فیلم سینمایی Shame محصول سال 2011 اثریست در مورد نوعی از اعتیاد. در این فیلم شاهد این موضوع هستیم که اعتیادِ جنسی چگونه بر کارکرد اجتماعی، عاطفی، شغلی و خانوادگی یک فرد تاثیر گذاشته و او را به انحراف میکشاند.
#معرفی_فیلم
@ConsciousWriter | آگاهنویس
#معرفی_فیلم
@ConsciousWriter | آگاهنویس
🌚1
آگاهنویس
- چی شد که به نوشتن علاقهمند شدی؟ + اتفاق خاصی نیوفتاد فقط از یه جا به بعد شروع کردم به نوشتن حرفایی که تو ذهنم بودن اما نمیتونستم به کسی بگمشون! - همین؟!یعنی هیچکس نبود که حرفاتو بهش بزنی؟ + میدونی چیه؟بعضی وقتا فکر میکنم هیچ همزبونی توی دنیا نیست که…
چرا به خودم زحمت این را بدهم که خودم را برایت بازگو کنم؟! وقتی که خود را بازگو میکنی و مخاطبت تو را نمیفهمد یا واکنش مناسبی به تو نشان نمیدهد، انگار برگ برندهات را رو کردهای و هیچچیز عایدت نشده! پس بهتر است برگ برندهات را برای کسی رو کنی که واقعا به شنیدن حرفهایت اهمیت میدهد و به دیدن دنیا از لنز چشمان تو علاقهمند است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👏3👍2👎2
«نقص و کمال۱»
اگر چیزی کامل باشد، کمالش به چشم نمیآید چرا که کمالات همیشه در کنار نقصها و در مقایسه با آنها به چشم میآیند؛ همانطور که نقصها نیز در مقایسه با کمالات به چشم میآیند.
وقتی به یک برگهی سفید که هیچ خط یا نوشتهای بر روی آن وجود ندارد نگاه میکنیم، هیچگاه به ذهنمان خطور نمیکند که چقدر سفید و بینقص است مگر اینکه آن را مورد مقایسهی عینی یا ذهنی با یک برگهی پر از خط یا پر از نوشته قرار دهیم.
همچنین وقتی برگهای سفید داشته باشیم که یک خط سیاه در وسطش کشیده شده باشد، بیش از آنکه به سفیدیای که حجم بیشتری از برگه را اشغال کرده دقت کنیم، به آن خط سیاه که حجم کوچکی از برگه را اشغال نموده توجه میکنیم!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
اگر چیزی کامل باشد، کمالش به چشم نمیآید چرا که کمالات همیشه در کنار نقصها و در مقایسه با آنها به چشم میآیند؛ همانطور که نقصها نیز در مقایسه با کمالات به چشم میآیند.
وقتی به یک برگهی سفید که هیچ خط یا نوشتهای بر روی آن وجود ندارد نگاه میکنیم، هیچگاه به ذهنمان خطور نمیکند که چقدر سفید و بینقص است مگر اینکه آن را مورد مقایسهی عینی یا ذهنی با یک برگهی پر از خط یا پر از نوشته قرار دهیم.
همچنین وقتی برگهای سفید داشته باشیم که یک خط سیاه در وسطش کشیده شده باشد، بیش از آنکه به سفیدیای که حجم بیشتری از برگه را اشغال کرده دقت کنیم، به آن خط سیاه که حجم کوچکی از برگه را اشغال نموده توجه میکنیم!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤3
آگاهنویس
Photo
خانههایی مثل این خانهی ویلایی و با صفا من را به یاد کودکیام میاندازند؛ کودکیای که با «خونهی مادر بزرگه» و دورهمیهای با صفایش تداعی میشود. با این حال، هر روز بیشتر از روزِ قبل شاهدم که افرایش جمعیت، افزایش شهرنشینی و به تبع آنها افزایش تقاضای مسکن، باعث افزایش تعداد ساختمانهای مسکونی و تجاری مرتفع در محیطهای شهری گشتهاند و این ساختمانهای سر به فلک کشیده، چنین خانههای کوچک و باقدمتی را احاطه کردهاند. ساختمانهای مرتفع حتی نور خورشید را از این خانهها دریغ میدارند و آنها را در چنگال خود گرفتار نموندهاند.
فرآیندی که به آن اصطلاحا مدرن شدن یا مدرنیزاسیون میگوییم، هر روز بیش از قبل خاطرات و گذشتهیما را از محیط زندگیمان میرباید.
من هنوز به انسانها امیدوارم اما نمیتوانم به افزایش بیرویهی جمعیتِ انسانی امیدوار باشم...!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
فرآیندی که به آن اصطلاحا مدرن شدن یا مدرنیزاسیون میگوییم، هر روز بیش از قبل خاطرات و گذشتهیما را از محیط زندگیمان میرباید.
