.
گزارش رویترز از آینده خبر
موسسه رویترز گزارش «اخبار دیجیتال ۲۰۲۶» را که حاصل همکاری مشترک موسسه رویترز و دانشگاه آکسفورد است؛ منتشر کرد. این مطالعه در سطحی جهانی تهیه شده است. این گزارش حاکی است:
🔹برای اولین بار، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای ویدیویی با ۵۴٪ بیینده، از تلویزیون ( با ۵۲٪) و وبسایتهای خبری (با ۵۱٪) پیشی گرفتهاند.
🔹در ۴۵ کشور از ۴۸ کشور جهان تماشای اخبار آنلاین از تلویزیون سنتی بیشتر شده و ۷۷٪ از مردم جهان هر هفته اخبار ویدیویی آنلاین تماشا میکنند.
🔹اعتماد به اخبار به پایینترین سطح خود از سال ۲۰۱۵ تاکنون رسیده است. فقط ۳۷٪ به اخبار منتشر شده اعتماد دارند.
🔹۴۲٪ از مردم جهان اعلام کردهاند که کوشش میکنند اخبار نخوانند و از دیدن خبرها اجتناب میکنند که این نسبت به سال گذشته یک رشد ۲ درصدی است.
🔹۲۷٪ از مردم جهان اخبار را از اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوا دریافت میکنند.
🔹استفاده از چتباتهای هوش مصنوعی برای دریافت خبر از ۷٪ به ۱۰٪ رسیده است.
🔹منبع اصلی ۴۸٪ از جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال برای تهیه خبرها، شبکههای اجتماعی و ویدئوهای آن است.
🔹افراد ۲۵ تا ۵۴ سال که به آن نسل در حال گذار میگویند ۴۳٪ به شبکههای اجتماعی مراجعه میکنند تا خبر بخوانند و ۱۶٪ آنها نیز از چتباتهای خبری هوش مصنوعی استفاده میکنند. و البته تنها ۱۵٪ سراغ رسانههای سنتی میروند.
🔹 افراد ۵۵ سال به بالا نسل وفادار به تلویزیون هستند. منبع اصلی ۶۰٪ از این افراد تلویزیون است و فقط ۳۰٪ آنها از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند.
🔹تنها ۱۷٪ از مردم جهان برای اخبار آنلاین پول پرداخت میکنند.
🔹 فقط ۳۷٪ از پاسخدهندگان در ۲۶ کشور (عمدتاً اروپایی) دیدگاه مثبتی نسبت به رسانههای عمومی دارند. در مقابل ۲۲٪ دیدگاه منفی دارند.
گزارش ۲۰۲۶ نشاندهنده رویترز یک شکاف نسلی عمیق و تغییر پارادایم در اکوسیستم خبری است. مخاطبان به سمت پلتفرمهای اجتماعی، ویدیو و هوش مصنوعی حرکت میکنند، اعتماد به رسانههای سنتی در پایینترین سطح است و مدلهای اقتصادی سنتی با تهدید جدی مواجه شدهاند.
@journalistsclub1
✅ @commac
گزارش رویترز از آینده خبر
موسسه رویترز گزارش «اخبار دیجیتال ۲۰۲۶» را که حاصل همکاری مشترک موسسه رویترز و دانشگاه آکسفورد است؛ منتشر کرد. این مطالعه در سطحی جهانی تهیه شده است. این گزارش حاکی است:
🔹برای اولین بار، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای ویدیویی با ۵۴٪ بیینده، از تلویزیون ( با ۵۲٪) و وبسایتهای خبری (با ۵۱٪) پیشی گرفتهاند.
🔹در ۴۵ کشور از ۴۸ کشور جهان تماشای اخبار آنلاین از تلویزیون سنتی بیشتر شده و ۷۷٪ از مردم جهان هر هفته اخبار ویدیویی آنلاین تماشا میکنند.
🔹اعتماد به اخبار به پایینترین سطح خود از سال ۲۰۱۵ تاکنون رسیده است. فقط ۳۷٪ به اخبار منتشر شده اعتماد دارند.
🔹۴۲٪ از مردم جهان اعلام کردهاند که کوشش میکنند اخبار نخوانند و از دیدن خبرها اجتناب میکنند که این نسبت به سال گذشته یک رشد ۲ درصدی است.
🔹۲۷٪ از مردم جهان اخبار را از اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوا دریافت میکنند.
🔹استفاده از چتباتهای هوش مصنوعی برای دریافت خبر از ۷٪ به ۱۰٪ رسیده است.
🔹منبع اصلی ۴۸٪ از جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال برای تهیه خبرها، شبکههای اجتماعی و ویدئوهای آن است.
🔹افراد ۲۵ تا ۵۴ سال که به آن نسل در حال گذار میگویند ۴۳٪ به شبکههای اجتماعی مراجعه میکنند تا خبر بخوانند و ۱۶٪ آنها نیز از چتباتهای خبری هوش مصنوعی استفاده میکنند. و البته تنها ۱۵٪ سراغ رسانههای سنتی میروند.
🔹 افراد ۵۵ سال به بالا نسل وفادار به تلویزیون هستند. منبع اصلی ۶۰٪ از این افراد تلویزیون است و فقط ۳۰٪ آنها از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند.
🔹تنها ۱۷٪ از مردم جهان برای اخبار آنلاین پول پرداخت میکنند.
🔹 فقط ۳۷٪ از پاسخدهندگان در ۲۶ کشور (عمدتاً اروپایی) دیدگاه مثبتی نسبت به رسانههای عمومی دارند. در مقابل ۲۲٪ دیدگاه منفی دارند.
گزارش ۲۰۲۶ نشاندهنده رویترز یک شکاف نسلی عمیق و تغییر پارادایم در اکوسیستم خبری است. مخاطبان به سمت پلتفرمهای اجتماعی، ویدیو و هوش مصنوعی حرکت میکنند، اعتماد به رسانههای سنتی در پایینترین سطح است و مدلهای اقتصادی سنتی با تهدید جدی مواجه شدهاند.
@journalistsclub1
✅ @commac
❤2
۷ نشانه اصلی پروپاگاندا (تبلیغات جهتدار)
پروپاگاندا یعنی انتشار هدفمند اخبار و پیامهای گزینشی یا تحریفشده برای شکل دادن به باور مردم و هدایت افکار عمومی به نفع یک فرد، گروه یا حکومت؛ بنابراین، با تبلیغات معمولی که میتواند صرفاً برای معرفی یک کالا یا خدمت باشد، تفاوت دارد.
1. تکرار مداوم یک پیام برای تبدیل آن به باور عمومی.
2. دشمنسازی و معرفی مخالفان بهعنوان تهدیدی برای جامعه.
3. تحریف واقعیت با حذف بخشی از حقیقت یا انتشار اطلاعات گمراهکننده.
4. بازی با احساسات مانند ترس، خشم، نفرت و غرور ملی، بهجای استدلال منطقی.
5. دوگانهسازی کاذب؛ القای اینکه فقط دو انتخاب وجود دارد: با ما یا علیه ما.
6. استفاده گزینشی از اخبار و آمار برای اثبات یک ادعای از پیش تعیینشده.
@journalistsir
🆔 @commac
پروپاگاندا یعنی انتشار هدفمند اخبار و پیامهای گزینشی یا تحریفشده برای شکل دادن به باور مردم و هدایت افکار عمومی به نفع یک فرد، گروه یا حکومت؛ بنابراین، با تبلیغات معمولی که میتواند صرفاً برای معرفی یک کالا یا خدمت باشد، تفاوت دارد.
1. تکرار مداوم یک پیام برای تبدیل آن به باور عمومی.
2. دشمنسازی و معرفی مخالفان بهعنوان تهدیدی برای جامعه.
3. تحریف واقعیت با حذف بخشی از حقیقت یا انتشار اطلاعات گمراهکننده.
4. بازی با احساسات مانند ترس، خشم، نفرت و غرور ملی، بهجای استدلال منطقی.
5. دوگانهسازی کاذب؛ القای اینکه فقط دو انتخاب وجود دارد: با ما یا علیه ما.
6. استفاده گزینشی از اخبار و آمار برای اثبات یک ادعای از پیش تعیینشده.
@journalistsir
🆔 @commac
🎯 اگر دانشجویان نباید با هوش مصنوعی بنویسند، چرا استادان میتوانند چنین کنند؟
♦️زوزدلینا استانکووا، استاد ریاضیات دانشگاه کالیفرنیا، روز ۱۵ آگوست مقالهای در سانفرانسیسکو استاندارد منتشر کرد که در آن ادعا میکرد دانشگاه کالیفرنیا دانشجویان فاقد صلاحیتی را میپذیرد که برای نوشتنِ درخواستهای پذیرش خود هم از هوش مصنوعی کمک میگیرند. نشریهای در دانشگاه ادعا کرد که خود او هم در نوشتن همین مقاله از هوش مصنوعی استفاده کرده است. پس از اینکه استانکووا و ریکاردو هاسمان، استاد دانشگاه هاروارد، اذعان کردند که برای نوشتن دیدگاهها یا یادداشتهای تحلیلی در نشریات معتبر، از هوش مصنوعی مولد استفاده کردهاند، بحثی بر محور این پرسش شکل گرفت که اگر از دانشجویان انتظار میرود برای نوشتن از هوش مصنوعی استفاده نکنند، استادان دانشگاه در قبال استفاده از هوش مصنوعی در نوشتههای خود، چه مسئولیت اخلاقیای دارند؟
♦️پس از شروع این بحث، فایننشال تایمز توضیحی تکمیلی به انتهای مقالۀ هاسمان افزود و اعلام کرد که نویسنده برای «خلاصه و فشرده کردن» نوشتۀ خود درباره تعرفههای ترامپ از هوش مصنوعی استفاده کرده و این اقدام برخلاف سیاست این نشریه بوده است. سانفرانسیسکو استاندارد نیز در بیانیهای گفت که نشریه استفاده از هوش مصنوعی برای کمک به نوشتن را مجاز میداند، اما انتظار دارد که «پشت هر مقاله، انسانها حضور داشته باشند».
♦️کریستوفر شابرگ، مدیر برنامه بورسیه عمومی در دانشگاه واشنگتن، در این رابطه میگوید: «این احساس وجود دارد که دانشجویان تقلب میکنند و مجازات خواهند شد، اما بعد ناگهان میگوییم: صبر کنید، چرا اعضای هیئت علمی اجازه دارند ــ یا حتی گاهی تشویق میشوند ــ از این ابزارها استفاده کنند؟»
♦️هاسمان اما در دفاع از خود، در مصاحبه با کرانیکل گفت: ابزارهای پردازشِ کلمات، مثل افزونههای برنامۀ وُرد برای تصحیح اغلاط املایی و نگارشی، سالهاست که استفاده میشود و کسی هم اعتراضی ندارد. استفاده از هوش مصنوعی هم قدمی دیگر در همین مسیر است.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Professors Were Singled Out for Using AI in Public Writing. Now They’re Defending Themselves» نوشتۀ الکساندرا کروزنو است که در تاریخ ۲۱ اوت ۲۰۲۶ در کرانیکل آو هایر اجوکیشن منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️زوزدلینا استانکووا، استاد ریاضیات دانشگاه کالیفرنیا، روز ۱۵ آگوست مقالهای در سانفرانسیسکو استاندارد منتشر کرد که در آن ادعا میکرد دانشگاه کالیفرنیا دانشجویان فاقد صلاحیتی را میپذیرد که برای نوشتنِ درخواستهای پذیرش خود هم از هوش مصنوعی کمک میگیرند. نشریهای در دانشگاه ادعا کرد که خود او هم در نوشتن همین مقاله از هوش مصنوعی استفاده کرده است. پس از اینکه استانکووا و ریکاردو هاسمان، استاد دانشگاه هاروارد، اذعان کردند که برای نوشتن دیدگاهها یا یادداشتهای تحلیلی در نشریات معتبر، از هوش مصنوعی مولد استفاده کردهاند، بحثی بر محور این پرسش شکل گرفت که اگر از دانشجویان انتظار میرود برای نوشتن از هوش مصنوعی استفاده نکنند، استادان دانشگاه در قبال استفاده از هوش مصنوعی در نوشتههای خود، چه مسئولیت اخلاقیای دارند؟
♦️پس از شروع این بحث، فایننشال تایمز توضیحی تکمیلی به انتهای مقالۀ هاسمان افزود و اعلام کرد که نویسنده برای «خلاصه و فشرده کردن» نوشتۀ خود درباره تعرفههای ترامپ از هوش مصنوعی استفاده کرده و این اقدام برخلاف سیاست این نشریه بوده است. سانفرانسیسکو استاندارد نیز در بیانیهای گفت که نشریه استفاده از هوش مصنوعی برای کمک به نوشتن را مجاز میداند، اما انتظار دارد که «پشت هر مقاله، انسانها حضور داشته باشند».
♦️کریستوفر شابرگ، مدیر برنامه بورسیه عمومی در دانشگاه واشنگتن، در این رابطه میگوید: «این احساس وجود دارد که دانشجویان تقلب میکنند و مجازات خواهند شد، اما بعد ناگهان میگوییم: صبر کنید، چرا اعضای هیئت علمی اجازه دارند ــ یا حتی گاهی تشویق میشوند ــ از این ابزارها استفاده کنند؟»
♦️هاسمان اما در دفاع از خود، در مصاحبه با کرانیکل گفت: ابزارهای پردازشِ کلمات، مثل افزونههای برنامۀ وُرد برای تصحیح اغلاط املایی و نگارشی، سالهاست که استفاده میشود و کسی هم اعتراضی ندارد. استفاده از هوش مصنوعی هم قدمی دیگر در همین مسیر است.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Professors Were Singled Out for Using AI in Public Writing. Now They’re Defending Themselves» نوشتۀ الکساندرا کروزنو است که در تاریخ ۲۱ اوت ۲۰۲۶ در کرانیکل آو هایر اجوکیشن منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
🔴 فراخوان دهمین جشنواره علمی روابط عمومی منتشر شد
دانشجویان و پژوهشگرانی که اثری صرفا در حوزه روابط عمومی داشته و مربوط به سال 1404 و 1405 است امکان حضور در این رقابت را دارند.
🔹 ارسال آثار در قالبهای کتاب، پایاننامه (کارشناسی ارشد یا دکتری) و یا مقاله علمی و گزارش پژوهشی در حوزه روابط عمومی پذیرفته میشود.
💢 حوزهای مختلف روابط عمومی به ویژه در ارتباط با عرصه های جدید مانند هوش مصنوعی و حل مسائل ارتباطی اجتماعی و تاب آوری در روابط عمومی مواردی است که هیات داوران تاکید بیشتری بر آنها دارند.
🔸 برگزیدگان جشنواره علمی در مراسم اختتامیه سمپوزیوم بین المللی روابط عمومی در تاریخ 24 آذرماه معرفی و با اهدای لوح تقدیر از آنها تجلیل خواهند شد.
📅 آخرین مهلت ارسال آثار: ۲۰ آبان ۱۴۰۵
📧 ایمیل ارسال آثار: pr.arman.pr@gmail.com
📱 ارسال در تلگرام:
+989223483998
➰➰➰➰➰
🆔 @commac
دانشجویان و پژوهشگرانی که اثری صرفا در حوزه روابط عمومی داشته و مربوط به سال 1404 و 1405 است امکان حضور در این رقابت را دارند.
🔹 ارسال آثار در قالبهای کتاب، پایاننامه (کارشناسی ارشد یا دکتری) و یا مقاله علمی و گزارش پژوهشی در حوزه روابط عمومی پذیرفته میشود.
💢 حوزهای مختلف روابط عمومی به ویژه در ارتباط با عرصه های جدید مانند هوش مصنوعی و حل مسائل ارتباطی اجتماعی و تاب آوری در روابط عمومی مواردی است که هیات داوران تاکید بیشتری بر آنها دارند.
🔸 برگزیدگان جشنواره علمی در مراسم اختتامیه سمپوزیوم بین المللی روابط عمومی در تاریخ 24 آذرماه معرفی و با اهدای لوح تقدیر از آنها تجلیل خواهند شد.
📅 آخرین مهلت ارسال آثار: ۲۰ آبان ۱۴۰۵
📧 ایمیل ارسال آثار: pr.arman.pr@gmail.com
📱 ارسال در تلگرام:
+989223483998
➰➰➰➰➰
🆔 @commac
❤1
سرم بازارِ مسگرهاست دلم در چنگِ بربرهاست [ BiyatoMusic.ir ]
تظاهر میکنم خوبم، ولی از روی ناچاری
که جانم تنگهای زخمی، به غمگینیِ بندرهاست
🎵 عنوان آهنگ: «سرم بازار مسگرهاست»
شعر: بهروز باغبان
موسیقی و خواننده: AI
🎼توضیحات را در پست بعد بخوانید 🎼
🆔 @commac
که جانم تنگهای زخمی، به غمگینیِ بندرهاست
🎵 عنوان آهنگ: «سرم بازار مسگرهاست»
شعر: بهروز باغبان
موسیقی و خواننده: AI
🎼توضیحات را در پست بعد بخوانید 🎼
🆔 @commac
❤1
آکادمی ارتباطات
تظاهر میکنم خوبم، ولی از روی ناچاری که جانم تنگهای زخمی، به غمگینیِ بندرهاست 🎵 عنوان آهنگ: «سرم بازار مسگرهاست» شعر: بهروز باغبان موسیقی و خواننده: AI 🎼توضیحات را در پست بعد بخوانید 🎼 🆔 @commac – سرم بازارِ مسگرهاست دلم در چنگِ بربرهاست [ BiyatoMusic.ir ]
🔴 هوش مصنوعی؛ از بازتولید صدا تا درک عمیقِ عاطفی کلام
قطعهی پرطرفدار «جهنم دره» با شعر درخشان بهروز باغبان (تظاهر میکنم خوبم، ولی از روی ناچاری...)، نمونهای عینی از جهش بزرگ ابزارهای تولید موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی است.
🔹 دیگر با یک شبیهسازی مکانیکی و بیروح طرف نیستیم.
🔹 شاهد نسلی از الگوریتمها هستیم که ساختار، لحن، استعارهها و اتمسفر حاکم بر متن را بهدرستی تحلیل میکنند.
🔸 این ابزارها قادرند «احساس اندوه، خستگی و تحریرهای عاطفی» را منطبق با عمقِ روانشناختی کلام بازآفرینی کنند.
🔸 این هماهنگیِ دقیق میان متن و لحن، مرزهای سنتیِ تولید محتوای صوتی را جابهجا کرده است.
🔹 فصل جدیدی از ارتباطات انسان و ماشین رقم زده شده است.
🆔 @commac
قطعهی پرطرفدار «جهنم دره» با شعر درخشان بهروز باغبان (تظاهر میکنم خوبم، ولی از روی ناچاری...)، نمونهای عینی از جهش بزرگ ابزارهای تولید موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی است.
🔹 دیگر با یک شبیهسازی مکانیکی و بیروح طرف نیستیم.
🔹 شاهد نسلی از الگوریتمها هستیم که ساختار، لحن، استعارهها و اتمسفر حاکم بر متن را بهدرستی تحلیل میکنند.
🔸 این ابزارها قادرند «احساس اندوه، خستگی و تحریرهای عاطفی» را منطبق با عمقِ روانشناختی کلام بازآفرینی کنند.
🔸 این هماهنگیِ دقیق میان متن و لحن، مرزهای سنتیِ تولید محتوای صوتی را جابهجا کرده است.
🔹 فصل جدیدی از ارتباطات انسان و ماشین رقم زده شده است.
🆔 @commac
👍1
🎯 نکند من هم این بیماری را دارم؟ شبکههای اجتماعی و وسوسۀ خودتشخیصی
♦️سارا لوئیز کلی، هافپست — حتماً برای شما هم پیش آمده ویدیویی دربارهٔ یک بیماری ببینید و با خودتان بگویید: نکند من هم این علائم را دارم؟ من که کافی است یک بعدازظهر در شبکههای اجتماعی بچرخم تا بفهمم به سه چهار بیماری مبتلا هستم که تا آن لحظه حتی اسمشان را هم نشنیده بودم.
♦️جوزف نیوتن، مؤسس برنامۀ اضطراب سلامتِ «کاندری»، میگوید دلیل این موضوع این است که مواجهۀ مکرر با محتواهای کوتاهِ حوزۀ سلامت باعث میشود علائمی را که قبلاً به آنها توجه نمیکردیم بازتفسیر کنیم یا حتی واقعاً تجربهشان کنیم. به این وضعیت اصطلاحاً «تطبیقدادنِ علائم» میگویند؛ وقتی مدام علائمِ بیماری را در دیگران میبینیم، رفتهرفته احساسات، نشانهها و رفتارهای مشابهی را در بدن خودمان شناسایی کرده و آنها را به شکلی متفاوت تعبیر میکنیم یا حتی منتظر بروزشان میشویم.
♦️از کجا بفهمیم دچار این مشکل شدهایم؟ وقتی علائم و نشانههای بیماری فقط بعد از آن ظاهر شدهاند که نامشان را در شبکههای اجتماعی شنیدهایم. یکی از واضحترین و سادهترین زنگخطرها این است که یادتان نمیآید پیش از دیدن آن ویدیو، کوچکترین نگرانی یا حسی دربارهٔ آن علامت داشته باشید. اما اگر یک ویدیو در شبکههای اجتماعی واقعاً نگرانمان کرد، چه باید کرد؟
♦️تطبیقدادن علائم هرگز نباید باعث شود یک مشکل سلامتی جدید، مداوم یا رو به وخامت را نادیده بگیریم. گاهی همین محتواهای کوتاه به افراد کمک میکنند علائمی را که پیشتر نادیده گرفته بودند شناسایی کنند، بهویژه در مورد بیماریهایی که در تاریخ پزشکی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. بااینحال، بهتر است به این محتواهای شبکههای اجتماعی به چشم تلنگری برای جستوجوی اطلاعات موثق نگاه کنیم، نه ابزاری برای تشخیص بیماری.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Always Diagnosing Yourself On TikTok? You Might Be Symptom Borrowing» نوشتۀ سارا-لوئیز کلی است که در تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ در هافپست منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️سارا لوئیز کلی، هافپست — حتماً برای شما هم پیش آمده ویدیویی دربارهٔ یک بیماری ببینید و با خودتان بگویید: نکند من هم این علائم را دارم؟ من که کافی است یک بعدازظهر در شبکههای اجتماعی بچرخم تا بفهمم به سه چهار بیماری مبتلا هستم که تا آن لحظه حتی اسمشان را هم نشنیده بودم.
♦️جوزف نیوتن، مؤسس برنامۀ اضطراب سلامتِ «کاندری»، میگوید دلیل این موضوع این است که مواجهۀ مکرر با محتواهای کوتاهِ حوزۀ سلامت باعث میشود علائمی را که قبلاً به آنها توجه نمیکردیم بازتفسیر کنیم یا حتی واقعاً تجربهشان کنیم. به این وضعیت اصطلاحاً «تطبیقدادنِ علائم» میگویند؛ وقتی مدام علائمِ بیماری را در دیگران میبینیم، رفتهرفته احساسات، نشانهها و رفتارهای مشابهی را در بدن خودمان شناسایی کرده و آنها را به شکلی متفاوت تعبیر میکنیم یا حتی منتظر بروزشان میشویم.
♦️از کجا بفهمیم دچار این مشکل شدهایم؟ وقتی علائم و نشانههای بیماری فقط بعد از آن ظاهر شدهاند که نامشان را در شبکههای اجتماعی شنیدهایم. یکی از واضحترین و سادهترین زنگخطرها این است که یادتان نمیآید پیش از دیدن آن ویدیو، کوچکترین نگرانی یا حسی دربارهٔ آن علامت داشته باشید. اما اگر یک ویدیو در شبکههای اجتماعی واقعاً نگرانمان کرد، چه باید کرد؟
♦️تطبیقدادن علائم هرگز نباید باعث شود یک مشکل سلامتی جدید، مداوم یا رو به وخامت را نادیده بگیریم. گاهی همین محتواهای کوتاه به افراد کمک میکنند علائمی را که پیشتر نادیده گرفته بودند شناسایی کنند، بهویژه در مورد بیماریهایی که در تاریخ پزشکی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. بااینحال، بهتر است به این محتواهای شبکههای اجتماعی به چشم تلنگری برای جستوجوی اطلاعات موثق نگاه کنیم، نه ابزاری برای تشخیص بیماری.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Always Diagnosing Yourself On TikTok? You Might Be Symptom Borrowing» نوشتۀ سارا-لوئیز کلی است که در تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ در هافپست منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
👍1
قانون کودکان اتحادیه اروپا؛ محافظت از خردسالان در فضای مجازی
کمیسیون اروپا با "قانون کودکان اتحادیه اروپا" (EU Kids Act) قصد دارد حمایت از خردسالان را در فضای دیجیتال به طور قابل توجهی تقویت کند اما یک بعد اساسی را نادیده میگیرد: قابلیت اطمینان از اطلاعاتی که شهروندان خردسال حق دسترسی به آن را دارند.
به نوشته گزارشگران بدون مرز، این قانون رویکردی تدریجی برای دسترسی به شبکههای اجتماعی ارائه میدهد: قبل از ۱۳ سالگی هیچ حسابی مجاز نیست، بین ۱۳ تا ۱۵ سالگی حسابهای کاربری محدود تحت نظارت والدین و سپس دسترسی مستقل از ۱۵ سالگی.
کمیسیون اروپا همچنین پیشنهاد میکند پلتفرمها باید نشان دهند که خدمات آنها برای خردسالان مناسب و "از نظر طراحی ایمن" است. هدف از این پیشنهاد، پرداختن به طیف وسیعی از خطرات از جمله مواردی است که میتوانند بر سلامت روان تأثیر بگذارند یا یادگیری را مختل کنند.
موضوع اطلاعات نادرست از قبل مشخص شده بود: گزارش کارشناسی که به سفارش رئیس کمیسیون اروپا در مارس ۲۰۲۶ تهیه شده، آن را در میان خطراتی که خردسالان به ویژه در معرض آن قرار دارند، ذکر کرد. پارلمان اروپا نیز این مشکل را در اوایل ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵ شناسایی کرده بود.
در یک قطعنامه اولیه، نمایندگان پارلمان اروپا به ویژه خواستار تقویت سواد رسانهای برای تجهیز بهتر جوانان جهت مقابله با اطلاعات نادرست شدند. در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، روزی که کمیسیون قانون کودکان اتحادیه اروپا را ارائه کرد، پارلمان اروپا قطعنامه دومی را به تصویب رساند که به تأثیر رسانههای اجتماعی بر جوانان اختصاص داشت.
در این قطعنامه، نمایندگان پارلمان اروپا خواستار سیستمهای توصیهگر شدند تا "محتوای قابل اعتماد و خدمات" ارائه شده توسط "سازمانهای رسانهای حرفهای" را بیشتر ببینند. آنها همچنین از مبارزه با اطلاعات نادرست با ترویج "منابع قابل اعتماد از طریق ابزارهای آموزشی و توصیههای الگوریتمی" حمایت کردند.
برای جوانان اروپایی، دریافت اخبار عمدتاً از فیدهای شخصیسازی شده پلتفرمهای دیجیتال حاصل میشود، جایی که اطلاعات، سرگرمی و اطلاعات نادرست بدون اینکه همیشه به وضوح از هم متمایز شوند، با هم ترکیب میشوند.
طبق گزارش "یورو بارومتر جوانان" که توسط پارلمان اروپا در فوریه ۲۰۲۵ منتشر شد، ۴۵ درصد از افراد ۱۶ تا ۱۸ ساله در درجه اول اخبار خود را از رسانههای اجتماعی به ویژه اینستاگرام برای دنبال کردن رویدادهای سیاسی و اجتماعی دریافت میکنند.
این رویه بدون خطر نیست: ۷۶ درصد از افراد ۱۶ تا ۳۰ ساله گزارش دادند که در ۷ روز قبل از نظرسنجی در معرض اطلاعات نادرست قرار گرفتهاند.
نمایندگان پارلمان اروپا در قطعنامه خود در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، این نکته را به خوبی بیان کردند: "بسیاری از کاربران در تعیین اعتبار اطلاعاتی که به صورت آنلاین پیدا میکنند، مشکل دارند."
در استرالیا، ممنوعیت رسانههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال که در دسامبر ۲۰۲۵ به اجرا درآمد به نظر میرسد تأثیر بسیار محدودی داشته است. طبق گزارش eSafety، نهاد نظارتی استرالیا در مارس ۲۰۲۶، بیش از ۸۱ درصد از افراد زیر سن قانونی هنوز از این پلتفرمها استفاده میکردند.
در فرانسه، لایحهای که توسط نماینده مجلس لور میلر (از حزب جمهوری) ارائه شده و مورد حمایت دولت قرار گرفته و در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ تصویب شده بود، ناگهان توسط شورای قانون اساسی رد شد.
شورا در تصمیم خود در ۱۴ اوت ۲۰۲۶، ماده ۱ قانون را که دسترسی افراد زیر ۱۵ سال به رسانههای اجتماعی را ممنوع میکرد، سانسور کرد و آن را نقض نامتناسب آزادی بیان و ارتباطات آنها دانست و متن را بیمعنی کرد.
✍🏼مهدی حیدری
@NewJournalism
🆔 @commac
کمیسیون اروپا با "قانون کودکان اتحادیه اروپا" (EU Kids Act) قصد دارد حمایت از خردسالان را در فضای دیجیتال به طور قابل توجهی تقویت کند اما یک بعد اساسی را نادیده میگیرد: قابلیت اطمینان از اطلاعاتی که شهروندان خردسال حق دسترسی به آن را دارند.
به نوشته گزارشگران بدون مرز، این قانون رویکردی تدریجی برای دسترسی به شبکههای اجتماعی ارائه میدهد: قبل از ۱۳ سالگی هیچ حسابی مجاز نیست، بین ۱۳ تا ۱۵ سالگی حسابهای کاربری محدود تحت نظارت والدین و سپس دسترسی مستقل از ۱۵ سالگی.
کمیسیون اروپا همچنین پیشنهاد میکند پلتفرمها باید نشان دهند که خدمات آنها برای خردسالان مناسب و "از نظر طراحی ایمن" است. هدف از این پیشنهاد، پرداختن به طیف وسیعی از خطرات از جمله مواردی است که میتوانند بر سلامت روان تأثیر بگذارند یا یادگیری را مختل کنند.
موضوع اطلاعات نادرست از قبل مشخص شده بود: گزارش کارشناسی که به سفارش رئیس کمیسیون اروپا در مارس ۲۰۲۶ تهیه شده، آن را در میان خطراتی که خردسالان به ویژه در معرض آن قرار دارند، ذکر کرد. پارلمان اروپا نیز این مشکل را در اوایل ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵ شناسایی کرده بود.
در یک قطعنامه اولیه، نمایندگان پارلمان اروپا به ویژه خواستار تقویت سواد رسانهای برای تجهیز بهتر جوانان جهت مقابله با اطلاعات نادرست شدند. در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، روزی که کمیسیون قانون کودکان اتحادیه اروپا را ارائه کرد، پارلمان اروپا قطعنامه دومی را به تصویب رساند که به تأثیر رسانههای اجتماعی بر جوانان اختصاص داشت.
در این قطعنامه، نمایندگان پارلمان اروپا خواستار سیستمهای توصیهگر شدند تا "محتوای قابل اعتماد و خدمات" ارائه شده توسط "سازمانهای رسانهای حرفهای" را بیشتر ببینند. آنها همچنین از مبارزه با اطلاعات نادرست با ترویج "منابع قابل اعتماد از طریق ابزارهای آموزشی و توصیههای الگوریتمی" حمایت کردند.
برای جوانان اروپایی، دریافت اخبار عمدتاً از فیدهای شخصیسازی شده پلتفرمهای دیجیتال حاصل میشود، جایی که اطلاعات، سرگرمی و اطلاعات نادرست بدون اینکه همیشه به وضوح از هم متمایز شوند، با هم ترکیب میشوند.
طبق گزارش "یورو بارومتر جوانان" که توسط پارلمان اروپا در فوریه ۲۰۲۵ منتشر شد، ۴۵ درصد از افراد ۱۶ تا ۱۸ ساله در درجه اول اخبار خود را از رسانههای اجتماعی به ویژه اینستاگرام برای دنبال کردن رویدادهای سیاسی و اجتماعی دریافت میکنند.
این رویه بدون خطر نیست: ۷۶ درصد از افراد ۱۶ تا ۳۰ ساله گزارش دادند که در ۷ روز قبل از نظرسنجی در معرض اطلاعات نادرست قرار گرفتهاند.
نمایندگان پارلمان اروپا در قطعنامه خود در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، این نکته را به خوبی بیان کردند: "بسیاری از کاربران در تعیین اعتبار اطلاعاتی که به صورت آنلاین پیدا میکنند، مشکل دارند."
در استرالیا، ممنوعیت رسانههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال که در دسامبر ۲۰۲۵ به اجرا درآمد به نظر میرسد تأثیر بسیار محدودی داشته است. طبق گزارش eSafety، نهاد نظارتی استرالیا در مارس ۲۰۲۶، بیش از ۸۱ درصد از افراد زیر سن قانونی هنوز از این پلتفرمها استفاده میکردند.
در فرانسه، لایحهای که توسط نماینده مجلس لور میلر (از حزب جمهوری) ارائه شده و مورد حمایت دولت قرار گرفته و در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ تصویب شده بود، ناگهان توسط شورای قانون اساسی رد شد.
شورا در تصمیم خود در ۱۴ اوت ۲۰۲۶، ماده ۱ قانون را که دسترسی افراد زیر ۱۵ سال به رسانههای اجتماعی را ممنوع میکرد، سانسور کرد و آن را نقض نامتناسب آزادی بیان و ارتباطات آنها دانست و متن را بیمعنی کرد.
✍🏼مهدی حیدری
@NewJournalism
🆔 @commac
⭕️چتجیپیتی برای مشخصکردن منبع محتوا در متن پاسخهایش پیامهای پنهانی درج میکند
📌اوپنایآی گفت که در ابتدا، تنها به «پژوهشگران تاییدشده و سازمانهای تخصصی» اجازه دسترسی به نرمافزار تشخیصدهنده را خواهد داد
♦️اوپنایآی اعلام کرد که از این پس، متنهای چتجیپیتی شامل سیگنالهای پنهانی خواهند بود که به کاربران امکان میدهد بررسی کنند این متنها از کجا آمدهاند.
این شرکت در حال راهاندازی تدریجی «نهاننگاری (Watermarking) متنی» است و با این هدف که نشان دهد یک خروجی با هوش مصنوعی تولید شده است، در نحوه انتخاب و چینش واژهها تغییرات ظریفی ایجاد میکند. قرار است این تغییرات برای خوانندگان انسانی غیرقابل مشاهده باشند، اما سامانههای خودکار بتوانند آنها را تشخیص دهند.
[توضیح: واترمارکگذاری یا نهاننگاری به دادهها و نشانههای پنهان یا آشکاری گفته میشود که به منظور حفظ حق مولف و شناسایی مالکیت، به فایلهای دیجیتالی از جمله متنها، عکسها، ویدیوها و فایلهای صوتی اضافه میشوند. این نشانهها ممکن است به صورت پنهان، مانند تغییر در بیتهای فایل که با چشم غیرمسلح دیده نمیشود، اجرا شوند]
این اقدام پس از آن صورت میگیرد که آنتروپیک اعلام کرد فناوری مشابهی را به «کلود» اضافه خواهد کرد. این امر اعتراض برخی کاربران را که مدعی بودند این [فناوری] قابلاعتماد نخواهد بود و دخالتی غیرضروری در چگونگی کار این سامانه محسوب میشود، برانگیخت.
هر دو [شرکت] اوپنایآی و آنتروپیک این تغییر را در راستای قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا اعمال کردند؛ قانونی که شرکتهای سازنده محصولات هوش مصنوعی مولد را ملزم میکند خروجیهایشان را بهگونهای ارائه کنند که سامانههای خودکار بتوانند آنها را شناسایی کنند. برخلاف آنتروپیک، اوپنایآی، این نهاننگاری را فقط در اتحادیه اروپا اضافه میکند.
اوپنایآی سامانه خود را «تکستگرین» (textGrain) مینامد. این سامانه آنچه را اوپنایآی «سیگنال آماری نامرئی» مینامد، به شیوهای که چتجیپیتی واژهها را انتخاب میکند، میافزاید.
اوپنایآی هشدار داد که این ابزار هنوز قابل اعتماد نیست و ممکن است متن نوشتهشده بهدست انسان را بهاشتباه، خودکار تشخیص دهد و برعکس. این شرکت گفت این امر بهویژه زمانی صادق است که متن کوتاه یا ویرایش شده باشد.
این شرکت تاکید کرد که تصور نمیکند نهاننگاری کیفیت پاسخهای چتجیپیتی را کاهش دهد و به دادههایی اشاره کرد که نشان میداد متنهای دارای واترمارک در برخی ارزیابیها در واقع عملکرد بهتری از متنهای بدون واترمارک داشتند. پس از آنکه آنتروپیک، سامانه مشابه خود را معرفی کرد، برخی کاربران از آن انتقاد کردند و گمانهزنی کردند که وجود نهاننگاریها باعث خواهد شد خروجیهای کلود کیفیت پایینتری داشته باشند.
بیشتر بخوانید...
🖌 اندرو گریفین
@indypersian
@Commac
📌اوپنایآی گفت که در ابتدا، تنها به «پژوهشگران تاییدشده و سازمانهای تخصصی» اجازه دسترسی به نرمافزار تشخیصدهنده را خواهد داد
♦️اوپنایآی اعلام کرد که از این پس، متنهای چتجیپیتی شامل سیگنالهای پنهانی خواهند بود که به کاربران امکان میدهد بررسی کنند این متنها از کجا آمدهاند.
این شرکت در حال راهاندازی تدریجی «نهاننگاری (Watermarking) متنی» است و با این هدف که نشان دهد یک خروجی با هوش مصنوعی تولید شده است، در نحوه انتخاب و چینش واژهها تغییرات ظریفی ایجاد میکند. قرار است این تغییرات برای خوانندگان انسانی غیرقابل مشاهده باشند، اما سامانههای خودکار بتوانند آنها را تشخیص دهند.
[توضیح: واترمارکگذاری یا نهاننگاری به دادهها و نشانههای پنهان یا آشکاری گفته میشود که به منظور حفظ حق مولف و شناسایی مالکیت، به فایلهای دیجیتالی از جمله متنها، عکسها، ویدیوها و فایلهای صوتی اضافه میشوند. این نشانهها ممکن است به صورت پنهان، مانند تغییر در بیتهای فایل که با چشم غیرمسلح دیده نمیشود، اجرا شوند]
این اقدام پس از آن صورت میگیرد که آنتروپیک اعلام کرد فناوری مشابهی را به «کلود» اضافه خواهد کرد. این امر اعتراض برخی کاربران را که مدعی بودند این [فناوری] قابلاعتماد نخواهد بود و دخالتی غیرضروری در چگونگی کار این سامانه محسوب میشود، برانگیخت.
هر دو [شرکت] اوپنایآی و آنتروپیک این تغییر را در راستای قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا اعمال کردند؛ قانونی که شرکتهای سازنده محصولات هوش مصنوعی مولد را ملزم میکند خروجیهایشان را بهگونهای ارائه کنند که سامانههای خودکار بتوانند آنها را شناسایی کنند. برخلاف آنتروپیک، اوپنایآی، این نهاننگاری را فقط در اتحادیه اروپا اضافه میکند.
اوپنایآی سامانه خود را «تکستگرین» (textGrain) مینامد. این سامانه آنچه را اوپنایآی «سیگنال آماری نامرئی» مینامد، به شیوهای که چتجیپیتی واژهها را انتخاب میکند، میافزاید.
اوپنایآی هشدار داد که این ابزار هنوز قابل اعتماد نیست و ممکن است متن نوشتهشده بهدست انسان را بهاشتباه، خودکار تشخیص دهد و برعکس. این شرکت گفت این امر بهویژه زمانی صادق است که متن کوتاه یا ویرایش شده باشد.
این شرکت تاکید کرد که تصور نمیکند نهاننگاری کیفیت پاسخهای چتجیپیتی را کاهش دهد و به دادههایی اشاره کرد که نشان میداد متنهای دارای واترمارک در برخی ارزیابیها در واقع عملکرد بهتری از متنهای بدون واترمارک داشتند. پس از آنکه آنتروپیک، سامانه مشابه خود را معرفی کرد، برخی کاربران از آن انتقاد کردند و گمانهزنی کردند که وجود نهاننگاریها باعث خواهد شد خروجیهای کلود کیفیت پایینتری داشته باشند.
بیشتر بخوانید...
🖌 اندرو گریفین
@indypersian
@Commac
ایندیپندنت فارسی
چتجیپیتی برای مشخصکردن منبع محتوا در متن پاسخهایش پیامهای
اوپنایآی اعلام کرد که از این پس، متنهای چتجیپیتی شامل سیگنالهای پنهانی خواهند بود که به کاربران امکان میدهد بررسی کنند این متنها از کجا آمدهاند. این شرکت در حال راهاندازی تدریجی
آکادمی ارتباطات pinned «⭕️چتجیپیتی برای مشخصکردن منبع محتوا در متن پاسخهایش پیامهای پنهانی درج میکند 📌اوپنایآی گفت که در ابتدا، تنها به «پژوهشگران تاییدشده و سازمانهای تخصصی» اجازه دسترسی به نرمافزار تشخیصدهنده را خواهد داد ♦️اوپنایآی اعلام کرد که از این پس، متنهای…»
🎯 غولهای سیلیکونولی توافق کردند سرعت توسعه هوش مصنوعی را کاهش دهند
♦️رابرت مکمیلان، والاستریت ژورنال — در اتفاقی نادر، رهبران بزرگترین شرکتهای هوش مصنوعی توافق کردند تا روند توسعۀ این فناوری را کُند کنند. ایلان ماسک، سم آلتمن و داریو آمودی که تا دیروز برای ساخت هوش مصنوعی قدرتمندتر رقابت میکردند، اکنون به این نتیجه رسیدهاند که ادامۀ این مسیر با سرعت فعلی میتواند تهدیدی مهارناپذیر به وجود بیاورد. سم آلتمن حتی میگوید شرکتش، یعنی اُپناِیآی، ممکن است برای تمرکز بر ایمنی، عرضۀ اولیۀ سهام آیپیاُ را به تعویق بیندازد.
♦️داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، با انتشار مطلبی در وبلاگ خود، این بحث را آغاز کرد. او معتقد است ریسکهای ناشی از ابزارهای هوش مصنوعیِ امروزی بهحدی بالاست که تداوم توسعه با سرعتی چنین سرسامآور دیگر منطقی نیست. این هشدار چند روز پس از آن مطرح شد که یکی از کارمندان او با استعفای خود در خصوص احتمال نابودی تمدن بشر به دست سیستمهای هوش مصنوعی ابراز نگرانی کرده بود.
♦️دو ماه پیش، یک «هوش مصنوعی ازدحامی» (AI swarm) توانست از فضای آزمایشگاهی خارج شود و دست به حملات هکری گستردهای بزند. به گفتۀ آمودی اگر این هوش مصنوعی قابلیتهای بالاتری داشت و اهدافش با مصالح انسانی همسویی نداشت، میتوانست خسارات فاجعهباری به بار آورد. بنا بر ادعای او چنین هوش مصنوعیای میتواند ظرف ۶ تا ۱۲ ماه کنترل تمام زیرساختهای اینترنتی را به دست بگیرد.
