انجمن نویسندگی بامدادی
#چالش (۶۸) [تصویرنویسی] با الهام از این تصویر، متن کوتاه بنویسید. "بامدادی"
دندانهایم را که در آینه وارسی کردم، هر کدام شبیه یک انسان بودند. البته بهتر است بگویم هر کدامشان شبیه کلهی یک انسان بودند! هر کدام چشم و بینی و دهان داشتند و عجیبتر این که هر کدامشان دندان داشتند و دندانهای آنان نیز کلههای دیگری بودند که خود دندان داشتند و این چرخهی باطل، گویی تا ابد ادامه داشت!
دو هفتهای میشد که داروهایم را قطع کرده بودم. دکتر به من گفته بود که نباید این کار را بکنم، چون خطرناک است. من اما از قدرت تخیلم لذت میبردم و معتقد بودم که داروها قوهی تخیلم را تضعیف میکنند.
در فکر فرو رفته بودم که ناگهان یکی از دندانهایم به بغلدستیاش گفت: این تخیل نیست، این خودِ خودِ جنون است...!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
دو هفتهای میشد که داروهایم را قطع کرده بودم. دکتر به من گفته بود که نباید این کار را بکنم، چون خطرناک است. من اما از قدرت تخیلم لذت میبردم و معتقد بودم که داروها قوهی تخیلم را تضعیف میکنند.
در فکر فرو رفته بودم که ناگهان یکی از دندانهایم به بغلدستیاش گفت: این تخیل نیست، این خودِ خودِ جنون است...!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍5
در سوگ از دست دادن یک فرد عزیز، ما برای فردِ درگذشته اشک نمیریزیم، بلکه برای خودمان گریه میکنیم که باید رنجِ ماندن در این دنیا را بدون او متحمل شویم زیرا چه مرگ را پایان بدانیم (نیستی محض) و چه مرگ را رهایی روح از زندان جسم بدانیم (بقای روح پس از مرگ جسم)، گریستن برای آن فرد در هر دو صورت بیجهت و غیرمنطقیست.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
💔3
آگاهنویس
وقتی داری مدام به چیزایی که هیچوقت نمیتونی داشته باشیشون فکر میکنی، فرصت بدست آوردن چیزایی که میتونی داشته باشیشون رو هم از دست میدی. به عبارت دیگه، وقتی به خودشکوفاییِ دیگران حسودی میکنی، در واقع داری فرصت شکوفا شدن رو از خودت دریغ میکنی! @ConsciousWriter…
When one door closes, another opens; but we often look so long and so regretfully upon the closed door that we do not see the one which has opened for us.@ConsciousWriter | آگاهنویس
Alexander Graham Bell
❤1
آگاهنویس
«تقدیم به یگانه معشوقِ تمامی مخلوقات!» رَسَم از صورت زیبا به آن صورتگر قهّار که اویش آفریده گر کسی را هست زیبایی غلام درگه آنم که زیباتر ز صورتهاست من از عشقش پریشانم در این خلوت و تنهایی فراتر باشد از اینها، منزه باشد از ایراد کمال مطلق معشوق در ذهنم…
عارف (یعنی آن که برای شناخت خداوند و صفات و تجلیات او در جهان هستی میکوشد)، هر سو که مینگرد زیبایی میبیند و به هر سو که میرود، جمال حق تعالی را مییابد. لیک زیباییِ اشیاء و انسانها در نزد عارف، در خودشان نیست بلکه در تشنگیِ عارف است. عارف از این جهت که میداند که تا چه حد نادان است و تا چه حد هیچ نمیداند، تشنهی دانستن و فهمیدن است و این تشنگی او را به جستن آب وامیدارد. لیک عارف بایستی آگاه و دانا باشد که آب را نه در برخی از تجلیات حق تعالی، بلکه در تمام جلوههای او ببیند. نیز باید از این امر آگاه باشد که تشنگی، خود ممکن است علتی باشد برای سراب دیدن و سرابها ممکن است در مسیر صعبالعبور عرفان، عارف را از حرکت کردن در طریق بازدارند.
من نه آن صورتپرستم کز تمنای تو مستم@ConsciousWriter | آگاهنویس
هوشِ من دانی که بُردهست؟ آن که صورت مینگارد
سعدی
«از سرودههای قدیمی»
یلدا به بلندایش، در زلفِ تو گمراه است
هان ای شب یلدایم، این فاصله کوتاه است
دیوانهام از شوقت در این شبِ طولانی
هر آینه با یادت، با عشقِ تو همراه است
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
یلدا به بلندایش، در زلفِ تو گمراه است
هان ای شب یلدایم، این فاصله کوتاه است
دیوانهام از شوقت در این شبِ طولانی
هر آینه با یادت، با عشقِ تو همراه است
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤3
MAAR
Bahram
اینجا رو ببین این صورتِ برندهس@ConsciousWriter | آگاهنویس
ایدهی منه که میزنه به کَلَت
دنیا رو میگیرن اونایی که بفهمن
کِیا باید بگن آره و کِیا بگن نه
هر کی که اومد قطع کُنَتَم قبلا
تو تنم گیر کرد دندونههای ارهش
قبل اینکه زیر خاک بگندم
تو رو عبرت میکنم خودمو سرمشق
👎1
معنیِ بخشیدنِ یک دل به یک لبخند چیست؟@ConsciousWriter | آگاهنویس
من پشیمانم بگو تاوانِ آن سوگند چیست؟
گاه اگر از دوست پیغامی نیاید بهتر است
داستانهایی که مردم از تو میگویند چیست؟
خود قضاوت کن اگر درمانِ دردم عشقِ توست
این سرِ آشفته و این قلبِ ناخرسند چیست؟
چند روز از عمرِ گلهای بهاری مانده است
ارزشِ جان کندنِ گلها در این یک چند چیست؟
از تو هم دل کندم و دیگر نپرسیدم ز خویش
چارهی معشوق اگر عاشق از او دل کَند چیست؟!
عشق، نفرت، شوق، بیزاری، تمنا یا گریز
حاصلِ آغوشِ گرمِ آتش و اسفند چیست؟
فاضل نظری
💔1
آگاهنویس
«بخش سوم» با خودم فکر کردم که شاید سزای جستجوگران همین است: گیر افتادن در ته چاه! خودم را سرزنش میکردم، با خودم کلنجار میرفتم و سعی میکردم بفهمم که کجای راه را اشتباه آمدم که به اینجا رسیدم تا اینکه ناگهان صدایی را شنیدم. انگار یک کشتی از روی سطح آب میگذشت.…
«بخش چهارم»
"عمیق باش تا ارزشِ تحلیل و شناختهشدن داشته باشی. سطحی بودن حتی با وجود ظاهر زیبا، زود تکراری میشود اما عمق هیچگاه تکراری نمیشود. یک انسانِ عمیق همیشه حرفهای تازهای برای گفتن دارد. او همواره و هر لحظه نگاهی نو بر جهان میافکند چرا که خودش نیز هر لحظه در حالِ نو شدن است."
اینها را ناخدای کشتی به من گفت. او سپس اضافه کرد:
"جوان! من درون تو چیزی میبینیم که ارزشمند است. تو به سطح تعلق نداری. تو ساخته شدهای برای عمق. من هر روز روی سطح این آب و در سطح شهر، با بسیاری از این انسانهای سطحی سر و کله میزنم. البته نمیخواهم خودم را تافتهی جدا بافته بدانم. آنها نیز در اعماق وجودشان گوهرهای بسیاری برای کشف کردن دارند، اما چه حیف که خودشان از وجود این گوهرها آگاهی ندارند و زندگیشان را خلاصه کردهاند در همین روزمرگی. تو اما در عمق بودهای و به آن عادت کردهای. برگرد و به دنبال چیزی که ارزشمندتر است برو. در سطح، صدفی یافت نمیشود. این را از منی که موها و ریشهایم را در سطح سپید کردهام بشنو!"
@ConsciousWriter | آگاهنویس
"عمیق باش تا ارزشِ تحلیل و شناختهشدن داشته باشی. سطحی بودن حتی با وجود ظاهر زیبا، زود تکراری میشود اما عمق هیچگاه تکراری نمیشود. یک انسانِ عمیق همیشه حرفهای تازهای برای گفتن دارد. او همواره و هر لحظه نگاهی نو بر جهان میافکند چرا که خودش نیز هر لحظه در حالِ نو شدن است."
اینها را ناخدای کشتی به من گفت. او سپس اضافه کرد:
"جوان! من درون تو چیزی میبینیم که ارزشمند است. تو به سطح تعلق نداری. تو ساخته شدهای برای عمق. من هر روز روی سطح این آب و در سطح شهر، با بسیاری از این انسانهای سطحی سر و کله میزنم. البته نمیخواهم خودم را تافتهی جدا بافته بدانم. آنها نیز در اعماق وجودشان گوهرهای بسیاری برای کشف کردن دارند، اما چه حیف که خودشان از وجود این گوهرها آگاهی ندارند و زندگیشان را خلاصه کردهاند در همین روزمرگی. تو اما در عمق بودهای و به آن عادت کردهای. برگرد و به دنبال چیزی که ارزشمندتر است برو. در سطح، صدفی یافت نمیشود. این را از منی که موها و ریشهایم را در سطح سپید کردهام بشنو!"
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍4❤1
"خود" درهای عمیق است که هر چه در آن بکاوی، باز هم جا برای کاویدنِ آن هست. اصلا شاید دیگران صرفا حواسپرتیهای گذرا هستند. شاید ما صرفا با خودمان طرفیم. شاید اصلا رسالت هر یک از ما این است که نگذاریم دیگران حواسمان را پرت کنند تا بتوانیم بهتر خودمان را بشناسیم!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤3👎1
آگاهنویس
«عصیان۲» در ابتدا باید مشخص کنیم که از واژهی عصیان در چه زمینهای استفاده میکنیم، چرا که عصیان میتواند در زمینههای جامعهشناختی، سیاسی، تربیتی و دینی، با معانی گوناگونی به کار برود؛ با این حال باید گفت که هیچ چیزی بطور کامل بد نیست. حتی در درونِ بدی هم…
تاریخ روایتیست از افراط و تفریطها. روایتیست از دهن دریدگانِ بیشرم و حیا، و خجلانِ کنجِ عزلت گزیده.
آنان که بر علیه جریانی شوریدهاند، همواره به وضعیتی اسفناک دچار شدهاند: از آن طرفِ بوم افتادهاند. آنها به جای اینکه نقاط قوت و نقاط ضعف جریان مقابل را بشناسند و در راستای افزایش نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف آن تا حد امکان عمل کنند، وجود نقاط قوت در جریان مقابل را به کل منکر شده و تلاش کردهاند که جهنم را به بهشت تبدیل کنند، اما در انتها جهنمِ دیگری را بنا نهادهاند!
در این میان همواره این ما بودهایم که در جستجوی تعادل، زیر چکمههای تاریخ و جامعه لگدمال شدهایم!
آنان که بر علیه جریانی شوریدهاند، همواره به وضعیتی اسفناک دچار شدهاند: از آن طرفِ بوم افتادهاند. آنها به جای اینکه نقاط قوت و نقاط ضعف جریان مقابل را بشناسند و در راستای افزایش نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف آن تا حد امکان عمل کنند، وجود نقاط قوت در جریان مقابل را به کل منکر شده و تلاش کردهاند که جهنم را به بهشت تبدیل کنند، اما در انتها جهنمِ دیگری را بنا نهادهاند!
در این میان همواره این ما بودهایم که در جستجوی تعادل، زیر چکمههای تاریخ و جامعه لگدمال شدهایم!
...هر قدر هم این کار دشوار باشد، من میخواهم به هر دو طرف وفادار بمانم.@ConsciousWriter | آگاهنویس
آلبر کامو
❤2
موج نگار
تعهد به یک آرمان یا هدف بیرونی از خودشناسی وسواسی و بیکاربرد بهتر است اسلاوی ژیژک @mojnegaar
تا حیطهی درون، شناخته و درمان نشود، نمیتوانیم بفهمیم که آرمانهای بیرونی به راستی از ترجیحات و از ارزشهای واقعیِ ما برآمدهاند یا صرفا توسط جامعه برای ما تعیین شدهاند و ما با چشمان بسته آنها را پذیرفتهایم و دنبال میکنیم!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤3👍1
شاید آن نقصی که از آن گلایه میکنی، در صورت پذیرش بتواند به دلیلی برای حرکت تو به سوی کمال تبدیل شود. با این وجود، برای اینکه بتوانی خودت را تغییر دهی، باید ابتدا خودت را بپذیری. پذیرش در واقع یکی از عوامل مشترک بالقوه شفابخش در رویکردهای مختلف روانشناسی از جمله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) و حتی درمانهای روانکاوانه و انسانگراست.
از دیدگاه رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی اگر بنگریم، زندگی دیالکتیکی بین پذیرش و تغییر است؛ به این معنا که ما بایستی خودمان را همانگونه که هستیم بپذیریم و ضمنا سعی کنیم در جهت بهتر شدن تغییر کنیم. به قول کارل راجرز:
@ConsciousWriter | آگاهنویس
از دیدگاه رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی اگر بنگریم، زندگی دیالکتیکی بین پذیرش و تغییر است؛ به این معنا که ما بایستی خودمان را همانگونه که هستیم بپذیریم و ضمنا سعی کنیم در جهت بهتر شدن تغییر کنیم. به قول کارل راجرز:
پارادوکس عجیبی وجود دارد؛ زمانی که خود را آنگونه که هستم بپذیرم، آن وقت میتوانم تغییر کنم!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
Bande Naaf Ta Khatte Saaf
Yas
از اونجا که بریده شد بند ناف
تا اون وقتی که پایان یه خط صافه
قدمارو یه جوری من میکوبم زمین
که جاودانه بشه رد پام
قصه رو از ته میبینم
به پر و پام بد پیچیدن
پس میگیرم حقمو بعد میمیرم
صد بارم بشکنم گچ میگیرم
@ConsciousWriter | آگاهنویس
وقتی در مسیری قدم برداری که به آنی که باید بشوی ختم میشود (هر چند آنی که باید بشوی یک نقطهی ثابت نیست بلکه یک فرآیند پویاست که همواره ادامه مییابد)، حسرتهایت در مورد آنی که میتوانستی بشوی و نشدی و آنی که ممکن بود بشوی اگر فلان و بهمان نمیکردی، به پایان میرسند! زمان وهمی بیش نیست. اگر بتوانی در این لحظه حضور داشته باشی، خلاصهی عمرت را از بدو تولدت تا لحظهی مرگت در اختیار خواهی داشت.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
اگر فردی احساس کند که با فرد دیگری ارتباط عاطفی دارد، در این صورت باور دارد که او واقعا به رفاه وی اهمیت میدهد، ارتباط در سطح بالاست و درونسازی با اشتیاق روی میدهد. برعکس، اگر فردی احساس کند که با فرد دیگری فاصلهی عاطفی دارد، در این صورت باور دارد که او اهمیتی به وی نمیدهد، ارتباط در سطح پایین است و درونسازی به ندرت روی میدهد. برای مثال، کودکانی که با والدین خود رابطهی مثبت دارند، عموما شیوهی تفکر و رفتار والدین خود را درونسازی میکنند. کودکانی که روابط پرآشوب با والدین خود دارند، عموماً شیوهی تفکر و رفتار والدین خود را رد میکنند و نظام ارزش را در جای دیگری میجویند.@ConsciousWriter | آگاهنویس
انگیزش و هیجان
جان مارشال ریو
👍3