظرفیتهای دلبستگی).
✨
[رابطهٔ سالم،
با مرزبندی روانی شروع میشود،
نه با جمعآوری نظر.]
و اگر قرار است رابطهای رشد کند،
باید در فضای امن دو نفره رشد کند—
نه زیر نور شدید قضاوتهای بیرونی.
سحر شلمانی🦋 اسفند ۱۴۰۴
✨✨
#مرزبندی_روانی
#پروژکت_هیجانی
#روابط_بین_فردی
#دینامیک_رابطه
✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
❄❄
Telegram
" آشیانه ی امید و هنر ... " 🦢🎶
*"ترکیبی از هنر، امید و روانشناسی برای الهام و آرامش. به ما بپیوندید و زیباییهای درونی خود را کشف کنید."*
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
سحر شلمانی
🦢 🦢 https://t.me/+UZ2JL_v_k99hODQ0
در صورت تمایل ، لینک کانال را با دوستان خود و علاقمندان به هنر و روانشناسی به اشتراک بگذارید...
❤2