هر چه بدی بود من با خودم کردم و هر چه خوبی بود تو در حقِ من انجام دادی. تو خورشید بودی در آن هنگام که بر من طلوع کردی اما من به نیمهی تاریکترِ زمین هجرت کردم. خورشید در حال تابیدن بود اما منی که خودم را در تاریکی حبس کرده بودم، به دنبال شمع و فانوس میگشتم تا اطرافم را روشن کنم. من از تو میگریختم اما حالا تو را در آغوش میکشم؛ مرا مانند خودت نورانی کن.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
چرا در بسیاری از دانشگاههای ایران، دانشجویان اصلا در جستجوی دانش نیستند؟! دلیل را در کجا باید جستجو کرد؟
این موضوع تحت تاثیر عوامل مختلف است و باید از جهتهای مختلف آن را بررسی کرد که مطمئنا من اطلاعات کافی را برای آن ندارم اما تا حد امکان سعی میکنم که این مسئله را توضیح بدهم.
از نظر من یک دلیل این است که نظام آموزشی ما از سنین پایین دانش آموزان را تشنهی علم و یادگیری بار نمیآورد و افراد با تلاشهای نصفه و نیمه و گاه و بیگاه و با نمرات قرضی، مقاطع تحصیلی را یکی پس از دیگری طی میکنند و به دانشگاه میرسند. در دانشگاه نیز همین وضعیت ادامه پیدا میکند. از جهتی دیگر، دروسِ مقاطع پیش از دانشگاه و دروس دانشگاهی تا حد زیادی پیوستگی ندارند و افراد با ورود به دانشگاه با عنوانها و کتابهایی روبرو میشوند که مقدمات و پیشنیازهای آنها را نیاموختهاند و دچار سردرگمی میشوند.
از طرفی وضعیت غیرقابل پیشبینی کشور از هر جهت، باعث میشود افراد به آینده بیاطمینان شوند و نتوانند تمرکز خود را بر روی درس خواندن و دانشجو بودن بگذارند. من از بسیاری از دانشجویان شنیدهام که میگویند به علت وضعیت کنونی کشور، دیگر انگیزهای برای درس خواندن ندارند. همچنین عدهای از دانشجویان به علت وضعیت مالی نامساعد خود، مجبورند همزمان با تحصیل کار بکنند و بسیاری از دانشجویان مستعد نیز به جهت کسب درآمد، از تحصیل انصراف میدهند و مشغول به کار میشوند.
ای کاش دانشجوی ایرانی تا این حد دغدغههای شدید روانی، اجتماعی، اقتصادی و شغلی نداشت و میتوانست با خیال راحت و با ذهنی باز به گسترش مرزهای علم بپردازد. همین است که اکثر کسانی که بطور جدی پیگیر درس خواندن و علمجویی هستند، شرایط آکادمیک و اجتماعی کشور را مساعد نمیبینند و سعی میکنند با خروج از کشور، در دانشگاههای خارجی به تحصیل خود ادامه بدهند. (پدیدهای که تحت عنوان فرار مغزها میشناسیم!)
در نهایت بسیاری از دانشگاهها به نظامی تبدیل شدهاند که جوان سرگردان را سرگرم و سرمایهی او را جذب کنند. بسیاری از دانشجویان فقط به دلیل وقتگذرانی و تفریح وارد دانشگاه میشوند و به اجبار واحدهای درسی را میگذرانند تا مدرک آن مقطع را دریافت کنند. دانشجویان بیشتر از اینکه به دنبال فهم و اخذ دیدگاهی به جهان از دریچهی رشتهی تحصیلی خود باشند، به دنبال مدرکی هستند که نشان بدهد این دوره را گذراندهاند.
ما دانشجویان نیز تمام این موارد را بهانه میکنیم تا عمل خود را توجیه کنیم و به حداقلِ اطلاعات و یادگیری دروس فقط در حد اخذ نمرهی قبولی امتحان، اکتفا کنیم. در چنین وضعیتی هرکس تقصیر را به گردن دیگری میاندازد؛ انگار که افراد هرگز حاضر نیستند نقش و عاملیت خود را در این جریان بپذیرند.
در هرصورت، روز دانشجو بر دانشجویان دانشگاهی و دانشجویانی که خارج از دانشگاه به دنبال فهم جهان از دریچهی علم هستند، مبارک باد!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
این موضوع تحت تاثیر عوامل مختلف است و باید از جهتهای مختلف آن را بررسی کرد که مطمئنا من اطلاعات کافی را برای آن ندارم اما تا حد امکان سعی میکنم که این مسئله را توضیح بدهم.
از نظر من یک دلیل این است که نظام آموزشی ما از سنین پایین دانش آموزان را تشنهی علم و یادگیری بار نمیآورد و افراد با تلاشهای نصفه و نیمه و گاه و بیگاه و با نمرات قرضی، مقاطع تحصیلی را یکی پس از دیگری طی میکنند و به دانشگاه میرسند. در دانشگاه نیز همین وضعیت ادامه پیدا میکند. از جهتی دیگر، دروسِ مقاطع پیش از دانشگاه و دروس دانشگاهی تا حد زیادی پیوستگی ندارند و افراد با ورود به دانشگاه با عنوانها و کتابهایی روبرو میشوند که مقدمات و پیشنیازهای آنها را نیاموختهاند و دچار سردرگمی میشوند.
از طرفی وضعیت غیرقابل پیشبینی کشور از هر جهت، باعث میشود افراد به آینده بیاطمینان شوند و نتوانند تمرکز خود را بر روی درس خواندن و دانشجو بودن بگذارند. من از بسیاری از دانشجویان شنیدهام که میگویند به علت وضعیت کنونی کشور، دیگر انگیزهای برای درس خواندن ندارند. همچنین عدهای از دانشجویان به علت وضعیت مالی نامساعد خود، مجبورند همزمان با تحصیل کار بکنند و بسیاری از دانشجویان مستعد نیز به جهت کسب درآمد، از تحصیل انصراف میدهند و مشغول به کار میشوند.
ای کاش دانشجوی ایرانی تا این حد دغدغههای شدید روانی، اجتماعی، اقتصادی و شغلی نداشت و میتوانست با خیال راحت و با ذهنی باز به گسترش مرزهای علم بپردازد. همین است که اکثر کسانی که بطور جدی پیگیر درس خواندن و علمجویی هستند، شرایط آکادمیک و اجتماعی کشور را مساعد نمیبینند و سعی میکنند با خروج از کشور، در دانشگاههای خارجی به تحصیل خود ادامه بدهند. (پدیدهای که تحت عنوان فرار مغزها میشناسیم!)
در نهایت بسیاری از دانشگاهها به نظامی تبدیل شدهاند که جوان سرگردان را سرگرم و سرمایهی او را جذب کنند. بسیاری از دانشجویان فقط به دلیل وقتگذرانی و تفریح وارد دانشگاه میشوند و به اجبار واحدهای درسی را میگذرانند تا مدرک آن مقطع را دریافت کنند. دانشجویان بیشتر از اینکه به دنبال فهم و اخذ دیدگاهی به جهان از دریچهی رشتهی تحصیلی خود باشند، به دنبال مدرکی هستند که نشان بدهد این دوره را گذراندهاند.
ما دانشجویان نیز تمام این موارد را بهانه میکنیم تا عمل خود را توجیه کنیم و به حداقلِ اطلاعات و یادگیری دروس فقط در حد اخذ نمرهی قبولی امتحان، اکتفا کنیم. در چنین وضعیتی هرکس تقصیر را به گردن دیگری میاندازد؛ انگار که افراد هرگز حاضر نیستند نقش و عاملیت خود را در این جریان بپذیرند.
در هرصورت، روز دانشجو بر دانشجویان دانشگاهی و دانشجویانی که خارج از دانشگاه به دنبال فهم جهان از دریچهی علم هستند، مبارک باد!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍4
بسیاری از ناخوشیهای ما به دلیلِ دائمی در نظر گرفتن «امور موقتی» رخ میدهند. ما چیزهایی که مدام در حال تغییرند و از این رو گذرا هستند را چنان در نظر میگیریم که گویا تا آخر عمرمان به شکلی ثابت همراه ما هستند. برای مثال ما رنجی موقت را با نگاه به آینده به گونهای تعریف میکنیم که انگار قرار نیست هیچگاه پایان بیابد و از همین تصورِ ادامه داشتنِ این رنج تا ابد، بر غمهایمان افزوده میشود.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
Momken
Bahram
من خیلی وقته نوشتم اسممو رو بخارِ شیشهی قلبت@ConsciousWriter | آگاهنویس
پس هستم تا وقتی که بیرونت سرده و توت گرمه
منو پاکم نکن
این یه خواهش نیست این یه هشداره
دیگه گلهم از قدرتِ احمقا نیست
از سکوتِ مغزای هوشیاره
👍1
آگاهنویس
یکی از کاربردهای اصلی ذهن، مبارزه با درد عاطفی و از بین بردن آن است و یکی از علل فعالیتِ مداومِ ذهن همین است. اما ذهن تنها میتواند سرپوشی موقت روی درد عاطفی بگذارد. در واقع ذهن هر چه بیشتر برای خلاصی از درد تقلا کند، درد بیشتر میشود. ذهن هرگز نه میتواند…
یکی از جنبههای درد عاطفی که برخاسته از «منِ درونی» است، احساس عمیقِ نقص و ناکامل بودن است. احساس یکپارچه نبودن اگر آگاهانه باشد، به صورت احساسی پیوسته و پالایش نیافته که میگوید به اندازهی کافی خوب و با ارزش نیستید بروز میکند. چنانچه این احساس ناآگاهانه باشد، غیر مستقیم و به صورت نیاز، خواست و تمنای شدید جلوهگر میشود. در هر دو صورت مردم بیشتر اوقات به جستجویی وسواسگونه برای خشنودی «منِ درونی» و عواملی که از آن هویت میگیرند میپردازند تا حفرهای که در درون خود احساس میکنند را پر کنند. از این رو در تکاپوی یافتن پول، موفقیت، قدرت، اعتبار، مالکیت یا رابطهای خاص میافتند تا بتوانند احساس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند و خودشان را کاملتر احساس کنند. اما حتی اگر به همهی اینها برسند، به زودی متوجه میشوند که این حفره به قوت خود باقیست و انتهایی ندارد.@ConsciousWriter | آگاهنویس
نیروی حال
اکهارت تله
کشف تفاوتها و شباهتهای بین انسانها، جایی است که من با علم پیوند میخورم. دوست دارم رازهای وجود جسمانی و روانی انسان را کشف و برملا سازم. ما انسانها باید بفهمیم که چه مقدار به هم شبیه هستیم و چه مقدار متفاوتیم.
بین جسم و روانِ زن و مرد چه تفاوتها و شباهتهایی وجود دارد؟
بین هوش، عواطف و کارکردهای ذهنی افراد چه تفاوتها و شباهتهایی را میتوان کشف کرد؟
افرادِ متفاوت و مشابه، چگونه با یکدیگر تعامل میکنند؟
این افراد از زبان چگونه برای کنشهای متقابلشان استفاده میکنند؟
اینها تنها گوشهای از سوالاتی هستند که علومی مانند جامعهشناسی، مردمشناسی، روانشناسی، زیستشناسی و زبانشناسی سعی میکنند به آنها پاسخ بدهند.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
بین جسم و روانِ زن و مرد چه تفاوتها و شباهتهایی وجود دارد؟
بین هوش، عواطف و کارکردهای ذهنی افراد چه تفاوتها و شباهتهایی را میتوان کشف کرد؟
افرادِ متفاوت و مشابه، چگونه با یکدیگر تعامل میکنند؟
این افراد از زبان چگونه برای کنشهای متقابلشان استفاده میکنند؟
اینها تنها گوشهای از سوالاتی هستند که علومی مانند جامعهشناسی، مردمشناسی، روانشناسی، زیستشناسی و زبانشناسی سعی میکنند به آنها پاسخ بدهند.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
کسی که نسبت به خود و ویژگیهایش پذیرا و بخشنده نباشد، در رفتار با دیگران نیز نمیتواند این ویژگیها را از خود نشان بدهد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
A person who thinks all the time has nothing to think about except thoughts. So, he loses touch with reality and lives in a world of illusions.@ConsciousWriter | آگاهنویس
فردی که همیشه در حال فکر کردن است، هیچ چیزی جز افکارش برای فکر کردن ندارد. بنابراین، ارتباطش با واقعیت را از دست میدهد و در دنیایی از توهمات زندگی میکند.
آلن واتس
👍1
Man Dahanam
Chaartaar
به کوهی ابر زاینده پوشاندم@ConsciousWriter | آگاهنویس
سینهی آبی آسمان را
تو در هر چکه از چهرهی باران
ببین رویای رنگین کمان را
تمام عمرمان را به امید رسیدن لحظهی رستگاری میگذرانیم و نمیدانیم که رستگاری در همین لحظه است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍2
Apocalypse
Cigarettes After Sex
Oh, when you're all alone@ConsciousWriter | آگاهنویس
I will reach for you
When you're feeling low
I will be there too
👍1
اگر هدفی برای خود تعیین و در جهت تحقق آن فعالیت نمایید، از زمانِ ساعتی استفاده میکنید. شما آگاه نیستید که میخواهید به کجا بروید، اما توجه کامل و احترامتان را بر گامی که اکنون برمیدارید متمرکز میکنید. چنانچه بعدا به شدت روی هدف خود متمرکز شوید، شاید در آن به دنبال شادی، خشنودی یا شکلِ کاملتری از خویش هستید که در این صورت دیگر «لحظهی حال» محترم شمرده نمیشود. در چنین شرایطی لحظهی حال تا حد یک حرکت صرف بدون هیچگونه ارزش معنوی و تنها برای رسیدن به هدفی در آینده تنزل یافته است. آنگاه سفرِ هستیِ شما دیگر سفری ماجراجویانه نیست و تنها نیازی وسواسگونه به رسیدن، دستیابی و تحققِ آن هدف است.
نیروی حال
اکهارت تله
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
اگر امروز تمامی مشکلات یا دلایلی که برای غم و ناراحتی میآورید به گونهای معجزهآسا از زندگیتان پاک شود اما شما حضورِ بیشتری نیابید، به زودی خود را بار دیگر در وضعیتی مشابه با مشکلات یا رنجهایی مشابه خواهید یافت که هرجا میروید، مانند سایهای شما را دنبال میکنند. در نهایت تنها یک مشکل وجود دارد که همان ذهنِ محدود به زمان است.@ConsciousWriter | آگاهنویس
نیروی حال
اکهارت تله
👏1
کهکشانی درون چشمش بود
که مرا در خودش رها میکرد
در گلویش غم ظریفی داشت
و به نرمی مرا صدا میکرد
فکر کردم همیشه میماند
بر سر حرفهای زیبایش
رفت و فصل غم دلم آمد
سرد شد خانه بی نفسهایش
سرد شد خانه بی نفسهایت
و درونم پر از تلاطم شد
در میان صدای افکارم
نغمههای صدای من گم شد
از درون تمام پنجرهها
وقت رفتن تو را صدا کردم
رفتی و بعد تو نفهمیدی
که به روز خودم چه آوردم
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
که مرا در خودش رها میکرد
در گلویش غم ظریفی داشت
و به نرمی مرا صدا میکرد
فکر کردم همیشه میماند
بر سر حرفهای زیبایش
رفت و فصل غم دلم آمد
سرد شد خانه بی نفسهایش
سرد شد خانه بی نفسهایت
و درونم پر از تلاطم شد
در میان صدای افکارم
نغمههای صدای من گم شد
از درون تمام پنجرهها
وقت رفتن تو را صدا کردم
رفتی و بعد تو نفهمیدی
که به روز خودم چه آوردم
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
Lungs
Townes Van Zandt
Fingers walk the darkness down, mind is on the midnight
Gather up the gold you've found, you fool, it's only moonlight
And if you stop to take it home, your hands will turn to butter
Better leave this dream alone, try to find another
@ConsciousWriter | آگاهنویس
تو دوستداشتنی، زیبا و خوشفکر هستی و ویژگیهای تو با هیچکس قابل مقایسه نیست. چیزهایی که تو میتونی بهشون برسی با هیچکس قابل مقایسه نیست و مسیر تو کاملا خاص و متفاوته، پس در ارتباط با دیگران به هیچ وجه خودتو با اونها مقایسه نکن.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
برخی از افراد و رویکردها، تمایل دارند که جسم و ذهن را جدا از هم بررسی کنند در حالی که این دو پیوندهای بسیار محکم و ناگسستنی با یکدیگر دارد.
همانطور که احتمالا همهی ما تجربه کردهایم، یک نقص در عملکرد صحیح ارگانهای بدن (حتی یک سرماخوردگی ساده)، میتواند تا حد زیادی خلق و خو و شرایط روانی ما را تحت تاثیر قرار بدهد؛ مثلا ممکن است ما را به شدت غرغرو، عصبی، غمگین و بیحوصله کند.
از سمت دیگر شرایط روانی میتوانند کاملا جسم را تحت تاثیر قرار بدهند. برای مثال بسیاری از افراد در هنگام اضطراب یا غم، اشتهایشان تغییر میکند (بیشتر یا کمتر میشود). همچنین در هنگام اضطراب ممکن است در شکم، قلب، شانهها و قسمتهای دیگر بدن، احساسات مختلفی پدیدار بشوند.
از این رو جسم و روان بایستی به مثابه یک «کلیت» مطالعه شوند. همانگونه که میگویند «عقلِ سالم در بدنِ سالم است.»
@ConsciousWriter | آگاهنویس
همانطور که احتمالا همهی ما تجربه کردهایم، یک نقص در عملکرد صحیح ارگانهای بدن (حتی یک سرماخوردگی ساده)، میتواند تا حد زیادی خلق و خو و شرایط روانی ما را تحت تاثیر قرار بدهد؛ مثلا ممکن است ما را به شدت غرغرو، عصبی، غمگین و بیحوصله کند.
از سمت دیگر شرایط روانی میتوانند کاملا جسم را تحت تاثیر قرار بدهند. برای مثال بسیاری از افراد در هنگام اضطراب یا غم، اشتهایشان تغییر میکند (بیشتر یا کمتر میشود). همچنین در هنگام اضطراب ممکن است در شکم، قلب، شانهها و قسمتهای دیگر بدن، احساسات مختلفی پدیدار بشوند.
از این رو جسم و روان بایستی به مثابه یک «کلیت» مطالعه شوند. همانگونه که میگویند «عقلِ سالم در بدنِ سالم است.»
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
زمان میبرد تا این موضوع را درک کنی که از دست دادن خودت بسیار دردناکتر است از اینکه کسی یا چیزی دیگر را از دست بدهی. منظورم این است که هر کسی در زندگیاش ممکن است جایی خودش را نادیده بگیرد، به خودش آسیب بزند و با خودش بجنگد؛ با این حال بعدا متوجه خواهد شد که نادیده گرفتن خودش بدترین کاری بوده که میتوانسته در مواجهه با آن موقعیت انجام دهد. به راستی ما با چه کسی بیش از خودمان وقت میگذرانیم؟ ارزشِ تمام جهان چیست اگر ما نباشیم یا نتوانیم آن را ادراک کنیم و با آن وارد ارتباط بشویم؟ و در نهایت داراییها و خواستههایمان چه ارزشی دارند اگر ما نباشیم تا آنها را مالک شویم؟
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
مشخص شد که شبیه فیلماست. لحظهای که تموم میشه، چیزایی که باعث شدن عاشق بشی به یادت میان و درون ذهنت شعلهور میشن. زهر شیرینی که از خاطرات رمانتیک و کمدی ساخته شده!
Series: You 2018-2025
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1👍1