اگر از دیدگاه روانکاوی به روابط عاطفیمان نگاه کنیم، در مییابیم که رنجی که ما از پایان یک رابطهی عاشقانه متحمل میشویم، در واقع ناشی از بازآفرینی الگوهای قدیمی رابطهی ما با مراقبین اولیهی زندگیمان است. قطع ارتباط با معشوقِ دوست داشتنی که پناهگاهی در برابر دنیای ناشناختهی اطراف است، ما را به سبکهای ارتباط و دلبستگی در دورهی کودکی پیوند میزند؛ زمانی که در برابر جهان خارج بیپناه بودیم و مادر یا پدرمان با مراقبت کردن از ما، به ما حس امنیت میدادند. در اینجاست که میتوان گفت خداحافظی از معشوق، در واقع سلامیست به الگوهای کهنهی شکل گرفته در ناخودآگاهمان!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍2
Intro
NF
Music is changing, no way to tame this
I am an artist, look what I painted
Hang up the caution tape, I'm dangerous
Does anyone know where my brain is?
Rappers are comfortable knowing they're famous
But I really don't care what your name is
And I really don't care if I'm nameless
Y'all just drivin' around, I know where my lane is
@ConsciousWriter | آگاهنویس
فرزندت است؟@ConsciousWriter | آگاهنویس
در آغوشش بگیر.
با هم دوست هستید؟
دستهایش را به گرمی بفشار.
معشوقهی توست؟
لبهایش را سخت ببوس.
در سرزمینِ من، هر لحظه ممکن است لحظهی آخر باشد!
ناشناس
تا به حال شده فکری، ناخواسته وارد ذهنت شود و راه خروجش را گم بکند؟ شده در میان جمع، ناگهان افکارت تو را در خودشان ببلعند و تو ساکت شوی و نامحسوس از دیگران فاصله بگیری؟ شده افکارت با زیر سوال بردن همه چیز، لذت و شادی را از تو دریغ کنند؟ پس ما چگونه ذهنمان را دوستِ خود میپنداریم در حالی که هر آن میتواند خطرناکترین دشمنمان بشود؟
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍2
نگرشها، باورها و عقایدی هستند که میتوانند افراد را مستعدِ عمل کردن به شیوهای خاص نمایند. روانشناسان اجتماعی سه جزء (مؤلفه) برای نگرشها تعریف نمودهاند:@ConsciousWriter | آگاهنویس
۱.مؤلفهی شناختی: شامل باورها و ایدههای نگرش میشود.
۲.مؤلفهی عاطفی: احساسات هیجانیای که یک نگرش خاص باعث برانگیخته شدن آنها میشود.
۳.مؤلفهی رفتاری: استعداد رفتار کردن به شیوهای خاص که از نگرش فرد تاثیر میپذیرد.
با این حال رابطهی بین نگرشها و رفتار پیچیده است یعنی نمیتوان با دانستن نگرش یک انسان، رفتار او را پیشبینی نمود. خواستههای محیطی (اینکه محیط از ما میخواهد چگونه رفتار کنیم) و محدودیتها، میتوانند به تناقض بین نگرشها و رفتارها منجر بشوند. یعنی ممکن است رفتار یک فرد دقیقا متضاد نگرشِ او باشد مثل فردی که معتقد است سیگار کشیدن برای سلامتی مضر است، با این حال سیگار میکشد!
روانشناسی اجتماعی
👍1
آیا شهامت آن را داری که زیباییای را که در خودت نمییابی، در دیگران ببینی، بفهمی و بدون حسادت، آن را تحسین کنی؟
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
👏1
Anti-Hero
Taylor Swift
I wake up screaming from dreaming
One day, I'll watch as you're leaving
And life will lose all its meaning
(For the last time)
@ConsciousWriter | آگاهنویس
یادم میآید کوچکتر که بودم، با همسن و سالهایم هر سال در شب یلدا گذر زمان را زیر نظر میگرفتیم. آن وقتها فکر میکردیم که شبهای یلدا، زمان دیرتر از دیگر شبها میگذرد! در هر صورت شاید گذر زمان کندتر یا تندتر از اوقات دیگر بنظر میآمد، اما زمان هیچگاه متوقف نمیشد. ما هیچگاه نتوانستیم زندگی را در یکی از آن لحظات خوبش متوقف کنیم که تا ابد همانجا و در همان حس و حال بمانیم.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
بارانِ اولین روز زمستان، پاییز را از رُخ شهر شست. برگهای پاییزی در زیر باران خیس خوردند و رفتگر آنها را جارو کرد. من نیز از پنجره دستانم را بیرون گرفتم تا با طراوتِ بارانِ زمستانی آشنا شوند؛ اینگونه بود که فصلی جدید آغاز شد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
وقتی انسان آموخت چگونه با رنجهايش تنها بماند و چگونه بر اشتياقش به گريختن چيره شود، آن وقت چيز زيادی نمانده كه ياد نگرفته باشد.
