آگاه‌‌نویس
334 subscribers
304 photos
28 videos
4 files
484 links
درختِ حقیقت گسترده‌تر از آن است که تن به شاخه شاخه‌ شدنِ علوم بدهد!

فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی و دانشجوی روانشناسی
علاقه‌مند به فلسفه و مباحث بین‌رشته‌ای
Download Telegram
پیش‌نیازِ انجامِ هر عملی در زندگی این است که انسان خودش را بپذیرد و آنگونه که هست خود را دوست بدارد‌. اینکه احساس لیاقت کند و خود را لایق رسیدن به آن هدفی که دنبال می‌کند بداند. در غیر این صورت، هیچ عملی انجام نمی‌گیرد یا اگر انجام گیرد، کاملا از سر اجبار و زور است و هیچ معنایی از طریق آن آفریده نمی‌شود بنابراین نتیجه نیز سطحی خواهد بود. چطور می‌توانیم کارهایی را انجام دهیم که ما را از خودمان متنفر می‌کنند و چطور می‌توانیم وقتی از خودمان متنفریم، با دیگران و با جهان در صلح باشیم و از نیروی خلاقیت درون‌مان به بهترین شیوه کمک بگیریم؟!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤7
شاید هم تو درست می‌گفتی. شاید عشق نوعی توهم است. در همین رابطه داشتم فکر می‌کردم که شاید اگر هیچ میل و سائقی وجود نداشت، انسان بهتر می‌توانست پوچی جهان را با پوست و استخوان حس کند و بپذیرد و نهایتا رها شود و مدام فکر نکند که خوشبختی جای دیگری منتظرش نشسته است یا آرمانشهرش را بلاخره پیدا خواهد کرد.
به یاد آن جریان جامعه‌شناختی می‌افتم که امیال تنانی آدمی را باعث و بانی ایجاد تغییرات اجتماعی می‌داند؛ ولی باید پرسید اصلا پیشرفت و تغییر چه معنایی دارد وقتی در یک دایره چرخ می‌خوریم و به ابتدای مسیرمان باز می‌گردیم؟ وقتی که امیال ما را می‌رانند تا تغییر دهیم و بهتر شویم اما می‌بینیم تغییرمان ما را به قهقرا رانده است. وقتی آرمان آزادی نهایتا ما را در درون میله‌های خودش حبس می‌کند و آرمان برابری نهایتا به مجبور کردن افراد بر خلاف خواست خودشان ختم می‌شود.
امروز پوچی عمیقی در جانم ریشه دوانده است. آهنگی را روی تکرار گذاشته‌ام و بین جمعیت راه می‌روم و به تو می‌اندیشم. اینکه این میلی که تن مرا به تو پیوند می‌دهد، آیا آنقدر عمیق هست که روح‌هایمان را هم یکی کند؟ این هیجاناتی که دریای وجودمان را مواج می‌کنند چه فایده‌ای دارند؟ که نهایتا ما بازیچه‌ی دستشان شویم و هدف از پیش تعیین‌شده‌ای را محقق کنیم؟ شاید بگویی چرا در جوانی شبیه ۵۰ ساله‌ها فکر می‌کنم؟ این اتفاق وقتی می‌افتد که انرژی‌ام از جهان بیرون برگرفته می‌شود و به جهان درون بازمی‌گردد.
بگذار این متن را ادامه ندهم و همینجا تمامش کنم.
زنده باد پوچی!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍2💔1
از هنگامی که انگشت اشاره را به سمت خودم گرفتم و سعی کردم در قضایای مختلف، سهم ناچیز خودم را درک کرده و آن را اصلاح کنم، همه چیز بسیار بسیار بهتر از قبل شد. اختیار نیز همانند جبر امری مطلق نیست و اختیار ما به وسیله‌ی موارد مختلفی محدود شده است، اما هر چقدر هم محدود، اگر از آن درست استفاده کنیم، می‌توانیم شرایط را در جهتی مثبت تغییر دهیم.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤5
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از عُمر چه مانَد باقی؟
عشق است و محبت‌ است و باقی همه هیچ

منسوب به مولانا

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤3
میلِ لمسِ انگشتانت در زیر پوستم خزیده است. انگار «ایدِ» بی‌طاقتم می‌گوید: می‌خواهمش، همین الان و همین‌جا! مثل آن لحظه‌ها که «ایدت» را بیقرار کرده بودم و با عجز و تنش برایم می‌نوشتی: «می‌خوامت، پاشو بیا پیشم!»
من اما هیچ چیز از تو نمی‌خواهم. فقط دستانت را می‌خواهم. می‌خواهم دستانت را لمس کنم و قول می‌دهم زیاده‌خواهیِ ایدم را پس از آن کنترل کنم و افسارش را در دستانم بگیرم. ایدِ بی‌‌صبرم که هوسِ انگشتانت را کرده، انگشتانم را وادار می‌کند تا برایت بنویسند: «می‌خواهمت، کاش الان کنارم بودی!»

سرم گَردان و قلبم بی‌قرار است
دو چشمت تیر و قلبِ من شکار است
به هنگامی که دستانِ تو اینجاست
مرا با باده و مستی چه کار است؟

#اشعار
۱۴۰۵/۴/۱۸
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2👍2
با پذیرشِ میراییِ همه چیز از جمله خودت، دیگران و روابط، خودت را از اضطراب و سوگواری برای اتفاقاتِ گذشته و آینده رها کن.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍4
In Shahr
Mehrad Hidden & Kaviano
این عشقه یا یه طلسمه؟
شیطانی تو یا یه فرشته؟
روحت مث شعله‌ی آتیش
آرومه جنس بهشته
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2
پای گذاشتن در مسیرِ تعالی و حرکت از دوگانگی به سوی یگانگی هرگز نبایستی معطوف به هدف باشد چرا که در این راه هر قدم و هر لحظه از مسیر، خودْ هدف است! هدف هیچ چیز دیگر و هیچ جای دیگری نیست جز توانایی آرام گرفتن در همین جایی که هستی. اگر بتوانی حال را ببینی، همه چیز را دیده‌ای، از ازل تا به ابد!
از کالبدت به کالبدی دیگر و از ذهنت به ذهنی دیگر فرار نکن. آرام بگیر و این نکته را درک کن که تو خودْ گمشده‌ی خود هستی. خود را کوچک مپندار و کمال را در جایی دیگر و در کالبدی دیگر جستجو مکن که این سراب‌ها همگی چیزی جز گمراهی برایت به ارمغان نخواهند آورد. مسیر همان مقصد است پس قدم بردار و به عقب نگاه نکن!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤3
خوشبخت آنی‌ست که آنچه می‌خواهد را دارد و آنچه ندارد را نمی‌خواهد! آنکه خواسته‌هایش بی‌انتهاست، هرگز خوشبختی‌ و آرامش را احساس نخواهد کرد.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍4
Dancing With Your Ghost
Sasha Alex Sloan
I stay up all night, tell myself I'm alright
Baby, you're just harder to see than most
I put the record on, wait 'til I hear our song
Every night, I'm dancing with your ghost

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
روابطِ میان‌فردی، مجموعه‌ی عظیم و گسترده‌ای از به کارگیری مکانیسم فرافکنی‌ست. در هر قضاوتی که می‌کنیم، مقدار قابل توجهی از خصوصیت‌های درونی‌ سرکوب‌شده‌ی خودمان را به دیگری نسبت می‌دهیم، حال این دیگری هر کسی که می‌خواهد باشد. ما در کمانی که به سوی دیگری نشانه گرفته‌ایم، تیری می‌گذاریم که به زهرِ وجود خودمان آغشته است!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍2
Forwarded from IN/OUT SIDE
شناختِ خود اصلاً گوگولی نیست.
تراژیک است.

ما معمولاً خودشناسی را شبیه یک پروژه‌ی زیبا تصور می‌کنیم؛ سفری برای پیدا کردن خودِ واقعی، رسیدن به آرامش، و آشتی کردن با خویشتن. انگار قرار است در پایان مسیر، نسخه‌ای بهتر، بالغ‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از خودمان را پیدا کنیم. اما واقعیت اغلب بی‌رحم‌تر از این حرف‌هاست. شناختِ خود بیشتر شبیه از دست دادن است تا پیدا کردن. از دست دادنِ توهم‌ها. از دست دادنِ داستان‌هایی که سال‌ها درباره‌ی خودمان ساخته‌ایم. از دست دادنِ تصویری که دوست داشتیم از خودمان باور کنیم.

لحظه‌ای می‌رسد که انسان می‌فهمد همیشه آن‌قدر که فکر می‌کرده شجاع نبوده است. بعضی از انتخاب‌هایش از روی آزادی نبوده‌اند؛ از روی ترس بوده‌اند. بعضی از عشق‌هایش از سرِ عشق نبوده‌اند؛ از سرِ نیاز بوده‌اند. و بسیاری از باورهایی که به آن‌ها افتخار می‌کرده، شاید چیزی جز راه‌هایی برای فرار از اضطراب نبوده‌اند، و مشکل دقیقاً همین‌جاست.
فلسفه از سال پیش انسان را به شناختِ خود دعوت کرده است، اما کمتر کسی درباره‌ی هزینه‌ی این دعوت حرف می‌زند. هزینه‌اش فروپاشیِ معصومیت است. بعد از شناختنِ خود، دیگر نمی‌توانی هر شکستی را گردن دیگران بیندازی. دیگر نمی‌توانی تا ابد قربانی بمانی. دیگر نمی‌توانی پشتِ نقاب‌هایی که سال‌ها با آن‌ها زندگی کرده‌ای پنهان شوی.

خودشناسی شبیه روشن کردن چراغ در یک اتاق تاریک است. اتاق زیباتر نمی‌شود؛ فقط چیزهایی را می‌بینی که قبلاً نمی‌دیدی. زخم‌ها را می‌بینی. ترس‌ها را می‌بینی. ضعف‌ها را می‌بینی. و از همه دردناک‌تر، سهمِ خودت را در بسیاری از رنج‌هایی که تجربه کرده‌ای می‌بینی. شاید به همین دلیل است که بسیاری از انسان‌ها ترجیح می‌دهند خودشان را سرگرم کنند تا بشناسند. با کار، با رابطه، با موفقیت، با مصرف، با شبکه‌های اجتماعی، و گاهی حتی با معنویت. هر چیزی که بتواند آن مواجهه‌ی بی‌واسطه با خویشتن را کمی بیشتر به تعویق بیندازد. زیرا شناختِ خود یک تجربه‌ی رمانتیک نیست. یک گسست است. گسست از تصویری که از خودت ساخته بودی. و تراژدی آن‌جاست که بعد از این گسست، دیگر راه بازگشتی وجود ندارد. دانستن، راهِ بازگشت را می‌سوزاند. وقتی خودت را دیدی، دیگر نمی‌توانی وانمود کنی که ندیده‌ای. و شاید به همین دلیل باشد که آزادی تا این اندازه ترسناک است. چون آزادی از لحظه‌ای آغاز می‌شود که دیگر نمی‌توانی از خودت فرار کنی.

از لحظه‌ای که می‌فهمی بزرگ‌ترین زندانِ انسان، جهان بیرون نیست؛ روایت‌هایی است که برای فرار از حقیقت درباره‌ی خودش ساخته است. و بزرگ‌ترین تراژدیِ خودشناسی این است که آن روایت‌ها را یکی‌یکی از تو می‌گیرد، تا سرانجام در برابر کسی قرار بگیری که تمام عمر از او گریخته بودی:
خودت!

@mehdiosanlou
❤6👍2
Nothing Lasts
Aurosonic & Neev Kennedy
That's where I've been
That's what I've seen
Take me somewhere, nowhere fast
Sometimes I think nothing lasts

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
این دغدغه‌ای کاملا قابل مطرح شدن است که آیا زندگی به سبک بودا و نخواستن و برکندن درخت رنج (که از دانه‌ی خواستن می‌روید) از ریشه، در جامعه‌ی مدرن شدنی‌ست یا خیر؟!
در ادامه‌ی این سوال باید پرسید که اگر کسی بخواهد با چنین سبکی زندگی کند، آیا مجبور است کنج عزلت گزیند و گوشه‌نشین شود یا می‌تواند مانند یک فرد عادی در جامعه زندگی کند اما همزمان از امیال و خواسته‌های نفس رها باشد؟!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤3
ما مردمِ تاریخِ بد بودیم
از قولِ آنها دیو و دد بودیم

خوشبختیِ ما را که دزدیدند
ای کاش جایش را بلد بودیم

در امتحانِ هستیِ بی‌رحم
از ابتدا مردود و رد بودیم

اکنون پر از غم‌های دورانیم
ما شادیِ بی‌حصر و حد بودیم...!

#اشعار
۱۴۰۵/۴/۲۶
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤8
Ba Delam
Ehsan Khajehamiri
جز همین دیوونگی هر چی بگی یادم نیست
اونی که تو زندگی عاشق نشه آدم نیست
عقلمو دادم بره یادم بره تقدیرم
با تو انتقاممو از خاطره میگیرم
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
باید دانست که مسیر تغییر هرگز قرار نبوده و نیست که یک مسیر ساده و بی‌دردسر مانند یک خط مستقیم باشد. مسیر تغییر همواره پر از پستی و بلندی، بازگشت، رفت و برگشت و مقاومت نیروهای مختلف در برابر تغییر است. حتی علم اعصاب نیز تأیید می‌کند که تغییر به علت مقاومت اعصاب و نورون‌های مغز در برابر تغییر مسیر و ایجاد مسیرهای عصبی جدید، دشوار است زیرا مغز طی سالیان سال استفاده از مسیرهای آشنا به آنها عادت کرده و برای او دشوار است که بخواهد پیغام‌های عصبی را از مسیری جدید منتقل کند، داده‌های حسی را به شیوه‌ای نو ادراک کند و برونداد‌های حرکتی را به شیوه‌ای تازه رقم بزند.
هرگونه انتظار بی‌جا و کمال‌گرایانه برای بی‌نقص بودن در مسیر تغییر، ما را ناامید می‌سازد و ممکن است باعث شکل‌گیری ذهنیت صفر و صدی شود و ما را به نقطه‌ی اول بازگرداند، در حالی که آن کس که بتواند این خصوصیت مسیر تغییر را درک کند و خود را با آن وفق بدهد، از شکست‌هایش نمی‌هراسد بلکه از آنها درس می‌گیرد و نهایتا از این درس‌ها برای موفقیت و صبوری کردن تا تثبیت تغییرات در مغز و بدنش استفاده می‌کند.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍2❤1
in these walls (my house)
mgk & PVRIS
Never thought that I would feel like this (yeah)
Such a mess when I'm in your presence
I've had enough, think you've been making me sick
Gotta get you out of my system, yeah
It's my house, I think it's time to get out
It's my soul, it isn't yours anymore
It's my house, I think it's time to get out
Yeah, I think it's time to get out

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1💔1
بیش از هر چیز نیاز به رهایی دارم. روحم خسته است از میل داشتن و رنج بردن از هر چیزی که به آن میل دارم. نمی‌خواهم میل به چیزهای فانی و گذرا داشته باشم و اگر لازمه‌ی زندگی میل داشتن به چنین چیزهایی‌ست، نمی‌خواهم باشم. هدف از بودنم قطعا باید چیز دیگری بوده باشد!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
💔4❤1👍1