بهتر است انسانی ناراضی باشیم تا خوکی راضی؛ سقراطی ناراضی بهتر است از ابلهی راضی!
جان استوارت میل
پیرو این سخن باید افزود، بهتر است انسانی باشیم در تنشِ ناشی از دغدغههای اخلاقی تا خوکی آرام و بیدغدغه.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6👍2
در این جهانی که گویی سراسر توهم و ساختهی ذهن من است، کتابها و کلمات برایم واقعیتر از هر چیزی به نظر میرسند!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤7
من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم
مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
قصدِ جان است طمع در لبِ جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم
من کِی آزاد شَوَم از غمِ دل؟ چون هر دَم
هندویِ زلفِ بُتی حلقه کُنَد در گوشم
حاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویش
این قَدَر هست که گَه گَه قدحی مینوشم
هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا
فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم
پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا مُلکِ جهان را به جویی نفروشم؟!
خرقهپوشیِ من از غایتِ دینداری نیست
پردهای بر سرِ صد عیبِ نهان میپوشم
من که خواهم که ننوشم به جز از راوَقِ خُم
چه کنم گر سخنِ پیرِ مُغان نَنْیوشَم؟
گر از این دست زَنَد مُطربِ مجلس رَهِ عشق
شعرِ حافظ بِبَرَد وقتِ سماع از هوشم
حافظ
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤5
کتابخانه من 📚
🎬چرا هنوز بردهایم؟ درسهایی از اسپینوزا برای زندگی مدرن و آزادی اصیل آیا آزادی به معنای رهایی از قوانین و محدودیتهاست؟ یا چیزی بسیار عمیقتر در درون ما وجود دارد؟ در این ویدیو، به سراغ فلسفه اسپینوزا میرویم و بررسی میکنیم که چگونه تلاش برای حفظ وجود…
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤7👍1
خیالم اسبی تیزپا بود که از واقعیت سریعتر میدوید و همواره مرا ناکام میساخت!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤8👍2
Pasho (feat. Arash Dara)
Mehrad Hidden & Saman Wilson & Arash Dara
قایقا غرق میشن پشت سر هم
دوستا دور میشن تو روزای سخت
انگار امروز باز از اون روزاس
اما من دیدم یه ابر زیرِ پام
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6
stupid song
Olivia Rodrigo
You're a spark in the dark and my clothes all caught aflame
You should feel how I feel when somebody says your name
I'm a car speeding down the boulevard without a brake
And I want you more than any stupid song could ever say
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤2👎2
favorite crime
Olivia Rodrigo
من با تو در یک جنایت همکاری کردم و آن قتلِ خودم بود. من با تو همراه شدم تا به تو کمک کنم که قلبم را بشکنی. میدانم که تو بجز این جنایت، جنایات زیاد دیگری را هم مرتکب شدهای، با این حال امیدوارم که این یکی یعنی شکستن قلب من، جنایت مورد علاقهات باشد!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
💔3
آگاهنویس
چند وقت پیش یکی از رفقا یه حرف جالبی بهم زد. اون گفت: "وقتی مدام به خودت فشار میاری که مثل یه قدیس باشی، یهو به خودت میای و متوجه میشی که از دستت در رفته و تبدیل به خودِ شیطان شدی!" این جملهی کوتاه مفهوم عمیقی رو با خودش حمل میکنه: کسی که انعطافپذیر نیست…
خدا از تو نمیخواهد که خوبِ مطلق باشی. او از تو میخواهد که به قدر توانت و تا جایی که میتوانی خوب باشی! این مطلب را میتوان به نظریۀ کارن هورنای پیوند داد: افراد روانرنجور خودانگارهی آرمانیشان را بر اساس خوب بودنِ مطلق بنا میکنند که قابل دستیابی نیست اما افراد سالم ضعفها و قوتهایشان را با هم در نظر میگیرند و واقعگراتر هستند.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍5❤2
وقتی چیزای زیادی رو بدونی اما عملیشون نکنی، همواره توی زندگی رنج میکشی چون با افرادی روبرو میشی که نصف تو هم نمیدونن، اما همون چیزهای کمی که میدونن رو عملی کردن و بخاطر همین دستاوردهای ملموسی رو کسب کردن. این موضوع باعث ایجاد حس حقارت یا حسادت در درونت نسبت به اونها میشه. تو در واقع به اونها حسادت نمیکنی، به خودِ ایدهآلی که میتونستی بهش برسی اما خودت رو از رسیدن بهش محروم کردی حسادت میکنی که در دیگران فرافکنی و متجلی شده!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍6
همانطور که هگل موتور محرکهی تاریخ را وجود تضاد میداند و غایتی به نام روح مطلق برای تاریخ قائل میشود، یونگ نیز موتور محرکهی قلمرو روان انسان را وجود قطبیتها و تضادها میداند و غایتی به نام تفرد یا Individuation برای انسان قائل است.
از دیدگاه یونگ، رسیدن به تفرد شاید بعنوان یک هدف کاملا ممکن نباشد، اما حرکت در این مسیر نیز خود معنایی عمیق به زندگی میبخشد. به عبارت دیگر، فرآیند فردیتیابی و تفرد است که اهمیت دارد نه دستیابی به آن.
اگر بخواهیم مثالی ملموس برای این فرآیند بزنیم میتوانیم به این مورد اشاره کنیم: فردی را در نظر بگیرید که میان دو قطب در نوسان است؛ گاهی بیش از اندازه خسیس است و گاهی بیش از اندازه ولخرج. او در فرآیند رسیدن به تفرد میآموزد که این دو قطب را در هم آمیزد و به نوعی تعادل برسد که غایتی بسیار ارزشمند و صفتی بسیار پسندیده از لحاظ اخلاقیست. شاید او هیچگاه نتواند به تعادل مطلق برسد، اما تعادل نسبی را به تدریج بدست میآورد؛ یعنی مثلا وقتی خود را با گذشتهاش مقایسه میکند، در مییابد که انسان متعادلتری شده است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
از دیدگاه یونگ، رسیدن به تفرد شاید بعنوان یک هدف کاملا ممکن نباشد، اما حرکت در این مسیر نیز خود معنایی عمیق به زندگی میبخشد. به عبارت دیگر، فرآیند فردیتیابی و تفرد است که اهمیت دارد نه دستیابی به آن.
اگر بخواهیم مثالی ملموس برای این فرآیند بزنیم میتوانیم به این مورد اشاره کنیم: فردی را در نظر بگیرید که میان دو قطب در نوسان است؛ گاهی بیش از اندازه خسیس است و گاهی بیش از اندازه ولخرج. او در فرآیند رسیدن به تفرد میآموزد که این دو قطب را در هم آمیزد و به نوعی تعادل برسد که غایتی بسیار ارزشمند و صفتی بسیار پسندیده از لحاظ اخلاقیست. شاید او هیچگاه نتواند به تعادل مطلق برسد، اما تعادل نسبی را به تدریج بدست میآورد؛ یعنی مثلا وقتی خود را با گذشتهاش مقایسه میکند، در مییابد که انسان متعادلتری شده است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤4
نَظَر
دوام مفهومی تماما خیالی و برساخته است در مواجهه ای که از واقعیتِ جهان بر انسان هویدا میشود دوام گویی صفتِ کاذبِ اتفاقاتی ست که در طولِ مدتِ حضورِ ما همراهی مان می کنند اما به راستی کدام ماهیت یا پدیدار را میتوان یافت که در طولِ زیستِ ما مداوم باقی بماند…
یکی از دلایل اضطراب، چسبیدن به یک حالت ثابت از چیزها و ترس از تغییر پیدا کردن آنهاست. وقتی با روند همیشه در حال تغییر هستی همراه و هماهنگ نشویم و میلی درونی به ثابت ماندن چیزها داشته باشیم، با هر نوع تغییر کوچکی دچار اضطراب و فرسودگی میشویم. افزایش انعطافپذیری شناختی میتواند به ما کمک کند که چیزها را همواره در حال نو شدن ببینیم و نه تنها از این امر دچار اضطراب نشویم، بلکه با این تازگی و جهانی که همواره در حال شدن است همراه شویم و چالشهای تازهی آن را قدردان باشیم و از آنها لذت ببریم.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤5
Batman
Hiphopologist & Ashkan Kagan
قوی بمون چون آدما ضعیفن@ConsciousWriter | آگاهنویس
ولی رخ قوی میگیرن جلوت
مث من بتشکن باش ولیکن
نذار کسی ازت بسازه یه بت
❤2
یک روز پر از احساس یک روز چه سردی تو
با قلبِ پر از دردم در حالِ نبردی تو
رفتی و پریشانم با دغدغهی یادت