من هنوز به انسانها امیدوارم اما نمیتوانم به افزایش بیرویهی جمعیتِ انسانی امیدوار باشم...!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1👏1
آگاهنویس
«نقص و کمال۱» اگر چیزی کامل باشد، کمالش به چشم نمیآید چرا که کمالات همیشه در کنار نقصها و در مقایسه با آنها به چشم میآیند؛ همانطور که نقصها نیز در مقایسه با کمالات به چشم میآیند. وقتی به یک برگهی سفید که هیچ خط یا نوشتهای بر روی آن وجود ندارد نگاه…
«نقص و کمال۲»
عواملی مثل سبکهای تربیتی نادرستی که والدین در پیش میگیرند و همچنین تصویر آرمانیای که رسانههای جمعی از انسان به دست میدهند،باعث میشوند که برخی از ما دست به مقایسه کردن خودمان با دیگران بزنیم.
تصویری که ما انسانها از خودمان داریم بسیار سوگیرانه،و تصویری که از دیگر افراد داریم بسیار مبالغهآمیز مینماید.
ما نقصهای خودمان را به تمام وجودمان و همچنین کمالات دیگران را به تمام وجودشان تعمیم میدهیم ؛ انگار که آنها انسانهایی خداگونه هستند و ما پر از نقص و عیبیم!
از این رو اگر ما کمال را در ظاهر یا رفتار دیگران میبینیم ممکن است چند دلیل داشته باشد.
دلیل اول این است که احتمالا ما از آن انسان و گذشتهاش تا حدی شناخت داریم و خصوصیات فعلی او را با گذشتهاش مقایسه میکنیم.
دلیل دوم میتواند این باشد که ما در طول زندگیمان انسانهای زیادی را میبینیم و با آنها ارتباط برقرار میکنیم.
همچنین زندگی کردن در یک جامعه و یک نسل خاص باعث میشود که یک سری ارزشها و هنجارها را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.
از این رو ممکن است ذهنِ مقایسهگرِ ما بر اساس اطلاعاتی که در آن وجود دارد،خصوصیات روانی،جسمانی و اخلاقی انسانهای مختلف را با هم مقایسه کند و این همان معنای «کمالِ نسبی» است که از طریق مقایسهی کیفیتهای مختلف قابل بررسی میباشد.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
عواملی مثل سبکهای تربیتی نادرستی که والدین در پیش میگیرند و همچنین تصویر آرمانیای که رسانههای جمعی از انسان به دست میدهند،باعث میشوند که برخی از ما دست به مقایسه کردن خودمان با دیگران بزنیم.
تصویری که ما انسانها از خودمان داریم بسیار سوگیرانه،و تصویری که از دیگر افراد داریم بسیار مبالغهآمیز مینماید.
ما نقصهای خودمان را به تمام وجودمان و همچنین کمالات دیگران را به تمام وجودشان تعمیم میدهیم ؛ انگار که آنها انسانهایی خداگونه هستند و ما پر از نقص و عیبیم!
از این رو اگر ما کمال را در ظاهر یا رفتار دیگران میبینیم ممکن است چند دلیل داشته باشد.
دلیل اول این است که احتمالا ما از آن انسان و گذشتهاش تا حدی شناخت داریم و خصوصیات فعلی او را با گذشتهاش مقایسه میکنیم.
دلیل دوم میتواند این باشد که ما در طول زندگیمان انسانهای زیادی را میبینیم و با آنها ارتباط برقرار میکنیم.
همچنین زندگی کردن در یک جامعه و یک نسل خاص باعث میشود که یک سری ارزشها و هنجارها را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.
از این رو ممکن است ذهنِ مقایسهگرِ ما بر اساس اطلاعاتی که در آن وجود دارد،خصوصیات روانی،جسمانی و اخلاقی انسانهای مختلف را با هم مقایسه کند و این همان معنای «کمالِ نسبی» است که از طریق مقایسهی کیفیتهای مختلف قابل بررسی میباشد.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
❤1👏1
سیستم روانی قادر به تحمل ناراحتی و تنش نیست و مجبور است که به هر قیمتی شده ، آن ناراحتی را از خود براند و اگر درک واقعیت متضمن ناراحتی و رنج باشد ، آن درک یعنی حقیقت بیرونی باید قربانی شود.
در جایی که خطرهای خارجی مطرحاند ، شخص تا مدتی میتواند با فرار و پرهیز از خطر به خود کمک کند تا وقتی که بعداً آنقدر نیرومند شود که بتواند واقعیت خطر را برطرف کند.
اما انسان دیگر از خودش نمیتواند فرار کند.
فرار در مقابل خطرهای درونی و داخلی موثر نیست و بدین سبب مکانیزمهای دفاعی ایگو (ego) ، محکوماند تا درکِ درونی فرد را تحریف کنند و تصویری ناقص و تغییر شکل یافته از وی به خودش ارائه دهند.
-زیگموند فروید
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
در جایی که خطرهای خارجی مطرحاند ، شخص تا مدتی میتواند با فرار و پرهیز از خطر به خود کمک کند تا وقتی که بعداً آنقدر نیرومند شود که بتواند واقعیت خطر را برطرف کند.
اما انسان دیگر از خودش نمیتواند فرار کند.
فرار در مقابل خطرهای درونی و داخلی موثر نیست و بدین سبب مکانیزمهای دفاعی ایگو (ego) ، محکوماند تا درکِ درونی فرد را تحریف کنند و تصویری ناقص و تغییر شکل یافته از وی به خودش ارائه دهند.
-زیگموند فروید
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍3