گاهی اوقات نمیتوان اوضاع را بهتر کرد، فقط باید از بدتر شدن آن جلوگیری نمود. باید از بدتر شدن وضعیت جلوگیری کرد تا زمانی که مقدمات بهبود دادن اوضاع به تدریج برایمان فراهم شوند.
البته این به معنای دست روی دست گذاشتن نیست بلکه به معنای تلاش کردن در کنار صبر کردن است. مارکوس اورلیوس در جملهای درخشان میگوید:
@ConsciousWriter | آگاهنویس
البته این به معنای دست روی دست گذاشتن نیست بلکه به معنای تلاش کردن در کنار صبر کردن است. مارکوس اورلیوس در جملهای درخشان میگوید:
انسانِ خردمند، رنج را میپذیرد و آن را تاب میآورد اما با دستان خویش به رنجش نمیافزاید.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍2👏1
Ba Toam
Ehsan Khajeamiri
دلخوشیهایم مُرده بعد از تو@ConsciousWriter | آگاهنویس
این شبِ غمگین مرا آزرده بعد از تو
آنچه با من بود بی تو ماندن بود
در خیابانهای باران خورده بعد از تو
❤2
بغضِ فرو خوردهام چگونه نگریم؟@ConsciousWriter | آگاهنویس
غنچهی پژمردهام چگونه نگریم؟
رودم و با گریه دور میشوم از خویش
از همه آزردهام چگونه نگریم؟
مرد مگر گریه میکند؟ چه بگویم
طفلِ زمین خوردهام چگونه نگریم؟
تُنگ پر از اشک و چشمهای تماشا
ماهی دل مردهام چگونه نگریم؟
پرسشم از رازِ بیوفاییِ او بود
حال که پی بردهام، چگونه نگریم؟
فاضل نظری
💔1
Man Az To Nemitarsam
Shayea
من راه ندارم@ConsciousWriter | آگاهنویس
دیگه وقت واسه اشتباه ندارم
باید از پشت ابرا ماه درآرم
تو بساطم آه ندارم
براش چیزی جز یه فرصت کوتاه ندارم
من راه ندارم
تنهام و پشتم سپاه ندارم
اما بلدم بدون ارتش از خودم شاه درآرم
علم روانشناسی، از آنجایی که در کشورهای غربی و بر پایهی تجربه، مشاهده و آزمایش توسعه یافته است، معمولا تمام کارکردهای فراجسمانی وجود انسان را به ذهن و روان او ارتباط میدهد. در چنین نظامی، اعتقاد به روح وجود ندارد. با این حال در بحث خودشناسی، علمالنفس و مباحث مذهبی در جوامع شرقی، بیشتر شاهد اعتقاد به روح هستیم.
در واقع روح، آن بخشِ غیر قابل مشاهدهی وجود ماست که این جسم مادیای که رو به زوال و پیر شدن میرود را کنترل میکند و به آن جان میبخشد و حتی پس از مرگ جسم، به حیاتش ادامه میدهد. این جانبخشی در دیدگاههای مادهگرایانه، وظیفهایست که به مغز نسبت داده میشود.
این بحث بر سر دوگانهایست که هر کس میتواند بر اساس تجربیات و دانشش و آنچه که به نظرش متقاعد کننده است، در آن دست به انتخاب بزند.
خودِ من نیز مرددم در این که تجربیات غیرمادی و عرفانی (مثل تجربیات نزدیک به مرگ، رویاهای صادقه، دژاوو، احساس پیوند نزدیک با مردگان و تازه درگذشتگان) را محدود به ذهن بدانم یا آن را به بخش فراجسمانی وجود انسان ارتباط بدهم. در مورد دیدگاههای مختلف در ارتباط با این موضوع بعدا مطالبی ارائه خواهد شد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
در واقع روح، آن بخشِ غیر قابل مشاهدهی وجود ماست که این جسم مادیای که رو به زوال و پیر شدن میرود را کنترل میکند و به آن جان میبخشد و حتی پس از مرگ جسم، به حیاتش ادامه میدهد. این جانبخشی در دیدگاههای مادهگرایانه، وظیفهایست که به مغز نسبت داده میشود.
این بحث بر سر دوگانهایست که هر کس میتواند بر اساس تجربیات و دانشش و آنچه که به نظرش متقاعد کننده است، در آن دست به انتخاب بزند.
خودِ من نیز مرددم در این که تجربیات غیرمادی و عرفانی (مثل تجربیات نزدیک به مرگ، رویاهای صادقه، دژاوو، احساس پیوند نزدیک با مردگان و تازه درگذشتگان) را محدود به ذهن بدانم یا آن را به بخش فراجسمانی وجود انسان ارتباط بدهم. در مورد دیدگاههای مختلف در ارتباط با این موضوع بعدا مطالبی ارائه خواهد شد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1👍1
بهترین راه برای پیشبینیِ آینده، ساختنِ آن است.@ConsciousWriter | آگاهنویس
ناشناس
نورهای شهر، ستارگان را از ما میربایند و در شلوغی، تنهاتر از قبل میشویم. ما فرزندان این دورهی بیرحم از زندگی هستیم و لحظههایمان را به امید رسیدن به لحظههایی بهتر به قتل میرسانیم...!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
Khoshbakhty
Ehsan Khajeamiri
نه اینکه تو نمیدونی@ConsciousWriter | آگاهنویس
ولی این درد بیرحمه
یه چیزاییو تو دنیا
فقط یک مرد میفهمه
تمامِ روز میخندم
تمامِ شب یکی دیگم
من از حالم به این مردم
دروغای بدی میگم
آگاهنویس
انسانِ خردمند،رنج را میپذیرد و آن را تاب میآورد اما با دستان خویش به رنجش نمیافزاید.
دوگانهی رنج و لذت، یکی از مهمترین دوگانههای زندگی ماست. اگر سعی کنیم با پناه بردن به لذتهای قلابی و زودگذر، از زیر بار رنجهای ضروری زندگیمان شانه خالی کنیم، بعدها مجبور میشویم که رنجهای بیشتری را تحمل کنیم. اما اگر با صبر و متانت رنجهای ضروری را تحمل کنیم، اندکی بعد شادیهای عمیق به سمت ما سرازیر خواهند شد.
برای مثال دانشجویی که خود را به زحمت نمیاندازد تا برای امتحان خودش را آماده کند (از زیر بار رنجهای ضروری شانه خالی میکند)، نهایتا در آن درس نمرهی قبولی را کسب نمیکند و مجبور میشود در ترمهای آینده همان رنج و حتی بیشتر از آن را برای قبول شدن در آن درس به جان بخرد.
رنج مثل یک گلولهی برفی است که دارد از قلهی کوهی به پایین حرکت میکند و هر چه پایینتر میآید، بزرگتر و بزرگتر میشود. با به تعویق انداختن رنج، این گلولهی برفی تبدیل به بهمن شده و بر سر ما آوار خواهد شد!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
برای مثال دانشجویی که خود را به زحمت نمیاندازد تا برای امتحان خودش را آماده کند (از زیر بار رنجهای ضروری شانه خالی میکند)، نهایتا در آن درس نمرهی قبولی را کسب نمیکند و مجبور میشود در ترمهای آینده همان رنج و حتی بیشتر از آن را برای قبول شدن در آن درس به جان بخرد.
رنج مثل یک گلولهی برفی است که دارد از قلهی کوهی به پایین حرکت میکند و هر چه پایینتر میآید، بزرگتر و بزرگتر میشود. با به تعویق انداختن رنج، این گلولهی برفی تبدیل به بهمن شده و بر سر ما آوار خواهد شد!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
هرچه امکانات بیشتری برایمان فراهم میشود، ما بازدهی کمتری داریم. هرچه علم و تکنولوژی کارها را برایمان سادهتر میکنند، ما تنبلتر و پر توقعتر میشویم. هرچه روابط میان ما انسانها بیشتر به پول و ثروت گره میخورند، بیشتر شاهد استفادهی ابزاری از افراد هستیم. هرچه داشتههایمان بیشتر میشوند، بیشتر برای افزایش آنها دست و پا میزنیم.
در هیاهوی دورانِ مصرفگرایی، هرچه انتخابهایمان افزایش پیدا میکنند و دستمان در گزینش کالاها، افراد و فرصتها بازتر میشود، ما بیشتر احساس نارضایتی میکنیم.
انگار هیچکدام به درستی خودمان را نمیشناسیم. همهی ما خودمان را گم کردهایم و از خود تصویری ساختهایم که به ساز دیگران میرقصد و به همین دلیل است که بیثبات شدهایم و هربار به اقتضای موقعیت و نفعمان رفتار میکنیم. جالب اینجاست که ما حتی نمیدانیم نفعمان در کجا و چه چیزی نهفته است!
اکثر ما بندهی لذات فوری و آنی هستیم و چیزی که مستلزم صبر کردن و تلاشهای ممتد باشد برایمان بیمعنیست. در این شرایط هر فردی عاملیت و اختیار خود را نادیده میگیرد و تقصیر را به چیزی بزرگتر از خودش نسبت میدهد. چیزی که انگار همیشه قویتر از اوست و گویا هیچگاه قرار نیست که زورش به آن برسد. اشتباه ما دقیقا در همینجاست!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
در هیاهوی دورانِ مصرفگرایی، هرچه انتخابهایمان افزایش پیدا میکنند و دستمان در گزینش کالاها، افراد و فرصتها بازتر میشود، ما بیشتر احساس نارضایتی میکنیم.
انگار هیچکدام به درستی خودمان را نمیشناسیم. همهی ما خودمان را گم کردهایم و از خود تصویری ساختهایم که به ساز دیگران میرقصد و به همین دلیل است که بیثبات شدهایم و هربار به اقتضای موقعیت و نفعمان رفتار میکنیم. جالب اینجاست که ما حتی نمیدانیم نفعمان در کجا و چه چیزی نهفته است!
اکثر ما بندهی لذات فوری و آنی هستیم و چیزی که مستلزم صبر کردن و تلاشهای ممتد باشد برایمان بیمعنیست. در این شرایط هر فردی عاملیت و اختیار خود را نادیده میگیرد و تقصیر را به چیزی بزرگتر از خودش نسبت میدهد. چیزی که انگار همیشه قویتر از اوست و گویا هیچگاه قرار نیست که زورش به آن برسد. اشتباه ما دقیقا در همینجاست!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1👍1
اشکهایم را بر کفِ خیابانهای این شهر ریختم تا در آن سبزه و گل برویَد و شهری که ترکش میکنم، برای ساکنانش زیباتر شود.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤2
Axolamal
Shayea
میگن داره هر عمل عکسالعمل@ConsciousWriter | آگاهنویس
آره اما نداره بچه زدن
بذار توله حاشیهها حرف بزنن
من الان بیشتر نگرانِ بعدنمم
At My Best (Ft Hailee Steinfeld)
Machine Gun Kelly
I shout, I swear, I get angry, I get scared@ConsciousWriter | آگاهنویس
I fall, I break, I mess up, I make mistakes
But if you can't take me at my worst
You don't deserve me at my best
باران بند آمد، آسمان صاف شد و چشمانِ من ابری شدند؛ گویا هواشناسی بارشِ بارانی دیگر را پیشبینی نکرده بود!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس