آگاه‌‌نویس
334 subscribers
304 photos
28 videos
4 files
484 links
درختِ حقیقت گسترده‌تر از آن است که تن به شاخه شاخه‌ شدنِ علوم بدهد!

فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی و دانشجوی روانشناسی
علاقه‌مند به فلسفه و مباحث بین‌رشته‌ای
Download Telegram
واژه‌ی "نامحدود" همواره برای انسان به نوعی وسوسه‌کننده بوده است: آزادی نامحدود، شادی نامحدود، ثروت نامحدود، عشق نامحدود، انرژی نامحدود و قدرت نامحدود. اینها همواره به تباهی انسان دامن زده‌اند! البته چنین اموری واقعا وجود ندارند چرا که جهان و هر چه که به آن مربوط است ذاتا محدود هستند، اما انسان ممکن است به اشتباه احساس کند منابع نامحدودی از هر چیز را در اختیار دارد. (اگر چه شاید این نامحدود بودن از لحاظ روحی برای انسان قابل تصور باشد، اما انسان معمولا نامحدود بودن را نه در قلمرو حیات روحی‌اش، بلکه در قلمرو حیات مادی‌اش می‌جوید و در واقع همین است که مشکل‌آفرین می‌شود.)
احساسِ نامحدود بودن می‌تواند انسان را به حیوانی وحشی و افسارگسیخته‌ بدل کند و باعث شود که او دست به کارهایی بزند که سرانجامی جز پشیمانی و نهایتا اعتراف به محدودیت‌ها ندارند.
مثلا از منظر اگزیستانسیالیستی، آزادیِ نسبی بایستی با پذیرشِ مسئولیتِ انتخاب‌هایمان همراه باشد، و البته با علم به اینکه با انتخابِ یک چیز، لزوما باید یک چیز دیگر را از دست بدهیم. با این حال، تصورِ دروغینِ نوعی آزادیِ عملِ مطلق و نامحدود برای خویش، باعث می‌شود که از خود بی‌خود شده و سعی کنیم همه‌ی گزینه‌ها را با هم داشته باشیم و همه چیز را با هم بخواهیم!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤5
چه بسا شور و شوق و اشتیاق برای رسیدن به یک هدف بتوانند تمام موانعی که در راه رسیدن به آن هدف وجود دارند را از سر راه بردارند، اما ذهن محاسبه‌گر و منطقی اینجور وقت‌ها معمولا خودش به بزرگترین مانع تبدیل می‌شود! او موانع را یکی یکی، به دقت و با وسواس بر می‌شمارد تا به ما یادآوری کند که ممکن نیست بتوانیم از تمام این موانع گذر کنیم و به آن هدف برسیم. معمولا افراد در اینجا به سادگی به حرف ذهن منطقی گوش می‌دهند و بیخیالِ هدف مورد نظرشان می‌شوند، اما تنها هنگامی می‌توانیم تمام توانمان را برای رسیدن به هدف به کار ببریم که شور و اشتیاق درونی‌مان را به جای ذهنیت محاسبه‌گرانه در اولویت قرار دهیم.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤3👍1
جایی که هستم، غروب‌ها بی‌نهایت زیبا هستند. ظهر‌ها آفتاب بی‌انتها بنظر می‌رسد و تا عمق وجودم را می‌سوزاند، اما دمِ غروب، آرامشی تمام فضای اطرافم و حتی فضای درونم را فرا می‌گیرد که بی‌حد و حصر است!
در حالی که در زیر نور مایل و نارنجی‌رنگِ غروب قدم می‌زدم، به این فکر کردم که شاید جهان زشت نیست و هیچوقت هم زشت نبوده است، بلکه تمام مدت مقصران اصلی این طرز فکر، چشمانِ من بوده‌اند! آری، چشمانم بوده‌اند که جهان را زشت نشان می‌دادند وگرنه زیبایی همواره اطرافم را فرا گرفته بوده است، بدون اینکه حتی به آن ذره‌ای توجه نشان بدهم.
این بدیهی‌ست که ما در بسیاری از اتفاقاتی که برایمان افتاده‌اند و حتی در آن اتفاقات مهمی که ما را به چیزی که هستیم تبدیل نموده‌اند، نقش چندانی نداشته‌ایم. تصمیماتی که پیش از من گرفته شده‌اند، اما همواره بر من تاثیر گذاشته‌اند و می‌گذارند، از حیطه‌ی اختیارات من خارجند، اما من می‌توانم تصمیم بگیرم که با همین کارت‌هایی که دارم به بهترین شیوه‌ی ممکن بازی کنم. می‌توانم تصمیم بگیرم که لااقل چشمانم و عینکم را تمیز کنم تا جهان را شفاف‌تر ببینم!
#عکس_ها

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤5
Shans
Ehsan Khajehamiri
دل تو دلم نیست بخاطر تو
دل تو دلت نیست به خاطر من
از چی میترسی هواتو دارم
به من نگا کن حرفتو بزن
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2
اضطرابی که فرزندِ پسر در کودکی در مورد مرگ یا از دست دادن مادر دارد، در بزرگسالی معطوف به مرگ یا از دست دادن معشوق می‌شود.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
👍3❤1👎1
آگاه‌‌نویس
«بخش اول؛ دوگانگی» گمشده‌ی تو چه بود؟ آن نبود، آن دیگری هم نبود، این هم نیست؛ پس او کیست یا چیست؟ گمشده‌ی تو حقیقت است، نور است، تصویرِ بزرگتر‌ی‌ست که تنها هنگامی‌ که هر قطعه‌ی پازل سرِ جایِ خودش قرار گیرد نمایان می‌شود؛ با این حال تو که خود تکه‌ای کوچک از…
Eshgh Miyad
Ehsan Khaje Amiri
شاید آن منجی، آن گمشده و آن چیزی که کم بوده، همواره عشق بوده است. شاید اگر ادیان عشق را بعنوانِ "منجی" معرفی می‌کردند، دنیا جای بهتری می‌شد. البته منظورم از عشق لزوما و صرفا عشق به دیگری نیست. چه بسا عشق بتواند از خودمان شروع شود. از اینکه به تاریک‌ترین و نامأنوس‌ترین بخش‌های وجودمان نورِ عشق بتابانیم. آنگاه که بتوانیم خودمان را تمام و کمال دوست بداریم، هر انسانِ دیگری را نیز مهمانِ عشقمان خواهیم کرد؛ البته نه آن نوع از عشق که تفاوت می‌گذارد و دیوار می‌کشد، بلکه آن عشقی که یگانگیِ درون و بیرون، یگانگیِ من و دیگری، یگانگیِ آغاز و پایان و در نهایت یگانگیِ همه‌ی دوگانگی‌ها را به ما اثبات می‌کند.

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤4👎1
شاید بهشت و جهنم جایی‌ست سراسر از آینه که به هر طرف نگاه کنی، با خودت روبرو شوی!

ناشناس

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤3💔1
آگاه‌‌نویس
«بخش اول» سرخوشانه در اعماق ذهنم کند و کاو می‌کردم. بیل و کلنگ به دست گرفته بودم و چاله‌ای را به عمق گودال‌های کف اقیانوس حفر می‌کردم. به دنبال کشف نیمه‌ی پنهان کوه یخی بودم که در زیر آب مخفی شده بود. ملتفت نبودم که در حال کندن چاله‌ای هستم تا خودم را در…
«بخش دوم»

پدرم در حالی که روی مبل لم داده بود و پایش را روی پای دیگرش انداخته بود گفت:
انسان‌ها از نزدیک هولناک‌اند. سعی کن بیش از اندازه به دیگران و حتی به خودت نزدیک نشوی! بهتر است تمام عمر خودت را مشغول چیزهای دیگر کنی. ذهن وقتی بیکار شود و به تفکر در مورد خودش مشغول شود، حقایق هولناکی را کشف می‌کند که قابل هضم نیستند. همینطور اگر در مورد دیگران نیز بیش از اندازه تعمق کنی، باز به حقایق ناخوشایندی می‌رسی!
جایی که اکنون هستم نشان می‌دهد که کاملا برعکسِ چیزی که او گفته عمل کرده‌ام!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤4
کافیست یک نفر تو را بی‌قید و شرط دوست بدارد، انگار آن موقع اضطرابی که از نگاه و قضاوتِ دیگران داری از بین می‌رود!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤7
"زیباترین صدایِ جهان!"
#عکس_ها

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤7👎3
سیذارتا، هرمان هسه
Mahdi
خوانش بخشی از کتاب سیذارتا اثر هرمان هسه

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
تا هنگامی که طناب‌های امیالی را که به وجودت وصل هستند و مدام باعث خیال‌پردازی‌هایت می‌شوند نبریده باشی و تا وقتی نتوانی آرزو نکنی که کاش گذشته فلان طور می‌بود، کاش آینده فلان طور باشد یا کاش اکنون در‌ وضعیت دیگری بودی، نمی‌توانی در لحظه‌ی حال غوطه‌ور شوی و آرامشی که دارد را به راستی احساس کنی!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
رنجِ اعتیاد از لذتِ آن بیشتر است. لذتِ اعتیاد در حقیقت امری واقعی نیست بلکه ناشی از لحظه‌ای (یا دقایقی) رهایی از تکانه‌‌های وسوسه‌‌کننده‌‌ است که حول محور ماده یا فعالیت اعتیادآور می‌چرخند.
در واقع اعتیاد یعنی نیاز پیدا کردن به چیزی که طبیعی نیست و اصلا از ابتدا بعنوان یک نیاز برای انسان مطرح نبوده است! فرد معتاد خودش را به چیزی که به آن نیازی نداشته و ندارد نیازمند می‌سازد و برای رهایی از تکانه‌‌های ذهنی‌ای که به او دستور می‌دهند تا دوباره آن نیاز کاذب را ارضا کند، بارها و بارها به مصرف آن ماده‌ی اعتیادآور یا انجام آن فعالیت اعتیادآور می‌پردازد.
دانیل لیبرمن در کتاب دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌ انگیز، در مورد فرد معتاد به سیگار مثالی جالب به کار می‌برد: او می‌گوید اعتیاد به سیگار شبیه حمل کردنِ وزنه‌ای سنگین است و فرد هر بار که میل به سیگار کشیدن پیدا می‌کند، در واقع می‌خواهد این وزنه‌ی سنگین را موقتا روی زمین بگذارد و استراحت کند، در حالی که از ابتدا هم نیازی نبوده که این وزنه‌ی سنگین را بلند کرده و همه جا آن را با خود حمل کند!‌ منظور او از این وزنه‌ی سنگین، تکانه‌ای ذهنی‌ست که پس از دریافتِ یک پاداشِ فراطبیعی، دستورِ دریافتِ مجددِ آن را صادر می‌کند!
سوالی که باید از خود پرسید این است که چه لزومی دارد که نیازی غیرطبیعی و کاذب برای خودمان ایجاد کنیم؟ آیا ارضای نیازهای طبیعی‌مان به قدر کافی به ما پاداش نمی‌دهد؟!

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤2💔1
آگاه‌‌نویس
Sia – Chandelier
Mr. Rager
Kid Cudi
Birds sing flying around
You never see them too long on the ground
You wanna be one of them, yeah
You wanna be one of them, yeah
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
سِیر عشق
آلن دوباتن


@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤3
Dr. Hyde: Do you remember what the buddhists said life is?

Miles: Suffering.

Dr. Hyde: And suffering is caused by desire. The cessation of desire means the cessation of suffering. When you stop wishing things won't fall apart, you'll stop suffering when they do.

Series: Looking for Alaska 2019

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
Light Beam
Tinlicker
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
پیر فرزانه گفت: من از سر عشق آنان رو به جنگل نهاده و خلوت گزیده‌ام، اما اکنون عشق من خدایی شده و انسان در نگاهم موجودی ناقص است، پس اگر به او عشق بورزم، عشقش مرا خواهد کشت.

چنین گفت زرتشت
فریدریش نیچه

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
نظریه‌های رشد
ویلیام کرین

@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1
Océana
Fejká
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
❤1