او هزاران زن در یک بدن بود؛ همزمان شکننده و قوی، شیرین و سرکش، طوفانی و آرام… اما آن لبخند، همیشه همان بود و همان تنها چیزی بود که میتوانست در عین حال که تو را ویران میکند، نجات بخشت باشد.
-گابریل مائورو
-گابریل مائورو
کسی را دوست بدار،
که جوانهی کوچکِ اندوهت،
آتشِ بی امانِ باغش باشد.
-الهه نوروزی
که جوانهی کوچکِ اندوهت،
آتشِ بی امانِ باغش باشد.
-الهه نوروزی
اکسیژن رو مطمئن نیستم ولی یکی از عناصر ِ مهم واسه ادامه دادن به زندگی، دوست صمیمیه.
ولی من خوبم. اگر راستش را بخواهید همیشه خوبم و این تنها عیب من است. چون آدم همیشه نباید خوب باشد.
در تاریکترین روزهای زندگی،
به لبه پرتگاه میرسی. بعد به سادگی
میگوید دوستت دارم،
و مرگت به تعویق میافتد.
به لبه پرتگاه میرسی. بعد به سادگی
میگوید دوستت دارم،
و مرگت به تعویق میافتد.
او امن بود و دنج.
اگر آدم نبود و مکان بود، احتمالا پناهگاهی میشد روی کوهها، یا گرمخانهای برای بیخانمانها، شاید هم کتابخانهای برای از واقعیت فرار کردهها...
اگر آدم نبود و مکان بود، احتمالا پناهگاهی میشد روی کوهها، یا گرمخانهای برای بیخانمانها، شاید هم کتابخانهای برای از واقعیت فرار کردهها...