🎯 ایلان ماسک بهتر از همه میداند ایجاد تصور پیروزی مهمتر از خود پیروزی است
♦️ آتلانتیک، چارلی وارزل — اسپیسایکس همزمان یک شرکت موشکی، یک ابزار مالی پیچیده و یک «میم» است. مدتها پیش از آنکه عرضۀ اولیۀ سهام اسپیسایکس، ماسک را -دستکم روی کاغذ- به اولین تریلیونر تاریخ تبدیل کند، این کارآفرین فناوری بهطور شهودی «پویاییهای اقتصاد توجه» را درک کرده بود. دوجکوین، ارز دیجیتالی که بر پایۀ یک میم ساخته شده، درخشانترین نمونه از توانایی ماسک در معطوفکردن توجه به چیزهای بیارزش و سپس ارزشمند کردن آن در چشم دیگران است.
♦️اسپیسایکس بیتردید یک داستان موفقیت واقعی است. اما جذابیت این شرکت به ترکیبی از روایتپردازی و تصویر شخصی خود ماسک نیز وابسته است؛ آن هم به شیوههایی که الزاماً با واقعیت ارتباطی ندارند. برای مثال، ماسک بارها جدولهای زمانی غیرواقعبینانهای برای پروژههایش اعلام کرده است؛ از جمله وعدۀ فرستادن یک فضاپیما به مریخ تا سال ۲۰۱۸. افزون بر این، سال گذشته موشک اصلی اسپیسایکس در سه پرواز آزمایشی دچار «سقوط سریع و برنامهریزینشده» شد.
♦️با این حال، اسناد عرضۀ اولیۀ سهام اسپیسایکس بیش از آنکه بر وضعیت کنونی شرکت متمرکز باشند، بر بلندپروازیها و پیروزیهای فرضی آینده آن تأکید داشتند. یکی از مشاوران این معامله نیز ماه گذشته گفت: «از منظر مالی و تأمین سرمایه شرکتی، این ارزشگذاری هیچ منطقی ندارد. اما ایلان در واداشتن مردم به رؤیاپردازی فوقالعاده است».
♦️شاید بهجز دونالد ترامپ، دشوار بتوان گفت کسی در این زمینه موفقتر از ماسک بوده است. نقطۀ قوت ماسک این نیست که همیشه برنده میشود؛ بلکه این است که میفهمد در منطق مالیشده عصر ما، خودِ پیروزی به اندازۀ این تصور که قرار است برنده شوی، اهمیت ندارد.
🔗 آتلانتیک | ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ | The Myth of SpaceX
🔗 چارلی وارزل؛ عضو هیئت تحریره آتلانتیک است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️ آتلانتیک، چارلی وارزل — اسپیسایکس همزمان یک شرکت موشکی، یک ابزار مالی پیچیده و یک «میم» است. مدتها پیش از آنکه عرضۀ اولیۀ سهام اسپیسایکس، ماسک را -دستکم روی کاغذ- به اولین تریلیونر تاریخ تبدیل کند، این کارآفرین فناوری بهطور شهودی «پویاییهای اقتصاد توجه» را درک کرده بود. دوجکوین، ارز دیجیتالی که بر پایۀ یک میم ساخته شده، درخشانترین نمونه از توانایی ماسک در معطوفکردن توجه به چیزهای بیارزش و سپس ارزشمند کردن آن در چشم دیگران است.
♦️اسپیسایکس بیتردید یک داستان موفقیت واقعی است. اما جذابیت این شرکت به ترکیبی از روایتپردازی و تصویر شخصی خود ماسک نیز وابسته است؛ آن هم به شیوههایی که الزاماً با واقعیت ارتباطی ندارند. برای مثال، ماسک بارها جدولهای زمانی غیرواقعبینانهای برای پروژههایش اعلام کرده است؛ از جمله وعدۀ فرستادن یک فضاپیما به مریخ تا سال ۲۰۱۸. افزون بر این، سال گذشته موشک اصلی اسپیسایکس در سه پرواز آزمایشی دچار «سقوط سریع و برنامهریزینشده» شد.
♦️با این حال، اسناد عرضۀ اولیۀ سهام اسپیسایکس بیش از آنکه بر وضعیت کنونی شرکت متمرکز باشند، بر بلندپروازیها و پیروزیهای فرضی آینده آن تأکید داشتند. یکی از مشاوران این معامله نیز ماه گذشته گفت: «از منظر مالی و تأمین سرمایه شرکتی، این ارزشگذاری هیچ منطقی ندارد. اما ایلان در واداشتن مردم به رؤیاپردازی فوقالعاده است».
♦️شاید بهجز دونالد ترامپ، دشوار بتوان گفت کسی در این زمینه موفقتر از ماسک بوده است. نقطۀ قوت ماسک این نیست که همیشه برنده میشود؛ بلکه این است که میفهمد در منطق مالیشده عصر ما، خودِ پیروزی به اندازۀ این تصور که قرار است برنده شوی، اهمیت ندارد.
🔗 آتلانتیک | ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ | The Myth of SpaceX
🔗 چارلی وارزل؛ عضو هیئت تحریره آتلانتیک است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
مهرداد خدیر: به مدیریت جبلی نمره ۵ میدهم
فردارسانه - مهر ماه امسال دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی در سازمان صداوسیما به پایان میرسد و او به گمان رسانهها، صندلی ریاست رسانه ملی را به شخص دیگری خواهد سپرد. فردارسانه بدون پیشبینی پایان یا تمدید دوره ریاست جبلی در صداوسیما، در گفتوگو با مدیران رسانهها، کارنامه او را بررسی کرده است.
مهرداد خدیر که در چند روزنامه، سردبیر، معاون سردبیر و دبیر تحریریه بوده است، درباره عملکرد پیمان جبلی به فردارسانه گفت: «به نظر من آقای جبلی ضعیفترین رئیس سازمان صداوسیما در تاریخ جمهوری اسلامی بوده است. اگر بخواهم به ایشان نمرهای بدهم، نمره ۵ میدهم. بسیار متاسفم که حاصل عملکرد ایشان با استفاده از بودجه عمومی، موجب نارضایتی همگان شده است. من خودم پیش از دوره مدیریتی ایشان، در رادیو برنامه اجرا میکردم؛ اگرچه هیچگاه موقعیت رسمی و استخدامی در سازمان (صداوسیما) نداشتم، اما با فضای این مجموعه آشنا هستم. اکنون از طریق دوستانی که در آنجا مشغول به کار هستند، میدانم که این مقطع بدترین دوران رسانه ملی است. دغدغه من این است که نادیده گرفتن سلایق حداکثری مردم، موجب سوق دادن مخاطبان به سمت رسانههای خارجی شده است و تعجب میکنم که چطور فعالیت ایشان همچنان ادامه پیدا کرد. پس از جنگ ۴۰ روزه تصور میکردیم با عملکرد مثبت ایشان و تیمشان و مقاومت سازمان، شرایط تغییر کند؛ اما باید دید که آیا توانستند مرجعیت رسانهای خود را حفظ کنند؟ واقعیت این است که نتوانستند نگاه مردم را از رسانههای معاند برگردانند. رهبری شهید نیز همواره تاکید داشتند که انتصاب یک رئیس، لزوما به معنای تایید تمامی عملکردهای او نیست. اگر امکان حضور شورای سرپرستی وجود داشت یا نظارت و قدرت قوا بر سازمان افزایش پیدا میکرد، شاید شرایط بهتری رقم میخورد. اجمالا باید گفت یک مدیر باتدبیر باید به رئیسجمهور منتخب مردم احترام بگذارد و برای همه طیفها و تمام ردههای سنی، برنامههای سرگرمی متنوعی تولید کند. مشکل اینجاست که با حضور «ساترا»، این ساختار نهتنها خود قادر به ایجاد سرگرمی برای فرزندان ما نیست، بلکه قدرت جذب مخاطب در شبکه نمایش خانگی را هم محدود میکند. صداوسیما روزی میتواند چهرهای واقعا ملی به خود بگیرد که از موضع فراقوهای خارج شود. البته نمیخواهیم از دایره انصاف خارج شویم؛ واقعیت این است که ما به نوعی وارد دوره «پساتلویزیون» شدهایم و دیگر در فضای دهه ۶۰ و وجود تنها دو شبکه نیستیم. امروزه سلایق بسیار متنوع شده و گسترش شبکههای اجتماعی و فضای مجازی باعث شده هر فرد یک تلویزیون در جیب خود داشته باشد. با این حال، انتظار میرود که این رسانه در زمینه اطلاعرسانی، جانبداری یکطرفه را کنار بگذارد؛ چرا که هنوز در بسیاری از شهرها و روستاها، صداوسیما مرجعیت رسانهای دارد.»
🆔 @commac
فردارسانه - مهر ماه امسال دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی در سازمان صداوسیما به پایان میرسد و او به گمان رسانهها، صندلی ریاست رسانه ملی را به شخص دیگری خواهد سپرد. فردارسانه بدون پیشبینی پایان یا تمدید دوره ریاست جبلی در صداوسیما، در گفتوگو با مدیران رسانهها، کارنامه او را بررسی کرده است.
مهرداد خدیر که در چند روزنامه، سردبیر، معاون سردبیر و دبیر تحریریه بوده است، درباره عملکرد پیمان جبلی به فردارسانه گفت: «به نظر من آقای جبلی ضعیفترین رئیس سازمان صداوسیما در تاریخ جمهوری اسلامی بوده است. اگر بخواهم به ایشان نمرهای بدهم، نمره ۵ میدهم. بسیار متاسفم که حاصل عملکرد ایشان با استفاده از بودجه عمومی، موجب نارضایتی همگان شده است. من خودم پیش از دوره مدیریتی ایشان، در رادیو برنامه اجرا میکردم؛ اگرچه هیچگاه موقعیت رسمی و استخدامی در سازمان (صداوسیما) نداشتم، اما با فضای این مجموعه آشنا هستم. اکنون از طریق دوستانی که در آنجا مشغول به کار هستند، میدانم که این مقطع بدترین دوران رسانه ملی است. دغدغه من این است که نادیده گرفتن سلایق حداکثری مردم، موجب سوق دادن مخاطبان به سمت رسانههای خارجی شده است و تعجب میکنم که چطور فعالیت ایشان همچنان ادامه پیدا کرد. پس از جنگ ۴۰ روزه تصور میکردیم با عملکرد مثبت ایشان و تیمشان و مقاومت سازمان، شرایط تغییر کند؛ اما باید دید که آیا توانستند مرجعیت رسانهای خود را حفظ کنند؟ واقعیت این است که نتوانستند نگاه مردم را از رسانههای معاند برگردانند. رهبری شهید نیز همواره تاکید داشتند که انتصاب یک رئیس، لزوما به معنای تایید تمامی عملکردهای او نیست. اگر امکان حضور شورای سرپرستی وجود داشت یا نظارت و قدرت قوا بر سازمان افزایش پیدا میکرد، شاید شرایط بهتری رقم میخورد. اجمالا باید گفت یک مدیر باتدبیر باید به رئیسجمهور منتخب مردم احترام بگذارد و برای همه طیفها و تمام ردههای سنی، برنامههای سرگرمی متنوعی تولید کند. مشکل اینجاست که با حضور «ساترا»، این ساختار نهتنها خود قادر به ایجاد سرگرمی برای فرزندان ما نیست، بلکه قدرت جذب مخاطب در شبکه نمایش خانگی را هم محدود میکند. صداوسیما روزی میتواند چهرهای واقعا ملی به خود بگیرد که از موضع فراقوهای خارج شود. البته نمیخواهیم از دایره انصاف خارج شویم؛ واقعیت این است که ما به نوعی وارد دوره «پساتلویزیون» شدهایم و دیگر در فضای دهه ۶۰ و وجود تنها دو شبکه نیستیم. امروزه سلایق بسیار متنوع شده و گسترش شبکههای اجتماعی و فضای مجازی باعث شده هر فرد یک تلویزیون در جیب خود داشته باشد. با این حال، انتظار میرود که این رسانه در زمینه اطلاعرسانی، جانبداری یکطرفه را کنار بگذارد؛ چرا که هنوز در بسیاری از شهرها و روستاها، صداوسیما مرجعیت رسانهای دارد.»
🆔 @commac
📋#اینفو_ایرنا | کودکان گوشی به دست/ هشدار درباره تاخیر زبانی خردسالان
🔹والدین پرمشغله امروز حتی از مشکل تاخیر زبانی بر اثر استفاده خردسالان از موبایل بیخبرند و اکنون کودکانی در جامعه دیده میشوند که با وجود سلامت گفتاری، قادر به صحبت کردن نیستند و با تاخیر زبانی مواجه شدهاند. اما آیا واقعا این ارتباطات یکسویه خردسالان با دنیای موبایل و تبلت میتواند جای تعاملات انسانی دوسویه را بگیرد. اینفوگرافیک ایرنا اطلاعاتی در این خصوص ارایه کرده است.
https://irna.ir/xjY3jr
@IRNA_1313
🆔 @commac
🔹والدین پرمشغله امروز حتی از مشکل تاخیر زبانی بر اثر استفاده خردسالان از موبایل بیخبرند و اکنون کودکانی در جامعه دیده میشوند که با وجود سلامت گفتاری، قادر به صحبت کردن نیستند و با تاخیر زبانی مواجه شدهاند. اما آیا واقعا این ارتباطات یکسویه خردسالان با دنیای موبایل و تبلت میتواند جای تعاملات انسانی دوسویه را بگیرد. اینفوگرافیک ایرنا اطلاعاتی در این خصوص ارایه کرده است.
https://irna.ir/xjY3jr
@IRNA_1313
🆔 @commac
🎯 زنگ تفریح در حال حذف شدن است؛ والدین میخواهند آن را برگردانند
♦️وال استریت ژورنال، چائو دِنگ — در دهههای پس از جنگ جهانی دوم، داشتن زنگ تفریح، هم در صبح و هم در بعدازظهر، در مدارس ابتداییِ آمریکا امری معمول بود. اما در سه دهۀ اخیر و با افزایش فشار بر مدارس برای بهترکردن نتایج آزمونها، توجه چندانی به اهمیت زنگ تفریح نمیشود.
♦️پدر و مادرها در سراسر آمریکا نگران این موضوع هستند و از مدیران مدارس میخواهند زنگ تفریح را دوباره به برنامۀ مدارس برگردانند. در ایالتهای نیوهمپشایر و میشیگان، والدین در بعضی مدارس توانستهاند زمان زنگ تفریح را افزایش دهند و برای تصویب قانونهای ایالتیِ الزامآور در این زمینه تلاش میکنند. در نیویورک هم بعضی از والدین میگویند لایحهای که با حمایت اتحادیۀ سراسری معلمان ایالت ارائه شده و تا ۳۰ دقیقه زنگ تفریح روزانه و آزاد را در مقطع ابتدایی الزامی میکند همچنان کافی نیست.
♦️مدارس دولتی شیکاگو از نخستین مناطق آموزشی بزرگ شهری هستند که در سال ۲۰۱۲، بعد از اینکه بسیاری از مدارس ابتدایی زنگ تفریح را حذف کرده بودند، زنگ تفریح روزانه را دوباره برقرار کردند. اما این اقدام هنوز گسترده نشده و اهمیت زنگ تفریح در بسیاری از مدارس نادیده گرفته میشود.
🔗 وال استریت ژورنال | ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ | Recess Is Disappearing. Parents Are Pushing to Bring It Back
🔗 چائو دِنگ؛ خبرنگار وال استریت ژورنال.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️وال استریت ژورنال، چائو دِنگ — در دهههای پس از جنگ جهانی دوم، داشتن زنگ تفریح، هم در صبح و هم در بعدازظهر، در مدارس ابتداییِ آمریکا امری معمول بود. اما در سه دهۀ اخیر و با افزایش فشار بر مدارس برای بهترکردن نتایج آزمونها، توجه چندانی به اهمیت زنگ تفریح نمیشود.
♦️پدر و مادرها در سراسر آمریکا نگران این موضوع هستند و از مدیران مدارس میخواهند زنگ تفریح را دوباره به برنامۀ مدارس برگردانند. در ایالتهای نیوهمپشایر و میشیگان، والدین در بعضی مدارس توانستهاند زمان زنگ تفریح را افزایش دهند و برای تصویب قانونهای ایالتیِ الزامآور در این زمینه تلاش میکنند. در نیویورک هم بعضی از والدین میگویند لایحهای که با حمایت اتحادیۀ سراسری معلمان ایالت ارائه شده و تا ۳۰ دقیقه زنگ تفریح روزانه و آزاد را در مقطع ابتدایی الزامی میکند همچنان کافی نیست.
♦️مدارس دولتی شیکاگو از نخستین مناطق آموزشی بزرگ شهری هستند که در سال ۲۰۱۲، بعد از اینکه بسیاری از مدارس ابتدایی زنگ تفریح را حذف کرده بودند، زنگ تفریح روزانه را دوباره برقرار کردند. اما این اقدام هنوز گسترده نشده و اهمیت زنگ تفریح در بسیاری از مدارس نادیده گرفته میشود.
🔗 وال استریت ژورنال | ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ | Recess Is Disappearing. Parents Are Pushing to Bring It Back
🔗 چائو دِنگ؛ خبرنگار وال استریت ژورنال.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
❤1
گوگل برای جلوگیری از جریمه اتحادیه اروپا سیاست جستوجوی خود را تغییر داد
گوگل اعلام کرد از 30 اوت، اقدامات دستی برای پایینآوردن رتبه سایتها بر اساس سیاست «سوءاستفاده از اعتبار سایت» در کشورهای عضو اتحادیه اروپا و منطقه اقتصادی اروپا اعمال نخواهد شد.
این تغییر پس از اعتراض ناشران رسانهای و تحقیقات اتحادیه اروپا درباره تأثیر این سیاست بر رتبه رسانهها در نتایج جستوجو صورت گرفت.
الگوریتم گوگل همچنان یکی از عوامل اصلی دیدهشدن و ترافیک ناشران خبری است.
جزئیات در لینک زیر
https://www.reuters.com/legal/litigation/google-changes-spam-policy-eu-avert-antitrust-fine-2026-08-28/?utm_source=chatgpt.com
@NewJournalism
🆔 @commac
گوگل اعلام کرد از 30 اوت، اقدامات دستی برای پایینآوردن رتبه سایتها بر اساس سیاست «سوءاستفاده از اعتبار سایت» در کشورهای عضو اتحادیه اروپا و منطقه اقتصادی اروپا اعمال نخواهد شد.
این تغییر پس از اعتراض ناشران رسانهای و تحقیقات اتحادیه اروپا درباره تأثیر این سیاست بر رتبه رسانهها در نتایج جستوجو صورت گرفت.
الگوریتم گوگل همچنان یکی از عوامل اصلی دیدهشدن و ترافیک ناشران خبری است.
جزئیات در لینک زیر
https://www.reuters.com/legal/litigation/google-changes-spam-policy-eu-avert-antitrust-fine-2026-08-28/?utm_source=chatgpt.com
@NewJournalism
🆔 @commac
⚠️ حملات تزریق پرامپت چیست و چگونه میتواند به کلاهبرداری منجر شود؟
دستیارهای هوش مصنوعی فقط به پرسشهای ما پاسخ نمیدهند؛ برخی از آنها میتوانند صفحات وب را بررسی کنند، ایمیلها را بخوانند، فایلها را باز کنند یا حتی با اجازه کاربر، پیام بفرستند و فرمانهایی را اجرا کنند. همین تواناییها در صورت نبود محدودیتهای امنیتی میتواند به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل شود.
◾️تزریق پرامپت چگونه اتفاق میافتد؟
«تزریق پرامپت» زمانی رخ میدهد که مهاجم یک دستور مخرب را داخل صفحه وب، ایمیل، سند یا فایل قرار میدهد تا هوش مصنوعی آن را به جای محتوای عادی، بهعنوان فرمان اجرایی بپذیرد.
برای مثال، شما از دستیار میخواهید یک سایت را خلاصه کند؛ اما در بخشی از آن صفحه، دستوری پنهان شده است که از هوش مصنوعی میخواهد اطلاعات موجود در حساب شما را جمعآوری و به نشانی دیگری ارسال کند.(مانند رمزهای عبور…)
این متن ممکن است با رنگ سفید، اندازه بسیار کوچک یا در بخشی قرار گرفته باشد که کاربر آن را نمیبیند؛ با این حال، دستیار هوش مصنوعی قادر به خواندن آن است.
البته این حمله تنها زمانی خسارت واقعی ایجاد میکند که دستیار به اطلاعات حساس یا ابزارهای مهم دسترسی داشته باشد.
◾️کلاهبرداران چگونه از این روش استفاده میکنند؟
تزریق پرامپت میتواند در موقعیتهای مختلفی به سرقت اطلاعات یا کلاهبرداری منجر شود:
یک ایمیل آلوده ممکن است از دستیار بخواهد اطلاعات مخاطبان، پیامهای قبلی یا فایلهای پیوست را به مهاجم ارسال کند.
دستور پنهانشده در یک سایت میتواند هوش مصنوعی را به معرفی یک درگاه پرداخت جعلی یا تغییر شماره حساب یک فاکتور ترغیب کند.
فایل راهنمای یک پروژه ممکن است از دستیار کدنویسی بخواهد کلیدهای دسترسی، توکنها یا محتوای فایلهای محرمانه را منتشر کند.
یک سند مخرب میتواند دستیار را وادار کند هشدارهای امنیتی را نادیده بگیرد یا کاربر را به نصب برنامهای آلوده تشویق کند.
در چنین شرایطی ممکن است کاربر تصور کند پیشنهاد یا پیام نمایشدادهشده نتیجه بررسی هوش مصنوعی است؛ در حالی که پاسخ آن تحت تاثیر دستور مهاجم قرار گرفته است.
ادامه مطلب در وبسایت تواناتک 📱
✍ Beshkan
🆔 @commac
دستیارهای هوش مصنوعی فقط به پرسشهای ما پاسخ نمیدهند؛ برخی از آنها میتوانند صفحات وب را بررسی کنند، ایمیلها را بخوانند، فایلها را باز کنند یا حتی با اجازه کاربر، پیام بفرستند و فرمانهایی را اجرا کنند. همین تواناییها در صورت نبود محدودیتهای امنیتی میتواند به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل شود.
◾️تزریق پرامپت چگونه اتفاق میافتد؟
«تزریق پرامپت» زمانی رخ میدهد که مهاجم یک دستور مخرب را داخل صفحه وب، ایمیل، سند یا فایل قرار میدهد تا هوش مصنوعی آن را به جای محتوای عادی، بهعنوان فرمان اجرایی بپذیرد.
برای مثال، شما از دستیار میخواهید یک سایت را خلاصه کند؛ اما در بخشی از آن صفحه، دستوری پنهان شده است که از هوش مصنوعی میخواهد اطلاعات موجود در حساب شما را جمعآوری و به نشانی دیگری ارسال کند.(مانند رمزهای عبور…)
این متن ممکن است با رنگ سفید، اندازه بسیار کوچک یا در بخشی قرار گرفته باشد که کاربر آن را نمیبیند؛ با این حال، دستیار هوش مصنوعی قادر به خواندن آن است.
البته این حمله تنها زمانی خسارت واقعی ایجاد میکند که دستیار به اطلاعات حساس یا ابزارهای مهم دسترسی داشته باشد.
◾️کلاهبرداران چگونه از این روش استفاده میکنند؟
تزریق پرامپت میتواند در موقعیتهای مختلفی به سرقت اطلاعات یا کلاهبرداری منجر شود:
یک ایمیل آلوده ممکن است از دستیار بخواهد اطلاعات مخاطبان، پیامهای قبلی یا فایلهای پیوست را به مهاجم ارسال کند.
دستور پنهانشده در یک سایت میتواند هوش مصنوعی را به معرفی یک درگاه پرداخت جعلی یا تغییر شماره حساب یک فاکتور ترغیب کند.
فایل راهنمای یک پروژه ممکن است از دستیار کدنویسی بخواهد کلیدهای دسترسی، توکنها یا محتوای فایلهای محرمانه را منتشر کند.
یک سند مخرب میتواند دستیار را وادار کند هشدارهای امنیتی را نادیده بگیرد یا کاربر را به نصب برنامهای آلوده تشویق کند.
در چنین شرایطی ممکن است کاربر تصور کند پیشنهاد یا پیام نمایشدادهشده نتیجه بررسی هوش مصنوعی است؛ در حالی که پاسخ آن تحت تاثیر دستور مهاجم قرار گرفته است.
ادامه مطلب در وبسایت تواناتک 📱
✍ Beshkan
🆔 @commac
تواناتک
حملات تزریق پرامپت چیست و چگونه میتواند به کلاهبرداری منجر شود؟ - تواناتک
دستیارهای هوش مصنوعی فقط به پرسشهای ما پاسخ نمیدهند؛ برخی از آنها میتوانند صفحات وب را بررسی کنند، ایمیلها را بخوانند، فایلها را باز کنند یا حتی با اجازه کاربر، پیام بفرستند و فرمانهایی را اجرا کنند. همین تواناییها در صورت نبود محدودیتهای امنیتی…
🎯 در اینستاگرام فهمیدم «تنظیم» دستگاه عصبیام به هم خورده. چرا به این حرف بدبینم؟
♦️وال استریت ژورنال، اما روزنبلوم — چند ماه پیش، اشتباه کردم و روی یک پست اینستاگرامی مکث کردم که که وعده میداد روشهای «تنظیم دستگاه عصبی» را آموزش میدهد. پست مجموعهای از توصیهها ارائه میداد: آهستهتر نفسکشیدن، آرامکردن بدن و ذهن، انجام حرکات ملایم و اجازهدادن به خود برای تجربه و احساسِ هیجانها. اما توضیح نمیداد دقیقاً قرار است چه مشکلی را حل کند. آیا دستگاه عصبی من واقعاً نیاز به «تنظیم» داشت؟ و اگر چنین بود، از کجا باید میفهمیدم؟ بعدها فهمیدم که ناخواسته وارد یکی از پررونقترین حوزههای صنعت تندرستی شدهام؛ فضایی که در آن افرادی که خود را «متخصص» یا «درمانگر» معرفی میکنند، روزبهروز بیشتر از اصطلاح «اختلال در تنظیم دستگاه عصبی» برای توضیح مجموعهای از علائم مرتبط با استرس و فرسودگی استفاده میکنند.
♦️در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی هیچ چیزی شبیه این اختلال وجود نداشت. گویا این مفهوم در حوالی دوران همهگیری کرونا، به کمک نوعی ذهنیت جمعی در شبکههای اجتماعی، موجودیت پیدا کرده و حالا، شش سال بعد از آن دوران، مفهوم «تنظیم عصبی» دیگر به جریان غالب راه پیدا کرده. محتواهای مربوط به آن را مرتباً در شبکههای اجتماعی میبینید: آدمها برای تنظیم عصبی، صورتشان را در آب یخ فرو میبرند، گوشهایشان را ماساژ میدهند یا بدنشان را در حالتهایی تقریباً ناممکن کش میدهند. پادکستهای پرمخاطب دربارۀ آن حرف میزنند و گوروها، گجتها و بستههای ریز و درشتی برای «بازتنظیم دستگاه عصبی» میفروشند.
♦️آنچه زمانی صرفاً احساسهای جسمانی طبیعی در مسیر زندگی تلقی میشد -بالا رفتن گاهبهگاه ضربان قلب، تندتر شدن نفسها یا لرزش بدن هنگام بروز مشکل- اکنون به نوعی وضعیت بالینی و بیماریگونه تبدیل شده است که باید به فکر درمانش بود. بااینحال، به گفتۀ لیزا بَرِت، استاد ممتاز روانشناسی، بخش بزرگی از اصطلاحاتی که پیرامون این مفهوم رواج یافته، چیزی جز «یاوههای عصبشناسانه» نیست.
🔗 وال استریت ژورنال | ۱۹ ژوئیۀ ۲۰۲۶ | The Algorithm Says My Nervous System is ‘Dysregulated.’ Here’s Why I’m Skeptical.
🔗 اما روزنبلوم؛ مدیر رسانهای و نویسندۀ رمان «آدمهای بد تابستان» است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️وال استریت ژورنال، اما روزنبلوم — چند ماه پیش، اشتباه کردم و روی یک پست اینستاگرامی مکث کردم که که وعده میداد روشهای «تنظیم دستگاه عصبی» را آموزش میدهد. پست مجموعهای از توصیهها ارائه میداد: آهستهتر نفسکشیدن، آرامکردن بدن و ذهن، انجام حرکات ملایم و اجازهدادن به خود برای تجربه و احساسِ هیجانها. اما توضیح نمیداد دقیقاً قرار است چه مشکلی را حل کند. آیا دستگاه عصبی من واقعاً نیاز به «تنظیم» داشت؟ و اگر چنین بود، از کجا باید میفهمیدم؟ بعدها فهمیدم که ناخواسته وارد یکی از پررونقترین حوزههای صنعت تندرستی شدهام؛ فضایی که در آن افرادی که خود را «متخصص» یا «درمانگر» معرفی میکنند، روزبهروز بیشتر از اصطلاح «اختلال در تنظیم دستگاه عصبی» برای توضیح مجموعهای از علائم مرتبط با استرس و فرسودگی استفاده میکنند.
♦️در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی هیچ چیزی شبیه این اختلال وجود نداشت. گویا این مفهوم در حوالی دوران همهگیری کرونا، به کمک نوعی ذهنیت جمعی در شبکههای اجتماعی، موجودیت پیدا کرده و حالا، شش سال بعد از آن دوران، مفهوم «تنظیم عصبی» دیگر به جریان غالب راه پیدا کرده. محتواهای مربوط به آن را مرتباً در شبکههای اجتماعی میبینید: آدمها برای تنظیم عصبی، صورتشان را در آب یخ فرو میبرند، گوشهایشان را ماساژ میدهند یا بدنشان را در حالتهایی تقریباً ناممکن کش میدهند. پادکستهای پرمخاطب دربارۀ آن حرف میزنند و گوروها، گجتها و بستههای ریز و درشتی برای «بازتنظیم دستگاه عصبی» میفروشند.
♦️آنچه زمانی صرفاً احساسهای جسمانی طبیعی در مسیر زندگی تلقی میشد -بالا رفتن گاهبهگاه ضربان قلب، تندتر شدن نفسها یا لرزش بدن هنگام بروز مشکل- اکنون به نوعی وضعیت بالینی و بیماریگونه تبدیل شده است که باید به فکر درمانش بود. بااینحال، به گفتۀ لیزا بَرِت، استاد ممتاز روانشناسی، بخش بزرگی از اصطلاحاتی که پیرامون این مفهوم رواج یافته، چیزی جز «یاوههای عصبشناسانه» نیست.
