تکرار لزوما بد نیست؛ مهم این است که چه عملی را تکرار میکنیم. تکرارِ عملِ خوب باعث صعود و تکرارِ عملِ بد منجر به سقوط میشود، همانطور که تکرارِ عملِ بال زدن پرنده را به پرواز در میآورد.
تازگی نیز همیشه خوب نیست. گاهی میل به تازگی منجر به نوآوری میشود و گاهی نیز میتواند آغازگرِ یک پایان باشد! بعضی اوقات طلبِ تازگی باعثِ دست زدن به عملی لذتبخش اما مضر میشود و همین امر خود به بارها و بارها تکرار نمودنِ آن عمل و اعتیاد به آن منتهی شده و به تدریج طالبِ تازگی را نابود میسازد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
تازگی نیز همیشه خوب نیست. گاهی میل به تازگی منجر به نوآوری میشود و گاهی نیز میتواند آغازگرِ یک پایان باشد! بعضی اوقات طلبِ تازگی باعثِ دست زدن به عملی لذتبخش اما مضر میشود و همین امر خود به بارها و بارها تکرار نمودنِ آن عمل و اعتیاد به آن منتهی شده و به تدریج طالبِ تازگی را نابود میسازد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6
دوست دارم تنهاییام را با تو قسمت کنم.
آیا ارزشش را داری؟!
دوست داری تنهاییات را با من قسمت کنی؟
آیا ارزشش را دارم؟!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
آیا ارزشش را داری؟!
دوست داری تنهاییات را با من قسمت کنی؟
آیا ارزشش را دارم؟!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6
یک انسان آزاد تا زمانی میتواند در میان جاهلان زندگی کند که بتواند از علایق آنان اجتناب کند. یک انسان آزاد صادقانه زندگی میکند نه فریبکارانه. فقط انسانهای آزاد برای یکدیگر مفیدند و میتوانند دوستیای واقعی را شکل دهند.@ConsciousWriter | آگاهنویس
مسئلهی اسپینوزا
اروین د یالوم
❤5
خداوند.
او همیشه یک جوهر، یک انرژی، یک نیرو، یک فرد و یک موجود بوده است. نه خدایی که ادیان توصیف میکنند با خدای فلسفه در تضاد است و نه خدایی که فلسفه به آن اشاره مینماید با خدای ادیان مخالف است، چرا که او کلیتیست که همه چیز را در بر میگیرد و هیچ چیز از او خارج نیست.
حضور او را همواره در تمام لحظات زندگیام احساس کردهام، نه به مثابه دوربینی که از بالا مرا مینگرد و اعمال مرا قضاوت میکند بلکه به مثابه نوری که همیشه در درونم وجود داشته است و با هر قدمی که به سمت تاریکی برداشتهام، کمسوتر شده اما خاموش هرگز.
من به او سجده میکنم چرا که نیاز دارم او را به شکلی بیرونی و خارجی احساس کنم، در حالی که درون و برونِ من از هم جدا نیستند و او در هر دو به یک اندازه حضور دارد و در نهایت هر دوی اینها یکی هستند و جز او نیستند!
اکنون نیز او را احساس میکنم آن هم در زمانی که از همه دل بریدهام و ناامید گشتهام، در حالی که همین ناامیدی از دیگران باعث شده امیدم به رحمتِ او از پیش هم بیشتر شود.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
او همیشه یک جوهر، یک انرژی، یک نیرو، یک فرد و یک موجود بوده است. نه خدایی که ادیان توصیف میکنند با خدای فلسفه در تضاد است و نه خدایی که فلسفه به آن اشاره مینماید با خدای ادیان مخالف است، چرا که او کلیتیست که همه چیز را در بر میگیرد و هیچ چیز از او خارج نیست.
حضور او را همواره در تمام لحظات زندگیام احساس کردهام، نه به مثابه دوربینی که از بالا مرا مینگرد و اعمال مرا قضاوت میکند بلکه به مثابه نوری که همیشه در درونم وجود داشته است و با هر قدمی که به سمت تاریکی برداشتهام، کمسوتر شده اما خاموش هرگز.
من به او سجده میکنم چرا که نیاز دارم او را به شکلی بیرونی و خارجی احساس کنم، در حالی که درون و برونِ من از هم جدا نیستند و او در هر دو به یک اندازه حضور دارد و در نهایت هر دوی اینها یکی هستند و جز او نیستند!
اکنون نیز او را احساس میکنم آن هم در زمانی که از همه دل بریدهام و ناامید گشتهام، در حالی که همین ناامیدی از دیگران باعث شده امیدم به رحمتِ او از پیش هم بیشتر شود.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤5👍1
آگاهنویس
زیرمجموعهی خودم هستم مثل مجموعهای که سخت تهیست در سرم فکرِ کاشتن دارم گرچه باغِ من از درخت تهیست عشق آهوی تیزپا شد و من ببرِ بیحرکتِ پتوهایم خشمگین نیستم که تا امروز نرسیدم به آرزوهایم نرسیدن رسیدنِ محض است آبزی آب را نمیبیند هر که در ماه زندگی بکند…
چشمهایش چه دیدنی بودند
خندههایش شنیدنی بودند
و من از رازِ خود سخن گفتم
رازهایم نگفتنی بودند
چشمهایش شکار میکردند
عاشقان را قطار میکردند
چشمهایش خجالتی بودند
و مرا بیقرار میکردند
سرنوشتم جدایی از او بود
ناله من، بیصدایی از او بود
چشمهایم فراق را دیدند
اشکِ من ردِ پایی از او بود!
جای او در دلم هنوز پر است
ولی جایش کنار من خالیست
شادی و غم، فراق و نزدیکی
هر چه از دوست میرسد عالیست!
شاعری این چنین سرود از عشق
"نرسیدن رسیدنِ محض است"
گرچه لبهای یار خوش طعمند
نچشیدن چشیدنِ محض است!
دیدن او برای من کافیست
چشمها عشق را بلد بودند
و تملک توهمی پوچ است
مالکان عاشقانِ بد بودند!
#اشعار
۱۴۰۴/۹/۳
@ConsciousWriter | آگاهنویس
خندههایش شنیدنی بودند
و من از رازِ خود سخن گفتم
رازهایم نگفتنی بودند
چشمهایش شکار میکردند
عاشقان را قطار میکردند
چشمهایش خجالتی بودند
و مرا بیقرار میکردند
سرنوشتم جدایی از او بود
ناله من، بیصدایی از او بود
چشمهایم فراق را دیدند
اشکِ من ردِ پایی از او بود!
جای او در دلم هنوز پر است
ولی جایش کنار من خالیست
شادی و غم، فراق و نزدیکی
هر چه از دوست میرسد عالیست!
شاعری این چنین سرود از عشق
"نرسیدن رسیدنِ محض است"
گرچه لبهای یار خوش طعمند
نچشیدن چشیدنِ محض است!
دیدن او برای من کافیست
چشمها عشق را بلد بودند
و تملک توهمی پوچ است
مالکان عاشقانِ بد بودند!
#اشعار
۱۴۰۴/۹/۳
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤3
همانطور که قبلا گفتیم، رفتار نابهنجار با رفتار بهنجار، تفاوت کیفی ندارد. این دو، حد نهایی یک بُعدِ پیوستهاند. برای نمونه، فرق رفتار بهنجار و رفتار روانپریشانه در مقدار و شدت است نه در نوع. اما تشخیصهایی که بر مبنای طبقات در حوزهی اختلالات روانی گذاشته میشود، تلویحا به این معنا است که شخص اختلال مورد نظر را دارد یا ندارد. این طرز فکر "همه یا هیچ" با توزیع نشانههای آسیبشناسی روانی در جمعیت همخوانی ندارد. برای مثال الگوی طبقهای اختلال شخصیت مرزی، آن گونه که در تجدید نظر متن ویراست چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) آمده است (یعنی داشتن یا نداشتن اختلال) میتواند غلط باشد چون آدمها فقط از لحاظ میزان نشان دادن نشانههای این اختلال با هم فرق دارند (یعنی تفاوتی کمی دارند). به عبارت دیگر، الگوی طبقهای میتواند ما را در خصوص ماهیت و طبیعت سازهی "مرزی" گمراه کند. در حقیقت تعداد اندکی از سازههای تشخیصی واقعا طبقهای هستند.
روانشناسی بالینی فیرس
تیموتی جی ترال و میچل جی پرینستین
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
Be Chi Eteghad Dari
Bahram
منتظر نباش که مرگِ تو کِی میاد@ConsciousWriter | آگاهنویس
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
حتی اگه کسی سمت تو نمیاد
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
حتی اگه میبینی که کسی حرفتو نمیخواد
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
❤2💔1
آگاهنویس
برای شفا یافتن باید ابتدا به بیمار بودن اعتراف کرد. ما با وضعیتی بغرنج روبرو هستیم که طبق آن قبح بسیاری از اعمالِ نابهنجار صرفا به علتِ انجام گرفتنِ مداومِ آنان توسط افراد زیادی از جامعه، در اذهان عمومی ریخته شده و چنین اموری از نابهنجاری بدل به هنجار شدهاند؛…
یکی از تعاریف هوش در روانشناسی، توانایی انطباق با محیط است. سوالی که پیش میآید این است که آیا انسانی که خود را با یک محیط سمی منطبق میکند باهوش است؟ مثلا کسی که در جمع افراد معتاد قرار میگیرد و برای انطباق و به قول معروف "همرنگ جماعت شدن"، خود را با آنان منطبق میکند باهوش است؟! مسلما خیر.
بنابراین وقتی هوش را در بستر محیط یا اجتماع میسنجیم، باید وارونگی هنجارهای محیطی/اجتماعی را هم در نظر بگیریم. گاهی اوقات عدم انطباق با محیط بیش از انطباق با محیط نشاندهندهی هوش است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
بنابراین وقتی هوش را در بستر محیط یا اجتماع میسنجیم، باید وارونگی هنجارهای محیطی/اجتماعی را هم در نظر بگیریم. گاهی اوقات عدم انطباق با محیط بیش از انطباق با محیط نشاندهندهی هوش است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
Bargard
Chaartaar
پا پس نکش از صید من آهوی زیبا@ConsciousWriter | آگاهنویس
لختی بتابان بر رُخَم آن روی زیبا
تا بودنت باران و نوری توأمان است
مهمان شعرم هر طرف رنگینکمان است
ناقل عصبی دوپامین به قدری مهم و به قدری در هر لحظهی زندگی آدمی تأثیرگذار است که میتوان با قدری افراط به تقلید از دکارت گفت: دوپامین دارم پس زنده هستم!
فهم دوپامین راهیست به سوی فهم انگیزش، فهم اعتیاد و عادت، فهم مقصود از موفقیت و پیشرفت، فهم تکانه و کنترل آن، فهم جبر و اختیار، فهم خلاقیت و علایق، فهم معنای زندگی و حتی فهم مرگ. دوپامین در یک کلام همه چیز است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
فهم دوپامین راهیست به سوی فهم انگیزش، فهم اعتیاد و عادت، فهم مقصود از موفقیت و پیشرفت، فهم تکانه و کنترل آن، فهم جبر و اختیار، فهم خلاقیت و علایق، فهم معنای زندگی و حتی فهم مرگ. دوپامین در یک کلام همه چیز است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
یکی از صفات این قایقران آن بود که بر خلاف اغلب مردم میدانست چگونه گوش کند. بدون آن که کلمهای بر زبان آوَرَد، متکلم حس میکرد که واسوودا همهی سخنان او را به حال سکوت و انتظار و با دقت گوش کرده و کلمهای را از دست نداده است. وی به بیقراری انتظار نمیکشید و هیچگاه سرزنش و تحسین نمینمود. فقط گوش میداد. سیذارتا احساس کرد که داشتن چنین مستمعی که بتواند زندگی و مشقات و رنجهای او را چنین درک کند چقدر نیکو است.@ConsciousWriter | آگاهنویس
سیذارتا
هرمان هسه
❤2
عجیب است که ما آن چیزهایی را که بابتشان خشنود و شکرگزاریم، به راحتی فراموش میکنیم و آن چیزهایی را که بابتشان ناراضی هستیم، به خوبی به خاطر میسپاریم تا بارها و بارها به خودمان یادآوریشان کنیم!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍2
Let You Down
NF
Feels like we're on the edge right now
I wish that I could say I'm proud
I'm sorry that I let you down
I let you down
@ConsciousWriter | آگاهنویس
آگاهنویس
NF – Let You Down
آقای روانکاو روبروم نشسته بود. بعد از شنیدن حرفام کمی فکر کرد و گفت: شاید این صدای سرزنشگرِ درونِ ذهنت همواره صدای پدرت بوده!
شاید درست میگفت، اما آیا تموم اینا تقصیر منه؟ نه. حتی همش تقصیر پدرمم نیست!
زنجیرهی اتفاقات رو که دنبال کنم میرسم به این که پدرمم توسط پدرش تحقیر شده و کمالگرا بار اومده، بنابراین اونم بچههاشو اینطوری تربیت کرده.
حالا این صدای درون ذهن من که ترکیبیه از ژنتیک و محیط، مدام منو تحقیر میکنه. منم بهش میگم:
ولی بهتره تو هم شرمنده باشی. بهتره تو هم شرمنده باشی که بارها و بارها ناامیدم کردی.
با این حال ازت ممنونم. ممنونم که این صدا رو بهم هدیه دادی. این باعث شد که بخوام بهترین باشم. اگه این صدا نبود، الان جایی که هستم نبودم.
مطمئنم به هر جایی هم که برسم بازم نمیتونم تو رو راضی کنم. شاید حتی صدای درون ذهنمم نتونم راضی کنم، ولی در نهایت به بهترین چیزی که میتونم تبدیل میشم. اینکارو میکنم چون اینو به خودم بدهکارم، نه به تو!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
کاش میتونستم بگم که به خودم افتخار میکنم
شرمندهام که ناامیدت کردم.
شاید درست میگفت، اما آیا تموم اینا تقصیر منه؟ نه. حتی همش تقصیر پدرمم نیست!
زنجیرهی اتفاقات رو که دنبال کنم میرسم به این که پدرمم توسط پدرش تحقیر شده و کمالگرا بار اومده، بنابراین اونم بچههاشو اینطوری تربیت کرده.
حالا این صدای درون ذهن من که ترکیبیه از ژنتیک و محیط، مدام منو تحقیر میکنه. منم بهش میگم:
کاش میتونستم بگم که به خودم افتخار میکنم
شرمندهام که ناامیدت کردم.
ولی بهتره تو هم شرمنده باشی. بهتره تو هم شرمنده باشی که بارها و بارها ناامیدم کردی.
با این حال ازت ممنونم. ممنونم که این صدا رو بهم هدیه دادی. این باعث شد که بخوام بهترین باشم. اگه این صدا نبود، الان جایی که هستم نبودم.
مطمئنم به هر جایی هم که برسم بازم نمیتونم تو رو راضی کنم. شاید حتی صدای درون ذهنمم نتونم راضی کنم، ولی در نهایت به بهترین چیزی که میتونم تبدیل میشم. اینکارو میکنم چون اینو به خودم بدهکارم، نه به تو!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤2👍1💔1
آگاهنویس
NF – Let You Down
این شاهکار رو هرگز از دست ندید.
https://youtu.be/fbHbTBP_u7U?si=Ka0-BE5W2MDPrxvJ
https://youtu.be/fbHbTBP_u7U?si=Ka0-BE5W2MDPrxvJ
آگاهنویس
Photo
گاهی این ایراد توسط برخی از افراد به ذات خداوند وارد میشود که "اگر خداوند شر نیست، پس چرا در جهان شر و بدی به میزان فراوانی وجود دارند؟"
چنین سوالی از دو وجه قابل پاسخگوییست:
۱.اولا اصلا چنین سوالی صرفا به این دلیل ممکن است به ذهن انسان برسد که برای ذهنیت دوگانهگرای انسانی که به الگوهای دودویی یا صفر و یکی خو گرفته است، سخت است کلیتی را که هم خیر و هم شر را در بر میگیرد ولیکن محدود به هر یک از آنها نمیشود را درک کند. برای مثال چگونه میتوان در دل یک الگوی صفر و یکی، الگویی را تصور نمود که هم صفر و هم یک است؟! در واقع چنین امری شبیه این است که در جواب فردی که سوالی از ما میپرسد و آن سوال مستلزمِ پاسخِ "آری" یا "خیر" است، بگوییم "هم آری و هم خیر!"
بنابراین در اینجا روش هگلی شامل تز، آنتیتز و سنتز به شدت به کار ما میآید. تز در واقع گزارهایست که در ابتدا مطرح میشود. برای مثال "خدا خیر است." همچنین آنتیتز گزارهایست که در مقابل تز مطرح میشود: "خدا شر است." سنتز نیز حاصل ترکیب این دو گزاره در سطحی بالاتر است: "خدا هم خیر و هم شر است اما محدود به این دو نمیشود."
البته توضیح چنین موضوع پیچیدهای با کلمات بسیار دشوار است، دقیقا همانطور که خوانش فلسفهی هگل بسیار دشوار و دیوانهکننده بنظر میرسد! ممکن است بتوانیم بگوییم خدا هم خیر و هم شر است اما در واقع از چنین سخنی ممکن است برداشتهای اشتباه بسیاری شود. خدا به سادگی با خیر و شر اینهمان نیست، بلکه او به سطحی بالاتر و متعالیتر تعلق دارد و در آن سطح، خیر و شر به آن معنایی که برای ما به ذهن میآیند، موجودیت ندارند. بنابراین خدا کلیتی جهانشمول و در عینحال متعالیست.
در تایید سنت درونماندگاری (Immanence) بایستی گفت هیچ چیز نمیتواند غیر از خدا وجود داشته باشد، بنابراین هرچه هست، اعم از آنچه که ما انسانها با ذهن محدودمان خیر یا شر مینامیم، جلوهای از وجود اوست و در عین حال در رد سنت درونماندگاری، بایستی بگوییم خدا محدود به آنچه در جهان است نمیشود. جهان در دل خداوند است. هر جزئی از جهان با خداوند اینهمان است اما خداوند با جهان اینهمان نیست بلکه از آن فراتر، بزرگتر و متعالیتر است. این دیدگاه استعلایی و فراگیر به خداوند (Panentheism) بهتر از هر دیدگاه دیگری میتواند به مفهوم خداوند نزدیک باشد و در عین حال محدود به یک فلسفهی خاص، یک دین خاص یا یک سنت خاص نیست.
۲.ثانیا خوبی و بدی اگر از سطحی بالاتر مورد مشاهده قرار گیرند و به قول اسپینوزا اگر بتوانیم از دیدگاه ابدیت به آنها بنگریم، چیزی نیستند جز ضرورتها. البته این به معنای توجیه بدیها نیست. با این حال بسیاری از بدیها، اموری ضروری هستند و حاصل ضرورتند. نمیتوان آرزو کرد کاش هیچ رنجی در زندگی وجود نداشت، اما میتوان رنجها را به مثابه فرصتی برای رشد در نظر آورد: هر کجا که قدرتی باشد، مقاومتی نیز وجود دارد. اگر آن قدرت شر باشد هم ما میتوانیم در برابر آن مقاومت کنیم و از راه این مقاومت به رشد و بالفعل نمودنِ قوههایمان دست یابیم. بنابراین جهان بر پایهی دوگانگی شکل گرفته است تا افراد رنجی که این دوگانگیها میآفرینند را درک کنند و در مسیر تعالی، کمال و یگانگی با ذات خداوند قدم بردارند. در نهایت با جملهی یکی از اساتیدم این متن را به پایان میبرم:
خوبیها در وجود انسان بالقوهاند اما بدیها بالفعل هستند. این وظیفه بر دوش انسان نهاده شده تا از این بدیها بگذرد و خوبیهای بالقوهاش را بالفعل نماید.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
چنین سوالی از دو وجه قابل پاسخگوییست:
۱.اولا اصلا چنین سوالی صرفا به این دلیل ممکن است به ذهن انسان برسد که برای ذهنیت دوگانهگرای انسانی که به الگوهای دودویی یا صفر و یکی خو گرفته است، سخت است کلیتی را که هم خیر و هم شر را در بر میگیرد ولیکن محدود به هر یک از آنها نمیشود را درک کند. برای مثال چگونه میتوان در دل یک الگوی صفر و یکی، الگویی را تصور نمود که هم صفر و هم یک است؟! در واقع چنین امری شبیه این است که در جواب فردی که سوالی از ما میپرسد و آن سوال مستلزمِ پاسخِ "آری" یا "خیر" است، بگوییم "هم آری و هم خیر!"
بنابراین در اینجا روش هگلی شامل تز، آنتیتز و سنتز به شدت به کار ما میآید. تز در واقع گزارهایست که در ابتدا مطرح میشود. برای مثال "خدا خیر است." همچنین آنتیتز گزارهایست که در مقابل تز مطرح میشود: "خدا شر است." سنتز نیز حاصل ترکیب این دو گزاره در سطحی بالاتر است: "خدا هم خیر و هم شر است اما محدود به این دو نمیشود."
البته توضیح چنین موضوع پیچیدهای با کلمات بسیار دشوار است، دقیقا همانطور که خوانش فلسفهی هگل بسیار دشوار و دیوانهکننده بنظر میرسد! ممکن است بتوانیم بگوییم خدا هم خیر و هم شر است اما در واقع از چنین سخنی ممکن است برداشتهای اشتباه بسیاری شود. خدا به سادگی با خیر و شر اینهمان نیست، بلکه او به سطحی بالاتر و متعالیتر تعلق دارد و در آن سطح، خیر و شر به آن معنایی که برای ما به ذهن میآیند، موجودیت ندارند. بنابراین خدا کلیتی جهانشمول و در عینحال متعالیست.
در تایید سنت درونماندگاری (Immanence) بایستی گفت هیچ چیز نمیتواند غیر از خدا وجود داشته باشد، بنابراین هرچه هست، اعم از آنچه که ما انسانها با ذهن محدودمان خیر یا شر مینامیم، جلوهای از وجود اوست و در عین حال در رد سنت درونماندگاری، بایستی بگوییم خدا محدود به آنچه در جهان است نمیشود. جهان در دل خداوند است. هر جزئی از جهان با خداوند اینهمان است اما خداوند با جهان اینهمان نیست بلکه از آن فراتر، بزرگتر و متعالیتر است. این دیدگاه استعلایی و فراگیر به خداوند (Panentheism) بهتر از هر دیدگاه دیگری میتواند به مفهوم خداوند نزدیک باشد و در عین حال محدود به یک فلسفهی خاص، یک دین خاص یا یک سنت خاص نیست.
۲.ثانیا خوبی و بدی اگر از سطحی بالاتر مورد مشاهده قرار گیرند و به قول اسپینوزا اگر بتوانیم از دیدگاه ابدیت به آنها بنگریم، چیزی نیستند جز ضرورتها. البته این به معنای توجیه بدیها نیست. با این حال بسیاری از بدیها، اموری ضروری هستند و حاصل ضرورتند. نمیتوان آرزو کرد کاش هیچ رنجی در زندگی وجود نداشت، اما میتوان رنجها را به مثابه فرصتی برای رشد در نظر آورد: هر کجا که قدرتی باشد، مقاومتی نیز وجود دارد. اگر آن قدرت شر باشد هم ما میتوانیم در برابر آن مقاومت کنیم و از راه این مقاومت به رشد و بالفعل نمودنِ قوههایمان دست یابیم. بنابراین جهان بر پایهی دوگانگی شکل گرفته است تا افراد رنجی که این دوگانگیها میآفرینند را درک کنند و در مسیر تعالی، کمال و یگانگی با ذات خداوند قدم بردارند. در نهایت با جملهی یکی از اساتیدم این متن را به پایان میبرم:
خوبیها در وجود انسان بالقوهاند اما بدیها بالفعل هستند. این وظیفه بر دوش انسان نهاده شده تا از این بدیها بگذرد و خوبیهای بالقوهاش را بالفعل نماید.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍3👎3
وقتی داری مدام به چیزایی که هیچوقت نمیتونی داشته باشیشون فکر میکنی، فرصت بدست آوردن چیزایی که میتونی داشته باشیشون رو هم از دست میدی. به عبارت دیگه، وقتی به خودشکوفاییِ دیگران حسودی میکنی، در واقع داری فرصت شکوفا شدن رو از خودت دریغ میکنی!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍4❤1