♦️آمودی در وبلاگ شخصیاش از شرکتهای فعال در حوزۀ هوش مصنوعی خواست توسعۀ ابزارهای پیشرفته را مدیریت کنند. او پیشنهادهایی مانند هماهنگی بیشتر میان کشورها و ایجاد نهادهای مستقل برای ارزیابی ایمنی را مطرح کرده و میگوید: «معتقدم اگر کند کردن سرعت توسعه حتی یک یا دو سال به ما فرصت دهد تا مدلها به قابلیتهای خطرناک دست پیدا نکنند و در این فاصله برای همسو کردن آنها با اهداف انسانی تلاش کنیم، میتوانیم خطر وقوع خطاهای جدی را تا حد زیادی کاهش دهیم.»
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Biggest AI Rivals Agree They Need to Slow It Down» نوشتۀ رابرت مکمیلان است که در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در والاستریت ژورنال منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️رابرت مکمیلان، والاستریت ژورنال — در اتفاقی نادر، رهبران بزرگترین شرکتهای هوش مصنوعی توافق کردند تا روند توسعۀ این فناوری را کُند کنند. ایلان ماسک، سم آلتمن و داریو آمودی که تا دیروز برای ساخت هوش مصنوعی قدرتمندتر رقابت میکردند، اکنون به این نتیجه رسیدهاند که ادامۀ این مسیر با سرعت فعلی میتواند تهدیدی مهارناپذیر به وجود بیاورد. سم آلتمن حتی میگوید شرکتش، یعنی اُپناِیآی، ممکن است برای تمرکز بر ایمنی، عرضۀ اولیۀ سهام آیپیاُ را به تعویق بیندازد.
♦️داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، با انتشار مطلبی در وبلاگ خود، این بحث را آغاز کرد. او معتقد است ریسکهای ناشی از ابزارهای هوش مصنوعیِ امروزی بهحدی بالاست که تداوم توسعه با سرعتی چنین سرسامآور دیگر منطقی نیست. این هشدار چند روز پس از آن مطرح شد که یکی از کارمندان او با استعفای خود در خصوص احتمال نابودی تمدن بشر به دست سیستمهای هوش مصنوعی ابراز نگرانی کرده بود.
♦️دو ماه پیش، یک «هوش مصنوعی ازدحامی» (AI swarm) توانست از فضای آزمایشگاهی خارج شود و دست به حملات هکری گستردهای بزند. به گفتۀ آمودی اگر این هوش مصنوعی قابلیتهای بالاتری داشت و اهدافش با مصالح انسانی همسویی نداشت، میتوانست خسارات فاجعهباری به بار آورد. بنا بر ادعای او چنین هوش مصنوعیای میتواند ظرف ۶ تا ۱۲ ماه کنترل تمام زیرساختهای اینترنتی را به دست بگیرد.
♦️آمودی در وبلاگ شخصیاش از شرکتهای فعال در حوزۀ هوش مصنوعی خواست توسعۀ ابزارهای پیشرفته را مدیریت کنند. او پیشنهادهایی مانند هماهنگی بیشتر میان کشورها و ایجاد نهادهای مستقل برای ارزیابی ایمنی را مطرح کرده و میگوید: «معتقدم اگر کند کردن سرعت توسعه حتی یک یا دو سال به ما فرصت دهد تا مدلها به قابلیتهای خطرناک دست پیدا نکنند و در این فاصله برای همسو کردن آنها با اهداف انسانی تلاش کنیم، میتوانیم خطر وقوع خطاهای جدی را تا حد زیادی کاهش دهیم.»
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Biggest AI Rivals Agree They Need to Slow It Down» نوشتۀ رابرت مکمیلان است که در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در والاستریت ژورنال منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
🔴خانه مطبوعات استان قزوین برگزار می کند:
🔹بررسی الگوهای داوری قالبهای مختلف روزنامهنگاری (خبر، مصاحبه، گزارش، مقاله و ...)
🔹مدرس:
علیرضا کتابدار | دکترای علوم ارتباطات
مدرس روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر سابق ضمائم روزنامه همشهری
زمان:
چهارشنبه 29 مهر 1405
ساعت:
13 الی 16
مکان:
قزوین-بلوار آیتالله خامنه ای- اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قزوین
ویژه:
اصحاب رسانه، خبرنگاران، مدیران رسانه، فعالان روابط عمومی، عکاسان، طراحان گرافیک، تولیدکنندگان محتوا، فعالان فضای مجازی و علاقهمندان به حوزه رسانه و ارتباطات
🔹علاقهمندان برای ثبتنام و هماهنگی جهت حضور در دوره آموزشی میتوانند با سرکار خانم عاطفه مشایخ موینی به شماره ۰۹۱۹۱۹۳۵۳۱۲ تماس حاصل فرمایند.
🔹برای شرکتکنندگان در این کارگاه؛ "گواهی حضور" صادر میشود
🆔 @titrqazvin
↪️ @commac
🔹بررسی الگوهای داوری قالبهای مختلف روزنامهنگاری (خبر، مصاحبه، گزارش، مقاله و ...)
🔹مدرس:
علیرضا کتابدار | دکترای علوم ارتباطات
مدرس روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر سابق ضمائم روزنامه همشهری
زمان:
چهارشنبه 29 مهر 1405
ساعت:
13 الی 16
مکان:
قزوین-بلوار آیتالله خامنه ای- اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قزوین
ویژه:
اصحاب رسانه، خبرنگاران، مدیران رسانه، فعالان روابط عمومی، عکاسان، طراحان گرافیک، تولیدکنندگان محتوا، فعالان فضای مجازی و علاقهمندان به حوزه رسانه و ارتباطات
🔹علاقهمندان برای ثبتنام و هماهنگی جهت حضور در دوره آموزشی میتوانند با سرکار خانم عاطفه مشایخ موینی به شماره ۰۹۱۹۱۹۳۵۳۱۲ تماس حاصل فرمایند.
🔹برای شرکتکنندگان در این کارگاه؛ "گواهی حضور" صادر میشود
🆔 @titrqazvin
↪️ @commac
🎯 تماشای محتوای پوچ، در واقع فریادی برای کمک خواستن است
♦️مکسی هایتمایر، نیویورکتایمز — آیا اصطلاح «پوسیدگی مغز» صرفاً نشانۀ یک جنجال اخلاقیِ تازه دربارۀ مصرف رسانهایِ جوانترهاست که بزرگسالان درک درستی از آن ندارند، یا نه، این پدیده واقعاً در حال تخریب ذهن نوجوانان است؟ پژوهشهای من و همکارم، آنا گوتسفرید، نشان میدهد مسئله به این سادگی نیست.
♦️ما با جوانان ۱۳ تا ۲۶ساله دربارۀ تجربههایشان از پدیدۀ «پوسیدگی مغز» گفتوگو کردیم. یافتهها نشان میدهد ما با نسلی روبهرو هستیم که بهطرز عمیقی از تأثیرات این پدیده بر ذهن خود آگاه است. این نسل درگیر محیط شبکههای اجتماعی است که به آنها تحمیل شده و اتفاقاً در تلاشاند از آن رها شوند.
