این آدمها هیچکدام همدم خوبی برای تنهاییِ تو نمیشوند چرا که آنها نیز مثل تو با خودشان در جنگند. تو نیز از این جهت به دنبال همدمی از میان آنان میگردی که با خودت در جنگ هستی. پس به جای اینکه بخواهی صلح درونت را از طریق ارتباط با کسانی که با خودشان در جنگ هستند برقرار کنی، ریشه را بیاب و خودت با خودت صلح کن!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍3❤1
من را از خودت جدا ندان. من اینها را ننوشتهام. منی وجود ندارد. ما اینها را نوشتهایم. بگذار کلماتی که خودت نوشتهای، عمقِ وجودِ خودت را لمس کنند!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6💔1
زمانی که توانستی طلسمِ دوگانگی را بشکنی و به او نیز همچون خودت نگاه کنی، آنگاه شفا یافتهای و شفا دادهای. هر چیز از دوگانگی برخیزد، بیمار کند و هر چیز از یگانگی برآید، شفا دهد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
هیچ موجودی از رنج و جفای دنیا در امان نیست و هیچ موجودی به قدر انسان برای فرار از رنج، خود را به رنج و سختی بیشتر نمیاندازد!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
برای شفا یافتن باید ابتدا به بیمار بودن اعتراف کرد. ما با وضعیتی بغرنج روبرو هستیم که طبق آن قبح بسیاری از اعمالِ نابهنجار صرفا به علتِ انجام گرفتنِ مداومِ آنان توسط افراد زیادی از جامعه، در اذهان عمومی ریخته شده و چنین اموری از نابهنجاری بدل به هنجار شدهاند؛ بنابراین تا هنگامی که همگی به بیمار بودنمان و بیمار کننده بودنِ سبک زندگیمان اعتراف نکنیم، خبری از درمان نخواهد بود چرا که درست یا غلط بودن یک مسیر بر اساس تعداد کسانی که در آن پا گذاشته و میگذارند، تعیین نمیشود!
وقتی ذهن با مطالب باطل بمباران شود، ممکن است باطل جای حق را در ذهن بگیرد و همه چیز به کلی وارونه شود در حالی که حقیقت هنوز سر جای خودش است. بنابراین باید حقیقت را بارها و بارها به ذهن یادآوری کرد تا حق و باطل دوباره از یکدیگر افتراق یابند.
وقتی ذهن با مطالب باطل بمباران شود، ممکن است باطل جای حق را در ذهن بگیرد و همه چیز به کلی وارونه شود در حالی که حقیقت هنوز سر جای خودش است. بنابراین باید حقیقت را بارها و بارها به ذهن یادآوری کرد تا حق و باطل دوباره از یکدیگر افتراق یابند.
و بگو حق آمد و باطل نابود گردید؛ بیتردید باطل نابودشدنیست.@ConsciousWriter | آگاهنویس
قرآن کریم
❤3👍2💔1
Ghool
Shayea
خوبم حالِ خیلیا بده@ConsciousWriter | آگاهنویس
همینه خدا تصمیم گرفت به خیلیا نده
بغلمن که به چشم بیان همه
هنو همون ممدرضام هنو دل دیارمه
بزرگترین چالش برای کسی که میخواهد به رواندرمانگری خبره تبدیل شود این است که ابتدا جنون درون خود را مشاهده و درک نماید و سپس روان خودش را درمان کند.
شاید او احتیاج پیدا کند که در این مسیر از رواندرمانگران با تجربهتر کمک بگیرد، با این حال رواندرمانگری بر خلاف روانپزشکی مستلزمِ بر عهده گرفتنِ بخشِ اعظمی از مسئولیتِ بهبود توسط خود مراجع است، به خصوص اگر این مراجع خودش درمانگر نیز باشد یا بخواهد در آینده درمانگر شود!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
شاید او احتیاج پیدا کند که در این مسیر از رواندرمانگران با تجربهتر کمک بگیرد، با این حال رواندرمانگری بر خلاف روانپزشکی مستلزمِ بر عهده گرفتنِ بخشِ اعظمی از مسئولیتِ بهبود توسط خود مراجع است، به خصوص اگر این مراجع خودش درمانگر نیز باشد یا بخواهد در آینده درمانگر شود!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤7
Bekhand
Mehrad Hidden & Shayea
بخند بابا از فردا بیخبر@ConsciousWriter | آگاهنویس
یه مدت برو تنهایی سفر
بی همراهای همراه به نظر
حال تنهاییهاتو ننداز به خطر
❤1
آگاهنویس
"خطهای موازی!" #عکس_ها @ConsciousWriter | آگاهنویس
تماشای ریلهای قطار مرا به یاد تو میاندازد. از تماشای آنان به این نکته پی میبرم که "هم مسیر بودن" امکانپذیر است، اما "به هم رسیدن" هرگز! ما هم در بخشی از این جاده با یکدیگر هم مسیر بودهایم، اما شاید از ابتدا نیز قرار بر این نبوده که به هم ختم شویم یا به هم برسیم. به یاد آن تک بیتی که سالها قبل سرودم میافتم:
مثل خطهای موازی پا به پای یکدگر
میروم تا میروی و میروی تا میروم!
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
مثل خطهای موازی پا به پای یکدگر
میروم تا میروی و میروی تا میروم!
#اشعار
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤3
Forwarded from Kazantezakis (mohammadsadegh)
«دیگر هیچ واقعیتی وجود ندارد؛ فقط شبیهسازیها.»
با همین جمله میشود کل منطق بودریار را خلاصه کرد. در نگاه او، جامعهی امروز دیگر با «اصلِ واقعیت» زندگی نمیکند؛ ما در دنیایی حرکت میکنیم که تصاویر، مدلها، ترندها و روایتها آنقدر تکثیر شدهاند که خودشان جای واقعیت را گرفتهاند. هویت انسان تبدیل شده به پروفایلی که میسازد، رابطه تبدیل شده به پیامهایی که میفرستد، و حقیقت تبدیل شده به نسخهای که بهتر مصرف میشود. این همان مرحلهی فراواقعیت است: جایی که نسخهها واقعیتر از اصل رفتار میکنند و شبیهسازیها تعیین میکنند چه چیزی «واقعی» بهحساب بیاید.
نمونهی سینمایی دقیقش: ماتریکس. در ماتریکس، انسانها در جهانی زندگی میکنند که کاملاً شبیهسازی شده، اما آنقدر باورپذیر و یکپارچه است که کسی نمیفهمد اصل کجاست.
با همین جمله میشود کل منطق بودریار را خلاصه کرد. در نگاه او، جامعهی امروز دیگر با «اصلِ واقعیت» زندگی نمیکند؛ ما در دنیایی حرکت میکنیم که تصاویر، مدلها، ترندها و روایتها آنقدر تکثیر شدهاند که خودشان جای واقعیت را گرفتهاند. هویت انسان تبدیل شده به پروفایلی که میسازد، رابطه تبدیل شده به پیامهایی که میفرستد، و حقیقت تبدیل شده به نسخهای که بهتر مصرف میشود. این همان مرحلهی فراواقعیت است: جایی که نسخهها واقعیتر از اصل رفتار میکنند و شبیهسازیها تعیین میکنند چه چیزی «واقعی» بهحساب بیاید.
نمونهی سینمایی دقیقش: ماتریکس. در ماتریکس، انسانها در جهانی زندگی میکنند که کاملاً شبیهسازی شده، اما آنقدر باورپذیر و یکپارچه است که کسی نمیفهمد اصل کجاست.
❤4
تکرار لزوما بد نیست؛ مهم این است که چه عملی را تکرار میکنیم. تکرارِ عملِ خوب باعث صعود و تکرارِ عملِ بد منجر به سقوط میشود، همانطور که تکرارِ عملِ بال زدن پرنده را به پرواز در میآورد.
تازگی نیز همیشه خوب نیست. گاهی میل به تازگی منجر به نوآوری میشود و گاهی نیز میتواند آغازگرِ یک پایان باشد! بعضی اوقات طلبِ تازگی باعثِ دست زدن به عملی لذتبخش اما مضر میشود و همین امر خود به بارها و بارها تکرار نمودنِ آن عمل و اعتیاد به آن منتهی شده و به تدریج طالبِ تازگی را نابود میسازد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
تازگی نیز همیشه خوب نیست. گاهی میل به تازگی منجر به نوآوری میشود و گاهی نیز میتواند آغازگرِ یک پایان باشد! بعضی اوقات طلبِ تازگی باعثِ دست زدن به عملی لذتبخش اما مضر میشود و همین امر خود به بارها و بارها تکرار نمودنِ آن عمل و اعتیاد به آن منتهی شده و به تدریج طالبِ تازگی را نابود میسازد.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6
دوست دارم تنهاییام را با تو قسمت کنم.
آیا ارزشش را داری؟!
دوست داری تنهاییات را با من قسمت کنی؟
آیا ارزشش را دارم؟!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
آیا ارزشش را داری؟!
دوست داری تنهاییات را با من قسمت کنی؟
آیا ارزشش را دارم؟!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6
یک انسان آزاد تا زمانی میتواند در میان جاهلان زندگی کند که بتواند از علایق آنان اجتناب کند. یک انسان آزاد صادقانه زندگی میکند نه فریبکارانه. فقط انسانهای آزاد برای یکدیگر مفیدند و میتوانند دوستیای واقعی را شکل دهند.@ConsciousWriter | آگاهنویس
مسئلهی اسپینوزا
اروین د یالوم
❤5
خداوند.
او همیشه یک جوهر، یک انرژی، یک نیرو، یک فرد و یک موجود بوده است. نه خدایی که ادیان توصیف میکنند با خدای فلسفه در تضاد است و نه خدایی که فلسفه به آن اشاره مینماید با خدای ادیان مخالف است، چرا که او کلیتیست که همه چیز را در بر میگیرد و هیچ چیز از او خارج نیست.
حضور او را همواره در تمام لحظات زندگیام احساس کردهام، نه به مثابه دوربینی که از بالا مرا مینگرد و اعمال مرا قضاوت میکند بلکه به مثابه نوری که همیشه در درونم وجود داشته است و با هر قدمی که به سمت تاریکی برداشتهام، کمسوتر شده اما خاموش هرگز.
من به او سجده میکنم چرا که نیاز دارم او را به شکلی بیرونی و خارجی احساس کنم، در حالی که درون و برونِ من از هم جدا نیستند و او در هر دو به یک اندازه حضور دارد و در نهایت هر دوی اینها یکی هستند و جز او نیستند!
اکنون نیز او را احساس میکنم آن هم در زمانی که از همه دل بریدهام و ناامید گشتهام، در حالی که همین ناامیدی از دیگران باعث شده امیدم به رحمتِ او از پیش هم بیشتر شود.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
او همیشه یک جوهر، یک انرژی، یک نیرو، یک فرد و یک موجود بوده است. نه خدایی که ادیان توصیف میکنند با خدای فلسفه در تضاد است و نه خدایی که فلسفه به آن اشاره مینماید با خدای ادیان مخالف است، چرا که او کلیتیست که همه چیز را در بر میگیرد و هیچ چیز از او خارج نیست.
حضور او را همواره در تمام لحظات زندگیام احساس کردهام، نه به مثابه دوربینی که از بالا مرا مینگرد و اعمال مرا قضاوت میکند بلکه به مثابه نوری که همیشه در درونم وجود داشته است و با هر قدمی که به سمت تاریکی برداشتهام، کمسوتر شده اما خاموش هرگز.
من به او سجده میکنم چرا که نیاز دارم او را به شکلی بیرونی و خارجی احساس کنم، در حالی که درون و برونِ من از هم جدا نیستند و او در هر دو به یک اندازه حضور دارد و در نهایت هر دوی اینها یکی هستند و جز او نیستند!
اکنون نیز او را احساس میکنم آن هم در زمانی که از همه دل بریدهام و ناامید گشتهام، در حالی که همین ناامیدی از دیگران باعث شده امیدم به رحمتِ او از پیش هم بیشتر شود.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤5👍1
آگاهنویس
زیرمجموعهی خودم هستم مثل مجموعهای که سخت تهیست در سرم فکرِ کاشتن دارم گرچه باغِ من از درخت تهیست عشق آهوی تیزپا شد و من ببرِ بیحرکتِ پتوهایم خشمگین نیستم که تا امروز نرسیدم به آرزوهایم نرسیدن رسیدنِ محض است آبزی آب را نمیبیند هر که در ماه زندگی بکند…
چشمهایش چه دیدنی بودند
خندههایش شنیدنی بودند
و من از رازِ خود سخن گفتم
رازهایم نگفتنی بودند
چشمهایش شکار میکردند
عاشقان را قطار میکردند
چشمهایش خجالتی بودند
و مرا بیقرار میکردند
سرنوشتم جدایی از او بود
ناله من، بیصدایی از او بود
چشمهایم فراق را دیدند
اشکِ من ردِ پایی از او بود!
جای او در دلم هنوز پر است
ولی جایش کنار من خالیست
شادی و غم، فراق و نزدیکی
هر چه از دوست میرسد عالیست!
شاعری این چنین سرود از عشق
"نرسیدن رسیدنِ محض است"
گرچه لبهای یار خوش طعمند
نچشیدن چشیدنِ محض است!
دیدن او برای من کافیست
چشمها عشق را بلد بودند
و تملک توهمی پوچ است
مالکان عاشقانِ بد بودند!
#اشعار
۱۴۰۴/۹/۳
@ConsciousWriter | آگاهنویس
خندههایش شنیدنی بودند
و من از رازِ خود سخن گفتم
رازهایم نگفتنی بودند
چشمهایش شکار میکردند
عاشقان را قطار میکردند
چشمهایش خجالتی بودند
و مرا بیقرار میکردند
سرنوشتم جدایی از او بود
ناله من، بیصدایی از او بود
چشمهایم فراق را دیدند
اشکِ من ردِ پایی از او بود!
جای او در دلم هنوز پر است
ولی جایش کنار من خالیست
شادی و غم، فراق و نزدیکی
هر چه از دوست میرسد عالیست!
شاعری این چنین سرود از عشق
"نرسیدن رسیدنِ محض است"
گرچه لبهای یار خوش طعمند
نچشیدن چشیدنِ محض است!
دیدن او برای من کافیست
چشمها عشق را بلد بودند
و تملک توهمی پوچ است
مالکان عاشقانِ بد بودند!
#اشعار
۱۴۰۴/۹/۳
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤3
همانطور که قبلا گفتیم، رفتار نابهنجار با رفتار بهنجار، تفاوت کیفی ندارد. این دو، حد نهایی یک بُعدِ پیوستهاند. برای نمونه، فرق رفتار بهنجار و رفتار روانپریشانه در مقدار و شدت است نه در نوع. اما تشخیصهایی که بر مبنای طبقات در حوزهی اختلالات روانی گذاشته میشود، تلویحا به این معنا است که شخص اختلال مورد نظر را دارد یا ندارد. این طرز فکر "همه یا هیچ" با توزیع نشانههای آسیبشناسی روانی در جمعیت همخوانی ندارد. برای مثال الگوی طبقهای اختلال شخصیت مرزی، آن گونه که در تجدید نظر متن ویراست چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) آمده است (یعنی داشتن یا نداشتن اختلال) میتواند غلط باشد چون آدمها فقط از لحاظ میزان نشان دادن نشانههای این اختلال با هم فرق دارند (یعنی تفاوتی کمی دارند). به عبارت دیگر، الگوی طبقهای میتواند ما را در خصوص ماهیت و طبیعت سازهی "مرزی" گمراه کند. در حقیقت تعداد اندکی از سازههای تشخیصی واقعا طبقهای هستند.
روانشناسی بالینی فیرس
تیموتی جی ترال و میچل جی پرینستین
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
Be Chi Eteghad Dari
Bahram
منتظر نباش که مرگِ تو کِی میاد@ConsciousWriter | آگاهنویس
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
حتی اگه کسی سمت تو نمیاد
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
حتی اگه میبینی که کسی حرفتو نمیخواد
آزاد باش مثل من مثل خیلیا
❤2💔1
آگاهنویس
برای شفا یافتن باید ابتدا به بیمار بودن اعتراف کرد. ما با وضعیتی بغرنج روبرو هستیم که طبق آن قبح بسیاری از اعمالِ نابهنجار صرفا به علتِ انجام گرفتنِ مداومِ آنان توسط افراد زیادی از جامعه، در اذهان عمومی ریخته شده و چنین اموری از نابهنجاری بدل به هنجار شدهاند؛…
یکی از تعاریف هوش در روانشناسی، توانایی انطباق با محیط است. سوالی که پیش میآید این است که آیا انسانی که خود را با یک محیط سمی منطبق میکند باهوش است؟ مثلا کسی که در جمع افراد معتاد قرار میگیرد و برای انطباق و به قول معروف "همرنگ جماعت شدن"، خود را با آنان منطبق میکند باهوش است؟! مسلما خیر.
بنابراین وقتی هوش را در بستر محیط یا اجتماع میسنجیم، باید وارونگی هنجارهای محیطی/اجتماعی را هم در نظر بگیریم. گاهی اوقات عدم انطباق با محیط بیش از انطباق با محیط نشاندهندهی هوش است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
بنابراین وقتی هوش را در بستر محیط یا اجتماع میسنجیم، باید وارونگی هنجارهای محیطی/اجتماعی را هم در نظر بگیریم. گاهی اوقات عدم انطباق با محیط بیش از انطباق با محیط نشاندهندهی هوش است.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1
Bargard
Chaartaar
پا پس نکش از صید من آهوی زیبا@ConsciousWriter | آگاهنویس
لختی بتابان بر رُخَم آن روی زیبا
تا بودنت باران و نوری توأمان است
مهمان شعرم هر طرف رنگینکمان است
ناقل عصبی دوپامین به قدری مهم و به قدری در هر لحظهی زندگی آدمی تأثیرگذار است که میتوان با قدری افراط به تقلید از دکارت گفت: دوپامین دارم پس زنده هستم!
فهم دوپامین راهیست به سوی فهم انگیزش، فهم اعتیاد و عادت، فهم مقصود از موفقیت و پیشرفت، فهم تکانه و کنترل آن، فهم جبر و اختیار، فهم خلاقیت و علایق، فهم معنای زندگی و حتی فهم مرگ. دوپامین در یک کلام همه چیز است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
فهم دوپامین راهیست به سوی فهم انگیزش، فهم اعتیاد و عادت، فهم مقصود از موفقیت و پیشرفت، فهم تکانه و کنترل آن، فهم جبر و اختیار، فهم خلاقیت و علایق، فهم معنای زندگی و حتی فهم مرگ. دوپامین در یک کلام همه چیز است!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1