به آیندگان بگویید
روزی که ماشه را کشیدند
ما در مزرعه آرزوهای بربادرفته
میان خوشه های سوخته جوانی
داشتیم رویا می کاشتیم
ما همگی حیف بودیم.
@Circlegraphy
روزی که ماشه را کشیدند
ما در مزرعه آرزوهای بربادرفته
میان خوشه های سوخته جوانی
داشتیم رویا می کاشتیم
ما همگی حیف بودیم.
@Circlegraphy
عزیزان این روزها بیشتر هوای دوستهاتون رو داشته باشین. اگه این روزا به ذهنتون رسید به یکی زنگ بزنین، همون موقع بزنین. شاید دقیقا همون چیزی باشه که بهش نیاز داره. اگر تونستین بیرون برید با همدیگه. نذارین تاریکی ببلعه افکارشون رو و فکر کنن که تنهان
@Circlegraphy
@Circlegraphy
❤2
Moori-Abbas Maroufi
Baha Morshedi
داستان «موری» نوشته عباس معروفی، قصه مهندس جوانی را روایت میکند که به خاطر مخالفت با حکومت اعدام شده است، اما اجازه دفن او صادر نمیشود. مردم میخواهند هرطور شده او را به خاک بسپارند. در بین این جمع مادر، پدر، برادر و نوجوانی که راوی داستان است حضور دارند. مأمورین نعش را از چنگ مردم در میآورند و مردم مجبور میشوند در باران شدیدی که گرفته، جنازه را سریع و بدون غسل و کفن دفن کنند.
@Circlegraphy
@Circlegraphy
💔2
ستاره مرد سپیده دم
چو یک فرشته ماهم
نهاده دیده برهم
میان پرنیان غنوده بود…
به آخرین نگاهش،نگاه بی گناهش،نگاه بى گناهش،نگاه بى گناهش…
@Circlegraphy
ستاره مرد سپیده دم
چو یک فرشته ماهم
نهاده دیده برهم
میان پرنیان غنوده بود…
به آخرین نگاهش،نگاه بی گناهش،نگاه بى گناهش،نگاه بى گناهش…
@Circlegraphy