هزار جهد بکردم که سِرِ عشق بپوشم
نبود بر سَرِ آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیدهدل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست،ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
-سعدی
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
نبود بر سَرِ آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیدهدل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست،ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
-سعدی
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍2🌚1
آگاهنویس
هزار جهد بکردم که سِرِ عشق بپوشم نبود بر سَرِ آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم…
Mara Be Hich Bedadi
MohammadReza Shajarian
عزیزم@ConsciousWriter | آگاهنویس
آنچه را دوست داری پیدا کن
و بگذار تو را بکُشد
بگذار تو را از تمامت خالی کند
بگذار به پشتت بچسبد و با سنگینیاش تو را به سمت پوچی نهایی بکشاند
بگذار تو را بکُشد و بقایای تو را ببلعد
زیرا هر چیزی تو را خواهد کُشت
به تدریج یا به سرعت
اما بسیار بهتر است اگر توسط آنچه دوستش داری کشته شوی!
چارلز بوکوفسکی
تسکینِ که میشوی تویی که خود به تسکین نیاز داری؟
از چه میگریزی وقتی ترسهایت را با خودت به اینطرف و آنطرف میکشانی، چون درونِ خودت هستند.
به چه میاندیشی حتی آن هنگام که باید به جای فکر کردن،احساس کنی؟
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
از چه میگریزی وقتی ترسهایت را با خودت به اینطرف و آنطرف میکشانی، چون درونِ خودت هستند.
به چه میاندیشی حتی آن هنگام که باید به جای فکر کردن،احساس کنی؟
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
- چی شد که به نوشتن علاقهمند شدی؟
+ اتفاق خاصی نیوفتاد فقط از یه جا به بعد شروع کردم به نوشتن حرفایی که تو ذهنم بودن اما نمیتونستم به کسی بگمشون!
- همین؟!یعنی هیچکس نبود که حرفاتو بهش بزنی؟
+ میدونی چیه؟بعضی وقتا فکر میکنم هیچ همزبونی توی دنیا نیست که دقیقا بفهمه چی میگی ؛ با این حال فرقی نداره که دورت خلوت باشه یا شلوغ.
تعداد زبونایی که انسان برای رسوندن منظورش ایجاد کرده محدودن اما شیوههای بیان و تفکر هر انسانی خاص خودشه،پس میشه گفت ما به تعداد آدمای روی کرهی زمین زبون داریم!
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
+ اتفاق خاصی نیوفتاد فقط از یه جا به بعد شروع کردم به نوشتن حرفایی که تو ذهنم بودن اما نمیتونستم به کسی بگمشون!
- همین؟!یعنی هیچکس نبود که حرفاتو بهش بزنی؟
+ میدونی چیه؟بعضی وقتا فکر میکنم هیچ همزبونی توی دنیا نیست که دقیقا بفهمه چی میگی ؛ با این حال فرقی نداره که دورت خلوت باشه یا شلوغ.
تعداد زبونایی که انسان برای رسوندن منظورش ایجاد کرده محدودن اما شیوههای بیان و تفکر هر انسانی خاص خودشه،پس میشه گفت ما به تعداد آدمای روی کرهی زمین زبون داریم!
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👏1
در بیشتر قسمتهای دنیا فکر میکنند که گذشته پشتِ سر است و آینده پیشِ رو. اما این امر دلبخواهی است. برای نمونه، آیماراییها، مردمی در ناحیهی کوههای آند آمریکای جنوبی، ارتباط بین زمان و فضا را به طور متفاوتی درک میکنند.
در آیمارا، واژهی «نیرا» به معنی گذشته است و نیز به معنی جلو و آن چیزی که در دیدرس قرار دارد. همچنین واژهی «کوییپا» که معنی آینده میدهد، به معنای پشت نیز هست. به این اعتبار در زبان آیمارایی، گذشته پیشِ رو و آینده پشتِ سر است. میدانیم که این موضوع بر شیوهی تفکر آنها نیز اثر گذاشته، چون آنها این ارتباط را با بدنشان هم بیان میکنند. یک آیمارائی موقع صحبت از آینده دستهایش را رو به عقب و در اشاره به گذشته رو به جلو میگیرد.
با اینکه این امر در ظاهر شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی آن را توضیح میدهند به قدری معقول به نظر میرسد که هوس میکنید شیوهی تجسم خودتان را از گذشته و آینده تغییر دهید؛ آنها میگویند گذشته تنها چیزیست که میدانیم؛ چیزی که چشمانمان میبیند و بنابراین پیش روی ما قرار دارد. آینده نامعلوم است؛ چیزیست که چشمانمان نمیبیند و بنابراین پشتِ سرمان قرار دارد.
خطِ زمان در نظر آیمارائی رو به عقب حرکت میکند. به این ترتیب آیندهی ناشناخته و نامعلوم پشت سر است که رفته رفته به دید میآید و به گذشته تبدیل میشود.