🔗 وال استریت ژورنال | ۱۹ ژوئیۀ ۲۰۲۶ | The Algorithm Says My Nervous System is ‘Dysregulated.’ Here’s Why I’m Skeptical.
🔗 اما روزنبلوم؛ مدیر رسانهای و نویسندۀ رمان «آدمهای بد تابستان» است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
دو جنگ، یک نسل؛ دولت چهاردهم برای کتاب و کودکان چه کرده است؟
محمدمهدی سیدناصری-مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق کودک
🔹 ماموریت دولت چهاردهم در حوزه فرهنگ دیگر فقط «افزایش تولید کتاب» نیست؛ حفظ حق کودکان و نسلهای آینده برای خواندن، اندیشیدن، خیالپردازی و ساختن آیندهای متفاوت از جنگ است.
🔹ارزیابی عملکرد دولت چهاردهم در حوزه فرهنگ و کتاب را نمیتوان صرفاً با تعداد کتابهای منتشرشده، نمایشگاهها، جشنوارهها یا حمایتهای مالی از ناشران سنجید. دولت چهاردهم در سالهایی فعالیت کرده که فرهنگ ایران فقط با مشکلات همیشگی اقتصاد نشر و کاهش سرانه مطالعه مواجه نبوده، بلکه جامعه دو بار با تجربه جنگ و ناامنی مستقیم روبهرو شده است. بنابراین امروز پرسش مهمتر این است؛ دولت برای حفظ حیات فرهنگی جامعه، بهویژه کودکان و نوجوانان، در شرایط بحران چه کرده و چه باید بکند؟
🔹در جنگ، نخستین چیزی که آسیب میبیند فقط ساختمان و زیرساخت نیست؛ احساس امنیت، حافظه جمعی و امکان تجربه عادی زندگی نیز آسیب میبیند.
https://irna.ir/xjXZNC
@IRNA_1313
✅ @commac
محمدمهدی سیدناصری-مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق کودک
🔹 ماموریت دولت چهاردهم در حوزه فرهنگ دیگر فقط «افزایش تولید کتاب» نیست؛ حفظ حق کودکان و نسلهای آینده برای خواندن، اندیشیدن، خیالپردازی و ساختن آیندهای متفاوت از جنگ است.
🔹ارزیابی عملکرد دولت چهاردهم در حوزه فرهنگ و کتاب را نمیتوان صرفاً با تعداد کتابهای منتشرشده، نمایشگاهها، جشنوارهها یا حمایتهای مالی از ناشران سنجید. دولت چهاردهم در سالهایی فعالیت کرده که فرهنگ ایران فقط با مشکلات همیشگی اقتصاد نشر و کاهش سرانه مطالعه مواجه نبوده، بلکه جامعه دو بار با تجربه جنگ و ناامنی مستقیم روبهرو شده است. بنابراین امروز پرسش مهمتر این است؛ دولت برای حفظ حیات فرهنگی جامعه، بهویژه کودکان و نوجوانان، در شرایط بحران چه کرده و چه باید بکند؟
🔹در جنگ، نخستین چیزی که آسیب میبیند فقط ساختمان و زیرساخت نیست؛ احساس امنیت، حافظه جمعی و امکان تجربه عادی زندگی نیز آسیب میبیند.
https://irna.ir/xjXZNC
@IRNA_1313
✅ @commac
آمریکا تحقیق درباره سیاستهای یوتیوب در قبال حسابهای کاربران را بررسی میکند
کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC) در حال بررسی این موضوع است که آیا یوتیوب با تعلیق برخی حسابهای کاربران قوانین حمایت از مصرفکننده را نقض کرده است یا نه. این تحقیقات در شرایطی انجام میشود که دولت آمریکا نظارت بر نحوه اعمال سیاستهای مربوط به محتوا و حسابهای کاربران توسط پلتفرمها را افزایش داده است.
https://www.reuters.com/legal/government/us-ftc-probes-youtube-over-social-media-policies-bloomberg-news-reports-2026-08-27/?utm_source=chatgpt.com
@NewJournalism
🆔 @commac
کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC) در حال بررسی این موضوع است که آیا یوتیوب با تعلیق برخی حسابهای کاربران قوانین حمایت از مصرفکننده را نقض کرده است یا نه. این تحقیقات در شرایطی انجام میشود که دولت آمریکا نظارت بر نحوه اعمال سیاستهای مربوط به محتوا و حسابهای کاربران توسط پلتفرمها را افزایش داده است.
https://www.reuters.com/legal/government/us-ftc-probes-youtube-over-social-media-policies-bloomberg-news-reports-2026-08-27/?utm_source=chatgpt.com
@NewJournalism
🆔 @commac
🎯 بساطِ فاجعهانگاری افراطی دربارۀ هوش مصنوعی باید برچیده شود
♦️ واشینگتن پست، رابرت جی. شیلر — از همان لحظهای که چتجیپیتی در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، موجی از پیشبینیهای آخرالزمانی به راه افتاد؛ از جمله هشدارهایی دربارۀ نابودیِ گستردۀ مشاغل. نکتۀ عجیب آن بود که بسیاری از این هشدارها نه از بیرون صنعت، بلکه از سوی خودِ غولهای فناوری میآمد. طبیعی است که در چنین فضایی، مردم امروز چنین هراسی از آیندۀ هوش مصنوعی داشته باشند.
♦️بااینحال، باید یادمان باشد که مسئله فقط خودِ فناوری نیست. بله، قطعاً هوش مصنوعی میتواند بازار کار را کوچکتر کند، اما نگرانیِ اصلی چیز دیگری است: نیروی ترسی که این فناوری، از طریق روایتهای پرقدرت و تکرارشونده، در جامعه تولید میکند. بهعبارت دیگر، آنچه اکنون در جریان است صرفاً یک بحث فنی نیست، بلکه شکلگیری یک فضای روانی و اقتصادی تازه است.
♦️روایتهایی که در جامعه دستبهدست میشوند میتوانند مستقیماً بر تصمیمات کلان اقتصادی مردم اثر بگذارند؛ از خرید خانه گرفته تا فرستادن فرزندان به مدرسۀ خصوصی، یا حتی تصمیم به فرزندآوری. وقتی میلیونها نفر بر اساس انتظارات منفی تصمیم میگیرند، ترس دیگر صرفاً یک واکنش ذهنی نیست، بلکه به نیرویی تبدیل میشود که میتواند همان واقعیتی را بسازد که از آن بیم داریم.
♦️شاید بهترین کار این باشد که مستقیماً از رهبران سیلیکونولی، که با چنین شدتی این روایتهای منفی را رواج دادهاند، بخواهیم در رویکرد خود تجدیدنظر کنند. بیتردید، توجه گستردۀ رسانهها به قدرت هوش مصنوعی ممکن است به فروش بیشتر محصولات آن کمک کند، اما در دوران رکود اقتصادی ممکن است فروش همان محصولات بهمراتب دشوارتر باشد. پس رهبران این صنعت باید درسهای مهمی را که گذشته به ما آموخته از یاد نبرند و رویکردشان را عوض کنند.
🔗 واشینگتن پست | ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶ | This Doommaxxing Has Got to Stop
🔗 رابرت جی. شیلر؛ استاد اقتصاد دانشگاهِ ییل و برندۀ جایزۀ نوبلِ اقتصاد است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
♦️ واشینگتن پست، رابرت جی. شیلر — از همان لحظهای که چتجیپیتی در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، موجی از پیشبینیهای آخرالزمانی به راه افتاد؛ از جمله هشدارهایی دربارۀ نابودیِ گستردۀ مشاغل. نکتۀ عجیب آن بود که بسیاری از این هشدارها نه از بیرون صنعت، بلکه از سوی خودِ غولهای فناوری میآمد. طبیعی است که در چنین فضایی، مردم امروز چنین هراسی از آیندۀ هوش مصنوعی داشته باشند.
♦️بااینحال، باید یادمان باشد که مسئله فقط خودِ فناوری نیست. بله، قطعاً هوش مصنوعی میتواند بازار کار را کوچکتر کند، اما نگرانیِ اصلی چیز دیگری است: نیروی ترسی که این فناوری، از طریق روایتهای پرقدرت و تکرارشونده، در جامعه تولید میکند. بهعبارت دیگر، آنچه اکنون در جریان است صرفاً یک بحث فنی نیست، بلکه شکلگیری یک فضای روانی و اقتصادی تازه است.
♦️روایتهایی که در جامعه دستبهدست میشوند میتوانند مستقیماً بر تصمیمات کلان اقتصادی مردم اثر بگذارند؛ از خرید خانه گرفته تا فرستادن فرزندان به مدرسۀ خصوصی، یا حتی تصمیم به فرزندآوری. وقتی میلیونها نفر بر اساس انتظارات منفی تصمیم میگیرند، ترس دیگر صرفاً یک واکنش ذهنی نیست، بلکه به نیرویی تبدیل میشود که میتواند همان واقعیتی را بسازد که از آن بیم داریم.
♦️شاید بهترین کار این باشد که مستقیماً از رهبران سیلیکونولی، که با چنین شدتی این روایتهای منفی را رواج دادهاند، بخواهیم در رویکرد خود تجدیدنظر کنند. بیتردید، توجه گستردۀ رسانهها به قدرت هوش مصنوعی ممکن است به فروش بیشتر محصولات آن کمک کند، اما در دوران رکود اقتصادی ممکن است فروش همان محصولات بهمراتب دشوارتر باشد. پس رهبران این صنعت باید درسهای مهمی را که گذشته به ما آموخته از یاد نبرند و رویکردشان را عوض کنند.
🔗 واشینگتن پست | ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶ | This Doommaxxing Has Got to Stop
🔗 رابرت جی. شیلر؛ استاد اقتصاد دانشگاهِ ییل و برندۀ جایزۀ نوبلِ اقتصاد است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
👍1
🔸کشفی تازه درباره حافظه: خاطرات فراموششده بهکلی از بین نمیروند!
🔹پژوهشگران با مطالعه مگسهای میوه دریافتند که خاطرات فراموششده بهکلی از بین نمیروند، بلکه بهصورت ردپای خاموش در مغز باقی میمانند و با یادآوریهای مناسب، دوباره فعال میشوند. این یافتهها میتواند به درک بهتر فراموشی در انسان و بیماریهای عصبی کمک کند.
https://irna.ir/xjY5hR
@IRNA_1313
🆔 @commac
🔹پژوهشگران با مطالعه مگسهای میوه دریافتند که خاطرات فراموششده بهکلی از بین نمیروند، بلکه بهصورت ردپای خاموش در مغز باقی میمانند و با یادآوریهای مناسب، دوباره فعال میشوند. این یافتهها میتواند به درک بهتر فراموشی در انسان و بیماریهای عصبی کمک کند.
https://irna.ir/xjY5hR
@IRNA_1313
🆔 @commac
🎯 رمزگذاری سرتاسری بهشتی جهنمی برای کودکآزاری ساخته است
— هزاران کودک در پخش زندۀ اینترنتی مورد سوءاستفاده قرار میگیرند
♦️تایم، چارلی کمپل — ما احتمالاً با عظیمترین موج نمایشِ کودکآزاری در تاریخ روبهرو هستیم. بر اساس یک پژوهش، فقط در سال ۲۰۲۲ نزدیک به نیممیلیون کودک فیلیپینی در جریان پخشهای زنده مورد بهرهکشی جنسی قرار گرفتهاند. کودکانی که میانگین سنی آنها فقط هشت سال است و بسیاری از آنها، جلوی دوربین شکنجه شدهاند یا مورد تجاوز قرار گرفتهاند.
♦️مارتین کانلی یکی از مدیران «ادارۀ تحقیقات امنیت داخلی» در آمریکا میگوید: «بر اساس آنچه ما مشاهده میکنیم، این احتمالاً بزرگترین شکل نوظهور کودکآزاری و بهرهکشی از کودکان است». برخلاف تصور رایج، این جرایم عمدتاً در تاریکترین بخشهای دارکوب رخ نمیدهند. تقریباً همه آنها در سرویسهایی انجام میشوند که افراد عادی روزانه از آنها استفاده میکنند؛ از جمله واتساپ، زوم، تلگرام و بسیاری سرویسهای دیگر.
♦️پرسش اصلی این است که جامعه تا چه اندازه حاضر است برای حفاظت از کودکان، از حریم خصوصی خود چشمپوشی کند. حامیان ابزارهای قویتر شناسایی به محدودیتهایی اشاره میکنند که مردم هماکنون نیز به نام امنیت عمومی پذیرفتهاند؛ از بازرسیهای امنیتی فرودگاهها گرفته تا ایستهای بازرسی تشخیص رانندگی در حالت مستی. اما حامیان حفاظت از حریم خصوصی میگویند ارتباطات در فضای مجازی تفاوتهایی ماهوی دارد.
♦️ریزا هونتیوروس، سناتور فیلیپینی که سالهاست پیشگام مبارزه با بهرهکشی از کودکان در کشور خود بوده، هشدار میدهد که افزایش هزینههای زندگی ناشی از بحرانهای جهانی ممکن است شمار بیشتری از فیلیپینیها را به تولید و فروش محتوای سوءاستفاده جنسی از کودکان سوق دهد. او میگوید: «این واقعاً دلخراش است، حتی کودکانِ خودشان را درگیر چنین کارهایی میکنند».
♦️گسترش دسترسی عمومی به اینترنت از طریق تلفنهای هوشمند ارزانقیمت و شبکههای ۵جی، متأسفانه، نوعی «غربِ وحشیِ» محتوای سوءاستفاده جنسی از کودکان را پدید آورده است؛ وضعیتی که در آن هر کسی که به کودکی دسترسی داشته باشد و با مشکلات شدید مالی روبهرو باشد، میتواند تقریباً بلافاصله با تولید چنین محتوایی مشکلات مالی خود را برطرف کند.
♦️مایک تزیتزیکالاکیس، رئیس موقت بخش «مرکز جرایم سایبری» وزارت امنیت داخلی آمریکا، میگوید: «ما این پدیده را در آمریکای لاتین، سراسر آفریقا و دیگر نقاط جنوبشرق آسیا نیز دیدهایم. اما آمار مربوط به فیلیپین بهتنهایی بسیار عظیم است، ولی میدانیم که این اتفاق فقط آنجا رخ نمیدهد». با این حال، بر اساس دادهها، اصلیترین بازار مصرف این محتواها ایالات متحده است؛ هرچند استرالیا، فرانسه، آلمان و بریتانیا نیز در میان کشورهای دارای بیشترین تقاضا قرار دارند.
🔗 تایم| ۲۰ ژوئیۀ ۲۰۲۶ | How Livestreamed Child Abuse Is Challenging How We Think About Online Privacy
🔗 چارلی کمپل، روزنامهنگار تحقیقی تایم در دفتر سنگاپور این مجموعۀ رسانهای است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
— هزاران کودک در پخش زندۀ اینترنتی مورد سوءاستفاده قرار میگیرند
♦️تایم، چارلی کمپل — ما احتمالاً با عظیمترین موج نمایشِ کودکآزاری در تاریخ روبهرو هستیم. بر اساس یک پژوهش، فقط در سال ۲۰۲۲ نزدیک به نیممیلیون کودک فیلیپینی در جریان پخشهای زنده مورد بهرهکشی جنسی قرار گرفتهاند. کودکانی که میانگین سنی آنها فقط هشت سال است و بسیاری از آنها، جلوی دوربین شکنجه شدهاند یا مورد تجاوز قرار گرفتهاند.
♦️مارتین کانلی یکی از مدیران «ادارۀ تحقیقات امنیت داخلی» در آمریکا میگوید: «بر اساس آنچه ما مشاهده میکنیم، این احتمالاً بزرگترین شکل نوظهور کودکآزاری و بهرهکشی از کودکان است». برخلاف تصور رایج، این جرایم عمدتاً در تاریکترین بخشهای دارکوب رخ نمیدهند. تقریباً همه آنها در سرویسهایی انجام میشوند که افراد عادی روزانه از آنها استفاده میکنند؛ از جمله واتساپ، زوم، تلگرام و بسیاری سرویسهای دیگر.
♦️پرسش اصلی این است که جامعه تا چه اندازه حاضر است برای حفاظت از کودکان، از حریم خصوصی خود چشمپوشی کند. حامیان ابزارهای قویتر شناسایی به محدودیتهایی اشاره میکنند که مردم هماکنون نیز به نام امنیت عمومی پذیرفتهاند؛ از بازرسیهای امنیتی فرودگاهها گرفته تا ایستهای بازرسی تشخیص رانندگی در حالت مستی. اما حامیان حفاظت از حریم خصوصی میگویند ارتباطات در فضای مجازی تفاوتهایی ماهوی دارد.
♦️ریزا هونتیوروس، سناتور فیلیپینی که سالهاست پیشگام مبارزه با بهرهکشی از کودکان در کشور خود بوده، هشدار میدهد که افزایش هزینههای زندگی ناشی از بحرانهای جهانی ممکن است شمار بیشتری از فیلیپینیها را به تولید و فروش محتوای سوءاستفاده جنسی از کودکان سوق دهد. او میگوید: «این واقعاً دلخراش است، حتی کودکانِ خودشان را درگیر چنین کارهایی میکنند».
♦️گسترش دسترسی عمومی به اینترنت از طریق تلفنهای هوشمند ارزانقیمت و شبکههای ۵جی، متأسفانه، نوعی «غربِ وحشیِ» محتوای سوءاستفاده جنسی از کودکان را پدید آورده است؛ وضعیتی که در آن هر کسی که به کودکی دسترسی داشته باشد و با مشکلات شدید مالی روبهرو باشد، میتواند تقریباً بلافاصله با تولید چنین محتوایی مشکلات مالی خود را برطرف کند.
♦️مایک تزیتزیکالاکیس، رئیس موقت بخش «مرکز جرایم سایبری» وزارت امنیت داخلی آمریکا، میگوید: «ما این پدیده را در آمریکای لاتین، سراسر آفریقا و دیگر نقاط جنوبشرق آسیا نیز دیدهایم. اما آمار مربوط به فیلیپین بهتنهایی بسیار عظیم است، ولی میدانیم که این اتفاق فقط آنجا رخ نمیدهد». با این حال، بر اساس دادهها، اصلیترین بازار مصرف این محتواها ایالات متحده است؛ هرچند استرالیا، فرانسه، آلمان و بریتانیا نیز در میان کشورهای دارای بیشترین تقاضا قرار دارند.
🔗 تایم| ۲۰ ژوئیۀ ۲۰۲۶ | How Livestreamed Child Abuse Is Challenging How We Think About Online Privacy
🔗 چارلی کمپل، روزنامهنگار تحقیقی تایم در دفتر سنگاپور این مجموعۀ رسانهای است.
@tarjomaanweb
🆔 @commac
موج محدودیت شبکههای اجتماعی برای کودکان در اروپا ادامه دارد
دولت اسلواکی در 26 اوت طرحی را تصویب کرد که بر اساس آن استفاده کودکان زیر 16 سال از شبکههای اجتماعی ممنوع خواهد شد؛ این طرح نیازمند تصویب پارلمان است و شامل سازوکارهای احراز سن میشود.
این اقدام در امتداد روند گستردهتری است که در استرالیا، نیوزیلند و چند کشور اروپایی برای محدودکردن دسترسی کودکان به شبکههای اجتماعی دنبال میشود.
نیوزیلند نیز همین هفته طرح ممنوعیت استفاده افراد زیر 16 سال را مطرح کرد.
@NewJournalism
🆔 @commac
دولت اسلواکی در 26 اوت طرحی را تصویب کرد که بر اساس آن استفاده کودکان زیر 16 سال از شبکههای اجتماعی ممنوع خواهد شد؛ این طرح نیازمند تصویب پارلمان است و شامل سازوکارهای احراز سن میشود.
این اقدام در امتداد روند گستردهتری است که در استرالیا، نیوزیلند و چند کشور اروپایی برای محدودکردن دسترسی کودکان به شبکههای اجتماعی دنبال میشود.
نیوزیلند نیز همین هفته طرح ممنوعیت استفاده افراد زیر 16 سال را مطرح کرد.
@NewJournalism
🆔 @commac
نقدی بر طرح «نظامبخشی فضای مجازی»؛
تنظیمگری یا گسترش اقتدار؟
ابوالقاسم عابدین پور
مسئله فضای مجازی بدون تردید نیازمند قانونگذاری و تنظیمگری است؛ اما هر قانونی که با عنوان «ساماندهی» یا «نظامبخشی» ارائه میشود، الزاماً به معنای حکمرانی بهتر نیست. پرسش اصلی درباره طرح جدید مجلس این است که آیا این طرح واقعاً برای حل مشکلات فضای مجازی طراحی شده یا بیش از آنکه حقوق کاربر را تضمین کند، قدرت نهادهای تنظیمگر را افزایش میدهد؟
نخستین نگرانی، تمرکز قدرت در ساختار تنظیمگری است. طرح برای نهادهای مختلف اختیارات گستردهای پیشبینی میکند، اما همزمان نقش مرکز ملی فضای مجازی و کمیسیون عالی تنظیم مقررات را پررنگ میسازد. نتیجه میتواند ایجاد ساختاری پیچیده باشد که در آن مسئولیتها متعدد، اما پاسخگویی نهایی «مبهم »است.
شهروند و کسبوکار در چنین ساختاری ممکن است ندانند تصمیم محدودکننده دقیقاً توسط کدام نهاد گرفته شده و مسئولیت آن بر عهده چه کسی است.
دوم، مجوزمحوری و ضمانتاجراهای سنگین است.
در متن منتشرشده، برای برخی تخلفات از اعلام عمومی و محدودیت جذب کاربر گرفته تا جریمه نقدی معادل یک تا ده درصد درآمد سالانه، محرومیت از حمایت و حتی کاهش مدت اعتبار یا تعلیق مجوز فعالیت تا سه سال پیشبینی شده است. چنین مجازاتهایی اگر بدون معیارهای دقیق، اصل تناسب جرم و مجازات، حق دفاع و نظارت مستقل قضایی اعمال شوند، میتوانند برای یک کسبوکار دیجیتال به معنای تهدید موجودیت آن باشند.
سوم، بازگشت نگاه امنیتی به مسئله دسترسی است. در ماده ۹، فعالیت تجاری بدون مجوز در زمینه تولید، توزیع و عرضه ابزارهای دسترسی مانند VPN و فیلترشکن ممنوع و برای آن مجازات حبس و جزای نقدی تعیین شده است. اینجا یک پرسش اساسی وجود دارد: وقتی بخش بزرگی از جامعه برای دسترسی به خدمات و ارتباطات جهانی از ابزارهای دور زدن محدودیت استفاده میکند، آیا مجازات عرضهکننده VPN مشکل حکمرانی اینترنت را حل میکند یا صرفاً یک لایه جدید از محدودیت و جرمانگاری ایجاد میکند؟
چهارم، تناقض میان حمایت از اقتصاد دیجیتال و افزایش موانع فعالیت است. کسبوکار دیجیتال برای رشد به ثبات مقررات، رقابت آزاد، دسترسی پایدار به اینترنت و امکان تعامل با جهان نیاز دارد. اگر فعالیت پلتفرمها و خدمات دیجیتال دائماً در معرض مجوز، جریمه، تعلیق و مقررات متغیر قرار گیرد، سرمایهگذار بهجای پرسیدن «بازار ایران چقدر ظرفیت رشد دارد؟» ناچار است بپرسد «فردا کدام نهاد چه محدودیتی وضع خواهد کرد؟»
البته طرح نکات مثبتی هم دارد؛ از جمله «تلاش برای تعیین متولیان تخصصی»، «ساماندهی مسئولیت نهادهای مختلف» و «توجه به حقوق کاربران». همچنین اصل تنظیمگری فضای مجازی امری ضروری است. اما قانون خوب فقط اختیار تنظیمگر را مشخص نمیکند؛ بلکه همزمان باید خط قرمزهای قدرت تنظیمگر را نیز روشن کند.
نکته مهمتر این است که در چنین قانونی باید حقوق شهروندان با همان دقتی تعریف شود که مجازاتها تعریف شدهاند: حق دسترسی، حق اعتراض، حق اطلاع از علت محدودیت، حق جبران خسارت، حق حریم خصوصی و حق برخورداری از تصمیمگیری شفاف و قابل نظارت.
بنابراین نقد اصلی به «نظامبخشی فضای مجازی» مخالفت با قانونمند کردن اینترنت نیست؛ برعکس، جامعه به یک قانون شفاف، پایدار و پاسخگو نیاز دارد. نگرانی آنجاست که اگر قانون، قدرت تنظیمگر را بزرگتر از حقوق کاربر کند، بهجای حکمرانی مطلوب، «حکمرانی از بالا» تولید خواهد کرد.
فضای مجازی با دستور و مجازات سامان نمییابد. اگر هدف، ساختن یک فضای مجازی امن، سالم و اقتصادی است، باید اعتماد کاربر، آزادی دسترسی مشروع، رقابت، حریم خصوصی و پاسخگویی حکومت همزمان دیده شود.
قانونی که برای تخلف، جریمه و مجازات را با جزئیات تعیین میکند، اما برای مهار قدرت تنظیمگر تضمینهای همسنگ نمیگذارد، بیش از آنکه «نظامبخش» باشد، میتواند «قدرتبخش» باشد.
و این دقیقاً همان نقطهای است که مجلس باید پیش از تصویب نهایی، با دقت بیشتری درباره آن پاسخ بدهد.
https://t.me/problematicsview
🆔 @commac
تنظیمگری یا گسترش اقتدار؟
ابوالقاسم عابدین پور
مسئله فضای مجازی بدون تردید نیازمند قانونگذاری و تنظیمگری است؛ اما هر قانونی که با عنوان «ساماندهی» یا «نظامبخشی» ارائه میشود، الزاماً به معنای حکمرانی بهتر نیست. پرسش اصلی درباره طرح جدید مجلس این است که آیا این طرح واقعاً برای حل مشکلات فضای مجازی طراحی شده یا بیش از آنکه حقوق کاربر را تضمین کند، قدرت نهادهای تنظیمگر را افزایش میدهد؟
نخستین نگرانی، تمرکز قدرت در ساختار تنظیمگری است. طرح برای نهادهای مختلف اختیارات گستردهای پیشبینی میکند، اما همزمان نقش مرکز ملی فضای مجازی و کمیسیون عالی تنظیم مقررات را پررنگ میسازد. نتیجه میتواند ایجاد ساختاری پیچیده باشد که در آن مسئولیتها متعدد، اما پاسخگویی نهایی «مبهم »است.
شهروند و کسبوکار در چنین ساختاری ممکن است ندانند تصمیم محدودکننده دقیقاً توسط کدام نهاد گرفته شده و مسئولیت آن بر عهده چه کسی است.
دوم، مجوزمحوری و ضمانتاجراهای سنگین است.
در متن منتشرشده، برای برخی تخلفات از اعلام عمومی و محدودیت جذب کاربر گرفته تا جریمه نقدی معادل یک تا ده درصد درآمد سالانه، محرومیت از حمایت و حتی کاهش مدت اعتبار یا تعلیق مجوز فعالیت تا سه سال پیشبینی شده است. چنین مجازاتهایی اگر بدون معیارهای دقیق، اصل تناسب جرم و مجازات، حق دفاع و نظارت مستقل قضایی اعمال شوند، میتوانند برای یک کسبوکار دیجیتال به معنای تهدید موجودیت آن باشند.
سوم، بازگشت نگاه امنیتی به مسئله دسترسی است. در ماده ۹، فعالیت تجاری بدون مجوز در زمینه تولید، توزیع و عرضه ابزارهای دسترسی مانند VPN و فیلترشکن ممنوع و برای آن مجازات حبس و جزای نقدی تعیین شده است. اینجا یک پرسش اساسی وجود دارد: وقتی بخش بزرگی از جامعه برای دسترسی به خدمات و ارتباطات جهانی از ابزارهای دور زدن محدودیت استفاده میکند، آیا مجازات عرضهکننده VPN مشکل حکمرانی اینترنت را حل میکند یا صرفاً یک لایه جدید از محدودیت و جرمانگاری ایجاد میکند؟
چهارم، تناقض میان حمایت از اقتصاد دیجیتال و افزایش موانع فعالیت است. کسبوکار دیجیتال برای رشد به ثبات مقررات، رقابت آزاد، دسترسی پایدار به اینترنت و امکان تعامل با جهان نیاز دارد. اگر فعالیت پلتفرمها و خدمات دیجیتال دائماً در معرض مجوز، جریمه، تعلیق و مقررات متغیر قرار گیرد، سرمایهگذار بهجای پرسیدن «بازار ایران چقدر ظرفیت رشد دارد؟» ناچار است بپرسد «فردا کدام نهاد چه محدودیتی وضع خواهد کرد؟»
البته طرح نکات مثبتی هم دارد؛ از جمله «تلاش برای تعیین متولیان تخصصی»، «ساماندهی مسئولیت نهادهای مختلف» و «توجه به حقوق کاربران». همچنین اصل تنظیمگری فضای مجازی امری ضروری است. اما قانون خوب فقط اختیار تنظیمگر را مشخص نمیکند؛ بلکه همزمان باید خط قرمزهای قدرت تنظیمگر را نیز روشن کند.
نکته مهمتر این است که در چنین قانونی باید حقوق شهروندان با همان دقتی تعریف شود که مجازاتها تعریف شدهاند: حق دسترسی، حق اعتراض، حق اطلاع از علت محدودیت، حق جبران خسارت، حق حریم خصوصی و حق برخورداری از تصمیمگیری شفاف و قابل نظارت.
بنابراین نقد اصلی به «نظامبخشی فضای مجازی» مخالفت با قانونمند کردن اینترنت نیست؛ برعکس، جامعه به یک قانون شفاف، پایدار و پاسخگو نیاز دارد. نگرانی آنجاست که اگر قانون، قدرت تنظیمگر را بزرگتر از حقوق کاربر کند، بهجای حکمرانی مطلوب، «حکمرانی از بالا» تولید خواهد کرد.
فضای مجازی با دستور و مجازات سامان نمییابد. اگر هدف، ساختن یک فضای مجازی امن، سالم و اقتصادی است، باید اعتماد کاربر، آزادی دسترسی مشروع، رقابت، حریم خصوصی و پاسخگویی حکومت همزمان دیده شود.
قانونی که برای تخلف، جریمه و مجازات را با جزئیات تعیین میکند، اما برای مهار قدرت تنظیمگر تضمینهای همسنگ نمیگذارد، بیش از آنکه «نظامبخش» باشد، میتواند «قدرتبخش» باشد.
و این دقیقاً همان نقطهای است که مجلس باید پیش از تصویب نهایی، با دقت بیشتری درباره آن پاسخ بدهد.
https://t.me/problematicsview
🆔 @commac