آگاهنویس
«بخش اول» سرخوشانه در اعماق ذهنم کند و کاو میکردم. بیل و کلنگ به دست گرفته بودم و چالهای را به عمق گودالهای کف اقیانوس حفر میکردم. به دنبال کشف نیمهی پنهان کوه یخی بودم که در زیر آب مخفی شده بود. ملتفت نبودم که در حال کندن چالهای هستم تا خودم را در…
«بخش دوم»
پدرم در حالی که روی مبل لم داده بود و پایش را روی پای دیگرش انداخته بود گفت:
انسانها از نزدیک هولناکاند. سعی کن بیش از اندازه به دیگران و حتی به خودت نزدیک نشوی! بهتر است تمام عمر خودت را مشغول چیزهای دیگر کنی. ذهن وقتی بیکار شود و به تفکر در مورد خودش مشغول شود، حقایق هولناکی را کشف میکند که قابل هضم نیستند. همینطور اگر در مورد دیگران نیز بیش از اندازه تعمق کنی، باز به حقایق ناخوشایندی میرسی!
جایی که اکنون هستم نشان میدهد که کاملا برعکسِ چیزی که او گفته عمل کردهام!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
پدرم در حالی که روی مبل لم داده بود و پایش را روی پای دیگرش انداخته بود گفت:
انسانها از نزدیک هولناکاند. سعی کن بیش از اندازه به دیگران و حتی به خودت نزدیک نشوی! بهتر است تمام عمر خودت را مشغول چیزهای دیگر کنی. ذهن وقتی بیکار شود و به تفکر در مورد خودش مشغول شود، حقایق هولناکی را کشف میکند که قابل هضم نیستند. همینطور اگر در مورد دیگران نیز بیش از اندازه تعمق کنی، باز به حقایق ناخوشایندی میرسی!
جایی که اکنون هستم نشان میدهد که کاملا برعکسِ چیزی که او گفته عمل کردهام!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤4
کافیست یک نفر تو را بیقید و شرط دوست بدارد، انگار آن موقع اضطرابی که از نگاه و قضاوتِ دیگران داری از بین میرود!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤7
تا هنگامی که طنابهای امیالی را که به وجودت وصل هستند و مدام باعث خیالپردازیهایت میشوند نبریده باشی و تا وقتی نتوانی آرزو نکنی که کاش گذشته فلان طور میبود، کاش آینده فلان طور باشد یا کاش اکنون در وضعیت دیگری بودی، نمیتوانی در لحظهی حال غوطهور شوی و آرامشی که دارد را به راستی احساس کنی!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
رنجِ اعتیاد از لذتِ آن بیشتر است. لذتِ اعتیاد در حقیقت امری واقعی نیست بلکه ناشی از لحظهای (یا دقایقی) رهایی از تکانههای وسوسهکننده است که حول محور ماده یا فعالیت اعتیادآور میچرخند.
در واقع اعتیاد یعنی نیاز پیدا کردن به چیزی که طبیعی نیست و اصلا از ابتدا بعنوان یک نیاز برای انسان مطرح نبوده است! فرد معتاد خودش را به چیزی که به آن نیازی نداشته و ندارد نیازمند میسازد و برای رهایی از تکانههای ذهنیای که به او دستور میدهند تا دوباره آن نیاز کاذب را ارضا کند، بارها و بارها به مصرف آن مادهی اعتیادآور یا انجام آن فعالیت اعتیادآور میپردازد.
دانیل لیبرمن در کتاب دوپامین، مولکولی با خواص شگفت انگیز، در مورد فرد معتاد به سیگار مثالی جالب به کار میبرد: او میگوید اعتیاد به سیگار شبیه حمل کردنِ وزنهای سنگین است و فرد هر بار که میل به سیگار کشیدن پیدا میکند، در واقع میخواهد این وزنهی سنگین را موقتا روی زمین بگذارد و استراحت کند، در حالی که از ابتدا هم نیازی نبوده که این وزنهی سنگین را بلند کرده و همه جا آن را با خود حمل کند! منظور او از این وزنهی سنگین، تکانهای ذهنیست که پس از دریافتِ یک پاداشِ فراطبیعی، دستورِ دریافتِ مجددِ آن را صادر میکند!
سوالی که باید از خود پرسید این است که چه لزومی دارد که نیازی غیرطبیعی و کاذب برای خودمان ایجاد کنیم؟ آیا ارضای نیازهای طبیعیمان به قدر کافی به ما پاداش نمیدهد؟!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
در واقع اعتیاد یعنی نیاز پیدا کردن به چیزی که طبیعی نیست و اصلا از ابتدا بعنوان یک نیاز برای انسان مطرح نبوده است! فرد معتاد خودش را به چیزی که به آن نیازی نداشته و ندارد نیازمند میسازد و برای رهایی از تکانههای ذهنیای که به او دستور میدهند تا دوباره آن نیاز کاذب را ارضا کند، بارها و بارها به مصرف آن مادهی اعتیادآور یا انجام آن فعالیت اعتیادآور میپردازد.
دانیل لیبرمن در کتاب دوپامین، مولکولی با خواص شگفت انگیز، در مورد فرد معتاد به سیگار مثالی جالب به کار میبرد: او میگوید اعتیاد به سیگار شبیه حمل کردنِ وزنهای سنگین است و فرد هر بار که میل به سیگار کشیدن پیدا میکند، در واقع میخواهد این وزنهی سنگین را موقتا روی زمین بگذارد و استراحت کند، در حالی که از ابتدا هم نیازی نبوده که این وزنهی سنگین را بلند کرده و همه جا آن را با خود حمل کند! منظور او از این وزنهی سنگین، تکانهای ذهنیست که پس از دریافتِ یک پاداشِ فراطبیعی، دستورِ دریافتِ مجددِ آن را صادر میکند!
سوالی که باید از خود پرسید این است که چه لزومی دارد که نیازی غیرطبیعی و کاذب برای خودمان ایجاد کنیم؟ آیا ارضای نیازهای طبیعیمان به قدر کافی به ما پاداش نمیدهد؟!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤2💔1
آگاهنویس
Sia – Chandelier
Mr. Rager
Kid Cudi
Birds sing flying around@ConsciousWriter | آگاهنویس
You never see them too long on the ground
You wanna be one of them, yeah
You wanna be one of them, yeah
❤1
Dr. Hyde: Do you remember what the buddhists said life is?
Miles: Suffering.
Dr. Hyde: And suffering is caused by desire. The cessation of desire means the cessation of suffering. When you stop wishing things won't fall apart, you'll stop suffering when they do.
Series: Looking for Alaska 2019
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
پیر فرزانه گفت: من از سر عشق آنان رو به جنگل نهاده و خلوت گزیدهام، اما اکنون عشق من خدایی شده و انسان در نگاهم موجودی ناقص است، پس اگر به او عشق بورزم، عشقش مرا خواهد کشت.
چنین گفت زرتشت
فریدریش نیچه
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
It is okay we haven't met
I've lived a life without regret
I've seen the wonders
I've danced in the rain
I felt it all the joy, the pain
It is okay that this time around
You were nowhere to be found
One day we'll meet beyond the sky
And laugh at all the reasons why
Unknown
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤2
آگاهنویس
برایت گریه کردم چشمهایم باز هم تر شد برایت شعر گفتم تا کمی بهتر شوی حالِ تو بدتر شد شبی را در کنارِ شمعِ چشمانت سحر کردم که ساعت سرعتش چندین برابر شد و شب سر شد و پروازِ پرِ پروانهی قلبم درونِ شعلهی چشمِ تو پَر پَر شد...! #اشعار ۱۴۰۴/۷/۴ @ConsciousWriter…
برایت تنگ شد قلبم
و با اینکه پر از دردم
نمیخواهم ولی هرگز
که قلبت را برنجانم
تو مثل ماه میمانی
که از دستان من دوری
ولی با صبر و با طاقت
تو را از دور میبوسم
تو مثل آرزویی دور
درون روشنیهایی
و من در عمق تاریکی
ز نورت روی گردانم
مرا بگذار و رد کن باز
به سوی زندگی برگرد
که من هم باز با یادت
به سوی مرگ برگردم
دلم با بغض یادت کرد
و چشمانم سپس تر شد
برایت شعر گفتم تا کمی بهتر شوی
حال تو بدتر شد...!
#اشعار
۱۴۰۴/۸/۸
@ConsciousWriter | آگاهنویس
و با اینکه پر از دردم
نمیخواهم ولی هرگز
که قلبت را برنجانم
تو مثل ماه میمانی
که از دستان من دوری
ولی با صبر و با طاقت
تو را از دور میبوسم
تو مثل آرزویی دور
درون روشنیهایی
و من در عمق تاریکی
ز نورت روی گردانم
مرا بگذار و رد کن باز
به سوی زندگی برگرد
که من هم باز با یادت
به سوی مرگ برگردم
دلم با بغض یادت کرد
و چشمانم سپس تر شد
برایت شعر گفتم تا کمی بهتر شوی
حال تو بدتر شد...!
#اشعار
۱۴۰۴/۸/۸
@ConsciousWriter | آگاهنویس
❤6
آگاهنویس
پدیدارشناسیِ روح! جهان از دو جوهرِ متضاد تشکیل شده است: مردانگی و زنانگی، خیر و شر، خوب و بد، دانا و نادان، سپید و سیاه. اما آنکه به بیداری میرسد میفهمد که با رفعِ تمامِ دوگانگیها، هیچ چیز جز یگانگی باقی نمیماند. «همه یکیست و آن الوهیست.» اما این یگانگی…
«مسئلهی درونماندگاری و استعلا»
طبیعت و حیوانات از این جهت دوستداشتنی هستند که همواره آن چیزی هستند که باید باشند. به عبارتی نمیتوان به حیوانات یا طبیعت ایراد گرفت که باید آنگونه میبودند اما نیستند و اینگونهاند.
اما انسان، این موجودِ غیرطبیعی، همواره درگیر اختلافیست که بین آن چیزی که میتواند باشد و آن چیزی که هست وجود دارد!
اگر تمام انسانها بتوانند به خودشکوفایی برسند و (اگر نگوییم همهی قوههایشان) بخشِ زیادی از قوهها و پتانسیلهایشان را بالفعل نمایند، دنیا آنطور که باید باشد میشود. معنی مدینهی فاضله یا یوتوپیا یا آرمانشهر در واقع چیزی جز این نیست، اینکه هر چیزی در هماهنگی کامل با طبیعتش باشد. طبیعتِ انسان نیز چیزی جز روح او نیست و روح امری از پیش کمالیافته نیست بلکه وظیفهی انسان این است که در طول حیات مادی و با وجود چالشهایی که برایش وجود دارند، روحش را به کمال برساند.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
طبیعت و حیوانات از این جهت دوستداشتنی هستند که همواره آن چیزی هستند که باید باشند. به عبارتی نمیتوان به حیوانات یا طبیعت ایراد گرفت که باید آنگونه میبودند اما نیستند و اینگونهاند.
اما انسان، این موجودِ غیرطبیعی، همواره درگیر اختلافیست که بین آن چیزی که میتواند باشد و آن چیزی که هست وجود دارد!
اگر تمام انسانها بتوانند به خودشکوفایی برسند و (اگر نگوییم همهی قوههایشان) بخشِ زیادی از قوهها و پتانسیلهایشان را بالفعل نمایند، دنیا آنطور که باید باشد میشود. معنی مدینهی فاضله یا یوتوپیا یا آرمانشهر در واقع چیزی جز این نیست، اینکه هر چیزی در هماهنگی کامل با طبیعتش باشد. طبیعتِ انسان نیز چیزی جز روح او نیست و روح امری از پیش کمالیافته نیست بلکه وظیفهی انسان این است که در طول حیات مادی و با وجود چالشهایی که برایش وجود دارند، روحش را به کمال برساند.
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍1💔1
آگاهنویس
احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی علی دلاور @ConsciousWriter | آگاهنویس
یادم میآید یک بار در جایی نوشتم:
زندگی مجموعهایست از جبرهایی که به اختیار ختم میشوند و اختیاراتی که به جبر ختم میشوند!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
زندگی مجموعهایست از جبرهایی که به اختیار ختم میشوند و اختیاراتی که به جبر ختم میشوند!
@ConsciousWriter | آگاهنویس
👍4