زندگی پنهان ذهن
ماریانو سیگمان
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
در آیمارا، واژهی «نیرا» به معنی گذشته است و نیز به معنی جلو و آن چیزی که در دیدرس قرار دارد. همچنین واژهی «کوییپا» که معنی آینده میدهد، به معنای پشت نیز هست. به این اعتبار در زبان آیمارایی، گذشته پیشِ رو و آینده پشتِ سر است. میدانیم که این موضوع بر شیوهی تفکر آنها نیز اثر گذاشته، چون آنها این ارتباط را با بدنشان هم بیان میکنند. یک آیمارائی موقع صحبت از آینده دستهایش را رو به عقب و در اشاره به گذشته رو به جلو میگیرد.
با اینکه این امر در ظاهر شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی آن را توضیح میدهند به قدری معقول به نظر میرسد که هوس میکنید شیوهی تجسم خودتان را از گذشته و آینده تغییر دهید؛ آنها میگویند گذشته تنها چیزیست که میدانیم؛ چیزی که چشمانمان میبیند و بنابراین پیش روی ما قرار دارد. آینده نامعلوم است؛ چیزیست که چشمانمان نمیبیند و بنابراین پشتِ سرمان قرار دارد.
خطِ زمان در نظر آیمارائی رو به عقب حرکت میکند. به این ترتیب آیندهی ناشناخته و نامعلوم پشت سر است که رفته رفته به دید میآید و به گذشته تبدیل میشود.
زندگی پنهان ذهن
ماریانو سیگمان
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
❤1👏1
«ذهن و بیذهنی۱»
در هنگام بررسی عمیقترین فعالیتهای مغز و تلاش برای یافتن منشأ افکار،به نورونهای مغز میرسیم.
ما محرکهای خارجی را از طریق حواس پنجگانهی خود «احساس» میکنیم و این احساسات از راه «توجه» و «ادراک» به قسمتهای مختلف مغز میرسند.
نورونهای در هم تنیده و به هم متصل شدهی مغز با استفاده از دادههایی که از جهان خارج به آنها میدهیم شروع به ایجاد فکر میکنند و مسیرهای عصبی مختلفی را طی میکنند.
برای مثال وقتی از طریق حس شنوایی به یک موسیقی گوش میدهید،این موسیقی از طریق طی کردن یک مسیر عصبی به لوب گیجگاهی مغز رسیده و در آنجا تحلیل میشود.
پس از آن یک جریان عصبی در مغز ایجاد شده و از نورونی به نورون دیگر حرکت میکند.
در نهایت تکتک کلمات،ملودیها و صداهای درون یک موسیقی،ذهن شما را با اطلاعات مختلفی که در درون حافظهتان از پیش موجود هستند،پیوند میدهند.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
در هنگام بررسی عمیقترین فعالیتهای مغز و تلاش برای یافتن منشأ افکار،به نورونهای مغز میرسیم.
ما محرکهای خارجی را از طریق حواس پنجگانهی خود «احساس» میکنیم و این احساسات از راه «توجه» و «ادراک» به قسمتهای مختلف مغز میرسند.
نورونهای در هم تنیده و به هم متصل شدهی مغز با استفاده از دادههایی که از جهان خارج به آنها میدهیم شروع به ایجاد فکر میکنند و مسیرهای عصبی مختلفی را طی میکنند.
برای مثال وقتی از طریق حس شنوایی به یک موسیقی گوش میدهید،این موسیقی از طریق طی کردن یک مسیر عصبی به لوب گیجگاهی مغز رسیده و در آنجا تحلیل میشود.
پس از آن یک جریان عصبی در مغز ایجاد شده و از نورونی به نورون دیگر حرکت میکند.
در نهایت تکتک کلمات،ملودیها و صداهای درون یک موسیقی،ذهن شما را با اطلاعات مختلفی که در درون حافظهتان از پیش موجود هستند،پیوند میدهند.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
آگاهنویس
«ذهن و بیذهنی۱» در هنگام بررسی عمیقترین فعالیتهای مغز و تلاش برای یافتن منشأ افکار،به نورونهای مغز میرسیم. ما محرکهای خارجی را از طریق حواس پنجگانهی خود «احساس» میکنیم و این احساسات از راه «توجه» و «ادراک» به قسمتهای مختلف مغز میرسند. نورونهای…
«ذهن و بیذهنی۲»
در واقع مغز مانند یک هزارتوست؛هزارتویی که یک فکر در آن از نورونی به نورون دیگر حرکت میکند و در پی این است که راه خود را پیدا کند.
ناقلهای عصبی (از جمله دوپامین) نقش مهمی در این فرآیند بازی میکنند.
ما به افکار و اعمالی که در مغزمان یک مسیر جدید میسازند و در این مسیر باعث افزایش دوپامین میشوند،اعتیاد پیدا میکنیم!
برای مثال همهی ما با حس و حالی که در هنگام شروع یک رابطهی عاطفی جدید داریم آشنا هستیم.
در آن هنگام هر فکر و یادآوریای از شخص مورد نظرمان باعث میشود که به اصطلاح «قند در دلمان آب شود».
ما هرچه بیشتر به او فکر کنیم،ناچارا حس میکنیم بیشتر به او علاقه داریم و کم کم نیازی درونمان ایجاد میشود و حس میکنیم که انگار بدون او قادر به ادامهی زندگی نیستیم!
در فرآیند ترک یک عادت،هدف این است که مسیر دوپامینی غلط در مغز به تدریج مسدود شده و مسیرهای جایگزینی برای آن در نظر گرفته شوند.
بنابراین افکار را میتوان مانند توپهای کوچکی در نظر گرفت که در یک هزارتو حرکت میکنند و در پی این هستند که راه خود را به سمت توپهای دیگر پیدا کنند و با آنها ارتباط برقرار کنند.
این توپها هرگز در یک جا توقف نمیکنند بلکه مدام جابهجا شده و جریانات عصبی و افکار دیگری را با خود همراه میکنند.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
در واقع مغز مانند یک هزارتوست؛هزارتویی که یک فکر در آن از نورونی به نورون دیگر حرکت میکند و در پی این است که راه خود را پیدا کند.
ناقلهای عصبی (از جمله دوپامین) نقش مهمی در این فرآیند بازی میکنند.
ما به افکار و اعمالی که در مغزمان یک مسیر جدید میسازند و در این مسیر باعث افزایش دوپامین میشوند،اعتیاد پیدا میکنیم!
برای مثال همهی ما با حس و حالی که در هنگام شروع یک رابطهی عاطفی جدید داریم آشنا هستیم.
در آن هنگام هر فکر و یادآوریای از شخص مورد نظرمان باعث میشود که به اصطلاح «قند در دلمان آب شود».
ما هرچه بیشتر به او فکر کنیم،ناچارا حس میکنیم بیشتر به او علاقه داریم و کم کم نیازی درونمان ایجاد میشود و حس میکنیم که انگار بدون او قادر به ادامهی زندگی نیستیم!
در فرآیند ترک یک عادت،هدف این است که مسیر دوپامینی غلط در مغز به تدریج مسدود شده و مسیرهای جایگزینی برای آن در نظر گرفته شوند.
بنابراین افکار را میتوان مانند توپهای کوچکی در نظر گرفت که در یک هزارتو حرکت میکنند و در پی این هستند که راه خود را به سمت توپهای دیگر پیدا کنند و با آنها ارتباط برقرار کنند.
این توپها هرگز در یک جا توقف نمیکنند بلکه مدام جابهجا شده و جریانات عصبی و افکار دیگری را با خود همراه میکنند.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👌1
آگاهنویس
«ذهن و بیذهنی۲» در واقع مغز مانند یک هزارتوست؛هزارتویی که یک فکر در آن از نورونی به نورون دیگر حرکت میکند و در پی این است که راه خود را پیدا کند. ناقلهای عصبی (از جمله دوپامین) نقش مهمی در این فرآیند بازی میکنند. ما به افکار و اعمالی که در مغزمان یک…
«ذهن و بیذهنی۳»
افرادی که به اشراق یا روشنبینی میرسند،در واقع ذهن خود را با استفاده از روشهای مختلف و طی مدتهای طولانی تمرین دادهاند.
آنها بر عمیقترین بخش ذهنشان یعنی جایی که افکار شکل میگیرند کنترل دارند.
تمرکز آنها به قدری بالاست که میتوانند از جریان یافتن افکار در نورونهای مغزشان و پیوند افکار با هم جلوگیری کنند.
آنها افرادی هستند که خود را از بند ذهن رها کردهاند و میتوانند بدون واسطه به حقیقت ناب جهان دست بیابند و جهان را همانطور که هست حس کنند،نه اینکه جهانی موازی و متفاوت را در میان افکار خود بسازند و از واقعیت دور و دورتر شوند.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
افرادی که به اشراق یا روشنبینی میرسند،در واقع ذهن خود را با استفاده از روشهای مختلف و طی مدتهای طولانی تمرین دادهاند.
آنها بر عمیقترین بخش ذهنشان یعنی جایی که افکار شکل میگیرند کنترل دارند.
تمرکز آنها به قدری بالاست که میتوانند از جریان یافتن افکار در نورونهای مغزشان و پیوند افکار با هم جلوگیری کنند.
آنها افرادی هستند که خود را از بند ذهن رها کردهاند و میتوانند بدون واسطه به حقیقت ناب جهان دست بیابند و جهان را همانطور که هست حس کنند،نه اینکه جهانی موازی و متفاوت را در میان افکار خود بسازند و از واقعیت دور و دورتر شوند.
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
مردن درونِ تُنگِ آب و توی دریا
فرقی ندارد، تا چه خواهد دستِ تقدیر
اینجا دگر از زندگی چیزی نمانده
ای کاش مرگم را بخواهد دستِ تقدیر
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
فرقی ندارد، تا چه خواهد دستِ تقدیر
اینجا دگر از زندگی چیزی نمانده
ای کاش مرگم را بخواهد دستِ تقدیر
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
😭1