آگاهنویس
وارونه نشان دادن واقعیت، نپذیرفتن واقعیت، فرار از واقعیت، رو برگرداندن از آن و تلاش برای احیای گذشته بیفایده هستند. انسان باید واقعیت زندگیاش را ببیند و آن را همانطور که هست بپذیرد و در صورتی که از آن واقعیت ناراضی است تلاش کند تا آن را به دلخواه خودش تغییر…
این باورِ سادهانگارانه که «همه چیز در گذشته میتوانست به شیوهی متفاوتی اتفاق بیوفتد»، به بسیاری از نشخوارهای ذهنی ما دامن میزند و باعث میشود از پذیرش اوضاع فرار کنیم. هرچیزی تنها در «لحظهی حال» است که میتواند به شیوهی متفاوتی اتفاق بیوفتد نه در گذشته یا آینده. در این لحظه من میتوانم تصمیم بگیرم که در خانه بمانم و مطالعه کنم یا بیرون بروم و قدم بزنم. وقتی بیرون رفتن را انتخاب کردم، دیگر نمیتوانم بگویم «کاش در خانه میماندم و مطالعه میکردم!»
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
دوست داشتنِ یک شخص باعث میشود که فقط زیباییهایش را ببینی. تو چنان زیباییهای معشوقت را به تمام ابعاد وجودش تعمیم میدهی که خودِ او نیز تا به حال هرگز نتوانسته خود را به آن شیوه ببیند!
کاش انسان بتواند خودش را هم آنقدر دوست داشته باشد که جز زیبایی در وجود خودش نبیند. منظورم خودشیفتگی یا «کورِ خود و بینای دیگران بودن» نیست. منظورم یک نوع خالص از عشق ورزیدن به خود و اعتماد به نفس و پذیرش عیب و ایرادات خود است، به شیوهای که ایراداتمان بوسیلهی پذیرش، در کنار زیباییهایمان اصلا به چشم نیایند.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
کاش انسان بتواند خودش را هم آنقدر دوست داشته باشد که جز زیبایی در وجود خودش نبیند. منظورم خودشیفتگی یا «کورِ خود و بینای دیگران بودن» نیست. منظورم یک نوع خالص از عشق ورزیدن به خود و اعتماد به نفس و پذیرش عیب و ایرادات خود است، به شیوهای که ایراداتمان بوسیلهی پذیرش، در کنار زیباییهایمان اصلا به چشم نیایند.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1👏1
Eshtebah
Bahram
من وقتی دیدم یه سیب افتاده زمین@ConsciousWriter | آگاهنویس
دافعهی آسمونو کشف کردم نه جاذبهی زمین
من و تو شکل همیم ولی هم فکرِ هم نه
قلم مثل یه شکاره و من فکرِ حملهم
😍1
Dopamine (1).pdf
643.2 KB
اگه میخوای تاحدی با کارکرد ناقل عصبی دوپامین توی مغز و بدنت آشنا بشی حتما این مطلب رو مطالعه کن.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👌1💔1
قصری که در نظرت داری، بر روی همین خرابهها بنا خواهد شد؛ پس صبر کردن را بیاموز.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1💯1
🤣2👏1
هزار جهد بکردم که سِرِ عشق بپوشم
نبود بر سَرِ آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیدهدل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست،ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
-سعدی
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
نبود بر سَرِ آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیدهدل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست،ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
-سعدی
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍2🌚1
آگاهنویس
هزار جهد بکردم که سِرِ عشق بپوشم نبود بر سَرِ آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم…
Mara Be Hich Bedadi
MohammadReza Shajarian
عزیزم@ConsciousWriter | آگاهنویس
آنچه را دوست داری پیدا کن
و بگذار تو را بکُشد
بگذار تو را از تمامت خالی کند
بگذار به پشتت بچسبد و با سنگینیاش تو را به سمت پوچی نهایی بکشاند
بگذار تو را بکُشد و بقایای تو را ببلعد
زیرا هر چیزی تو را خواهد کُشت
به تدریج یا به سرعت
اما بسیار بهتر است اگر توسط آنچه دوستش داری کشته شوی!
چارلز بوکوفسکی
تسکینِ که میشوی تویی که خود به تسکین نیاز داری؟
از چه میگریزی وقتی ترسهایت را با خودت به اینطرف و آنطرف میکشانی، چون درونِ خودت هستند.
به چه میاندیشی حتی آن هنگام که باید به جای فکر کردن،احساس کنی؟
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
از چه میگریزی وقتی ترسهایت را با خودت به اینطرف و آنطرف میکشانی، چون درونِ خودت هستند.
به چه میاندیشی حتی آن هنگام که باید به جای فکر کردن،احساس کنی؟
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
- چی شد که به نوشتن علاقهمند شدی؟
+ اتفاق خاصی نیوفتاد فقط از یه جا به بعد شروع کردم به نوشتن حرفایی که تو ذهنم بودن اما نمیتونستم به کسی بگمشون!
- همین؟!یعنی هیچکس نبود که حرفاتو بهش بزنی؟
+ میدونی چیه؟بعضی وقتا فکر میکنم هیچ همزبونی توی دنیا نیست که دقیقا بفهمه چی میگی ؛ با این حال فرقی نداره که دورت خلوت باشه یا شلوغ.
تعداد زبونایی که انسان برای رسوندن منظورش ایجاد کرده محدودن اما شیوههای بیان و تفکر هر انسانی خاص خودشه،پس میشه گفت ما به تعداد آدمای روی کرهی زمین زبون داریم!
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
+ اتفاق خاصی نیوفتاد فقط از یه جا به بعد شروع کردم به نوشتن حرفایی که تو ذهنم بودن اما نمیتونستم به کسی بگمشون!
- همین؟!یعنی هیچکس نبود که حرفاتو بهش بزنی؟
+ میدونی چیه؟بعضی وقتا فکر میکنم هیچ همزبونی توی دنیا نیست که دقیقا بفهمه چی میگی ؛ با این حال فرقی نداره که دورت خلوت باشه یا شلوغ.
تعداد زبونایی که انسان برای رسوندن منظورش ایجاد کرده محدودن اما شیوههای بیان و تفکر هر انسانی خاص خودشه،پس میشه گفت ما به تعداد آدمای روی کرهی زمین زبون داریم!
#mahdi
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👏1
در بیشتر قسمتهای دنیا فکر میکنند که گذشته پشتِ سر است و آینده پیشِ رو. اما این امر دلبخواهی است. برای نمونه، آیماراییها، مردمی در ناحیهی کوههای آند آمریکای جنوبی، ارتباط بین زمان و فضا را به طور متفاوتی درک میکنند.
در آیمارا، واژهی «نیرا» به معنی گذشته است و نیز به معنی جلو و آن چیزی که در دیدرس قرار دارد. همچنین واژهی «کوییپا» که معنی آینده میدهد، به معنای پشت نیز هست. به این اعتبار در زبان آیمارایی، گذشته پیشِ رو و آینده پشتِ سر است. میدانیم که این موضوع بر شیوهی تفکر آنها نیز اثر گذاشته، چون آنها این ارتباط را با بدنشان هم بیان میکنند. یک آیمارائی موقع صحبت از آینده دستهایش را رو به عقب و در اشاره به گذشته رو به جلو میگیرد.
با اینکه این امر در ظاهر شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی آن را توضیح میدهند به قدری معقول به نظر میرسد که هوس میکنید شیوهی تجسم خودتان را از گذشته و آینده تغییر دهید؛ آنها میگویند گذشته تنها چیزیست که میدانیم؛ چیزی که چشمانمان میبیند و بنابراین پیش روی ما قرار دارد. آینده نامعلوم است؛ چیزیست که چشمانمان نمیبیند و بنابراین پشتِ سرمان قرار دارد.
خطِ زمان در نظر آیمارائی رو به عقب حرکت میکند. به این ترتیب آیندهی ناشناخته و نامعلوم پشت سر است که رفته رفته به دید میآید و به گذشته تبدیل میشود.
زندگی پنهان ذهن
ماریانو سیگمان
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
در آیمارا، واژهی «نیرا» به معنی گذشته است و نیز به معنی جلو و آن چیزی که در دیدرس قرار دارد. همچنین واژهی «کوییپا» که معنی آینده میدهد، به معنای پشت نیز هست. به این اعتبار در زبان آیمارایی، گذشته پیشِ رو و آینده پشتِ سر است. میدانیم که این موضوع بر شیوهی تفکر آنها نیز اثر گذاشته، چون آنها این ارتباط را با بدنشان هم بیان میکنند. یک آیمارائی موقع صحبت از آینده دستهایش را رو به عقب و در اشاره به گذشته رو به جلو میگیرد.
با اینکه این امر در ظاهر شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی آن را توضیح میدهند به قدری معقول به نظر میرسد که هوس میکنید شیوهی تجسم خودتان را از گذشته و آینده تغییر دهید؛ آنها میگویند گذشته تنها چیزیست که میدانیم؛ چیزی که چشمانمان میبیند و بنابراین پیش روی ما قرار دارد. آینده نامعلوم است؛ چیزیست که چشمانمان نمیبیند و بنابراین پشتِ سرمان قرار دارد.
خطِ زمان در نظر آیمارائی رو به عقب حرکت میکند. به این ترتیب آیندهی ناشناخته و نامعلوم پشت سر است که رفته رفته به دید میآید و به گذشته تبدیل میشود.
زندگی پنهان ذهن
ماریانو سیگمان
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
❤1👏1