هرگونه احساس خشم و اندوهی كه تجربه میكنيد و هر راه تاريک و مبهمی كه در آن قدم میگذاريد، ممكن است ترسناک باشد، اما اين تاريكی، تاريكیِ گور نيست بلکه تاريكیِ رَحِم است؛ تاريكیای كه انسان را به تولد دوباره میرساند. از اين تاريكی نبايد ترسيد چرا كه هر انسانی كه با خود در صلح است و قدرتمند و شما اثر و انرژی آن را تحسين میكنيد، روزی در اين تاريكی بوده و از آن عبور كرده است. هيچ انسانی بدون عبور از اين تاريكی نمیتواند تجربهی تولد دوباره را داشته باشد.
آلبر کامو
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1👏1
Negah
Bahram
من زندگیم تو هر لحظهش@ConsciousWriter | آگاهنویس
هم مسیر بوده هم مقصد
خوش به حالِ اون که باهام موند و درکم کرد
وای به حال اون که دُگم بود، ترسید از تغییر و ترکم کرد
ارگانیسمهای پیچیدهتر، با وجودِ بهرهمندی از موهبتهایی مثل قوهی تعقل، حافظههای چندگانه، فرآیندهای ذهنی و زبان پیچیده، هرگز وضعیت بهتری نسبت به دیگر جانداران ندارند. بنظر من یک موجود تک سلولی نسبت به یک کلاغ، یک کلاغ نسبت به یک گربه، یک گربه نسبت به یک شامپانزه و یک شامپانزه نسبت به یک انسان وضع بهتری دارد!
هر چه ارگانیسم سادهتر باشد، رضایت نسبت به وضع موجود بیشتر است. آیا شده کلاغی نسبت به وضعیت زندگیاش به کلاغی دیگر شکایت کند؟! مسلما خیر چون کلاغ هر چه که بشود با جریان حیاتش همراه است. اما انسان با قدرت تفکری که دارد، میتواند گذشته را به یاد بیاورد و آینده را تصور کند و با استفاده از ذهنش، هر جایی پرسه بزند بجز در لحظهی اکنون! انسان در اجتماع، خود و داشتههایش را با دیگران و داشتههایشان مقایسه میکند و افسوس میخورد. طمع و حرص او باعث میشود که به هر چیز هم که دست یافت، باز چیز دیگری را طلب کند.
حتی اگر صفاتی مثل روانمندی و ذهنمندی را از انسان جدا کنیم، ارگانیسم پیچیدهی جسمانی انسان مدام او را در برابر حوادث مختلفی که رخ میدهند، آسیبپذیر مینماید. علم زیستشناسی قادر است تا حدی ساختارِ پیچیدهی بدنِ انسان را توضیح بدهد، با این حال هر لحظه امکانِ این وجود دارد که مسئلهای بسیار نادر در رابطه با بدنِ انسانی خاص پیش بیاید یا واقعیتی جدید در مورد بدنِ انسانها کشف شود و تمام زیستشناسانِ جهان را متعجب نماید.
در آیندهای نه چندان دور، هوش مصنوعی و کامپیوترهای انساننمایی که خود ساختهی انسان هستند، خواهند توانست بازدهیِ فیزیکی و ذهنیِ بسیار بیشتری از انسان را به نمایش بگذارند.
شاید خیلی بدبینانه بنظر برسد اما گاهی اوقات فکر میکنم که رنجِ انسان بودن از لذتهایش بیشتر است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
هر چه ارگانیسم سادهتر باشد، رضایت نسبت به وضع موجود بیشتر است. آیا شده کلاغی نسبت به وضعیت زندگیاش به کلاغی دیگر شکایت کند؟! مسلما خیر چون کلاغ هر چه که بشود با جریان حیاتش همراه است. اما انسان با قدرت تفکری که دارد، میتواند گذشته را به یاد بیاورد و آینده را تصور کند و با استفاده از ذهنش، هر جایی پرسه بزند بجز در لحظهی اکنون! انسان در اجتماع، خود و داشتههایش را با دیگران و داشتههایشان مقایسه میکند و افسوس میخورد. طمع و حرص او باعث میشود که به هر چیز هم که دست یافت، باز چیز دیگری را طلب کند.
حتی اگر صفاتی مثل روانمندی و ذهنمندی را از انسان جدا کنیم، ارگانیسم پیچیدهی جسمانی انسان مدام او را در برابر حوادث مختلفی که رخ میدهند، آسیبپذیر مینماید. علم زیستشناسی قادر است تا حدی ساختارِ پیچیدهی بدنِ انسان را توضیح بدهد، با این حال هر لحظه امکانِ این وجود دارد که مسئلهای بسیار نادر در رابطه با بدنِ انسانی خاص پیش بیاید یا واقعیتی جدید در مورد بدنِ انسانها کشف شود و تمام زیستشناسانِ جهان را متعجب نماید.
در آیندهای نه چندان دور، هوش مصنوعی و کامپیوترهای انساننمایی که خود ساختهی انسان هستند، خواهند توانست بازدهیِ فیزیکی و ذهنیِ بسیار بیشتری از انسان را به نمایش بگذارند.
شاید خیلی بدبینانه بنظر برسد اما گاهی اوقات فکر میکنم که رنجِ انسان بودن از لذتهایش بیشتر است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
3AM (Ft Leonus)
Purya Putak
نمیخوام منو الکی تشویقم کنن
درسته ساده بودم ولی تو سیرِ تغییرم گلم
دشمنامو ترجیح میدم به همه اون دوستایی که
دوست دارن مخفیانه پیشِ بقیه تحقیرم کنن
@ConsciousWriter | آگاهنویس
نمیتونی از عامه بودن و شبیه بقیه بودن متنفر باشی و همزمان دلت بخواد یه زندگی عادی و معمولی، دقیقا شبیه دیگران داشته باشی. اگه دلت میخواد متفاوت باشی، مسیرِ متفاوتی رو ادامه بده.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
صوفیان جملگی نفس را حیلهگر، مکّار، تحت تاثیر شر و دارای سرشتی هوسزا میدانند. نفس در شکلِ شهوت، عقل را از سر و کرامت را از دل میبرد. نفس بُتِ بزرگ است که انسان را وادار میکند در زندگی به دنبال اهداف مادی و دنیوی برود و او را از رشد و تعالی باز میدارد یا حتی ممکن است در ذهن فرد بتهای دیگری چون حرص، آز و شهوت و عشق به قدرت بیافریند.@ConsciousWriter | آگاهنویس
زبان، منزلت و قدرت در ایران
ویلیام بیمن
لزوم سخن گفتن دربارهی مسائل و مشکلات را نمیتوان مورد تردید قرار داد اما چیزی که باید به آن توجه شود این است که حتی زبان (فارسی)، جای پای محکمی برای ما نیست که با اتکا به آن، اطمینان پیدا کنیم که منظورمان را همانطور که میخواهیم به دیگری منتقل کردهایم. گاه از یک سخن ممکن است برداشتی بشود که خودمان هم قصد ارائهی آن برداشت را نداشتهایم. شاید بتوان گفت که میدانِ معنایی یک سخن از آن چیزی که در ابتدا ما برای آن ترسیم میکنیم، فراتر میرود و امکانِ این هست که هر کسی بر اساس نگرش خودش سخن ما را تحلیل کند. بحثِ مطرح شده، به خصوص در مورد زبان فارسی، تا حد زیادی صادق است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👏1
آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
خوبیِ عشق همین است که تعریف روشن و واحدی ندارد. هر کسی از نگاه خودش عشق را طوری فهميده. کاملا فردی است و وابسته به خواستِ عاشق، معنیاش آدم به آدم تغییر میکند. همین تعریف ناپذیریِ عشق، گسترده و مهربانش کرده، کمک میکند عشق را در دل زنده نگه داریم. عاشق به این "سردرگمی" پناه میبرد و تحت نوع غریبی از امنیت، از احساسی که دارد "لذت" میگیرد. چون عشق تعریف ندارد، پس انکارش هم سخت است! عاشق در پیِ اثباتِ وجودِ عشق نیست، بلکه میخواهد جلوی انکارش را بگیرد.@ConsciousWriter | آگاهنویس
معین دهاز
Home
Machine Gun Kelly & X Ambassadors & Bebe Rexha
Now tell me, how did all my dreams turn to nightmares?
How did I lose it when I was right there?
Now I'm so far that it feels like it's all gone to pieces
Tell me why the world never fights fair?
@ConsciousWriter | آگاهنویس