♦️نگرانی عمومی دربارۀ پوسیدگی مغز، ریشۀ مشکل را در خودِ محتوا میبیند؛ با این تصور که چون نسل زد جوان است و زود تأثیر میپذیرد، تماشای ویدیوهای پوچ و بیکیفیت به زوال شناختی آنها ختم میشود. اما یافتههای ما از زبان شرکتکنندگان نشان داد قضیه درست برعکس است: این وضعیت ذهنی کاربر است که تعیینکننده است؛ گشتوگذار مداوم در فیدهایی که الگوریتمها مهندسی کردهاند، به تجربۀ «حس پوسیدگی مغز» منجر میشود؛ وضعیتی مهآلود که در آن فرد قدرت انتخاب خود را از دست داده و بیهدف، هر آنچه به او نمایش داده میشود را میبلعد.
♦️پوسیدگی مغز زادۀ پلتفرمهایی مثل تیکتاک و یوتیوب است؛ جایی که موفقیت شما مستقیماً با میزان توجهی که جذب میکنید سنجیده میشود. و نکتۀ قابلتأمل در مصاحبهها این بود که نسل زد چقدر این بازی را خوب میفهمد. در گفتوگوها با این نسل، با تحلیلهای عمیق و البته تلخی روبهرو شدیم که نشاندهندۀ واکنش آنان به بستر فرهنگی و فضای اطلاعاتیِ سنگینی است که برایشان به یادگار مانده؛ آنها مانند نسلهای قبل، از شرایط تحمیلی بر خودشان بهدنبال خلق چیزی هستند؛ در این مورد خاص، آنها به استقبال نوعی «پوچیِ تعمدی» رفتهاند.
♦️بنابراین، برخلاف تصور رایج که تعامل نسل زد با محتواهای پوچ و کمکیفیت را علتِ زوال شناختی آنها میداند، این «وضعیت ذهنی» است که تقدم دارد. نسل زد در پی گشتوگذار طولانی در فیدهای الگوریتمی، دچار خستگی و مهآلودگی ذهنی میشود و به مصرف این ویدیوها روی میآورد. این نسل بهطرز دردناکی نسبت به اثرات مخرب این فضا آگاه است و تماشای این محتواها نه نشانه نادانی، بلکه نشانهای از به بنبست رسیدن در محیطی تحمیلی است.
♦️ریشۀ مسئله در زیرساخت شبکههای اجتماعی است که بهطور سیستماتیک برای «تخلیۀ شناختی» کاربران بهینهسازی شده تا توجه آنها را به کالا تبدیل کند. حل این مشکل با برنامههای کنترل شخصی ممکن نیست و به اصلاح ساختاری و قانونگذاری از بالا به پایین (مشابه کنترل صنعت دخانیات) نیاز دارد. شرکتهای فناوری باید بهجای سنجش «زمان صرفشده»، کیفیتِ تجربه کاربر را مبنا قرار دهند؛ چراکه رفتار نسل زد دقیقاً محصول مهندسی همین سیستم است و پدیدۀ پوسیدگی مغز، در حقیقت یک فریاد برای کمک محسوب میشود.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «The Truth About Brain Rot: It’s a Cry for Help» نوشتۀ مکسی هایتمایر است که در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورکتایمز منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️مکسی هایتمایر، نیویورکتایمز — آیا اصطلاح «پوسیدگی مغز» صرفاً نشانۀ یک جنجال اخلاقیِ تازه دربارۀ مصرف رسانهایِ جوانترهاست که بزرگسالان درک درستی از آن ندارند، یا نه، این پدیده واقعاً در حال تخریب ذهن نوجوانان است؟ پژوهشهای من و همکارم، آنا گوتسفرید، نشان میدهد مسئله به این سادگی نیست.
♦️ما با جوانان ۱۳ تا ۲۶ساله دربارۀ تجربههایشان از پدیدۀ «پوسیدگی مغز» گفتوگو کردیم. یافتهها نشان میدهد ما با نسلی روبهرو هستیم که بهطرز عمیقی از تأثیرات این پدیده بر ذهن خود آگاه است. این نسل درگیر محیط شبکههای اجتماعی است که به آنها تحمیل شده و اتفاقاً در تلاشاند از آن رها شوند.
♦️نگرانی عمومی دربارۀ پوسیدگی مغز، ریشۀ مشکل را در خودِ محتوا میبیند؛ با این تصور که چون نسل زد جوان است و زود تأثیر میپذیرد، تماشای ویدیوهای پوچ و بیکیفیت به زوال شناختی آنها ختم میشود. اما یافتههای ما از زبان شرکتکنندگان نشان داد قضیه درست برعکس است: این وضعیت ذهنی کاربر است که تعیینکننده است؛ گشتوگذار مداوم در فیدهایی که الگوریتمها مهندسی کردهاند، به تجربۀ «حس پوسیدگی مغز» منجر میشود؛ وضعیتی مهآلود که در آن فرد قدرت انتخاب خود را از دست داده و بیهدف، هر آنچه به او نمایش داده میشود را میبلعد.
♦️پوسیدگی مغز زادۀ پلتفرمهایی مثل تیکتاک و یوتیوب است؛ جایی که موفقیت شما مستقیماً با میزان توجهی که جذب میکنید سنجیده میشود. و نکتۀ قابلتأمل در مصاحبهها این بود که نسل زد چقدر این بازی را خوب میفهمد. در گفتوگوها با این نسل، با تحلیلهای عمیق و البته تلخی روبهرو شدیم که نشاندهندۀ واکنش آنان به بستر فرهنگی و فضای اطلاعاتیِ سنگینی است که برایشان به یادگار مانده؛ آنها مانند نسلهای قبل، از شرایط تحمیلی بر خودشان بهدنبال خلق چیزی هستند؛ در این مورد خاص، آنها به استقبال نوعی «پوچیِ تعمدی» رفتهاند.
♦️بنابراین، برخلاف تصور رایج که تعامل نسل زد با محتواهای پوچ و کمکیفیت را علتِ زوال شناختی آنها میداند، این «وضعیت ذهنی» است که تقدم دارد. نسل زد در پی گشتوگذار طولانی در فیدهای الگوریتمی، دچار خستگی و مهآلودگی ذهنی میشود و به مصرف این ویدیوها روی میآورد. این نسل بهطرز دردناکی نسبت به اثرات مخرب این فضا آگاه است و تماشای این محتواها نه نشانه نادانی، بلکه نشانهای از به بنبست رسیدن در محیطی تحمیلی است.
♦️ریشۀ مسئله در زیرساخت شبکههای اجتماعی است که بهطور سیستماتیک برای «تخلیۀ شناختی» کاربران بهینهسازی شده تا توجه آنها را به کالا تبدیل کند. حل این مشکل با برنامههای کنترل شخصی ممکن نیست و به اصلاح ساختاری و قانونگذاری از بالا به پایین (مشابه کنترل صنعت دخانیات) نیاز دارد. شرکتهای فناوری باید بهجای سنجش «زمان صرفشده»، کیفیتِ تجربه کاربر را مبنا قرار دهند؛ چراکه رفتار نسل زد دقیقاً محصول مهندسی همین سیستم است و پدیدۀ پوسیدگی مغز، در حقیقت یک فریاد برای کمک محسوب میشود.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «The Truth About Brain Rot: It’s a Cry for Help» نوشتۀ مکسی هایتمایر است که در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورکتایمز منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac