آگاه‌‌نویس
335 subscribers
306 photos
28 videos
4 files
485 links
درختِ حقیقت گسترده‌تر از آن است که تن به شاخه شاخه‌ شدنِ علوم بدهد!

فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی و دانشجوی روانشناسی
علاقه‌مند به فلسفه و مباحث بین‌رشته‌ای
Download Telegram
خواننده‌ی عزیزم!
اگر تا کنون حتی یکی از نوشته‌هایم توانسته باشند تا عمقِ جانت نفوذ کنند، تنها به این خاطر بوده است که تک تک آنها از عمقِ جانم نشئت گرفته‌اند؛ در غیر این‌ صورت من هرگز دست به قلم نمی‌بردم تا بنویسم.
من برای نوشتن زور نمی‌زنم و سعی نمی‌کنم تا با تقلای بی‌ثمر، کلماتی را که هیچ ارتباطی با هم ندارند به هم بچسبانم؛ آنها در ذهنم ناگهان در کنار هم قرار می‌گیرند و من تنها به آنها جسمی می‌بخشم تا در پهنه‌ی هستی حضور پیدا کنند و پیوندی بین الاذهانی شکل بدهند.
نوشتن برای من تبدیل به یکی از کارهایی شده که هرروز باید انجامشان بدهم؛ شبیه غذا خوردن یا مسواک زدن!
من از اینکه تا کنون تلاش کرده‌ام تا جهان را از زوایای گوناگون برایت به نمایش بگذارم، از جامعه بگویم، در مورد وجود انسان تأمل و فلسفه‌بافی بنمایم، شعر بنویسم، از عشق و مکاشفات عارفانه قلم‌فرسایی کنم و زبان و کلمات را به منظور آفرینش و خلق زیبایی به کار ببندم، خرسندم.
از تو ممنونم که هنوز هم با اشتیاق، هر آنچه که می‌نویسم را می‌خوانی و به من بازخورد می‌دهی. به راستی من بدون حضور و توجه چشمان و ذهن تو، هیچ چیز نیستم.
تمام تلاش من این است که از خودسانسوری و نقاب به چهره زدن خودداری کنم و دیدگاهم را به هستی آن‌چنان که هست به تو نشان بدهم. این دیدگاه قرار نیست که بی‌نقص، کامل یا کاملا منسجم و بدون تناقض باشد. در واقع من در پی این هستم که خودم را بشناسم و با خودم آشنا شوم. من در تلاشم تا محتواهای ذهنِ ناخودآگاه خودم و تو را، آگاهانه زیر سوال ببرم، تحلیل کنم و به تدریج تکه‌های این پازل را کنار هم بگذارم تا تصویر نسبتا منسجمی به دست بدهم. در واقع مقصودم از consciousness همین است. پس اگر دیدگاهم خوشایندِ تو نیست و حتی متضاد با دیدگاه توست، این تضاد را تاب بیاور و به رسمیت بشناس، چرا که همانطور که در بیو چنل نوشته‌ام «بوسیله‌ی روبروشدن با اضدادمان است که به فهمِ بیشترِ خودمان می‌رسیم!»

۱۴۰۳/۴/۳۰
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
❤9👍1
نگاه به هیکل گنده‌شان نکن و نگذار صدای بلند یا ظاهر خشن‌شان تو را بترساند.
تو شاید آنها را به شکل دیگری ببینی اما من آنها را صرفا به مثابه کودکانی می‌بینم که زمان بر آنها گذشته و آنها را تغییر داده است. با این حال آنها هنوز هم مثل قبل کودکند؛ کودکانی با هزاران عقده‌ی فروخورده و صدها میلِ ارضانشده.
برخی از آنها شبیه درختانی هستند که از ابتدا کج رشد کرده‌اند، بدونِ اینکه حتی بدانند یا بعضا بدونِ اینکه حتی بخواهند.
در پی این نیستم تا آنها را در برابر استفاده‌ی نادرست از اختیاراتشان تبرئه کنم، با این حال سرزنشِ قربانی نیز شیوه‌ی درستی نیست! وقتی بذر در خاکی کاشته شود که غنی نیست، جوانه در شرایطی رشد کند که از آبِ کافی و نورِ خورشید برخوردار نباشد و باغبانِ کارنابلد چوبی را تکیه‌گاهِ ساقه‌های ضعیفِ گیاه نکند، درخت کج رشد می‌کند و ثمره‌ی آن نیز میوه‌‌ای کرم‌خورده و تلخ خواهد شد؛ میوه‌ای که نه تنها طعمِ دهانِ باغبان را تلخ خواهد کرد، بلکه زندگی را نیز به کامِ افراد بسیاری تلخ خواهد‌ نمود.
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍5
به شهر نگاهی بنداز دوستِ من. به این جامعه‌ی دروغین و به این ملتِ خیالی نگاه کن!
شهر هرروز بیشتر از حضور ماشین‌های قراضه پر می‌شود‌. این آهن‌پاره‌های بنجل و بی‌ارزش‌. پولمان ارزش واقعی‌اش را از دست داده و کالاهایی که در دسترس‌مان هستند، ناسالم، بنجل و کم دوامند.
آن مرد را ببین! ماشین شاسی بلند چینی‌اش را به قیمت هنگفتی خریداری کرده، سوارش شده و جوری قیافه گرفته که انگار سوار بر بنز یا لندکروز است. او زرنگ نیست. زرنگ آنهایی هستند که ورود ماشین‌های باکیفیت را به کشور محدود می‌کنند و قیمت تولیدات داخلی یا اجناس چینی را چندین برابر. تنها حقِ انتخابی که ما داریم بین این دو گزینه است: پولِ زیاد بده و کالای بدتر را بخر و پولِ بسیار زیاد بده و کالای بد را خریداری کن!
در این بین آنچه که زیرِ سوال می‌رود و از ارزشش کاسته می‌شود، سلیقه‌ و میلِ ذاتی انسان به زیبایی و کیفیت است.
#جامعه_شناسی
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍3
نام اثر: The Music Lesson
هنرمند: Jean-Honoré Fragonard

