مغزِ مشترک
199 subscribers
1.36K photos
299 videos
418 links
- با آن همه بحران چگونه زنده ماندید؟
+ رویا می‌بافتیم.
شروعمون : ¹⁴⁰¹/⁴/²⁸
Download Telegram
تو را می‌دیدم
و از اشک‌هایم، لبخند می‌رویید…
که حضور تو، جبرانِ غم‌های طولانی من بود.
@Commonbrain-
آدما میتونن قشنگ نگاهتون کنن؛ موهاتونو نوازش کنن و بزنن پشت گوشتون؛ ببوسنتون، بعد شب خداحافظی کنن و برای همیشه برن…
میونِ آتیش بازیه چشمای تو، قدم زدم.
لباس سال نوام را سیاه میدوزم
چرا که اولین سین امسال من سوگ توست…
چنان که یخ زده تقویم‌ها اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار، کافی نیست.

-فاضل نظری
دوست داشتنت را از ۱۴۰۳ به ۱۴۰۴ تمدید میکنم.
@Commonbrain-
و اگر بیش از این هم غمگینم کنی، از یاد نمی‌برم تنها تو بودی که خوشحالم می‌کردی.
دلم نه، جونم براش تنگ شده:)
می‌دانی عزیزم،
خانه همیشه برایم گریزگاهی امن بوده…
و «تو» خانه‌ام هستی.
بزرگ شدم و صبورتر؛
و این را از غم هایی که دیگر گریه نمیشوند می‌فهمم.
پرسیدند: چگونه عاشق شدی؟
گفتم با یک نگاه بر چشمانش صاحب تمام قلبم شد!
و دگر هیچ چشمی، چشمان او نشد…
@Commonbrain-
دروغ بود؛ چشم‌ها هم دروغ می‌گفتن.
ماه باشد شاهد من …
که من هیچ شبی را بی یاد تو صبح نکردم!
همه چی روبه‌راهه آره، فقط اگه بارون بذاره…
یادم باشد وقتی که تو را دیدم، از روزهایی بگویم که همیشه شب بود و هرگز روشن نمی‌شد.
به ندیدنت که فکر میکنم، تنم بوی مرگ میگیرد.
@Commonbrain-