او هزاران زن در یک بدن بود؛ همزمان شکننده و قوی، شیرین و سرکش، طوفانی و آرام… اما آن لبخند، همیشه همان بود و همان تنها چیزی بود که میتوانست در عین حال که تو را ویران میکند، نجات بخشت باشد.
-گابریل مائورو
-گابریل مائورو
کسی را دوست بدار،
که جوانهی کوچکِ اندوهت،
آتشِ بی امانِ باغش باشد.
-الهه نوروزی
که جوانهی کوچکِ اندوهت،
آتشِ بی امانِ باغش باشد.
-الهه نوروزی
اکسیژن رو مطمئن نیستم ولی یکی از عناصر ِ مهم واسه ادامه دادن به زندگی، دوست صمیمیه.
ولی من خوبم. اگر راستش را بخواهید همیشه خوبم و این تنها عیب من است. چون آدم همیشه نباید خوب باشد.
در تاریکترین روزهای زندگی،
به لبه پرتگاه میرسی. بعد به سادگی
میگوید دوستت دارم،
و مرگت به تعویق میافتد.
به لبه پرتگاه میرسی. بعد به سادگی
میگوید دوستت دارم،
و مرگت به تعویق میافتد.
او امن بود و دنج.
اگر آدم نبود و مکان بود، احتمالا پناهگاهی میشد روی کوهها، یا گرمخانهای برای بیخانمانها، شاید هم کتابخانهای برای از واقعیت فرار کردهها...
اگر آدم نبود و مکان بود، احتمالا پناهگاهی میشد روی کوهها، یا گرمخانهای برای بیخانمانها، شاید هم کتابخانهای برای از واقعیت فرار کردهها...
یه ذره سن داریم، باهاش جنگ داخلی رو دیدیم، جنگ خارجی رو دیدیم، دو سال عجیبی که کرونا اومد دیدیم، شدیدترین تروماها رو دیدیم، دلار هزار تا ۹۵ هزار تومنی رو دیدیم، ادمفروشی دیدیم، بی شرفی دیدیم، جون کندن واسه زندگی رو دیدیم، همه چی هم خوب شه دیگه اون آدم سابق نمیشیم.
«رأيتكِ أماناً
و الدنيا كلها حروب...»
در دنيايی كه سراسر جنگ است
تو پناهگاه منی...
و الدنيا كلها حروب...»
در دنيايی كه سراسر جنگ است
تو پناهگاه منی...