با بسته شدن چشمهایم
گویا تمام جهان میمیرد
پلک هایم را میگشایم
و تمامی آن ها مجدد زاده میشوند
گویا تو را در ذهنم ساختهام
رویایی دیدم که افسون کنان مرا بر بستر بردی
چو ماه زده ای برایم خواندی و چو دیوانه ای مرا بوسیدی
گویا تو را در ذهنم ساختهام
-------------------
Last Year at Marienbad (1961)
Alain Resnais
CiMDB
گویا تمام جهان میمیرد
پلک هایم را میگشایم
و تمامی آن ها مجدد زاده میشوند
گویا تو را در ذهنم ساختهام
رویایی دیدم که افسون کنان مرا بر بستر بردی
چو ماه زده ای برایم خواندی و چو دیوانه ای مرا بوسیدی
گویا تو را در ذهنم ساختهام
-------------------
Last Year at Marienbad (1961)
Alain Resnais
CiMDB
تو جهان من به عنوان یه آدم فیلمباز، لینچ نقش خیلی مهمی رو ایفا میکنه. فقط کارگردانی نیست که صرفا چندتا فیلم خوب ازش دیده باشم. لینچ کارگردانیه که یجورایی رابطه من با سینما رو تعریف کرد. به واسطه تجربه شگفتانگیز، وهمآلود و رویاگون سینمای لینچ بود که پی بردم لذت بردن از سینما در گروی فهمیدن و آنالیز فریم به فریم یه اثر نیست. بلکه فقط کافیه حسش کنی.
لینچ به من یاد داد که مواجهام با سینما میتونه دقیقا شبیه یه خواب دیدن باشه. گاهی به شیرینی یه رویا و گاهی به وحشت یه کابوس. بارها شده از خواب بیدار شدیم و به چیزی که پشت سر گذاشتیم، کمی فکر کردیم. هیچ منطقی توش نمیتونیم پیدا کنیم؛ اما ایا میتونیم انکار کنیم که یه تجربه غریب و وصفناپذیر بوده؟
لینچ خیلی خوب بلده با به کارگیری ترفندهای صوتی و بصری و به طور خلاصه ابزار و قدرت سینما، طوری قلب مخاطب رو نشونه بگیره که حتی با وجود عدم درک کامل وقایع، گیرندههای حسیمون فعال بشه و خودمون رو تو مرکز اتفاقات ببینیم.
و حالا امشب یه خبر کوتاه، تمام بدنم رو سرد کرد. دیوید لینچ در سن ۷۸ سالگی درگذشت.
روحت شاد، مرد بزرگ 🖤
لینچ به من یاد داد که مواجهام با سینما میتونه دقیقا شبیه یه خواب دیدن باشه. گاهی به شیرینی یه رویا و گاهی به وحشت یه کابوس. بارها شده از خواب بیدار شدیم و به چیزی که پشت سر گذاشتیم، کمی فکر کردیم. هیچ منطقی توش نمیتونیم پیدا کنیم؛ اما ایا میتونیم انکار کنیم که یه تجربه غریب و وصفناپذیر بوده؟
لینچ خیلی خوب بلده با به کارگیری ترفندهای صوتی و بصری و به طور خلاصه ابزار و قدرت سینما، طوری قلب مخاطب رو نشونه بگیره که حتی با وجود عدم درک کامل وقایع، گیرندههای حسیمون فعال بشه و خودمون رو تو مرکز اتفاقات ببینیم.
و حالا امشب یه خبر کوتاه، تمام بدنم رو سرد کرد. دیوید لینچ در سن ۷۸ سالگی درگذشت.
روحت شاد، مرد بزرگ 🖤
❤1
All We Imagine as Light (2024) • Movie
Director: #Payal_Kapadia
Starring: Kani Kusruti, Divya Prabha, Chhaya Kadam
Country: #India
🟡IMDB:
🟠Letterboxd:
🟢MetaCritic:
Download Link: 720 | 1080
----------
CiMDB
Director: #Payal_Kapadia
Starring: Kani Kusruti, Divya Prabha, Chhaya Kadam
Country: #India
🟡IMDB:
7.1/10🟠Letterboxd:
3.9/5🟢MetaCritic:
93/100Download Link: 720 | 1080
----------
CiMDB
❤2
تمام آنچه که به عنوان نور میپنداشتیم، در نهایت چیزی جز یک تاریکی بزرگتر نبود.
از بین آثار مهمی که تو سال ۲۰۲۴ به تماشاشون نشستم، تک انتخاب من برای بهترین فیلم سال، این اثر غیرمنتظره از سینمای هنده. فیلمی که با روایت استادانهاش، به سختی میشه ایرادی بهش وارد کرد.
و صد البته که برای ما تماشاگرهای ایرانی بخاطر شباهات بینظیرش به جامعه و فرهنگ خودمون، جایگاه ویژهتری داره.
اصلیترین تم فیلم میشه گفت شکافهای عمیق فرهنگی جامعه، تقابل نسلها و گیر کردن جایی میان سنت و مدرنیتهاس.
فیلم دو کاراکتر اصلی به نامهای آنو و پرابها ارائه میده که با همدیگه همکار و همخونه هستن. آنو به عنوان نماینده نسل جدید، سرشار از اشتیاق زندگیه. درگیر یه رابطه عاشقانه پرشوره و تو دل جامعه سنتی هند، ابایی نداره که با معشوقش توی انظار دیده بشه. تو روابط جنسیش بیپرواست و اهمیتی به حرفهایی که همکاراش پشت سرش میزنن، نمیده.
از طرف دیگه، پرابها رو داریم که نماینده نسل میانیه. اون چند سالی است که ازدواج کرده و شوهرش همون اوایل ازدواج برای کار میره آلمان و الان دیگه مدتهاست که خبری ازش نیست. خیلی واضحه که همسرش دیگه رهاش کرده و مشغول زندگی جدید خودشه. اما پرابها از پذیرش این حقیقت مستاصله. اون هرگز نمیتونه نزدیک شدن مردی رو به خودش بپذیره، چون درگیر یه تعهد کورکورانهاس و به خودش برچسب «زن شوهردار» رو زده. شوهری که حتی با وجود عدم حضورش، تعریف کننده هویت پرابها میشه.
فیلم یه کاراکتر خیلی مهم دیگه داره، که یکی از پیرنگ های اساسی فیلم رو تشکیل میده. همسایه پرابها، پیرزنی به اسم پارواتی که دولت تو فرایند پروژه نوسازی شهر و خراب کردن ساختمان های قدیمی، قصد داره خونهاش رو تخریب کنه و بهجاش یه واحد آپارتمان بهش بده. اما مشکلی که هست اینه که پارواتی، که شوهرش حالا مرده، باید مدرکی ارائه کنه که نشون بده به عنوان همسر قانونی این مرد، تو این خونه باهاش زندگی کرده. پارواتی اما مدرک مستندی نداره. طعنه آمیزه که برای ۲۶ سال تو اون خونه زندگی کرده و تمام هویت و موجودیتش خلاصه میشه تو برگه کاغذی که بتونه ثابت کنه همسر اون مرد بوده. فیلمساز نشون میده که تو این جریان گذار به مدرنیته ظاهراً دیگه جایی برای نسل گذشته نیست و نهایتا چارهای ندارن جز اینکه برگردن به روستاهایی که توشون به دنیا اومدن.
پرابها به زیبایی از خودش کاراکتر درمانده ای رو به نمایش میذاره که جایی میان سنت و مدرنیتهاس. همون نقطهای که شاید ما متولدین دهه شصت و هفتاد توی ایران خیلی خوب درکش میکنیم. همون مرزی که گویی سرگردان هستیم بین آموزهها و زیست سنتی خانواده و جامعه و همینطور مدرنیسمی که به شکلی کج و کوله وارد فرهنگ نسل جدیدتر شده و ما هم باهاش سر و کار داریم. و این وسط هیچی سختتر تعریف کردن یه هویت مستقل برای خودت نیست.
نیم ساعت پایانی فیلم به معنای واقعی شاهکاره. شهامت فیلمساز برای حرکت به سمت رئالیسم جادویی، بعد از نود دقیقهی کاملا رئال، از اون تصمیمات جسورانهایه که منتج شده به یه تجربه متفاوت و دلچسب. پرابها برای پذیرش و فهم واقعیت، چارهای نداره جز اینکه ازش فرار کنه و ابتدا تو واقعیت ذهنی خودش، دست به خلق و بازتعریف هویت خودش بزنه؛ و درنهایت موفق بشه به اینکه آزادی، زنانگی و استقلال رو برای خودش تعریف کنه.
تماشای این فیلم شگفتانگیز رو از دست ندین.
All We Imagine as Light (2024) • Movie
--------------
CiMDB
از بین آثار مهمی که تو سال ۲۰۲۴ به تماشاشون نشستم، تک انتخاب من برای بهترین فیلم سال، این اثر غیرمنتظره از سینمای هنده. فیلمی که با روایت استادانهاش، به سختی میشه ایرادی بهش وارد کرد.
و صد البته که برای ما تماشاگرهای ایرانی بخاطر شباهات بینظیرش به جامعه و فرهنگ خودمون، جایگاه ویژهتری داره.
اصلیترین تم فیلم میشه گفت شکافهای عمیق فرهنگی جامعه، تقابل نسلها و گیر کردن جایی میان سنت و مدرنیتهاس.
فیلم دو کاراکتر اصلی به نامهای آنو و پرابها ارائه میده که با همدیگه همکار و همخونه هستن. آنو به عنوان نماینده نسل جدید، سرشار از اشتیاق زندگیه. درگیر یه رابطه عاشقانه پرشوره و تو دل جامعه سنتی هند، ابایی نداره که با معشوقش توی انظار دیده بشه. تو روابط جنسیش بیپرواست و اهمیتی به حرفهایی که همکاراش پشت سرش میزنن، نمیده.
از طرف دیگه، پرابها رو داریم که نماینده نسل میانیه. اون چند سالی است که ازدواج کرده و شوهرش همون اوایل ازدواج برای کار میره آلمان و الان دیگه مدتهاست که خبری ازش نیست. خیلی واضحه که همسرش دیگه رهاش کرده و مشغول زندگی جدید خودشه. اما پرابها از پذیرش این حقیقت مستاصله. اون هرگز نمیتونه نزدیک شدن مردی رو به خودش بپذیره، چون درگیر یه تعهد کورکورانهاس و به خودش برچسب «زن شوهردار» رو زده. شوهری که حتی با وجود عدم حضورش، تعریف کننده هویت پرابها میشه.
فیلم یه کاراکتر خیلی مهم دیگه داره، که یکی از پیرنگ های اساسی فیلم رو تشکیل میده. همسایه پرابها، پیرزنی به اسم پارواتی که دولت تو فرایند پروژه نوسازی شهر و خراب کردن ساختمان های قدیمی، قصد داره خونهاش رو تخریب کنه و بهجاش یه واحد آپارتمان بهش بده. اما مشکلی که هست اینه که پارواتی، که شوهرش حالا مرده، باید مدرکی ارائه کنه که نشون بده به عنوان همسر قانونی این مرد، تو این خونه باهاش زندگی کرده. پارواتی اما مدرک مستندی نداره. طعنه آمیزه که برای ۲۶ سال تو اون خونه زندگی کرده و تمام هویت و موجودیتش خلاصه میشه تو برگه کاغذی که بتونه ثابت کنه همسر اون مرد بوده. فیلمساز نشون میده که تو این جریان گذار به مدرنیته ظاهراً دیگه جایی برای نسل گذشته نیست و نهایتا چارهای ندارن جز اینکه برگردن به روستاهایی که توشون به دنیا اومدن.
پرابها به زیبایی از خودش کاراکتر درمانده ای رو به نمایش میذاره که جایی میان سنت و مدرنیتهاس. همون نقطهای که شاید ما متولدین دهه شصت و هفتاد توی ایران خیلی خوب درکش میکنیم. همون مرزی که گویی سرگردان هستیم بین آموزهها و زیست سنتی خانواده و جامعه و همینطور مدرنیسمی که به شکلی کج و کوله وارد فرهنگ نسل جدیدتر شده و ما هم باهاش سر و کار داریم. و این وسط هیچی سختتر تعریف کردن یه هویت مستقل برای خودت نیست.
نیم ساعت پایانی فیلم به معنای واقعی شاهکاره. شهامت فیلمساز برای حرکت به سمت رئالیسم جادویی، بعد از نود دقیقهی کاملا رئال، از اون تصمیمات جسورانهایه که منتج شده به یه تجربه متفاوت و دلچسب. پرابها برای پذیرش و فهم واقعیت، چارهای نداره جز اینکه ازش فرار کنه و ابتدا تو واقعیت ذهنی خودش، دست به خلق و بازتعریف هویت خودش بزنه؛ و درنهایت موفق بشه به اینکه آزادی، زنانگی و استقلال رو برای خودش تعریف کنه.
تماشای این فیلم شگفتانگیز رو از دست ندین.
All We Imagine as Light (2024) • Movie
--------------
CiMDB
❤6👍2
If I Had Legs, I'd Kick You (2025) • Movie
Director: #Mary_Bronstein
Starring: Rose Byrne, Conan O'Brien
Country: #USA
🟡IMDB: 6.6
🟠Letterboxd:
🟢MetaCritic: 77
Download Link: 720 | 1080
----------
CiMDB
Director: #Mary_Bronstein
Starring: Rose Byrne, Conan O'Brien
Country: #USA
🟡IMDB: 6.6
/10🟠Letterboxd:
3.8/5🟢MetaCritic: 77
/100Download Link: 720 | 1080
----------
CiMDB
❤4👍2
تصویری دقیق از فروپاشی یک مادر تنها
در سالی که خیلی از فیلمسازهای بزرگ کمتر از حد انتظار ظاهر شدند، فیلم کوچک و بیادعای اگه پا داشتم، میزدمت تبدیل به یکی از عناوین برتر سال میشود. فیلمی که قبل از آغاز و با همان عنوانبندی عجیبش، خبر از کمدی تاریک نهفته در فیلم میدهد.
آنچنان با اثری قصهگو در قالب آشنای همیشگی مواجه نیستیم. و بیشتر شاهد برشی از زندگی مادری تنها به اسم
فیلم از همان نمای آغازین با تصویری بسته از چهرهی درهم شکسته لیندا درون مطب، فشار خفه کنندهی وارد بر او را ترسیم میکند. شوهرش که بر روی کشتی کار میکند، تنها صدایش از خلال تماسهای تلفنی نه چندان محبت آمیز به گوش میرسد. فرزند آنها بیماری مرموزی دارد که او را از غذا خوردن باز نگه داشته تا بوسیله یک لوله، غذای مورد نیازش تامین شود. فیلمساز آگاهانه هیچوقت تصویری از کودک نشان نمیدهد و ما فقط بهانههای پی در پی او را میشنویم. انگار مای مخاطب هم به مانند لیندا توان «دیدن» نداریم و فقط ناخواسته صداهای حاضر در محیط را میشنویم. گویی همه در زندگی لیندا غایب هستند.
اوضاع زمانی برای لیندا پیچیدهتر میشود که سقف خانهی آنها فرو میریزد تا مجبور به نقل مکان به متلی ساحلی شوند. حفرهی بزرگ وسط سرپناه زندگی لیندا، استعارهای از حال و روز فعلی اوست.
اضطراب و تنش، عناصر کلیدی روایت هستند. برادران سفدی که نقش تهییه کنندگی فیلم را برعهده داشتند، قبلا با آثاری چون آنکات جمز یا گود تایمز نشان داده بودند که در به تصویر کشیدن اضطراب متبحر هستند. و احتمالا اینجا هم میتوان ردپای حضور آنها را به عنوان مشاور پیدا کرد. بویژه از طریق کاربرد صدا که تکنیک مورد علاقهی آنهاست.
فیلم چند کاراکتر فرعی متفاوت با پیرنگها و داستانکهای بسیار جذاب هم دارد که سخن گفتن از انها، متن را به درازا میبرد. فقط پیشنهاد میکنم که تماشای این فیلم خوب را از دست ندهید.
If I Had Legs, I'd Kick You (2025) • Movie
--------------------
CiMDB
در سالی که خیلی از فیلمسازهای بزرگ کمتر از حد انتظار ظاهر شدند، فیلم کوچک و بیادعای اگه پا داشتم، میزدمت تبدیل به یکی از عناوین برتر سال میشود. فیلمی که قبل از آغاز و با همان عنوانبندی عجیبش، خبر از کمدی تاریک نهفته در فیلم میدهد.
آنچنان با اثری قصهگو در قالب آشنای همیشگی مواجه نیستیم. و بیشتر شاهد برشی از زندگی مادری تنها به اسم
لیندا با بازی خیره کننده رز بایرن طرفیم؛ که قطعا یکی از کاندیداهای احتمالی اسکار امسال است.فیلم از همان نمای آغازین با تصویری بسته از چهرهی درهم شکسته لیندا درون مطب، فشار خفه کنندهی وارد بر او را ترسیم میکند. شوهرش که بر روی کشتی کار میکند، تنها صدایش از خلال تماسهای تلفنی نه چندان محبت آمیز به گوش میرسد. فرزند آنها بیماری مرموزی دارد که او را از غذا خوردن باز نگه داشته تا بوسیله یک لوله، غذای مورد نیازش تامین شود. فیلمساز آگاهانه هیچوقت تصویری از کودک نشان نمیدهد و ما فقط بهانههای پی در پی او را میشنویم. انگار مای مخاطب هم به مانند لیندا توان «دیدن» نداریم و فقط ناخواسته صداهای حاضر در محیط را میشنویم. گویی همه در زندگی لیندا غایب هستند.
اوضاع زمانی برای لیندا پیچیدهتر میشود که سقف خانهی آنها فرو میریزد تا مجبور به نقل مکان به متلی ساحلی شوند. حفرهی بزرگ وسط سرپناه زندگی لیندا، استعارهای از حال و روز فعلی اوست.
اضطراب و تنش، عناصر کلیدی روایت هستند. برادران سفدی که نقش تهییه کنندگی فیلم را برعهده داشتند، قبلا با آثاری چون آنکات جمز یا گود تایمز نشان داده بودند که در به تصویر کشیدن اضطراب متبحر هستند. و احتمالا اینجا هم میتوان ردپای حضور آنها را به عنوان مشاور پیدا کرد. بویژه از طریق کاربرد صدا که تکنیک مورد علاقهی آنهاست.
فیلم چند کاراکتر فرعی متفاوت با پیرنگها و داستانکهای بسیار جذاب هم دارد که سخن گفتن از انها، متن را به درازا میبرد. فقط پیشنهاد میکنم که تماشای این فیلم خوب را از دست ندهید.
If I Had Legs, I'd Kick You (2025) • Movie
--------------------
CiMDB
❤7👍3