آگاه‌‌نویس
334 subscribers
304 photos
28 videos
4 files
484 links
درختِ حقیقت گسترده‌تر از آن است که تن به شاخه شاخه‌ شدنِ علوم بدهد!

فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی و دانشجوی روانشناسی
علاقه‌مند به فلسفه و مباحث بین‌رشته‌ای
Download Telegram
Be Chi Eteghad Dari
Bahram
منتظر نباش که مرگِ تو کِی میاد
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
حتی اگه کسی سمت تو نمیاد
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
حتی اگه می‌بینی که کسی حرفتو نمیخواد
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2💔1
آگاه‌‌نویس
برای شفا یافتن باید ابتدا به بیمار بودن اعتراف کرد. ما با وضعیتی بغرنج روبرو هستیم که طبق آن قبح بسیاری از اعمالِ نابهنجار صرفا به علتِ انجام گرفتنِ مداومِ آنان توسط افراد زیادی از جامعه، در اذهان عمومی ریخته شده و چنین اموری از نابهنجاری بدل به هنجار شده‌اند؛…
یکی از تعاریف هوش در روانشناسی، توانایی انطباق با محیط است. سوالی که پیش می‌آید این است که آیا انسانی که خود را با یک محیط سمی منطبق می‌کند باهوش است؟ مثلا کسی که در جمع افراد معتاد قرار می‌گیرد و برای انطباق و به قول معروف "همرنگ جماعت شدن"، خود را با آنان منطبق می‌کند باهوش است؟! مسلما خیر.
بنابراین وقتی هوش را در بستر محیط یا اجتماع می‌سنجیم، باید وارونگی‌ هنجارهای محیطی/اجتماعی را هم در نظر بگیریم. گاهی اوقات عدم انطباق با محیط بیش از انطباق با محیط نشان‌دهنده‌ی هوش است.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍1
Bargard
Chaartaar
پا پس نکش از صید من آهوی زیبا
لختی بتابان بر رُخَم آن روی زیبا
تا بودنت باران و نوری توأمان است
مهمان شعرم هر طرف رنگین‌کمان است
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
ناقل عصبی دوپامین به قدری مهم و به قدری در هر لحظه‌ی زندگی آدمی تأثیرگذار است که می‌توان با قدری افراط به تقلید از دکارت گفت: دوپامین دارم پس زنده هستم!
فهم دوپامین راهی‌ست به سوی فهم انگیزش، فهم اعتیاد و عادت، فهم مقصود از موفقیت و پیشرفت، فهم تکانه و کنترل آن، فهم جبر و اختیار، فهم خلاقیت و علایق، فهم معنای زندگی و حتی فهم مرگ. دوپامین در یک کلام همه چیز است!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
یکی از صفات این قایق‌ران آن بود که بر خلاف اغلب مردم می‌دانست چگونه گوش کند. بدون آن که کلمه‌ای بر زبان آوَرَد، متکلم حس می‌کرد که واسوودا همه‌ی سخنان او را به حال سکوت و انتظار و با دقت گوش کرده و کلمه‌ای را از دست نداده است. وی به بی‌قراری انتظار نمی‌کشید و هیچگاه سرزنش و تحسین نمی‌نمود. فقط گوش می‌داد. سیذارتا احساس کرد که داشتن چنین مستمعی که بتواند زندگی و مشقات و رنج‌های او را چنین درک کند چقدر نیکو است.

سیذارتا
هرمان هسه
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2
عجیب است که ما آن چیزهایی را که بابت‌شان خشنود و شکرگزاریم، به راحتی فراموش‌ می‌کنیم و آن چیزهایی را که بابت‌شان ناراضی هستیم، به خوبی به خاطر می‌سپاریم تا بارها و بارها به خودمان یادآوری‌شان کنیم!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍2
Let You Down
NF
Feels like we're on the edge right now
I wish that I could say I'm proud
I'm sorry that I let you down
I let you down

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
آگاه‌‌نویس
NF – Let You Down
آقای روانکاو روبروم نشسته بود. بعد از شنیدن حرفام کمی فکر کرد و گفت: شاید این صدای سرزنشگرِ درونِ ذهنت همواره صدای پدرت بوده!
کاش می‌تونستم بگم که به خودم افتخار می‌کنم
شرمنده‌ام که ناامیدت کردم.

شاید درست می‌گفت، اما آیا تموم اینا تقصیر منه؟ نه. حتی همش تقصیر پدرمم نیست!
زنجیره‌ی اتفاقات رو که دنبال کنم می‌رسم به این که پدرمم توسط پدرش تحقیر شده و کمال‌گرا بار اومده، بنابراین اونم بچه‌هاشو اینطوری تربیت کرده.
حالا این صدای درون ذهن من که ترکیبیه از ژنتیک و محیط، مدام منو تحقیر می‌کنه. منم بهش میگم:
کاش می‌تونستم بگم که به خودم افتخار می‌کنم
شرمنده‌ام که ناامیدت کردم.

ولی بهتره تو هم شرمنده باشی. بهتره تو هم شرمنده باشی که بارها و بارها ناامیدم کردی.
با این حال ازت ممنونم. ممنونم که این صدا رو بهم هدیه دادی. این باعث شد که بخوام بهترین باشم. اگه این صدا نبود، الان جایی که هستم نبودم.
مطمئنم به هر جایی هم که برسم بازم نمی‌تونم تو رو راضی کنم‌. شاید حتی صدای درون ذهنمم نتونم راضی کنم، ولی در نهایت به بهترین چیزی که میتونم تبدیل میشم. اینکارو میکنم چون اینو به خودم بدهکارم، نه به تو!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2👍1💔1
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
آگاه‌‌نویس
Photo
گاهی این ایراد توسط برخی از افراد به ذات خداوند وارد می‌شود که "اگر خداوند شر نیست، پس چرا در‌ جهان شر و بدی به میزان فراوانی وجود دارند؟‌"

چنین سوالی از دو وجه قابل پاسخ‌گویی‌ست:

۱.اولا اصلا چنین سوالی صرفا به این دلیل ممکن است به ذهن انسان برسد که برای ذهنیت دوگانه‌گرای انسانی که به الگوهای دودویی یا صفر و یکی خو گرفته است، سخت‌ است کلیتی را که هم خیر و هم شر را در بر می‌گیرد ولیکن محدود به هر یک از آنها نمی‌شود را درک کند. برای مثال چگونه می‌توان در دل یک الگوی صفر و یکی، الگویی را تصور نمود که هم صفر و هم یک است؟! در واقع چنین امری شبیه این است که در جواب فردی که سوالی از ما می‌پرسد و آن سوال مستلزمِ پاسخِ "آری" یا "خیر" است، بگوییم "هم آری و هم خیر!"
بنابراین در اینجا روش هگلی شامل تز، آنتی‌تز و سنتز به شدت به کار ما می‌آید. تز در واقع گزاره‌ای‌ست که در ابتدا مطرح می‌شود. برای مثال "خدا خیر است." همچنین آنتی‌تز گزاره‌ای‌ست که در مقابل تز مطرح می‌شود: "خدا شر است." سنتز نیز حاصل ترکیب این دو گزاره در سطحی بالاتر است: "خدا هم خیر و هم شر است اما محدود به این دو نمی‌شود."
البته توضیح چنین موضوع پیچیده‌ای با کلمات بسیار دشوار است، دقیقا همانطور که خوانش فلسفه‌ی هگل بسیار دشوار و دیوانه‌کننده بنظر می‌رسد! ممکن است بتوانیم بگوییم خدا هم خیر و هم شر است اما در واقع از چنین سخنی ممکن است برداشت‌های اشتباه بسیاری شود. خدا به سادگی با خیر و شر این‌همان نیست، بلکه او به سطحی بالاتر و متعالی‌تر تعلق دارد و در آن سطح، خیر و شر به آن معنایی که برای ما به ذهن می‌آیند، موجودیت ندارند. بنابراین خدا کلیتی جهان‌شمول و در عین‌حال متعالی‌ست.
در تایید سنت درون‌ماندگاری (Immanence) بایستی گفت هیچ چیز نمی‌تواند غیر از خدا وجود داشته باشد، بنابراین هرچه هست، اعم از آنچه که ما انسانها با ذهن محدودمان خیر یا شر می‌نامیم، جلوه‌ای از وجود اوست و در عین حال در رد سنت درون‌ماندگاری، بایستی بگوییم خدا محدود به آنچه در جهان است نمی‌شود. جهان در دل خداوند است. هر جزئی از جهان با خداوند این‌همان است اما خداوند با جهان این‌همان نیست بلکه از آن فراتر، بزرگتر و متعالی‌تر است. این دیدگاه استعلایی و فراگیر به خداوند (Panentheism) بهتر از هر دیدگاه دیگری می‌تواند به مفهوم خداوند نزدیک باشد و در عین حال محدود به یک فلسفه‌ی خاص، یک دین خاص یا یک سنت خاص نیست.

۲.ثانیا خوبی و بدی اگر از سطحی بالاتر مورد مشاهده قرار گیرند و به قول اسپینوزا اگر بتوانیم از دیدگاه ابدیت به آنها بنگریم، چیزی نیستند جز ضرورت‌ها. البته این به معنای توجیه بدی‌‌ها نیست. با این حال بسیاری از بدی‌ها، اموری ضروری هستند و حاصل ضرورتند. نمی‌توان آرزو کرد کاش هیچ رنجی در زندگی وجود نداشت، اما می‌توان رنج‌ها را به مثابه فرصتی برای رشد در نظر آورد: هر کجا که قدرتی باشد، مقاومتی نیز وجود دارد. اگر آن قدرت شر باشد هم ما می‌توانیم در برابر آن مقاومت کنیم و از راه این مقاومت به رشد و بالفعل نمودنِ قوه‌هایمان دست یابیم. بنابراین جهان بر پایه‌ی دوگانگی شکل گرفته است تا افراد رنجی که این دوگانگی‌ها می‌آفرینند را درک کنند و در مسیر تعالی، کمال و یگانگی با ذات خداوند قدم بردارند. در نهایت با جمله‌ی یکی از اساتیدم این متن را به پایان می‌برم:
خوبی‌ها در وجود انسان بالقوه‌‌اند اما بدی‌ها بالفعل هستند. این وظیفه بر دوش انسان نهاده شده تا از این بدی‌ها بگذرد و خوبی‌های بالقوه‌اش را بالفعل نماید.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍3👎3
وقتی داری مدام به چیزایی که هیچوقت نمیتونی داشته باشیشون فکر میکنی، فرصت بدست آوردن چیزایی که میتونی داشته باشیشون رو هم از دست میدی. به عبارت دیگه، وقتی به خودشکوفاییِ دیگران حسودی میکنی، در واقع داری فرصت شکوفا شدن رو از خودت دریغ می‌کنی!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍4❤1
همه گهگاه متوجه اضطراب‌های خود می‌شویم و می‌فهمیم دچار اضطراب هستیم، پس اصلا اضطراب نداشتن نمی‌تواند تنها ملاک سازگاری باشد. بسیاری معتقدند صرف زنده بودن و زیستن در محیطی که هیچوقت ما را کاملا راضی نمی‌کند، اضطراب‌آور است.

روانشناسی بالینی فیرس
تیموتی جی ترال و میچل جی پرینستین

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
حتی اگر کسی پیدا نمی‌شود که زیبایی را در تو ببیند، تو خود به چشمانت بیاموز که زیبایی‌هایت را ببینند و تحسین کنند. دیگران در نهایت زیبایی‌ات را به ابزاری برای لذت خودشان تبدیل می‌کنند، تو اما زیبایی‌‌هایت را بیشتر‌ و عمیق‌تر از هر فرد دیگری می‌شناسی‌. قدردان خود باش و خود را ارزان مفروش!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍4❤3
نظریه‌های رشد
ویلیام کرین

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍3
پشیمانی شاید شرط لازم برای عدم تکرار یک رفتار باشد، اما هرگز شرط کافی نیست!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍3
اکنون ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که در آن هرگز نمی‌توان گفت "نمی‌دانم!" دوره‌ دوره‌ی همه‌‌چیزدان‌هاست. اطلاعات از همه طرف به ذهن آدمی هجوم می‌آورند، بنابراین کسی که چیزی را نمی‌داند، نمی‌تواند نبودن اطلاعات را مقصر بداند. او در واقع انگیزه یا میلی به دانستن آن چیز ندارد چرا که یا کاربرد آن را در زندگی‌اش نمی‌فهمد، یا به طور کلی میلی به زندگی و زنده بودن ندارد، یا آنقدر به چیزهای آسان و دم‌دستی عادت کرده است که حاضر نیست برای فراتر رفتن از سطح پیرامونی‌اش قدمی بردارد و رنجی را متحمل شود تا چیزی جدید را بیاموزد و بداند.
اکنون به جای نمی‌دانم باید گفت "انگیزه‌ی دانستن را ندارم." چیزی که هوش مصنوعی نمی‌تواند برای انسان فراهم آورد، انگیزه است. انگیزه مهم‌تر از دانش و به عبارتی مبنای آن است!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍2❤1
It Feels Like Floating
Mary Lattimore
دستت را به من بده. کنارم دراز بکش و گوش‌هایت را خوب تیز کن. بیا تا با هم معلق شویم. معلق بودن یعنی رها بودن‌. یعنی تعلق نداشتن. یعنی شناور بودن بر روی امواج. یعنی بگذاریم آنها ما را به هر آنجا که می‌خواهند ببرند. کمی جلوتر که برویم، باید دست یکدیگر را هم رها کنیم. مبادا اشک بریزی. ما به خودمان هم تعلق نداریم چه برسد به یکدیگر‌. آرام باش. شناور بمان!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
💔5❤1
خواستم جا بزنم تا که بیامد یادم
من به رویای خودم قول رسیدن دادم

#علی_اصغر_نظارت
#خ
❤5