با این دلِ بیمارم دیدی که چه کردی تو؟
#اشعار
۱۴۰۵/۴/۹
@ConsciousWriter | آگاهنویس
با قلبِ پر از دردم در حالِ نبردی تو
رفتی و پریشانم با دغدغهی یادت
با این دلِ بیمارم دیدی که چه کردی تو؟
#اشعار
۱۴۰۵/۴/۹
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤2
آگاهنویس
یک روز پر از احساس یک روز چه سردی تو با قلبِ پر از دردم در حالِ نبردی تو رفتی و پریشانم با دغدغهی یادت با این دلِ بیمارم دیدی که چه کردی تو؟ #اشعار ۱۴۰۵/۴/۹ @ConsciousWriter | آگاهنویس
به شیوهای دیگر:
یک روز پر از عشقی یک روز چه سردی تو
با قلبِ من ای جانا در حالِ نبردی تو
رفتی و پریشانم، جز عشق نمیدانم
با این دلِ ویرانم، دیدی که چه کردی تو؟
#اشعار
۱۴۰۵/۴/۹
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
آگاهنویس
دوستداشتنی که معطوف به رسیدن نیست، شیوهای آزادانه و خالصانه برای دوستداشتن است. @ConsciousWriter | آگاهنویس
واقعیترین عاشق آنیست که بدونِ ترسِ از دست دادن، بیپروا عشق میورزد چرا که میداند مالکیتِ هیچ چیز در این دنیا از آنِ او نیست!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍6❤1
Harshab
Shahin Najafi
من باختم اما کسی جز ما نخواهد برد@ConsciousWriter | آگاهنویس
بوی مرا این آب و صابونها نخواهد برد
❤4💔2
هر کس وظیفهای دارد. مهندس باید ساختمانی بنا کند. موسیقیدان بایستی بنوازد و شور و شعف در جهان به پا کند. فیلسوف باید به شکلی منطقی دنیا را بازنمایی کند. نویسنده باید بنویسد و عارف بایستی به هستی بعنوان یک کلیت و جلوهای از حضور خداوند عشق بورزد.
هیچکس بیاستعداد نیست و هر کس که استعدادی داشته باشد، وظیفهای بر دوشش نهاده شده است بنابراین اگر از آن کوتاهی کند، نه تنها در حق خود بلکه در حق تمام هستی ظلم نموده است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
هیچکس بیاستعداد نیست و هر کس که استعدادی داشته باشد، وظیفهای بر دوشش نهاده شده است بنابراین اگر از آن کوتاهی کند، نه تنها در حق خود بلکه در حق تمام هستی ظلم نموده است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍4
Thinking
NF
Yeah, I wish that I was optimistic@ConsciousWriter | آگاهنویس
I wish that I could trust my intuition
To most, negative thinking makes you a pessimist, but
To me, negative thinking means I'm just realistic
❤4
پیشنیازِ انجامِ هر عملی در زندگی این است که انسان خودش را بپذیرد و آنگونه که هست خود را دوست بدارد. اینکه احساس لیاقت کند و خود را لایق رسیدن به آن هدفی که دنبال میکند بداند. در غیر این صورت، هیچ عملی انجام نمیگیرد یا اگر انجام گیرد، کاملا از سر اجبار و زور است و هیچ معنایی از طریق آن آفریده نمیشود بنابراین نتیجه نیز سطحی خواهد بود. چطور میتوانیم کارهایی را انجام دهیم که ما را از خودمان متنفر میکنند و چطور میتوانیم وقتی از خودمان متنفریم، با دیگران و با جهان در صلح باشیم و از نیروی خلاقیت درونمان به بهترین شیوه کمک بگیریم؟!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤7