آگاه‌‌نویس
334 subscribers
304 photos
28 videos
4 files
484 links
درختِ حقیقت گسترده‌تر از آن است که تن به شاخه شاخه‌ شدنِ علوم بدهد!

فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی و دانشجوی روانشناسی
علاقه‌مند به فلسفه و مباحث بین‌رشته‌ای
Download Telegram
آگاه‌‌نویس
If youth knew ; If age could. Henri Estienne @ConsciousWriter | آگاه‌نویس
Frecuencia Álmica IV (Solo Piano)
Lucas Cervetti
عمیق‌ترین غم، غم برای لیبیدوی (در معنای یونگی) از دست رفته است! از این روست که انسان در میانسالی، حسرتِ کودکی و جوانی خود را می‌خورد و دوست دارد به آن دوران بازگردد اما افسوس که نمی‌توان به آن دوران بازگشت. در عین حال می‌توان دید که بسیاری از جوانان، لیبیدوی خود را صرف اموری می‌کنند که پشیزی ارزش ندارند و به هیچ دستاورد ملموسی راه نمی‌یابند.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
مراقبه و آرامش درون یا روانشناسی‌ یوگای کندالینی
کارل گوستاو یونگ

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2
انسان آگاهی که بلاخره در می‌یابد هر قضاوتی که می‌کند صرفا نوعی فرافکنی‌ست، لب از قضاوت می‌بندد و سعی می‌کند آنچه که باعث شده در دیگران به دنبال عیب و ایراد بگردد (یعنی ایرادات خودش) را برطرف نماید.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍6❤4
آگاه‌‌نویس
آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی معتقده که زندگی انسان آونگی هست که بطور مداوم بینِ دو نقطه در نوسان و حرکته: نقطه‌ی اول رنجِ ناشی از نداشتن یک چیز هست و نقطه‌ی دوم بی‌حوصلگی و ملالِ ناشی از داشتن و عادت کردن به اون چیزه! با این حال ابن‌سینا معتقده که عارف از…
آگاهیِ بالا به معنای دانش یا علم زیاد یا گستره‌ی عظیم واژگان یا اطلاعات نیست بلکه به معنای توانایی حضورِ تام در هر لحظه است که با استعداد ادراک جهان به همان صورتی که هست و ورای حجاب‌های ذهنی، سنجیده می‌شود.
این آگاهی باعث می‌شود که هر تجربه‌ی کوچکی به شیوه‌ای ادراک شود که انگار برای اولین و آخرین بار است که رخ می‌دهد و بنابراین قدر دانسته می‌شود، مثل یک قطره باران که در بیابان می‌بارد! پس آگاهی نه به معنای زیاد دانستن، بلکه به معنای دریافت‌های گسترده و معتبر از پدیده‌های در حال وقوع در مکان و زمان حاضر است.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤9👍1
Disintegration Mirrors
Buckethead
و آینه‌ها چقدر ناتوانند در نمایان کردنِ آنچه که دیدنی‌ نیست؛ همچون آینه‌‌های چشمان‌مان که همواره نمود را با ذات اشتباه می‌گیرند!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤3👍1
«نقشِ فانتزی در زندگیِ واقعی چیست؟»
بخش اول


این سوال به راستی ارزش تفکر و پاسخ دادن را دارد ولی در ابتدا باید منظورمان از مفهوم "فانتزی" را تعریف کنیم. فانتزی از نظر من به هر چیزی اطلاق می‌شود که غیرواقعی و ایده‌آلیستی و ذهنی باشد و در برابر امر واقعی قرار گیرد.

ژاک لاکان دسته‌بندی سه‌گانه‌‌ای از ساحت‌های روان انسان ارائه می‌دهد:
۱.امر واقع
۲.امر نمادین (همچون زبان)
۳.امر خیالی


بر اساس این تقسیم‌بندی، می‌توان گفت فانتزی شامل مورد دوم و سوم می‌شود‌. از طرف دیگر فروید معتقد بود که اید یا بخش غریزی شخصیت پیرو اصل لذت است و در نبود ارضای واقعی، به خیال‌پردازی می‌پردازد اما ما مجبوریم به این خاطر که متمدن به شمار بیاییم، اید را تحت کنترل ایگو قرار بدهیم. ایگو پیرو واقعیت است و برای رسیدن به اهدافش برنامه‌ریزی می‌کند و سعی می‌کند از مسیرهای عاقلانه و اجتماع‌پسند اهدافش را محقق کند نه اینکه صرفا در مورد آنها خیال‌پردازی کند.
با این حال می‌بینیم که بخش عظیمی از آثار هنری، نه بر اصل واقعیت، بلکه بر اصل فانتزی بنا نهاده شده‌اند. از طرف دیگر پست‌مدرنیست‌ها، فرهنگ و جامعه‌ را نه نوعی امر واقعی، بلکه نوعی امر برساخت شده توسط زبان می‌دانند (همان امر نمادین لاکانی).
با این مقدمه در بخش بعدی می‌پردازیم به این که فانتزی چگونه می‌تواند مفید واقع شود و در کجا می‌تواند مخرب باشد.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
آگاه‌‌نویس
«نقشِ فانتزی در زندگیِ واقعی چیست؟» بخش اول این سوال به راستی ارزش تفکر و پاسخ دادن را دارد ولی در ابتدا باید منظورمان از مفهوم "فانتزی" را تعریف کنیم. فانتزی از نظر من به هر چیزی اطلاق می‌شود که غیرواقعی و ایده‌آلیستی و ذهنی باشد و در برابر امر واقعی قرار…
«نقشِ فانتزی در زندگیِ واقعی چیست؟»
بخش دوم


۱.فانتزی آن هنگام که بر واقعیت تأثیری در جهت مثبت بگذارد، مفید است.
شاید بتوان گفت اگر امر خیالی و امر نمادین وجود نداشتند، هیچ پیشرفت و تغییری در جهان انسان‌ها اتفاق نمی‌افتاد و سکون جهان را می‌بلعید! این وظیفه‌ی فانتزی و نیازِ انسان به کمال است که دنیا را در جهت بهتر شدن تغییر بدهد و وضع موجود را نپذیرد. با این حال در تایید نظر فروید، هر گونه پیشرفت و تلاش برای دستیابی به یک حالت ایده‌آل بایستی فرآیندمحور باشد نه نتیجه‌محور. برای مثال کسی که بخواهد هیکل خوبی داشته باشد، اگر صرفا در خانه بنشیند و تصاویر قهرمانان بدنسازی را نگاه کند و در ذهنش خیال‌پردازی کند که چنین بدنی دارد، احتمالا نه تنها پیشرفتی نخواهد کرد بلکه بعد از مدتی بخاطر این اختلاف شدید بین شرایط واقعی و شرایط ایده‌آل ذهنی‌اش، خودش را بیمار می‌سازد.

۲.فانتزی‌ آن هنگام که نتیجه‌محور باشد، باعث گسیختگی ذهن از واقعیت می‌شود.
وقتی یک حالت ایده‌آل را متصور شویم بدون اینکه در جهت رسیدن به آن تلاش کنیم و از لذت‌های زودگذر برای رسیدن به آن حالت چشم‌پوشی کنیم، وجودمان پر از عقده می‌شود. عقده یعنی خواستن و میل شدید داشتن نسبت به چیزی که نمی‌توانیم به آن برسیم (یا خودمان مانع رسیدن‌مان به آن می‌شویم چرا که توانایی بازداری تکانه‌های مغایر با آن را نداریم). این عقده‌ها به تدریج وجودمان را بیمار می‌سازند و ذهن‌مان را از واقعیت جدا ساخته و به قول فروید ما را پیرو اصل لذت می‌سازند. فرد لذت‌طلب که پیرو ایدِ خودش است، بدون در نظر گرفتن واقعیت بر ارضای فوری تأکید می‌ورزد از این رو صبرِ لازم برای رسیدن به هدفش را ندارد و اینگونه خود را بیمار و غرق در تحریفات و سوگیری‌های نادرست ذهنی می‌سازد و در مراحل شدید‌تر، واقع‌گرایی‌اش را به کلی از دست می‌دهد. باید توجه داشت که حتی برای ساختن یک اثر نمادین یا خیالی (مثل یک کتاب یا یک نقاشی یا یک قطعه‌ی موسیقی) که اثر هنری ارزشمندی به حساب بیاید (هر چند شاید بتوان گفت امری واقعی نیست)، نیاز به خودتنظیمی، صبر و بازداری تکانه‌های مغایر وجود دارد تا فرد موفق به آفریدن آن اثر شود، در غیر این صورت با وجود این که ذهن‌ فرد سرشار از ایده‌های بزرگ است، او نمی‌تواند آنها را به قطعات و قدم‌های کوچکتری تقسیم کند تا به آنها جامه‌ی عمل بپوشاند و بنابراین ایده‌هایش صرفا در حد یک ایده‌ی بزرگ باقی می‌مانند و پس از مرگش با او دفن می‌شوند!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1👍1
بهتر است انسانی ناراضی باشیم تا خوکی راضی؛ سقراطی ناراضی بهتر است از ابلهی راضی!

جان استوارت میل

پیرو این سخن باید افزود، بهتر است انسانی باشیم در تنشِ ناشی از دغدغه‌های اخلاقی تا خوکی آرام و بی‌دغدغه.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤6👍2
در این جهانی که گویی سراسر توهم و ساخته‌ی ذهن من است، کتاب‌ها و کلمات برایم واقعی‌تر از هر چیزی به نظر می‌رسند!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤7
من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم
مُهر بر لب زده، خون می‌خورم و خاموشم

قصدِ جان است طمع در لبِ جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم

من کِی آزاد شَوَم از غمِ دل؟ چون هر دَم
هندویِ زلفِ بُتی حلقه کُنَد در گوشم

حاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویش
این قَدَر هست که گَه گَه قدحی می‌نوشم

هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا
فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم

پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا مُلکِ جهان را به جویی نفروشم؟!

خرقه‌پوشیِ من از غایتِ دین‌داری نیست
پرده‌ای بر سرِ صد عیبِ نهان می‌پوشم

من که خواهم که ننوشم به جز از راوَقِ خُم
چه کنم گر سخنِ پیرِ مُغان نَنْیوشَم؟

گر از این دست زَنَد مُطربِ مجلس رَهِ عشق
شعرِ حافظ بِبَرَد وقتِ سماع از هوشم

حافظ

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤5
خیالم اسبی تیزپا بود که از واقعیت سریع‌تر می‌دوید و همواره مرا ناکام می‌ساخت!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤8👍2
Pasho (feat. Arash Dara)
Mehrad Hidden & Saman Wilson & Arash Dara
قایقا غرق میشن پشت سر هم
دوستا دور میشن تو روزای سخت
انگار امروز باز از اون روزاس
اما من دیدم یه ابر زیرِ پام

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤6
stupid song
Olivia Rodrigo
You're a spark in the dark and my clothes all caught aflame
You should feel how I feel when somebody says your name
I'm a car speeding down the boulevard without a brake
And I want you more than any stupid song could ever say

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2👎2
تسلی‌بخشی‌های فلسفه
آلن دوباتن

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤4👍1
favorite crime
Olivia Rodrigo
من با تو در یک جنایت همکاری کردم و آن قتلِ خودم بود. من با تو همراه شدم تا به تو کمک کنم که قلبم را بشکنی. می‌دانم که تو بجز این جنایت، جنایات زیاد دیگری را هم مرتکب شده‌ای، با این حال امیدوارم که این یکی یعنی شکستن قلب من، جنایت مورد علاقه‌ات باشد!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
💔3
آگاه‌‌نویس
چند وقت پیش یکی از رفقا یه حرف جالبی بهم زد. اون گفت: "وقتی مدام به خودت فشار میاری که مثل یه قدیس باشی، یهو به خودت میای و متوجه میشی که از دستت در رفته و تبدیل به خودِ شیطان شدی!" این جمله‌ی کوتاه مفهوم عمیقی رو با خودش حمل می‌کنه: کسی که انعطاف‌پذیر نیست…
خدا از تو نمی‌خواهد که خوبِ مطلق باشی. او از تو می‌خواهد که به قدر توانت و تا جایی که می‌توانی خوب باشی! این مطلب را می‌توان به نظریۀ کارن هورنای پیوند داد: افراد روان‌رنجور خودانگاره‌ی آرمانی‌شان را بر اساس خوب بودنِ مطلق بنا می‌کنند که قابل دستیابی نیست اما افراد سالم ضعف‌ها و قوت‌هایشان را با هم در نظر می‌گیرند و واقع‌گرا‌تر هستند.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍5❤2
وقتی چیزای زیادی رو بدونی اما عملیشون نکنی، همواره توی زندگی رنج میکشی چون با افرادی روبرو می‌شی که نصف تو هم نمیدونن، اما همون چیزهای کمی که میدونن رو عملی کردن و بخاطر همین دستاوردهای ملموسی رو کسب کردن. این موضوع باعث ایجاد حس حقارت یا حسادت در درونت نسبت به اونها میشه. تو در واقع به اونها حسادت نمیکنی، به خودِ ایده‌آلی که میتونستی بهش برسی اما خودت رو از رسیدن بهش محروم کردی حسادت می‌کنی که در دیگران فرافکنی و متجلی شده!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍6
همانطور که هگل موتور محرکه‌ی تاریخ‌ را وجود تضاد می‌داند و غایتی به نام روح مطلق برای تاریخ قائل می‌شود، یونگ نیز موتور محرکه‌ی قلمرو روان انسان را وجود قطبیت‌ها و تضادها می‌داند و غایتی به نام تفرد یا Individuation برای انسان قائل است.
از دیدگاه یونگ، رسیدن به تفرد شاید بعنوان یک هدف کاملا ممکن نباشد، اما حرکت در این مسیر نیز خود معنایی عمیق به زندگی می‌بخشد. به عبارت دیگر، فرآیند فردیت‌یابی و تفرد است که اهمیت دارد نه دستیابی به آن.
اگر بخواهیم مثالی ملموس برای این فرآیند بزنیم می‌توانیم به این مورد اشاره کنیم: فردی را در نظر بگیرید که میان دو قطب در نوسان است؛ گاهی بیش از اندازه خسیس است و گاهی بیش از اندازه ولخرج. او در فرآیند رسیدن به تفرد می‌آموزد که این دو قطب را در هم آمیزد و به نوعی تعادل برسد که غایتی بسیار ارزشمند و صفتی بسیار پسندیده از لحاظ اخلاقی‌ست. شاید او هیچگاه نتواند به تعادل مطلق برسد، اما تعادل نسبی را به تدریج بدست می‌آورد؛ یعنی مثلا وقتی خود را با گذشته‌اش مقایسه می‌کند، در می‌یابد که انسان متعادل‌تری شده است.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤4
نَظَر
دوام مفهومی تماما خیالی و برساخته است در مواجهه ای که از واقعیتِ جهان بر انسان هویدا می‌شود دوام گویی صفتِ کاذبِ اتفاقاتی ست که در طولِ مدتِ حضورِ ما همراهی مان می کنند اما به راستی  کدام ماهیت یا پدیدار را می‌توان یافت که در طولِ زیستِ ما مداوم باقی بماند…
یکی از دلایل اضطراب، چسبیدن به یک حالت ثابت از چیزها و ترس از تغییر پیدا کردن آنهاست. وقتی با روند همیشه در حال تغییر هستی همراه و هماهنگ نشویم و میلی درونی به ثابت ماندن چیزها داشته باشیم، با هر نوع تغییر کوچکی دچار اضطراب و فرسودگی می‌شویم. افزایش انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند به ما کمک کند که چیزها را همواره در حال نو شدن ببینیم و نه تنها از این امر دچار اضطراب نشویم، بلکه با این تازگی و جهانی که همواره در حال شدن است همراه شویم و چالش‌های تازه‌ی آن را قدردان باشیم و از آنها لذت ببریم.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤5
Batman
Hiphopologist & Ashkan Kagan
قوی بمون چون آدما ضعیفن
ولی رخ قوی میگیرن جلوت
مث من بت‌شکن باش ولیکن
نذار کسی ازت بسازه یه بت
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2