🎯 اینستاگرام پلاس: ابزار مفیدی برای فضولی و تشدید وسواسهای فکری
♦️ آتلانتیک، انی جوی ویلیامز— اینستاگرام پلاس، با قیمت یک فنجان قهوۀ کوچک، روی بدترین و رقتانگیزترین امیال ما دست میگذارد و از آنها بهرهبرداری میکند. این اشتراک پولی جدید که اوایل همین ماه معرفی شد، مجموعهای از قابلیتهای تازه را ارائه میدهد؛ از جمله امکان «دیدنِ استوریها بدون ظاهرشدن نام شما در فهرست بینندگان». قابلیتهای دیگر شامل گزینهای برای جستوجوی بین بینندگان استوری، اطلاع از اینکه افراد چندبار استوری شما را دوباره دیدهاند، و قابلیت «تمدید استوری» است که اجازه میدهد استوریها را بهجای ۲۴ ساعت، برای ۴۸ ساعت فعال نگه دارید.
♦️قابلیتهای ارائهشده در «اینستاگرام پلاس» ظاهراً افرادی را هدف گرفتهاند که در روابط عاشقانه یا دوستی خود دورههای پرتنش و آشفتهای را پشت سر میگذارند. بگذارید از کارهای دیوانهواری بگویم که آدمها انجام میدهند. من ساعتها فهرست بینندگان استوری را بالا و پایین کردهام تا ببینم آیا یکی از دوستان سابقم پستم را دیده است یا نه؛ انگار اگر او چشمش به عکس صبحانۀ من افتاده باشد، نظرش دربارۀ من تغییر میکند. زنی را میشناسم که فهرست همۀ کسانی را که نامزد سابقش دنبال میکند، مرتب بررسی میکند که آیا تعداد آنها بیشتر شده است یا نه. مبادا یک زن زیبا را دنبال کرده باشد!
♦️کورتنی تریسی که درمانگر است میگوید برای هیچکس خوب نیست «بداند مردم کجا هستند، چه کار میکنند و با چه کسی هستند؛ این وضعیت میتواند گرایشهای وسواسگونهای ایجاد کند». تریسی پیشبینی میکند قابلیتهای جدید اینستاگرام پلاس باعث «افزایش اضطراب، رفتارهای تعقیبگرانه و زمان صرفشده در شبکههای اجتماعی» خواهند شد؛ «این دقیقاً همان چیزی است که پلتفرمها به دنبالش هستند». نبوغ شبکههای اجتماعی در این است که همۀ آن کارهای پنهانیای را که حاضر نیستیم اعتراف کنیم عمیقاً دلمان میخواهد انجامشان دهیم، میشناسند. خطر اینجاست که به ما اجازه میدهند انجامشان دهیم.
🔗 آتلانتیک | ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶ | Instagram plus Is a New Low
🔗 انی جوی ویلیامز؛ دستیار سردبیر سرویس سیاست جهانی در آتلانتیک
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️ آتلانتیک، انی جوی ویلیامز— اینستاگرام پلاس، با قیمت یک فنجان قهوۀ کوچک، روی بدترین و رقتانگیزترین امیال ما دست میگذارد و از آنها بهرهبرداری میکند. این اشتراک پولی جدید که اوایل همین ماه معرفی شد، مجموعهای از قابلیتهای تازه را ارائه میدهد؛ از جمله امکان «دیدنِ استوریها بدون ظاهرشدن نام شما در فهرست بینندگان». قابلیتهای دیگر شامل گزینهای برای جستوجوی بین بینندگان استوری، اطلاع از اینکه افراد چندبار استوری شما را دوباره دیدهاند، و قابلیت «تمدید استوری» است که اجازه میدهد استوریها را بهجای ۲۴ ساعت، برای ۴۸ ساعت فعال نگه دارید.
♦️قابلیتهای ارائهشده در «اینستاگرام پلاس» ظاهراً افرادی را هدف گرفتهاند که در روابط عاشقانه یا دوستی خود دورههای پرتنش و آشفتهای را پشت سر میگذارند. بگذارید از کارهای دیوانهواری بگویم که آدمها انجام میدهند. من ساعتها فهرست بینندگان استوری را بالا و پایین کردهام تا ببینم آیا یکی از دوستان سابقم پستم را دیده است یا نه؛ انگار اگر او چشمش به عکس صبحانۀ من افتاده باشد، نظرش دربارۀ من تغییر میکند. زنی را میشناسم که فهرست همۀ کسانی را که نامزد سابقش دنبال میکند، مرتب بررسی میکند که آیا تعداد آنها بیشتر شده است یا نه. مبادا یک زن زیبا را دنبال کرده باشد!
♦️کورتنی تریسی که درمانگر است میگوید برای هیچکس خوب نیست «بداند مردم کجا هستند، چه کار میکنند و با چه کسی هستند؛ این وضعیت میتواند گرایشهای وسواسگونهای ایجاد کند». تریسی پیشبینی میکند قابلیتهای جدید اینستاگرام پلاس باعث «افزایش اضطراب، رفتارهای تعقیبگرانه و زمان صرفشده در شبکههای اجتماعی» خواهند شد؛ «این دقیقاً همان چیزی است که پلتفرمها به دنبالش هستند». نبوغ شبکههای اجتماعی در این است که همۀ آن کارهای پنهانیای را که حاضر نیستیم اعتراف کنیم عمیقاً دلمان میخواهد انجامشان دهیم، میشناسند. خطر اینجاست که به ما اجازه میدهند انجامشان دهیم.
🔗 آتلانتیک | ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶ | Instagram plus Is a New Low
🔗 انی جوی ویلیامز؛ دستیار سردبیر سرویس سیاست جهانی در آتلانتیک
@tarjomaanweb
🆔 @commac
🔸 انتشار اطلاعات محرمانه دولتی آلمان پس از یک حمله سایبری
🔹 تارنمای شبکه خبری یورونیوز: گروه هکری «ریسیدا» نزدیک به ۶ ترابایت از اطلاعات نهادهای دولتی برلین را پس از پایان مهلت تعیینشده برای پرداخت باج، در فضای تاریک اینترنت منتشر کرده است؛ در میان این اطلاعات، اسناد حساس امنیتی، طرحهای دفاعی، برنامههای اضطراری و حجم قابل توجهی از اطلاعات شخصی کارکنان دولت دیده میشود.
#ایرنا_جهان
https://irna.ir/xjY9KP
@IRNA_1313
🆔 @commac
🔹 تارنمای شبکه خبری یورونیوز: گروه هکری «ریسیدا» نزدیک به ۶ ترابایت از اطلاعات نهادهای دولتی برلین را پس از پایان مهلت تعیینشده برای پرداخت باج، در فضای تاریک اینترنت منتشر کرده است؛ در میان این اطلاعات، اسناد حساس امنیتی، طرحهای دفاعی، برنامههای اضطراری و حجم قابل توجهی از اطلاعات شخصی کارکنان دولت دیده میشود.
#ایرنا_جهان
https://irna.ir/xjY9KP
@IRNA_1313
🆔 @commac
تلفن شما در حال تغییر بدن شماست، اما نه به سمت بهتر شدن
وقتی نگران اثرات صفحه نمایش هستیم ابتدا به ذهن خود فکر میکنیم: توانایی ما در تفکر یا تمرکز. اما فقط به دست خود نگاه کنید. متوجه خواهید شد که یک پینه کوچک یا حتی یک فرورفتگی کوچک احتمالاً روی انگشت کوچک شما ظاهر شده است: درست جایی که تلفن خود را قرار میدهید.
بی بی سی توضیح می دهد که این همه ماجرا نیست. دستگاههای ما میتوانند شکل گردن ما را تغییر دهند، بینایی ما را مختل کنند بر مهارتهای حرکتی ما تأثیر بگذارند و قدرت عضلات ما را کاهش دهند. برخی از متخصصان حتی نگران ارتباط آن با ظاهر چین و چروک هستند و این مشکلات جسمی به نوبه خود میتوانند در زوال شناختی و سایر مشکلات جدیتر نقش داشته باشند.
مجله اینترنتی slate.fr نوشته که اگر این مطلب را از طریق تلفن خود میخوانید احتمالاً سر شما به سمت پایین کج شده است. این حالت میتواند تا ۲۷ کیلوگرم فشار به پشت گردن شما وارد کند: این امر خطر آسیب به دیسکهای ستون فقرات، تضعیف مفاصل و عضلات و حتی کاهش ظرفیت ریه را به همراه دارد. این پدیده حتی نام مستعار خود را نیز دارد: "Tech neck" (گردن درد ناشی از کار با کامپیوتر یا گوشی هوشمند).
یکی دیگر از نگرانیهای اخیر: آیا "Tech neck" در ایجاد چین و چروک گردن نقش دارد؟ جاستین هکستال، متخصص پوست و عضو کالج سلطنتی پزشکان در بریتانیا، توضیح میدهد: "این فرضیه درست است." فشار مکرر روی پوست باعث ایجاد چین و چروک میشود و بنابراین کج کردن مداوم سر میتواند در این امر نقش داشته باشد، اگرچه هنوز هیچ مطالعهای این ارتباط را تأیید نکرده است.
کسانی که دائماً از ساعت هوشمند استفاده میکنند باید مراقب یک مشکل دیگر نیز باشند: جاستین هکستال خاطرنشان میکند: "محیط تاریک و مرطوب [مانند زیر ساعت] برای مخمر ایدهآل است که میتواند باعث سوزش یا حتی اگزما شود." این محقق توصیه میکند که بهتر است ساعت را مرتباً از دست خود خارج کرده و پوست خود را تمیز کنید.
نزدیکبینی دهههاست که به شدت در حال افزایش است و اغلب فناوری مقصر شناخته میشود. تیمی از دانشگاه ایالتی اوهایو در ایالات متحده، بیش از ۲۰ سال رشد چشم کودکان را دنبال کردند تا ارتباط بین نزدیکبینی و کار نزدیک، مانند نگاه کردن به تلفن، را بررسی کنند. نتیجه: "واقعاً" ارتباط مستقیمی وجود ندارد. با این حال، به نظر میرسد زمان صرف شده در فضای باز اثر محافظتی دارد زیرا نور طبیعی باعث آزاد شدن دوپامین توسط شبکیه میشود که بر رشد چشم تأثیر میگذارد. با این حال، زندگی دیجیتال ما را تشویق میکند که بیشتر در خانه بمانیم.
قدرت گرفتن، یعنی توانایی محکم گرفتن چیزی با دست به یک شاخص کلیدی سلامت کلی تبدیل شده است: طبق مطالعات اخیر، حتی خطر مرگ زودرس را بهتر از فشار خون پیشبینی میکند.
یوهانس بلر، استاد جامعهشناسی پزشکی در دانشگاه لاوسیتس آلمان، توضیح میدهد: "این ممکن است یک نشانه هشدار اولیه در مورد سلامت آینده این نسلها باشد." تغییر به سمت کار کمتحرک و متمرکز بر صفحه نمایش میتواند به خوبی در این امر نقش داشته باشد. به طور خلاصه: اگر نمیتوانید یک توپ تنیس را با تمام قدرت به مدت ۱۵ تا ۳۰ ثانیه بگیرید، به باشگاه بروید.
فناوری همچنین بر مهارتهای حرکتی تأثیر میگذارد: توانایی ارتباط حرکات دقیق با تفکر. این اثرات در کودکان بهتر از بزرگسالان مستند شده است: تحقیقات فعلی نشان میدهد که ارتباطی بین زمان زیاد استفاده از صفحه نمایش و مهارتهای حرکتی پایینتر وجود دارد. محققان توصیه میکنند که استفاده از صفحه نمایش را به طور کامل ممنوع نکنید بلکه توصیه میکنند که فعالیتهای دستی را آگاهانه در زندگی روزمره بگنجانید: آشپزی، کاردستی، یادگیری یک ساز یا صرفاً نوشتن با دست.
بدن ما در حال سازگاری با سبک زندگی دیجیتال جدید است که خطرات خود را برای سلامت جسمی ما به همراه دارد. محققان متفقالقول هستند: پیادهروی کنید، تلفن همراه خود را در سطح چشم نگه دارید و از کامپیوتر، تلفن همراه و نشستن فاصله بگیرید.
✍🏼مهدی حیدری
@NewJournalism
🆔 @commac
وقتی نگران اثرات صفحه نمایش هستیم ابتدا به ذهن خود فکر میکنیم: توانایی ما در تفکر یا تمرکز. اما فقط به دست خود نگاه کنید. متوجه خواهید شد که یک پینه کوچک یا حتی یک فرورفتگی کوچک احتمالاً روی انگشت کوچک شما ظاهر شده است: درست جایی که تلفن خود را قرار میدهید.
بی بی سی توضیح می دهد که این همه ماجرا نیست. دستگاههای ما میتوانند شکل گردن ما را تغییر دهند، بینایی ما را مختل کنند بر مهارتهای حرکتی ما تأثیر بگذارند و قدرت عضلات ما را کاهش دهند. برخی از متخصصان حتی نگران ارتباط آن با ظاهر چین و چروک هستند و این مشکلات جسمی به نوبه خود میتوانند در زوال شناختی و سایر مشکلات جدیتر نقش داشته باشند.
مجله اینترنتی slate.fr نوشته که اگر این مطلب را از طریق تلفن خود میخوانید احتمالاً سر شما به سمت پایین کج شده است. این حالت میتواند تا ۲۷ کیلوگرم فشار به پشت گردن شما وارد کند: این امر خطر آسیب به دیسکهای ستون فقرات، تضعیف مفاصل و عضلات و حتی کاهش ظرفیت ریه را به همراه دارد. این پدیده حتی نام مستعار خود را نیز دارد: "Tech neck" (گردن درد ناشی از کار با کامپیوتر یا گوشی هوشمند).
یکی دیگر از نگرانیهای اخیر: آیا "Tech neck" در ایجاد چین و چروک گردن نقش دارد؟ جاستین هکستال، متخصص پوست و عضو کالج سلطنتی پزشکان در بریتانیا، توضیح میدهد: "این فرضیه درست است." فشار مکرر روی پوست باعث ایجاد چین و چروک میشود و بنابراین کج کردن مداوم سر میتواند در این امر نقش داشته باشد، اگرچه هنوز هیچ مطالعهای این ارتباط را تأیید نکرده است.
کسانی که دائماً از ساعت هوشمند استفاده میکنند باید مراقب یک مشکل دیگر نیز باشند: جاستین هکستال خاطرنشان میکند: "محیط تاریک و مرطوب [مانند زیر ساعت] برای مخمر ایدهآل است که میتواند باعث سوزش یا حتی اگزما شود." این محقق توصیه میکند که بهتر است ساعت را مرتباً از دست خود خارج کرده و پوست خود را تمیز کنید.
نزدیکبینی دهههاست که به شدت در حال افزایش است و اغلب فناوری مقصر شناخته میشود. تیمی از دانشگاه ایالتی اوهایو در ایالات متحده، بیش از ۲۰ سال رشد چشم کودکان را دنبال کردند تا ارتباط بین نزدیکبینی و کار نزدیک، مانند نگاه کردن به تلفن، را بررسی کنند. نتیجه: "واقعاً" ارتباط مستقیمی وجود ندارد. با این حال، به نظر میرسد زمان صرف شده در فضای باز اثر محافظتی دارد زیرا نور طبیعی باعث آزاد شدن دوپامین توسط شبکیه میشود که بر رشد چشم تأثیر میگذارد. با این حال، زندگی دیجیتال ما را تشویق میکند که بیشتر در خانه بمانیم.
قدرت گرفتن، یعنی توانایی محکم گرفتن چیزی با دست به یک شاخص کلیدی سلامت کلی تبدیل شده است: طبق مطالعات اخیر، حتی خطر مرگ زودرس را بهتر از فشار خون پیشبینی میکند.
یوهانس بلر، استاد جامعهشناسی پزشکی در دانشگاه لاوسیتس آلمان، توضیح میدهد: "این ممکن است یک نشانه هشدار اولیه در مورد سلامت آینده این نسلها باشد." تغییر به سمت کار کمتحرک و متمرکز بر صفحه نمایش میتواند به خوبی در این امر نقش داشته باشد. به طور خلاصه: اگر نمیتوانید یک توپ تنیس را با تمام قدرت به مدت ۱۵ تا ۳۰ ثانیه بگیرید، به باشگاه بروید.
فناوری همچنین بر مهارتهای حرکتی تأثیر میگذارد: توانایی ارتباط حرکات دقیق با تفکر. این اثرات در کودکان بهتر از بزرگسالان مستند شده است: تحقیقات فعلی نشان میدهد که ارتباطی بین زمان زیاد استفاده از صفحه نمایش و مهارتهای حرکتی پایینتر وجود دارد. محققان توصیه میکنند که استفاده از صفحه نمایش را به طور کامل ممنوع نکنید بلکه توصیه میکنند که فعالیتهای دستی را آگاهانه در زندگی روزمره بگنجانید: آشپزی، کاردستی، یادگیری یک ساز یا صرفاً نوشتن با دست.
بدن ما در حال سازگاری با سبک زندگی دیجیتال جدید است که خطرات خود را برای سلامت جسمی ما به همراه دارد. محققان متفقالقول هستند: پیادهروی کنید، تلفن همراه خود را در سطح چشم نگه دارید و از کامپیوتر، تلفن همراه و نشستن فاصله بگیرید.
✍🏼مهدی حیدری
@NewJournalism
🆔 @commac
از «تنظیمگری سنتی» به «حکمرانی شناختی» ضرورتهای ارتباطات بحران در عصر نوین
در شماره ۳۲ ماهنامه تخصصی «راهبرد» مقالهای به قلم فاطمه نوری جهانگرد مشاور معاون امور رسانه ای وزیر فرهنگو ارشاد اسلامی و مدرس دانشگاه با عنوان «ارتباطات بحران، تابآوری و حکمرانی رسانهای» منتشر شده که نقشه راهی برای مدیریت فضای رسانهای ارائه میدهد.
در شرایطی که مرزهای جنگ شناختی و ترکیبی روزبهروز پیچیدهتر میشود، روشهای سنتی و دستوری در مدیریت رسانه کارایی خود را از دست دادهاند. راهکار نویسنده گذار از «تنظیمگری سنتی» به «حکمرانی شناختی-گفتمانی» است.
در این مقاله چهار راهبرد پیشنهاد شده است:
🔹 ۱. گذار به ارتباطات اقناعی: حرکت از مدلهای دستوری به سمت مدلهای تعاملی و مبتنی بر روایتگری اقناعی (با تأکید بر شفافیت).
🔹 ۲. تابآوری زیرساختی:ایجاد شبکههای ارتباطی متنوع و غیرمتمرکز در زمان بحران.
🔹۳. توسعه سواد راهبردی: ارتقای سطح مهارتهای رسانهای در لایههای مختلف (از سطح فردی تا سازمانی) به عنوان سپر دفاعی در برابر عملیات روانی دشمن.
🔹 ۴. بازسازی سرمایه اجتماعی: تأکید بر اینکه اعتماد ستون اصلی مدیریت بحران است و این مهم تنها از طریق پاسخگویی نهادی و شفافیت واقعی حاصل میشود.
مطالعه این مقاله برای فعالان روابط عمومی ها، فعالان رسانهای و سیاستگذاران فضای مجازی جهت بازنگری در مدلهای مدیریت بحران توصیه می شود.
برای مطالعه کامل این مقاله وارد لینک زیر شوید.
https://www.magiran.com/paper/3030269/
🆔 @commac
در شماره ۳۲ ماهنامه تخصصی «راهبرد» مقالهای به قلم فاطمه نوری جهانگرد مشاور معاون امور رسانه ای وزیر فرهنگو ارشاد اسلامی و مدرس دانشگاه با عنوان «ارتباطات بحران، تابآوری و حکمرانی رسانهای» منتشر شده که نقشه راهی برای مدیریت فضای رسانهای ارائه میدهد.
در شرایطی که مرزهای جنگ شناختی و ترکیبی روزبهروز پیچیدهتر میشود، روشهای سنتی و دستوری در مدیریت رسانه کارایی خود را از دست دادهاند. راهکار نویسنده گذار از «تنظیمگری سنتی» به «حکمرانی شناختی-گفتمانی» است.
در این مقاله چهار راهبرد پیشنهاد شده است:
🔹 ۱. گذار به ارتباطات اقناعی: حرکت از مدلهای دستوری به سمت مدلهای تعاملی و مبتنی بر روایتگری اقناعی (با تأکید بر شفافیت).
🔹 ۲. تابآوری زیرساختی:ایجاد شبکههای ارتباطی متنوع و غیرمتمرکز در زمان بحران.
🔹۳. توسعه سواد راهبردی: ارتقای سطح مهارتهای رسانهای در لایههای مختلف (از سطح فردی تا سازمانی) به عنوان سپر دفاعی در برابر عملیات روانی دشمن.
🔹 ۴. بازسازی سرمایه اجتماعی: تأکید بر اینکه اعتماد ستون اصلی مدیریت بحران است و این مهم تنها از طریق پاسخگویی نهادی و شفافیت واقعی حاصل میشود.
مطالعه این مقاله برای فعالان روابط عمومی ها، فعالان رسانهای و سیاستگذاران فضای مجازی جهت بازنگری در مدلهای مدیریت بحران توصیه می شود.
برای مطالعه کامل این مقاله وارد لینک زیر شوید.
https://www.magiran.com/paper/3030269/
🆔 @commac
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یووال نوح هراری، تاریخنگار و نویسندهی برجستهی اسرائیلی، در گفتوگو با «اکونومیست» با تایید پیشبینی پسین ایلان ماسک مبنی بر اینکه پول تا ده سال آینده ناپدید خواهد شد، گفت هوش مصنوعی نظام مالی جهان را در اختیار خواهد گرفت و انسانها در برابر این نظام، «مانند گاوها و مرغها خواهند بود.»
هراری گفت نظام مالی مبتنی بر هوش مصنوعی جهان را اداره خواهد کرد، همانگونه که امروز نظام مالی انسانی زندگی گاوها و مرغها را اداره میکند، در حالی که آنان حتی نمیدانند نظام مالیای وجود دارد.
@commac
هراری گفت نظام مالی مبتنی بر هوش مصنوعی جهان را اداره خواهد کرد، همانگونه که امروز نظام مالی انسانی زندگی گاوها و مرغها را اداره میکند، در حالی که آنان حتی نمیدانند نظام مالیای وجود دارد.
@commac
🤯1
🔴 ممنوعیت استفاده از پلتفرمهای خارجی برای روابط عمومی های دولتی لغو شد
دولت ممنوعیت چندساله اطلاعرسانی رسمی ارگانها و دستگاههای دولتی در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی غیربومی را بهطور کامل لغو کرد تا مسئولان برای پاسخگویی به مردم و مقابله با شایعات، مستقیماً در همان پلتفرمهای مورد استفاده عموم حضور داشته باشند.
منظور از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی غیربومی (یا خارجی)، همان پلتفرمهایی است که در خارج از ایران توسعه یافتهاند و مدیریت میشوند؛ مثل:
تلگرام
واتساپ
اینستاگرام
ایکس/ توییتر (X)
یوتیوب
در واقع با این مصوبه جدید، سازمانها و نهادهای دولتی دیگر محدودیتی برای داشتن کانال یا صفحه رسمی در این برنامهها و اطلاعرسانی مستقیم به مردم ندارند. قرار شد دولت دقیقاً در همان پلتفرمهایی که مردم حضور دارند، اطلاعرسانی کند و جلوی شایعات گرفته شود.
این حرفی است که سالها گفته بودیم و راجع به آن نوشته بودیم که در جایی که مردم حضور دارند بستن دست روابط عمومی ها از اطلاع رسانی و مقابله با شایعات، یعنی واگذار کردن میدان به دشمن.
🟩 گزارش این مصوبه را می توانید در ایسنا بخوانید
🔔 @CommaC
دولت ممنوعیت چندساله اطلاعرسانی رسمی ارگانها و دستگاههای دولتی در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی غیربومی را بهطور کامل لغو کرد تا مسئولان برای پاسخگویی به مردم و مقابله با شایعات، مستقیماً در همان پلتفرمهای مورد استفاده عموم حضور داشته باشند.
منظور از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی غیربومی (یا خارجی)، همان پلتفرمهایی است که در خارج از ایران توسعه یافتهاند و مدیریت میشوند؛ مثل:
تلگرام
واتساپ
اینستاگرام
ایکس/ توییتر (X)
یوتیوب
در واقع با این مصوبه جدید، سازمانها و نهادهای دولتی دیگر محدودیتی برای داشتن کانال یا صفحه رسمی در این برنامهها و اطلاعرسانی مستقیم به مردم ندارند. قرار شد دولت دقیقاً در همان پلتفرمهایی که مردم حضور دارند، اطلاعرسانی کند و جلوی شایعات گرفته شود.
این حرفی است که سالها گفته بودیم و راجع به آن نوشته بودیم که در جایی که مردم حضور دارند بستن دست روابط عمومی ها از اطلاع رسانی و مقابله با شایعات، یعنی واگذار کردن میدان به دشمن.
🟩 گزارش این مصوبه را می توانید در ایسنا بخوانید
🔔 @CommaC
🔸پردازش شنوایی؛ راز موفقیت کودکان در روخوانی
🔹پژوهشگران در مطالعهای گسترده دریافتند که توانایی کودکان در روخوانی، بیش از آنکه به هوش یا مهارتهای بینایی وابسته باشد، به پردازش شنوایی و دانش درک مطلب مرتبط است.
🔹وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
به مدت چند دهه، تصور عمومی این بود که کودکانی که در روخوانی قوی هستند، ذاتاً باهوشتر هستند و کودکانی که در خواندن مشکل دارند، از نظر توانایی ذهنی ضعیفترند. همچنین بسیاری تصور میکردند که مشکلات خواندن ناشی از نحوه پردازش بصری کلمات است.
https://irna.ir/xjY96h
@IRNA_1313
🔹پژوهشگران در مطالعهای گسترده دریافتند که توانایی کودکان در روخوانی، بیش از آنکه به هوش یا مهارتهای بینایی وابسته باشد، به پردازش شنوایی و دانش درک مطلب مرتبط است.
🔹وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
به مدت چند دهه، تصور عمومی این بود که کودکانی که در روخوانی قوی هستند، ذاتاً باهوشتر هستند و کودکانی که در خواندن مشکل دارند، از نظر توانایی ذهنی ضعیفترند. همچنین بسیاری تصور میکردند که مشکلات خواندن ناشی از نحوه پردازش بصری کلمات است.
https://irna.ir/xjY96h
@IRNA_1313
🎯 اگر اخلاقیتر شویم، خوشحالتر خواهیم شد؟
🔴 اکثر ما هم حس خوبِ انجامدادن کار خوب را تجربه کردهایم و هم این را که چنین کاری چقدر میتواند دشوار باشد. کمک به دیگران باعث ایجاد حس رضایت خاطر در ما میشود. درعینحال، دستگیری از دیگران، درحالیکه خودمان گرفتاریم، یا صداقت به خرج دادن در برخی موارد میتواند فشار روانی و ناراحتی به همراه داشته باشد. این تجربهٔ روزمره به مسئلهای اشاره دارد که فیلسوفان از دیرباز بر سر آن بحث دارند: آیا افراد اخلاقمدار شادترند؟ یا باید بین آدم خوبی بودن و احساس خوبی داشتن یکی را قربانی کنیم؟
🔴 شهودهای متعارضی دربارۀ این موضوع وجود دارد. به نظر برخی، آدم وقتی کار خوبی میکند، وجدانش آسوده است و به آرامش درونی دست مییابد. ویلیام جیمز مینویسد: «لذت اینکه خودت را از نظر اخلاقی تأیید کنی، آنقدر ضروری است که بدون آن نمیتوانی صرفاً بودن را تحمل کنی.
🔴 برخی دیگر معتقدند رفتار اخلاقی اغلب نیاز به خویشتنداری و فداکاری دارد، و «آدمهای خوب همیشه بازندهاند». مطابق با این دیدگاه، سوزان ولفِ فیلسوف تصویری از یک «قدیس اخلاقمدار» غمگین ترسیم کرده که «آنقدر خوب است که شادکامی خودش را فدای دیگران میکند» و زندگیاش «بهطرز غریبی بیثمر» است، زیرا تمام وقت خود را صرف کمک به دیگران میکند. نیچه هم معتقد است آرمانهای اخلاقیای که بر فداکاری محض تأکید دارند رشد و زندگی فردی را سرکوب میکنند.
🔴 اخلاقمداری را نمیتواند دقیقاً تعریف و اندازهگیری کرد. بنابراین مطالعات تجربی دربارۀ ارتباط اخلاقمداری و شادکامی، تا همین اواخر، فقط به «مهربانی» محدود میشد: مطالعات بهوضوح نشان میدهند افراد وقتی کارهایی از سر مهربانی انجام میدهند، احساس خوبی دارند.
🔴 جسی سان، روانشناس دانشگاه واشینگتن، تصمیم گرفت تحقیق دقیقتری انجام دهد. او در پژوهشی چند مرحلهای، اول از گروهی از مردم پرسید از نظرشان اخلاقمدار بودن با چه ویژگیهایی مشخص میشود و بر اساس جوابها به «دلسوزی، رعایت احترام، درستکاری، انصاف، وفاداری و قابلاعتمادبودن» رسید. سپس پرسشنامهای ساخت و از مردم پرسید با توجه به این خصیصهها، چقدر خودشان را اخلاقمدار میدانند؟ در نهایت شمارۀ نزدیکانِ پاسخدهندگان را گرفت و از آنها پرسید چقدر این پاسخدهندگان را اخلاقمدار تلقی میکنند؟
🔴 در نهایت، به تصویری روشن رسید: افرادی که به نظر نزدیکانشان اخلاقمدارتر بودند معمولاً حس معناداری و شادکامی بیشتری در زندگی داشتند. علاوهبراین، آنهایی که اخلاقمدارتر ارزیابی شده بودند خودشان نیز در پرسشنامهها میزان شادکامیشان را بیشتر اعلام کرده بودند.
🔴 بااینحال، تأکید بر یک نکته ضروری به نظر میرسد. مطالعات فقط نشان میدهد که اخلاقمداری و شادکامی با هم همراهند. بنابراین نمیتواند گفت اخلاقمداری علتِ شادکامی است. در واقع دلیلی در دست نداریم که «اگر منِ نوعی اخلاقیتر شوم، شادکامتر هم خواهم شد». ولی آن سوی ماجرا تا حدودی درست است: شادکامی بیشتر معمولاً انگیزهای برای اخلاقیتر شدن است. اما آدمی که درگیر درد و رنجهای خودش است، ظرفیت چندانی برای اهمیتدادن به دیگران و اخلاقمداری ندارد.
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «افراد اخلاقمدار شادتر از دیگراناند یا غمگینتر؟» نوشتۀ جسی سان است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
@tarjomaanweb
📍@commac
🔴 اکثر ما هم حس خوبِ انجامدادن کار خوب را تجربه کردهایم و هم این را که چنین کاری چقدر میتواند دشوار باشد. کمک به دیگران باعث ایجاد حس رضایت خاطر در ما میشود. درعینحال، دستگیری از دیگران، درحالیکه خودمان گرفتاریم، یا صداقت به خرج دادن در برخی موارد میتواند فشار روانی و ناراحتی به همراه داشته باشد. این تجربهٔ روزمره به مسئلهای اشاره دارد که فیلسوفان از دیرباز بر سر آن بحث دارند: آیا افراد اخلاقمدار شادترند؟ یا باید بین آدم خوبی بودن و احساس خوبی داشتن یکی را قربانی کنیم؟
🔴 شهودهای متعارضی دربارۀ این موضوع وجود دارد. به نظر برخی، آدم وقتی کار خوبی میکند، وجدانش آسوده است و به آرامش درونی دست مییابد. ویلیام جیمز مینویسد: «لذت اینکه خودت را از نظر اخلاقی تأیید کنی، آنقدر ضروری است که بدون آن نمیتوانی صرفاً بودن را تحمل کنی.
🔴 برخی دیگر معتقدند رفتار اخلاقی اغلب نیاز به خویشتنداری و فداکاری دارد، و «آدمهای خوب همیشه بازندهاند». مطابق با این دیدگاه، سوزان ولفِ فیلسوف تصویری از یک «قدیس اخلاقمدار» غمگین ترسیم کرده که «آنقدر خوب است که شادکامی خودش را فدای دیگران میکند» و زندگیاش «بهطرز غریبی بیثمر» است، زیرا تمام وقت خود را صرف کمک به دیگران میکند. نیچه هم معتقد است آرمانهای اخلاقیای که بر فداکاری محض تأکید دارند رشد و زندگی فردی را سرکوب میکنند.
🔴 اخلاقمداری را نمیتواند دقیقاً تعریف و اندازهگیری کرد. بنابراین مطالعات تجربی دربارۀ ارتباط اخلاقمداری و شادکامی، تا همین اواخر، فقط به «مهربانی» محدود میشد: مطالعات بهوضوح نشان میدهند افراد وقتی کارهایی از سر مهربانی انجام میدهند، احساس خوبی دارند.
🔴 جسی سان، روانشناس دانشگاه واشینگتن، تصمیم گرفت تحقیق دقیقتری انجام دهد. او در پژوهشی چند مرحلهای، اول از گروهی از مردم پرسید از نظرشان اخلاقمدار بودن با چه ویژگیهایی مشخص میشود و بر اساس جوابها به «دلسوزی، رعایت احترام، درستکاری، انصاف، وفاداری و قابلاعتمادبودن» رسید. سپس پرسشنامهای ساخت و از مردم پرسید با توجه به این خصیصهها، چقدر خودشان را اخلاقمدار میدانند؟ در نهایت شمارۀ نزدیکانِ پاسخدهندگان را گرفت و از آنها پرسید چقدر این پاسخدهندگان را اخلاقمدار تلقی میکنند؟
🔴 در نهایت، به تصویری روشن رسید: افرادی که به نظر نزدیکانشان اخلاقمدارتر بودند معمولاً حس معناداری و شادکامی بیشتری در زندگی داشتند. علاوهبراین، آنهایی که اخلاقمدارتر ارزیابی شده بودند خودشان نیز در پرسشنامهها میزان شادکامیشان را بیشتر اعلام کرده بودند.
🔴 بااینحال، تأکید بر یک نکته ضروری به نظر میرسد. مطالعات فقط نشان میدهد که اخلاقمداری و شادکامی با هم همراهند. بنابراین نمیتواند گفت اخلاقمداری علتِ شادکامی است. در واقع دلیلی در دست نداریم که «اگر منِ نوعی اخلاقیتر شوم، شادکامتر هم خواهم شد». ولی آن سوی ماجرا تا حدودی درست است: شادکامی بیشتر معمولاً انگیزهای برای اخلاقیتر شدن است. اما آدمی که درگیر درد و رنجهای خودش است، ظرفیت چندانی برای اهمیتدادن به دیگران و اخلاقمداری ندارد.
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «افراد اخلاقمدار شادتر از دیگراناند یا غمگینتر؟» نوشتۀ جسی سان است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
@tarjomaanweb
📍@commac
🔴یک مدرس حوزه سوادهای نوین در گفتگو با شفقنا مطرح کرد؛ سونامی فیلم و سریالهای تولیدشده با هوش مصنوعی در شبکه های اجتماعی و خطر تغییر ذائقه مخاطب
شفقنا رسانه- هوش مصنوعی بهسرعت در حال ورود به عرصههایی است که تا همین چند سال پیش، تولید در آنها نیازمند سرمایههای سنگین، گروههای حرفهای و زمان طولانی بود. صنعت فیلم و سریال نیز از این تحول مستثنی نیست. امروز میتوان با کمک هوش مصنوعی شخصیت ساخت، تصویر تولید کرد، صدا خلق یا بازسازی کرد، موسیقی ساخت و حتی یک ایده اولیه را به روایت تصویری تبدیل کرد.
یکی از نمودهای تازه این تحول، گسترش سریالها و روایتهای کوتاهی است که با کمک هوش مصنوعی تولید و عمدتاً در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند؛ آثاری که برخی از آنها بازدیدهای میلیونی میگیرند و نشان میدهند این پدیده به یکی از روندهای قابل توجه فضای سرگرمی و رسانه های اجتماعی تبدیل شده است. در کنار فرصتهایی که این فناوری برای تولیدکنندگان مستقل و خلاق فراهم کرده، نگرانیهای مهمی نیز وجود دارد.
تولید سریع و کمهزینه محتوا، رقابت برای جلب توجه، قدرت الگوریتمها در توزیع محتوا، امکان شخصیسازی روایت و نبود استانداردهای روشن در بخشی از فضای شبکههای اجتماعی، پرسشهای تازهای را مطرح کرده است. آیا سریالهای هوش مصنوعی میتوانند ذائقه مخاطب را تغییر دهند؟ آیا رقابت برای گرفتن بازدید بیشتر، به تولید انبوه محتوای سطحی، مبتذل، خرافی و شبهعلمی منجر میشود؟ مسئولیت پلتفرمها در این میان چیست؟ مخاطب به چه سوادها و مهارتهایی نیاز دارد؟ و رسانهها و سازمانهای حرفهای تولید فیلم و سریال چگونه باید خود را با مخاطبی تطبیق دهند که دیگر صرفاً یک تماشاگر منفعل نیست؟
دکتر مریم سلیمی، مدرس دانشگاه در گفتگو با شفقنا نسبت به سونامی فیلم و سریال های هوش مصنوعی و خطر تغییر ذائقه مخاطب هشدار می دهد و تاکید می کند: در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط تولید چنین محتوایی با هوش مصنوعی نیست، مسئله تلاش برای حفظ سلامت اکوسیستم تولید، توزیع و مصرف محتوا در عصر هوش مصنوعی است.
▫️▪️متن گفتگوی شفقنا رسانه با مریم سلیمی، دکترای علوم ارتباطات و مدرس در حوزه سوادهای نوین را در سایت بخوانید...
https://fa.shafaqna.com/news/2351435/
جزئیات👆👆👆
🌍 | خبرگزاری بین المللی شفقنا
🆔 @shafaqna_farsi
📍@commac
شفقنا رسانه- هوش مصنوعی بهسرعت در حال ورود به عرصههایی است که تا همین چند سال پیش، تولید در آنها نیازمند سرمایههای سنگین، گروههای حرفهای و زمان طولانی بود. صنعت فیلم و سریال نیز از این تحول مستثنی نیست. امروز میتوان با کمک هوش مصنوعی شخصیت ساخت، تصویر تولید کرد، صدا خلق یا بازسازی کرد، موسیقی ساخت و حتی یک ایده اولیه را به روایت تصویری تبدیل کرد.
یکی از نمودهای تازه این تحول، گسترش سریالها و روایتهای کوتاهی است که با کمک هوش مصنوعی تولید و عمدتاً در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند؛ آثاری که برخی از آنها بازدیدهای میلیونی میگیرند و نشان میدهند این پدیده به یکی از روندهای قابل توجه فضای سرگرمی و رسانه های اجتماعی تبدیل شده است. در کنار فرصتهایی که این فناوری برای تولیدکنندگان مستقل و خلاق فراهم کرده، نگرانیهای مهمی نیز وجود دارد.
تولید سریع و کمهزینه محتوا، رقابت برای جلب توجه، قدرت الگوریتمها در توزیع محتوا، امکان شخصیسازی روایت و نبود استانداردهای روشن در بخشی از فضای شبکههای اجتماعی، پرسشهای تازهای را مطرح کرده است. آیا سریالهای هوش مصنوعی میتوانند ذائقه مخاطب را تغییر دهند؟ آیا رقابت برای گرفتن بازدید بیشتر، به تولید انبوه محتوای سطحی، مبتذل، خرافی و شبهعلمی منجر میشود؟ مسئولیت پلتفرمها در این میان چیست؟ مخاطب به چه سوادها و مهارتهایی نیاز دارد؟ و رسانهها و سازمانهای حرفهای تولید فیلم و سریال چگونه باید خود را با مخاطبی تطبیق دهند که دیگر صرفاً یک تماشاگر منفعل نیست؟
دکتر مریم سلیمی، مدرس دانشگاه در گفتگو با شفقنا نسبت به سونامی فیلم و سریال های هوش مصنوعی و خطر تغییر ذائقه مخاطب هشدار می دهد و تاکید می کند: در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط تولید چنین محتوایی با هوش مصنوعی نیست، مسئله تلاش برای حفظ سلامت اکوسیستم تولید، توزیع و مصرف محتوا در عصر هوش مصنوعی است.
▫️▪️متن گفتگوی شفقنا رسانه با مریم سلیمی، دکترای علوم ارتباطات و مدرس در حوزه سوادهای نوین را در سایت بخوانید...
https://fa.shafaqna.com/news/2351435/
جزئیات👆👆👆
🌍 | خبرگزاری بین المللی شفقنا
🆔 @shafaqna_farsi
📍@commac
خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان
یک مدرس حوزه سوادهای نوین در گفتگو با شفقنا مطرح کرد؛ سونامی فیلم و سریالهای تولیدشده با هوش مصنوعی در شبکه های اجتماعی و خطر…
شفقنا رسانه- هوش مصنوعی بهسرعت در حال ورود به عرصههایی است که تا همین چند سال پیش، تولید در آنها نیازمند سرمایههای سنگین، گروههای حرفهای و زمان طولانی بود. صنعت فیلم و سریال نیز از این تحول مستثنی نیست. امروز میتوان با کمک هوش مصنوعی شخصیت ساخت، تصویر…
❤1😁1
مستند محرمانه الیزابت هلمز «You Can See Everything» رونمایی شد
الیزابت هلمز به دلیل یکی از بزرگترین و جنجالیترین کلاهبرداریهای تاریخ سیلیکونولی، کارآفرین «بدنام» شناخته میشود.
دلیل بدنامی و اقدامات او
ادعای دروغین بزرگ: او شرکت فناوری سلامت «ترانوس» (Theranos) را تأسیس کرد و مدعی شد دستگاهی ساخته که میتواند تنها با چند قطره خون از نوک انگشت، صدها آزمایش پزشکی مختلف (از بیماریهای قلبی تا سرطان) را انجام دهد.
فریب سرمایهگذاران و فاش شدن کذب بودن فناوری: او حدود ۹۴۵ میلیون دلار سرمایه از افراد سرشناس جذب کرد و ارزش شرکتش به ۹ میلیارد دلار رسید. اما بعدها مشخص شد این فناوری وجود خارجی ندارد، آزمایشها غیردقیق و نادرست بوده و جان و سلامت بیماران واقعی را به خطر انداخته است.
محکومیت به زندان: هلمز در نهایت به جرم کلاهبرداری از سرمایهگذاران محکوم و در سال ۲۰۲۲ به بیش از ۱۱ سال زندان محکوم شد.
هلمز از سازندگان فیلم دعوت کرد تا ۳۴ روز پیش از رفتن او به زندان وارد زندگی شخصیاش شوند و پروسه فیلمبرداری به مدت سه سال در پنهانکاری کامل انجام شد.
📍@commac
الیزابت هلمز به دلیل یکی از بزرگترین و جنجالیترین کلاهبرداریهای تاریخ سیلیکونولی، کارآفرین «بدنام» شناخته میشود.
دلیل بدنامی و اقدامات او
ادعای دروغین بزرگ: او شرکت فناوری سلامت «ترانوس» (Theranos) را تأسیس کرد و مدعی شد دستگاهی ساخته که میتواند تنها با چند قطره خون از نوک انگشت، صدها آزمایش پزشکی مختلف (از بیماریهای قلبی تا سرطان) را انجام دهد.
فریب سرمایهگذاران و فاش شدن کذب بودن فناوری: او حدود ۹۴۵ میلیون دلار سرمایه از افراد سرشناس جذب کرد و ارزش شرکتش به ۹ میلیارد دلار رسید. اما بعدها مشخص شد این فناوری وجود خارجی ندارد، آزمایشها غیردقیق و نادرست بوده و جان و سلامت بیماران واقعی را به خطر انداخته است.
محکومیت به زندان: هلمز در نهایت به جرم کلاهبرداری از سرمایهگذاران محکوم و در سال ۲۰۲۲ به بیش از ۱۱ سال زندان محکوم شد.
هلمز از سازندگان فیلم دعوت کرد تا ۳۴ روز پیش از رفتن او به زندان وارد زندگی شخصیاش شوند و پروسه فیلمبرداری به مدت سه سال در پنهانکاری کامل انجام شد.
📍@commac
🎯 هوش مصنوعی روابط عاطفی شما را تغییر میدهد؛ بله، دقیقاً خود شما
♦️نیویورک تایمز، آلیس لاسمن — تا بهحال شده برای مشورتگرفتن دربارۀ روابطتان سراغ چتباتها بروید؟ طی مصاحبههایی که با جوانانِ بیست تا سیوچندساله در آمریکا و اروپا داشتهام فهمیدهام که بسیاری از آنها هر روز با هوش مصنوعی دردِدل میکنند. اگرچه تعدادیشان معتقدند چتباتها به آنها کمک کرده تا شفافتر و دقیقتر دربارۀ روابطشان بیندیشند، اما تأثیر این ابزارها بر تصمیمات سرنوشتساز زندگیِ افراد نگرانکننده است.
♦️وقتی دربارۀ هوش مصنوعی و صمیمیت صحبت میکنیم، معمولاً تصور این است که مخاطب بحث کسانیاند که دوستدخترِ هوش مصنوعی دارند یا خورۀ فناوریاند. ذهنیتِ غالب این است که فقط کاربران افراطی از چتباتها برای مدیریت زندگیِ عاطفی و اجتماعیشان استفاده میکنند. اما در صحبتی که با همنسلانم (نسل زِد) کردم، متوجه شدم که جوانان بسیار بیش از آنچه تصور میکنیم از نظرِ عاطفی به هوش مصنوعی وابستهاند.
♦️این «صمیمیت مصنوعی» باعث به وجود آمدن چیزی است که اقتصاددانان به آن «اثرات جانبی منفی» میگویند؛ هزینههای پنهانی که بر دوش فرد تصمیمگیرنده نیست، بلکه بر روابطی تحمیل میشود که به شکلی نامحسوس در اطرافِ ما در حالِ تغییرند. هوش مصنوعی به نوعی «درزگیر اجتماعی» تبدیل شده که حفرههای روابط جوانان را پر میکند: مثلاً به مردها یاد میدهد چگونه قرارهای عاشقانهای طراحی کنند که آنها را از رقبایشان جلو بیندازد؛ یا در لحظاتی که قادر به یافتن کلمات مناسب برای ابراز همدردی نیستیم، جملاتِ لازم را به ما دیکته میکند. حالا دیگر هوش مصنوعی چندان هم نامرئی نیست؛ جملۀ «هوش مصنوعیِ من گفت …» به پای ثابت گفتوگوهای روزمرۀ دوستانم تبدیل شده است.
♦️صمیمیت با تکرار گشودگیِ ما در برابر دیگران از طریق بیان احساسات و ایدهها، و همچنین به وجود آوردن اعتماد ساخته میشود. و این همان سرمایۀ اصلیِ پیوندهای انسانی است که این حس را به ما میدهد که دیده شدهایم، فهمیده شدهایم و در امنیت هستیم. هر بار که یک چتبات میگوید «درکت میکنم» یا «به نظرم این تصمیم بهترین انتخاب برای توست»، قدری از عمق و وزن آن کلماتی که همۀ ما برای انتقال مفاهیم انسانی به آنها تکیه کردهایم کاسته میشود.
🔗 نیویورک تایمز | ۱۰ اوت ۲۰۲۶ | A.I. Will Affect Your Social Life. Yes, Yours
🔗 آلیس لاسمن؛ اقتصاددان و روزنامهنگار
@tarjomaanweb
📍@commac
♦️نیویورک تایمز، آلیس لاسمن — تا بهحال شده برای مشورتگرفتن دربارۀ روابطتان سراغ چتباتها بروید؟ طی مصاحبههایی که با جوانانِ بیست تا سیوچندساله در آمریکا و اروپا داشتهام فهمیدهام که بسیاری از آنها هر روز با هوش مصنوعی دردِدل میکنند. اگرچه تعدادیشان معتقدند چتباتها به آنها کمک کرده تا شفافتر و دقیقتر دربارۀ روابطشان بیندیشند، اما تأثیر این ابزارها بر تصمیمات سرنوشتساز زندگیِ افراد نگرانکننده است.
♦️وقتی دربارۀ هوش مصنوعی و صمیمیت صحبت میکنیم، معمولاً تصور این است که مخاطب بحث کسانیاند که دوستدخترِ هوش مصنوعی دارند یا خورۀ فناوریاند. ذهنیتِ غالب این است که فقط کاربران افراطی از چتباتها برای مدیریت زندگیِ عاطفی و اجتماعیشان استفاده میکنند. اما در صحبتی که با همنسلانم (نسل زِد) کردم، متوجه شدم که جوانان بسیار بیش از آنچه تصور میکنیم از نظرِ عاطفی به هوش مصنوعی وابستهاند.
♦️این «صمیمیت مصنوعی» باعث به وجود آمدن چیزی است که اقتصاددانان به آن «اثرات جانبی منفی» میگویند؛ هزینههای پنهانی که بر دوش فرد تصمیمگیرنده نیست، بلکه بر روابطی تحمیل میشود که به شکلی نامحسوس در اطرافِ ما در حالِ تغییرند. هوش مصنوعی به نوعی «درزگیر اجتماعی» تبدیل شده که حفرههای روابط جوانان را پر میکند: مثلاً به مردها یاد میدهد چگونه قرارهای عاشقانهای طراحی کنند که آنها را از رقبایشان جلو بیندازد؛ یا در لحظاتی که قادر به یافتن کلمات مناسب برای ابراز همدردی نیستیم، جملاتِ لازم را به ما دیکته میکند. حالا دیگر هوش مصنوعی چندان هم نامرئی نیست؛ جملۀ «هوش مصنوعیِ من گفت …» به پای ثابت گفتوگوهای روزمرۀ دوستانم تبدیل شده است.
♦️صمیمیت با تکرار گشودگیِ ما در برابر دیگران از طریق بیان احساسات و ایدهها، و همچنین به وجود آوردن اعتماد ساخته میشود. و این همان سرمایۀ اصلیِ پیوندهای انسانی است که این حس را به ما میدهد که دیده شدهایم، فهمیده شدهایم و در امنیت هستیم. هر بار که یک چتبات میگوید «درکت میکنم» یا «به نظرم این تصمیم بهترین انتخاب برای توست»، قدری از عمق و وزن آن کلماتی که همۀ ما برای انتقال مفاهیم انسانی به آنها تکیه کردهایم کاسته میشود.
🔗 نیویورک تایمز | ۱۰ اوت ۲۰۲۶ | A.I. Will Affect Your Social Life. Yes, Yours
🔗 آلیس لاسمن؛ اقتصاددان و روزنامهنگار
@tarjomaanweb
📍@commac
❤1
هوش مصنوعی گرایش سیاسی دارد؟
پویا نعمتالهی
شرق
روزنامه واشینگتنپست طی یک آزمون از مدلهای هوش مصنوعی خواسته به سؤالات مشخصی که مطرح میشود حداکثر در 30 کلمه پاسخ بدهند. یک نیروی انسانی (که یک خبرنگار بود) نیز وظیفه داشت خروجی آن مدلها را بررسی و مشخص کند این پاسخها آیا حاوی مواضع چپگرایانه یا راستگرایانه یا هردوی آنهاست. یافتهها نشان داده چتبات چتجیپیتی مشخصا سوگیری بیشتری به چپ داشته است.
روزنامه واشینگتنپست طی یک آزمون از مدلهای هوش مصنوعی خواسته به سؤالات مشخصی که مطرح میشود حداکثر در 30 کلمه پاسخ بدهند. یک نیروی انسانی (که یک خبرنگار بود) نیز وظیفه داشت خروجی آن مدلها را بررسی و مشخص کند این پاسخها آیا حاوی مواضع چپگرایانه یا راستگرایانه یا هردوی آنهاست. یافتهها نشان داده چتبات چتجیپیتی مشخصا سوگیری بیشتری به چپ داشته است. جمنای ولی عملکرد متوازنتر و دیپسیک هم مواضع بیطرفتری به نمایش گذاشته است. جالبتر اینکه طبق گزارش واشینگتنپست، هوش مصنوعی گروک عمدتا گرایش آشکارتری به چپ داشته است. البته جزئیات دیگری هم در بین است، مثلا اینکه گروک نسبت به سایر مدلها پاسخهای راستگرایانه بیشتری داشت. نتیجهگیری کلی از این خبر، چیزی است که از زبان یک مدیر مؤسسه «پژوهش قطببندی» بیان شده است و آن اینکه ابزارهای هوش مصنوعی اساسا و کلا نمیتوانند نمود بیطرفانهای از ریزهکاریها، ظرایف و دقائق مباحث سیاسی باشند.
احتمالا اگر مشابه این آزمون در هر کشور دیگری برگزار شود، آنگاه چهبسا یافتههای کاملا متفاوتی حاصل آید.
به طور کلی، اساس هوش مصنوعی، مدل قراردادن ایدههاست و حضور دیدگاه چپ یا راست مبتنی بر استفاده اکثریت نسبی آن ایده تحلیلی در آن است. در علوم ارتباطات اجتماعی بارها تأکید شده است مثلا یک شبکه اجتماعی نظیر ایکس، به خودی خود و رأسا حاوی هیچ ایده یا سوگیری یا محتوای خاصی نیست، بلکه کاربران آن شبکهها هستند که در بستر آن شبکه اقدام به تولید محتوا میکنند. ایکس هیچ محتوایی از جانب خود ندارد که بخواهد موضع سیاسی یا سوگیریهای خاصی داشته باشد. درمورد هوش مصنوعی هم میتوان تا حدودی به همین وضعیت اشاره کرد. اما اینجا یک پرسش دیگر مطرح میشود و آن اینکه چرا کاربران تا این حد به تولید محتواهای چپ علاقه دارند؟ به عبارت دیگر، چرا سهم محتواهای مثلا لیبرال کمتر است؟ آیا این میتواند ارتباطی با مقوله تفکر یا رهیافت انتقادی داشته باشد؟ از یک سو میتوان اظهارنظر کرد دسترسی همگانی به رسانههای دیجیتال زمینه حضور و تولید محتواهای غیررسمی و مخالف را بیشتر کرده است، اما از سوی دیگر چنین وضعیتی را میتوان ناشی از پدیده دیالکتیک دانست. هگل سه مفهوم «تز»، «آنتیتز» و «سنتز» را بنیاد گذاشت. تز و آنتیتز در یک فرایند به نام «سنتز» که شکل متعالیتری دارد حل میشود. هر پدیدهای مرکب از دو ضد (تز و آنتیتز) است و تضاد آنها موجب حرکت و دگرگونی پدیده میشود تا اینکه آنتیتز غالب میشود و پدیده جدیدی که «سنتز» آنهاست به وجود میآید. این حرکت دیالکتیکی درواقع تجلی و تبلور آزادی و عقلانیت و پیشرفت جامعه بشری است.
در یک نظام سرمایهداری انتظار میرود ساختارها در راستای بازتولید روابط سرمایهدارانه باشد. همه چیز از نظامهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی تا راهبردهای نظامی و آموزشی و فناورانه همگی باید در راستای خدمت به سرمایهداری قرار بگیرند. آلتوسر از بزرگترین مارکسیستهای ساختارگرا، معتقد بود روبنا منجر به بازتولید سرمایهداری میشود. وظیفه «روبنا» کمک به ایجاد شرایط لازم برای بقای سرمایهداری و در نتیجه بازتولید آن است اما گویا در اینجا هوش مصنوعی در اغلب مواقع در حال کارکردی متضاد با این انتظار است.
مثلا هوش مصنوعی گروک که تا حدود زیادی آفریده ثروتمندترین فرد جهان و صاحب صنایع بزرگ و نماد قطعی سرمایهداری جهانی است، در حدود 40 درصد از موارد عملا استدلالهای چپگرایانه ارائه داده است. این شاخص برای چتجیپیتی (که آن هم یکی از نمادهای هوش مصنوعی در غرب و دنیای سرمایهداری است) به رقم اعجابانگیز 80 درصد میرسد. جالب است که هوش مصنوعی دیپسیک که گفته میشود از سوی چین کنترل میشود، کمتر از چتجیپیتی پاسخهای چپگرایانه داده است. مارکس معتقد بود هیچ نظم اجتماعیای از بین نمیرود مگر آنکه قبلا تمام نیروهای مولدهای که برایشان در آن نظم جایی هست (و مجال تحول را فراهم میآورند) رشد و تکامل یافته باشند. به تعبیر او، روابط جدید تولیدی (و بالاتر) هرگز ظاهر نمیشوند مگر آنکه قبلا شرایط مادی وجودشان در بطن جامعه قدیم به بلوغ رسیده باشد.