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
❤1
کادوی تولد برام موزیک، عکس یا هرچیزی که دوس داری بفرس 🥳
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1993117680
❤3
چندتا از کادوهای ارزشمند و بسیار زیباتون🌝♥️
👍1
کجاست آن کسی که مدرکِ بی‌چون و چرایی داشته باشد مبنی بر درست بودنِ هرآنچه باور دارد و یا نادرست بودنِ هر آنچه مردود می‌داند، و یا کجاست آن کسی که بتواند ادعا کند که همه‌ی عقاید خودش و دیگران را به طور کامل عمیقا آزموده است؟ ضرورتِ اعتقاد پیدا کردن بدون داشتن شناخت کافی و اغلب با تکیه بر مستندات بسیار ناچیز در این حالتِ کنش ناپایدار و این نابینایی و جهلی که در آن به سر می‌بریم، باید ما را بیشتر مشغول و مراقبِ آگاه ساختن خودمان کند تا فشار آوردن به سایرین برای پذیرفتنِ دیدگاه‌های‌مان.

جان لاک

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
تصویرِ تکه‌ پاره‌ی من از من در حال رقصیدن در دستان باد است. هر تکه از جسمم در جایی افتاده و من روحی‌ام که از بالا نظاره‌گرِ این جسم هستم.
از تو ممنونم ولی چسبِ زخم مشکل مرا حل نمی‌کند. من زخمی‌ نشده‌ام، من تکه تکه شده‌ام. شبیه بشقابی شیشه‌ای که از ارتفاع به پایین افتاده باشد.
در گذشته، آن هنگام که از شدتِ احساسِ خشم و شرم کنترلم را از دست داده بودم، تصویر خودم را پاره پاره کردم و تکه‌هایش را به دستِ باد سپردم. اکنون بیا و سوختنم را در این تقلای دائم به جهتِ یافتنِ تکه‌های خودم به تماشا بنشین. من همانم که آتش به جانِ خود زد و هم‌ آنم که باید این آتش را فروبنشاند.

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍3
The universe is a crazy nowhere land; You should be mad to know it. You should be paranoid, schizophrenic, obssesive and other fucking things that they tell you shouldn't. Every single quality that the fucking psychiatrists try to kill in you with medicines can help you in your life. they can help you to know the world very efficiently.

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍3
آگاه‌‌نویس
تصویرِ تکه‌ پاره‌ی من از من در حال رقصیدن در دستان باد است. هر تکه از جسمم در جایی افتاده و من روحی‌ام که از بالا نظاره‌گرِ این جسم هستم. از تو ممنونم ولی چسبِ زخم مشکل مرا حل نمی‌کند. من زخمی‌ نشده‌ام، من تکه تکه شده‌ام. شبیه بشقابی شیشه‌ای که از ارتفاع به…
شرح و تحلیل متن
(ابتدا نوشته‌ی فوق را مطالعه کنید و سپس این متن را بخوانید.)

هرکسی از خودش تصویری دارد. این تصویر می‌تواند با اعتماد به نفس، جایگاه اجتماعی و موارد دیگر پیوند بخورد. به عبارت دیگر تصویرِ خود یا self image همان تصوری‌ست که ما از خودمان داریم؛ همان شیوه‌ای که خودمان را می‌بینیم و می‌پنداریم.
وقتی این تصورمان از خودمان خدشه‌دار شده یا تکه تکه بشود، آنگاه هویت‌ و شخصیت‌مان را گم می‌کنیم. نمی‌دانیم که هستیم و نمی‌توانیم آنکه می‌خواهیم باشیم!
حال تصویری را تصور کنید که پاره شده است. ریز ریز شده است. منظورم آن مفهومِ ذهنیِ تصویرِ خود نیست. در اینجا به دنیای واقعی برمی‌گردیم. عکسِ یک شخص را تصور کنید که به دستانِ خودِ آن شخص تکه تکه شده است.
عکس را باید با چه چیزی به هم چسباند؟ چیزی مثل چسب می‌تواند ایده‌آل باشد. چسب برای چسباندن تکه‌های عکس به هم و چسبِ زخم برای پوشاندن و ترمیم زخم به کار می‌رود. حال باید پرسید که چه زخمی بدتر است از زخمِ تکه پاره شدنِ Self Image؟!
اما گاهی تصورمان از خودمان آنچنان تکه پاره شده و به قطعات کوچک و ریز تقسیم شده است که یا نمی‌توایم قطعاتش را پیدا کنیم یا اگر هم بتوانیم این کار را بکنیم، نمی‌توانیم آنها را به هم بچسبانیم. افسوس که هیچ چسب و هیچ چسبِ زخمی نمی‌تواند این کار را برایمان انجام بدهد.
با این حال «به راهِ بادیه رفتن به از نشستنِ باطل». پس همانکه تصویر را پاره کرده، باید به جستجویی بی‌وقفه مشغول شود تا آن هنگام که تکه‌هایش را بیابد و در کنارِ هم بگذارد...!

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍1🕊1
نام اثر: The Stolen Kiss
هنرمند: Jean-Honoré Fragonard

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
❤1
نان و خیال (نیما بامدادی)
با نگاهی به این تصویر، متنی کوتاه (حدودا هفت جمله) بنویسید. #تصویر‌‌نویسی
چشمانِ همه تو را دیدند و سبیل‌هایت را. دستانِ همه تو را تشویق کردند و قدرتت را. آنها به گردنِ تو مدال آویختند نه منی که سال‌ها برایت زحمت کشیدم تا رشد کنی. تا هیکل گنده‌ کنی و آن را به رخم بکشی‌؛ تا صدایت کلفت شود و با آن بر سرم فریاد بزنی.
مبارکت باشد ای آنکه در روشنایی‌ بر سکو‌ی قهرمانی می‌ایستی. دیگر رهایم کن. رهایم کن تا در سایه‌ها زانوی غم بغل بگیرم و اشک بریزم. همه‌ی روشنایی‌ها از آنِ تو و همه‌ی تاریکی‌ها از آنِ من...!
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
«از سروده‌های ناتمام»

سنگی بزن بر آینه‌ی خودپرستی‌ات
هشیار شو که مِی خوری از جامِ هستی‌‌ات
رندانِ مست و مستی رندانم آرزوست
بنشین و اعتراف کن اینجا به پستی‌ات

#اشعار
۱۴۰۳/۵/۶
@ConsciousWriter | آگاه‌نویس
💔1
آخرش میبینی همونی که میگفت «آخه کی دلش میاد تورو اذیت کنه» بیشتر از همه اذیتت کرده!

ناشناس

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍2
بله درست شنیده‌ای!
من همانم که از تمامِ مواهب زندگی مدرن استفاده می‌کند و با این حال به آن بد و بیراه می‌گوید، چرا که غرامت سنگینی را در برابر آنها پرداخت نموده‌ است.
در واقع هریک از ما چنین وضعیتی داریم، ولیکن آن چنان به این سبک زندگی خو گرفته‌ایم که نمی‌توانیم تصورِ زندگی کردن به شیوه‌‌ی دیگری را درون ذهنمان پرورش بدهیم. ما شبیه آنهایی هستیم که به تنفس در هوای آلوده عادت کرده‌اند و چون از ابتدای حیاتشان در هوای پاک نفس نکشیده‌اند، اگر آنها را به جایی ببرند که هوای تمیز و پاکیزه‌ای دارد، از آنجا خارج می‌شوند تا فورا به همان جایی که به هوایش خو گرفته‌ بودند بازگردند!
از طرفی تأمین معاش و سرگرمی‌ ما آنچنان با این سبک زندگی گره خورده که در طی سالهای طولانی حتی سیستم عصبی و مغز ما نیز دستخوش تغییرات زیادی شده است.
حال سوال این است که «آیا ما می‌توانیم در عین حالی که از مواهب مدرنیته بهره می‌بریم، سنگری بسازیم تا در پشت آن پناه بگیریم و جسم و روحمان را از تیرهایی که اسلحه‌های مدرن به سمتمان شلیک می‌کنند در امان بداریم؟»
#جامعه_شناسی
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌
👍2