پویا نعمتالهی
شرق
روزنامه واشینگتنپست طی یک آزمون از مدلهای هوش مصنوعی خواسته به سؤالات مشخصی که مطرح میشود حداکثر در 30 کلمه پاسخ بدهند. یک نیروی انسانی (که یک خبرنگار بود) نیز وظیفه داشت خروجی آن مدلها را بررسی و مشخص کند این پاسخها آیا حاوی مواضع چپگرایانه یا راستگرایانه یا هردوی آنهاست. یافتهها نشان داده چتبات چتجیپیتی مشخصا سوگیری بیشتری به چپ داشته است.
روزنامه واشینگتنپست طی یک آزمون از مدلهای هوش مصنوعی خواسته به سؤالات مشخصی که مطرح میشود حداکثر در 30 کلمه پاسخ بدهند. یک نیروی انسانی (که یک خبرنگار بود) نیز وظیفه داشت خروجی آن مدلها را بررسی و مشخص کند این پاسخها آیا حاوی مواضع چپگرایانه یا راستگرایانه یا هردوی آنهاست. یافتهها نشان داده چتبات چتجیپیتی مشخصا سوگیری بیشتری به چپ داشته است. جمنای ولی عملکرد متوازنتر و دیپسیک هم مواضع بیطرفتری به نمایش گذاشته است. جالبتر اینکه طبق گزارش واشینگتنپست، هوش مصنوعی گروک عمدتا گرایش آشکارتری به چپ داشته است. البته جزئیات دیگری هم در بین است، مثلا اینکه گروک نسبت به سایر مدلها پاسخهای راستگرایانه بیشتری داشت. نتیجهگیری کلی از این خبر، چیزی است که از زبان یک مدیر مؤسسه «پژوهش قطببندی» بیان شده است و آن اینکه ابزارهای هوش مصنوعی اساسا و کلا نمیتوانند نمود بیطرفانهای از ریزهکاریها، ظرایف و دقائق مباحث سیاسی باشند.
احتمالا اگر مشابه این آزمون در هر کشور دیگری برگزار شود، آنگاه چهبسا یافتههای کاملا متفاوتی حاصل آید.
به طور کلی، اساس هوش مصنوعی، مدل قراردادن ایدههاست و حضور دیدگاه چپ یا راست مبتنی بر استفاده اکثریت نسبی آن ایده تحلیلی در آن است. در علوم ارتباطات اجتماعی بارها تأکید شده است مثلا یک شبکه اجتماعی نظیر ایکس، به خودی خود و رأسا حاوی هیچ ایده یا سوگیری یا محتوای خاصی نیست، بلکه کاربران آن شبکهها هستند که در بستر آن شبکه اقدام به تولید محتوا میکنند. ایکس هیچ محتوایی از جانب خود ندارد که بخواهد موضع سیاسی یا سوگیریهای خاصی داشته باشد. درمورد هوش مصنوعی هم میتوان تا حدودی به همین وضعیت اشاره کرد. اما اینجا یک پرسش دیگر مطرح میشود و آن اینکه چرا کاربران تا این حد به تولید محتواهای چپ علاقه دارند؟ به عبارت دیگر، چرا سهم محتواهای مثلا لیبرال کمتر است؟ آیا این میتواند ارتباطی با مقوله تفکر یا رهیافت انتقادی داشته باشد؟ از یک سو میتوان اظهارنظر کرد دسترسی همگانی به رسانههای دیجیتال زمینه حضور و تولید محتواهای غیررسمی و مخالف را بیشتر کرده است، اما از سوی دیگر چنین وضعیتی را میتوان ناشی از پدیده دیالکتیک دانست. هگل سه مفهوم «تز»، «آنتیتز» و «سنتز» را بنیاد گذاشت. تز و آنتیتز در یک فرایند به نام «سنتز» که شکل متعالیتری دارد حل میشود. هر پدیدهای مرکب از دو ضد (تز و آنتیتز) است و تضاد آنها موجب حرکت و دگرگونی پدیده میشود تا اینکه آنتیتز غالب میشود و پدیده جدیدی که «سنتز» آنهاست به وجود میآید. این حرکت دیالکتیکی درواقع تجلی و تبلور آزادی و عقلانیت و پیشرفت جامعه بشری است.
در یک نظام سرمایهداری انتظار میرود ساختارها در راستای بازتولید روابط سرمایهدارانه باشد. همه چیز از نظامهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی تا راهبردهای نظامی و آموزشی و فناورانه همگی باید در راستای خدمت به سرمایهداری قرار بگیرند. آلتوسر از بزرگترین مارکسیستهای ساختارگرا، معتقد بود روبنا منجر به بازتولید سرمایهداری میشود. وظیفه «روبنا» کمک به ایجاد شرایط لازم برای بقای سرمایهداری و در نتیجه بازتولید آن است اما گویا در اینجا هوش مصنوعی در اغلب مواقع در حال کارکردی متضاد با این انتظار است.
مثلا هوش مصنوعی گروک که تا حدود زیادی آفریده ثروتمندترین فرد جهان و صاحب صنایع بزرگ و نماد قطعی سرمایهداری جهانی است، در حدود 40 درصد از موارد عملا استدلالهای چپگرایانه ارائه داده است. این شاخص برای چتجیپیتی (که آن هم یکی از نمادهای هوش مصنوعی در غرب و دنیای سرمایهداری است) به رقم اعجابانگیز 80 درصد میرسد. جالب است که هوش مصنوعی دیپسیک که گفته میشود از سوی چین کنترل میشود، کمتر از چتجیپیتی پاسخهای چپگرایانه داده است. مارکس معتقد بود هیچ نظم اجتماعیای از بین نمیرود مگر آنکه قبلا تمام نیروهای مولدهای که برایشان در آن نظم جایی هست (و مجال تحول را فراهم میآورند) رشد و تکامل یافته باشند. به تعبیر او، روابط جدید تولیدی (و بالاتر) هرگز ظاهر نمیشوند مگر آنکه قبلا شرایط مادی وجودشان در بطن جامعه قدیم به بلوغ رسیده باشد.
مارکس معتقد بود سرمایهداری، بذر نابودی خویش را در بطن خود دارد. این «بذر» همان مبارزات طبقاتی است. اما اکنون شاید بتوان به این فکر کرد که «بذر» موردنظر همانا هوش مصنوعی لجامگسیخته است. نباید از سمت دیگر بام افتاد و «سرمایهداری» را به مثابه «منطق سرمایه» در تعاریف رادیکال چپگرا و انتقادی دانست. از سوی دیگر باید توجه داشت که هر نظام فکری در هر حال در راستای بازتولید کارکردگرایانه خودش حرکت میکند. مثلا در کشوری همچون آمریکا نظامهایی چون خانواده، آموزش، دستگاه قضا، رسانه و فناوری باید طبعا در مقام تأیید و تقویت سرمایهداری باشند. به عبارت دیگر، ارزشها، آرمانها و ایدئولوژیهای ناظر بر سرمایهداری را القا یا بازتولید یا تقویت کند.
اما به نظر میرسد هوش مصنوعی در حال تغییر این اوضاع است. یادگیری ماشینی زیرمجموعهای از هوش مصنوعی است اما همپوشانیهایی هم با آن دارد. هرچه محتواهای چپگرایانهتری در یادگیری ماشینی به کار گرفته شود، احتمالا پاسخ هوش مصنوعی نیز به همان جهت سوگیری خواهد داشت. نباید فراموش کرد که جهتگیریهای چپگرایانه در کشورهای غربی (بهمثابه نمود کشورها و ساختارهای سرمایهدارانه) در سطوح دانشگاهی و فکری محبوبیت زیادی دارد. این ناشی از آزادیهایی است که در سطح اندیشهورزی در این ساختارها وجود دارد، وگرنه در سایر کشورها نمیتوان از ایدئولوژیها و تفکراتی که ضد ساختار حاکم آن کشورهاست دفاع کرد.
@NewJournalism
📍@commac
اما به نظر میرسد هوش مصنوعی در حال تغییر این اوضاع است. یادگیری ماشینی زیرمجموعهای از هوش مصنوعی است اما همپوشانیهایی هم با آن دارد. هرچه محتواهای چپگرایانهتری در یادگیری ماشینی به کار گرفته شود، احتمالا پاسخ هوش مصنوعی نیز به همان جهت سوگیری خواهد داشت. نباید فراموش کرد که جهتگیریهای چپگرایانه در کشورهای غربی (بهمثابه نمود کشورها و ساختارهای سرمایهدارانه) در سطوح دانشگاهی و فکری محبوبیت زیادی دارد. این ناشی از آزادیهایی است که در سطح اندیشهورزی در این ساختارها وجود دارد، وگرنه در سایر کشورها نمیتوان از ایدئولوژیها و تفکراتی که ضد ساختار حاکم آن کشورهاست دفاع کرد.
@NewJournalism
📍@commac
🔴 وقتی نیجریه، یکی از مدعیان روابط عمومی در جهان می شود
موسسه روابط عمومی نیجریه (NIPR) تنها یک انجمن معمولی نیست، بلکه مرجع قانونی، رسمی و اصلی تنظیم مقررات حرفه روابط عمومی در کل کشور نیجریه است.
این نهاد اخیراً بالاتر از انجمنهای مطرح آمریکا و بریتانیا بهعنوان برترین انجمن روابط عمومی جهان انتخاب شده است.
اعتبار قانونی: این موسسه در سال ۱۹۶۳ تاسیس شد و در سال ۱۹۹۰ با تصویب قانون رسمی در پارلمان نیجریه، به عنوان یک نهاد خودانتظام و قانونی تثبیت شد. طبق قانون نیجریه، فعالیت در حرفه روابط عمومی بدون عضویت در NIPR غیرقانونی است.
شهرت بینالمللی: این سازمان در سطح جهان نیز بسیار شناختهشده است. در اوایل سال ۲۰۲۶، اتحادیه جهانی روابط عمومی (Global Alliance) انجمن NIPR را به عنوان «برترین انجمن روابط عمومی سال جهان» انتخاب کرد و آن را بالاتر از نهادهای مطرحی مانند انجمن روابط عمومی آمریکا (PRSA) و بریتانیا (CIPR) قرار داد.
میزبانی رویدادهای بزرگ: این موسسه میزبان «مجمع جهانی روابط عمومی ۲۰۲۶» (WPRF) در شهر ابوجا است که بزرگترین رویداد متخصصان روابط عمومی از سراسر جهان محسوب میشود.
📍@commac
موسسه روابط عمومی نیجریه (NIPR) تنها یک انجمن معمولی نیست، بلکه مرجع قانونی، رسمی و اصلی تنظیم مقررات حرفه روابط عمومی در کل کشور نیجریه است.
این نهاد اخیراً بالاتر از انجمنهای مطرح آمریکا و بریتانیا بهعنوان برترین انجمن روابط عمومی جهان انتخاب شده است.
اعتبار قانونی: این موسسه در سال ۱۹۶۳ تاسیس شد و در سال ۱۹۹۰ با تصویب قانون رسمی در پارلمان نیجریه، به عنوان یک نهاد خودانتظام و قانونی تثبیت شد. طبق قانون نیجریه، فعالیت در حرفه روابط عمومی بدون عضویت در NIPR غیرقانونی است.
شهرت بینالمللی: این سازمان در سطح جهان نیز بسیار شناختهشده است. در اوایل سال ۲۰۲۶، اتحادیه جهانی روابط عمومی (Global Alliance) انجمن NIPR را به عنوان «برترین انجمن روابط عمومی سال جهان» انتخاب کرد و آن را بالاتر از نهادهای مطرحی مانند انجمن روابط عمومی آمریکا (PRSA) و بریتانیا (CIPR) قرار داد.
میزبانی رویدادهای بزرگ: این موسسه میزبان «مجمع جهانی روابط عمومی ۲۰۲۶» (WPRF) در شهر ابوجا است که بزرگترین رویداد متخصصان روابط عمومی از سراسر جهان محسوب میشود.
📍@commac
❤3
🔴 آیا از خود هوش مصنوعی میشود برای کنترل هوش مصنوعی استفاده کرد؟
بله. تلاشها و بررسیهایی در جریان است تا مشخص شود آیا میتوان از خود سامانههای هوش مصنوعی برای کنترل و نظارت بر آنها استفاده کرد تا از تسلط این فناوری بر دنیای انسانها جلوگیری شود.
گفت و گوی بی بی سی با نیلوفر میرعشقالله، استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه کارنگی ملون و محقق علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی در سانفرانسیسکو را ببینید که تلاش می کند درباره تلاشها در سیلیکون ولی برای پیشگیری از تسلط هوش مصنوعی بر دنیایی که بر اساس هوش انسانی ساخته شده میگوید.
در پست بعدی درباره نیلوفر میرعشق الله می نویسیم که کیست.
📍@commac
بله. تلاشها و بررسیهایی در جریان است تا مشخص شود آیا میتوان از خود سامانههای هوش مصنوعی برای کنترل و نظارت بر آنها استفاده کرد تا از تسلط این فناوری بر دنیای انسانها جلوگیری شود.
گفت و گوی بی بی سی با نیلوفر میرعشقالله، استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه کارنگی ملون و محقق علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی در سانفرانسیسکو را ببینید که تلاش می کند درباره تلاشها در سیلیکون ولی برای پیشگیری از تسلط هوش مصنوعی بر دنیایی که بر اساس هوش انسانی ساخته شده میگوید.
در پست بعدی درباره نیلوفر میرعشق الله می نویسیم که کیست.
📍@commac
❤1
آکادمی ارتباطات
🔴 آیا از خود هوش مصنوعی میشود برای کنترل هوش مصنوعی استفاده کرد؟ بله. تلاشها و بررسیهایی در جریان است تا مشخص شود آیا میتوان از خود سامانههای هوش مصنوعی برای کنترل و نظارت بر آنها استفاده کرد تا از تسلط این فناوری بر دنیای انسانها جلوگیری شود. گفت…
📌 دکتر نیلوفر میرعشقالله؛ ستاره ایرانی هوش مصنوعی در دانشگاه کارنگی ملون (CMU)
دانشمندان ایرانی همواره در مرزهای دانش پیشتاز بودهاند و دکتر نیلوفر میرعشقالله یکی از این چهرههای برجسته در دنیای فناوری است. او متولد سال 1374 در تهران است.
🎓 کارنامه علمی و شغلی در یک نگاه:
تحصیلات: فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه صنعتی شریف و دکتری علوم کامپیوتر از دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو (UCSD).
جایگاه فعلی: استادیار انستیتو فناوریهای زبان (LTI) در دانشگاه کارنگی ملون (قطب شماره یک هوش مصنوعی دنیا). و محقق علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی در سانفرانسیسکو.
سوابق قبلی: دانشمند پژوهشگر در آزمایشگاه هوش مصنوعی متا (Meta AI - FAIR) و پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه واشنگتن.
🛡 تمرکز پژوهشی:
او سرپرستی آزمایشگاه تحقیقاتی Looni را بر عهده دارد و تمرکز اصلیاش بر حفظ حریم خصوصی در هوش مصنوعی (Privacy-Preserving AI)، امنیت مدلهای بزرگ زبانی (LLMs) و بهکارگیری اخلاقی فناوری برای منافع اجتماعی است.
📍@commac
دانشمندان ایرانی همواره در مرزهای دانش پیشتاز بودهاند و دکتر نیلوفر میرعشقالله یکی از این چهرههای برجسته در دنیای فناوری است. او متولد سال 1374 در تهران است.
🎓 کارنامه علمی و شغلی در یک نگاه:
تحصیلات: فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه صنعتی شریف و دکتری علوم کامپیوتر از دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو (UCSD).
جایگاه فعلی: استادیار انستیتو فناوریهای زبان (LTI) در دانشگاه کارنگی ملون (قطب شماره یک هوش مصنوعی دنیا). و محقق علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی در سانفرانسیسکو.
سوابق قبلی: دانشمند پژوهشگر در آزمایشگاه هوش مصنوعی متا (Meta AI - FAIR) و پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه واشنگتن.
🛡 تمرکز پژوهشی:
او سرپرستی آزمایشگاه تحقیقاتی Looni را بر عهده دارد و تمرکز اصلیاش بر حفظ حریم خصوصی در هوش مصنوعی (Privacy-Preserving AI)، امنیت مدلهای بزرگ زبانی (LLMs) و بهکارگیری اخلاقی فناوری برای منافع اجتماعی است.
📍@commac
👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 گفتگو با سه دانشمند زن ایرانی هوش مصنوعی
هوش مصنوعی چه امکانها و خطرهای تازهای برای آیندهی ما دارد؟ چه تأثیری بر اقتصاد، مشاغل، تحصیل، و حکومتداری خواهد داشت؟ آیا عاملیت ما و نگاهمان به زندگی متحول خواهد شد؟ آیا تشخیص واقعیت دشوارتر یا آسانتر میشود؟ آیا ممکن است که کنترل هوش مصنوعی از دست بشر خارج شود؟
در این فیلم، ماهو که خودش ساختهی هوش مصنوعیست برای یافتن پاسخ به این سؤالها به سراغ
نیکا حقطلب استاد مهندسی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه کالیفرنیا در برکلی،
آتوسا کثیرزاده پژوهشگر هوش مصنوعی در زمینهی فلسفه و اخلاق و استادیار دانشگاه کارنگی ملون،
و نیلوفر میرعشقالله استادیار علوم کامپیوتر دانشگاه کارنگی ملون میرود که هر سه از دانشمندان برجسته در حوزهی هوش مصنوعیاند.
این فیلم را در یوتیوب آسو ببینید.
https://t.co/liTVI9qzgu
📍@commac
هوش مصنوعی چه امکانها و خطرهای تازهای برای آیندهی ما دارد؟ چه تأثیری بر اقتصاد، مشاغل، تحصیل، و حکومتداری خواهد داشت؟ آیا عاملیت ما و نگاهمان به زندگی متحول خواهد شد؟ آیا تشخیص واقعیت دشوارتر یا آسانتر میشود؟ آیا ممکن است که کنترل هوش مصنوعی از دست بشر خارج شود؟
در این فیلم، ماهو که خودش ساختهی هوش مصنوعیست برای یافتن پاسخ به این سؤالها به سراغ
نیکا حقطلب استاد مهندسی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه کالیفرنیا در برکلی،
آتوسا کثیرزاده پژوهشگر هوش مصنوعی در زمینهی فلسفه و اخلاق و استادیار دانشگاه کارنگی ملون،
و نیلوفر میرعشقالله استادیار علوم کامپیوتر دانشگاه کارنگی ملون میرود که هر سه از دانشمندان برجسته در حوزهی هوش مصنوعیاند.
این فیلم را در یوتیوب آسو ببینید.
https://t.co/liTVI9qzgu
📍@commac
👏1