Forwarded from 𝘊𝘦𝘭𝘦𝘴𝘵𝘪𝘢𝘭 ( 🆕 ❗)
Forwarded from 𝖣𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾𝖾 ـ ('𝖶𝗂𝗅𝗅𝗂𝖺𝗆)
چیزهایی که هرگز گفته نمیشوند، صرفاً حرفهای ناگفته هستند؟
پس چرا چشمانش با من سخن نمیگوید؟ چرا چشمهایش جواب من را نمیدهد؟
و من میمانم و حرفهایی که هرگز گفته نشدند؛ حرفهایی که در من ماندند، خاموش شدند و هیچگاه پاسخی از آن چشمها نگرفتند.
پس چرا چشمانش با من سخن نمیگوید؟ چرا چشمهایش جواب من را نمیدهد؟
اگر تمام حرفهای ناگفته جایی در جهان جمع میشدند، شاید سنگینترین سکوت متعلق به من بود؛ سکوتی که بوی فراق و حسرت میداد و هرچه میگذشت، سنگینتر میشد.
همهچیز من از آنِ او بود، گفته یا ناگفته!
حال که او گفته مرا نمیپذیرد، ناگفتهها باید در جای خود، سکوتِ مطلق بمانند؛ شاید بعضی خواستنها، پیش از آنکه به وصال برسند، محکوم به زوالاند.
و من میمانم و حرفهایی که هرگز گفته نشدند؛ حرفهایی که در من ماندند، خاموش شدند و هیچگاه پاسخی از آن چشمها نگرفتند.
از گفته ای برای پاسخِ زندگیاش؛ او
Forwarded from روحِ ســوختـه؛
«В этой жизни умирать не ново, Но и жить, конечно, не новей.»
Сергей Есенин.
Forwarded from روحِ ســوختـه؛
زندگی؟ کدام زندگی؟ همانی که برباد رفته؟
امید داشته باشیم که آنها مانندِ ما، مردگانی بیکفن و گور نباشند.
آن روز، او از من پرسید: «به نظر تو، زندگی چیست؟»میدانم، میدانم که این زندگیِ ما درست نمیشود؛ اما بیایید امیدِ خود را بدرقهی نسلِ جوانِ پس از خود کنیم.
من در پاسخ به این پرسش، بسیار تأمل کردم؛ اما پس از گذشتِ دقایقی، به او گفتم: «زندگی؟ کدام زندگی؟»
او به زدنِ لبخندی سرد و غمگین بسنده کرد؛ اما هر دو میدانستیم که پاسخِ من، چیزهای بسیاری را در خود جای داده بود؛ چیزهایی که هیچکدام قادر به یادآوریشان نبودیم.
بله! در زندگیِ همهی آدمها، اتفاقاتِ گوناگونِ ناگوار، شاد، یا شاید بیهیچ حسِ خاصی رخ میدهد؛ اما زندگیِ من... از همان بدوِ تولد، نابود شده بود!
انگار بندِ نافم را با پوچی و بدبختی بریده بودند!
زندگیام چنان بود که هرچه در آن کاوش میکردی، هیچ شادی یا لبخندِ زیبایی نمییافتی!
آخر این هم شد زندگی؟ معلوم است که نه، من و نسلِ من، فقط مردگانی هستیم که گور و کفن ندارند!
میپرسی چرا؟
بگذار برایت بگویم!
چون هر نفسی که من و تو میکشیم، فقط نشان میدهد که ما همان مردگانی هستیم که گور ندارند، کفن ندارند، آزادی ندارند؛ اما بدبختی؟ تا دلت بخواهد!
به جوانانِ دیگر کشورها نگاه میکنم و آه، چه حسرتی میخورم!
آخر مگر میشود جوانی اینقدر بیدغدغه باشد؟ اینقدر شاد، اینقدر غافل از اینکه روزی، او هم ممکن است به مردهای بیکفن تبدیل شود؟
انصاف نیست... آخر مگر ما فرقمان با آنها چه بود؟ چه شد که ما اینگونه زاده شدیم و آنها آنگونه؟ چه کسی این خط را کشید؟ کسی که این خط را کشید.. با خود نگفت آنها نیز جوانند؟... حق زندگی، خوشبختی دارند و شاید دلشان خواست طمع شادی را بکشند؟
نمیدانم.
نمیدانم... شاید واقعاً بندِ نافِ من و شما را با بدبختی و پوچی بریده باشند!
شما؟ شما که غریبه نیستید، پس بگذارید رک بگویم:
اینجا، ما چیزی به نام زندگی نداریم! ما اینجا فقط میتوانیم دوام بیاوریم و همهچیز را به لیستِ حسرتهایمان اضافه کنیم.
نمیدانم، اما خسته شدهام از اینکه هر بار چیزی در زندگیام درست نمیشود، تنها واکنشِ من این باشد که بگویم: «نمیشود دیگر... شاید در زندگیِ بعدی.»
اما اگر زندگیِ بعدی وجود نداشت، چه؟ من و تو، با این جوانی که هیچچیزِ آن شبیه به جوانی نبود، با این همه حسرت، درد، بدبختی و نداری... چه کنیم؟
چه کسی پاسخگویِ ماست؟
... و در پایان، میخواهم بگویم: درست است که امید هیچگاه هیچچیز را درست نمیکند؛ اما انسان است دیگر... چه میشود کرد؟
پس امیدتان را از دست ندهید.
امید داشته باشیم که آنها مانندِ ما، مردگانی بیکفن و گور نباشند.
Forwarded from 𝑽ē𝑵𝑶𝑹
با هرکی مث خودش باشم؟ نه امکان نداره من اونجوری دوهزاری باشم.
Forwarded from 𝑽ē𝑵𝑶𝑹
الستور یبار گفت: « اینکه یه لبخند میبینی، دلیل نمیشه بدونی پشتش چیه، لبخند ابزار باارزشیه؛ به دوستات روحیه میده، دشمنات رو گیج میکنه و نشون میده که مهم نیست چه چیزی سدت قرار میگیره، تو همچنان آرومی و اوضاع رو تحت کنترل داری. »
Forwarded from MIN / rest
فور کنید از یونگی عکس رندوم بدم
از چنلتم خوشم بیاد میگم
الان میزارم
Forwarded from Sılver Dɑwn
فور کنید + user name ؛
تا بر اساس وایبتون یه عکس از سپ بر اساس وایبتون بدم .
تا بر اساس وایبتون یه عکس از سپ بر اساس وایبتون بدم .
Be join, limit : الان میزارم
Forwarded from ангел-хранитель
یه چندتا بال سوخته میان آمار اینجا مثل قبل شه؟
عدد بزارین باهم زیاد شیم.
Forwarded from MIN / rest
𓂃 این پیام فور کنید𓂃
تا لینک چنل هاتونو لیستی قرار بدم
Limit:215
تا لینک چنل هاتونو لیستی قرار بدم
بعد شما میایی چک میکنید از هرچنلی که خوشت اومد یه پست تو چنلت فور میزنی که ویو بگیره اگه هم خوشت اومد جویین میشی
این چالش بیشتر برای چنل های که تازه تاسیس هستن پس به دستشون برسونید مچکرم
Limit:215
Forwarded from 𝖣𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾𝖾 ـ ('𝖶𝗂𝗅𝗅𝗂𝖺𝗆)
به جان میخرم زندگی در آتش را؛ گداخته شدن در آتش، سوختن در حرارت، مدفون شدنِ روح و حتی مرگ را.
اما پذیرفتنِ حالتِ تو را نمیپذیرم؛ بارانِ اشکِ تو را نمیپذیرم، چشمانِ سردِ تو را نمیپذیرم و تنهاییِ بعد از تو را نیز. تا جهان نام مرا در فهرستِ زندگانِ خود حفظ کند، به دنبالِ جذبِ تو خواهم بود. باران ببارد، برف ببارد، تگرگ ببارد، بهمن بیاید؛ تکتکِ اینها را پشت سر میگذارم و دنبالِ تو خواهم آمد.
بیپناه، میتوانم پناهِ پنهانِ تو در تاریکی باشم؟ــ از پناهی برای بی پناهش؛ او
Forwarded from Sılver Dɑwn
میدونی لمس یه فرشته چجوریه؟
تا حالا مزهی مواد مخدر رو چشیدی؟
میدونی نگاه یه غریبه که بیش از حد دیده چجوریه؟
دلیلش تو نبودی خوشگلم ، مطمئن باش قرار نیست اون غریبه کاری بکنه ، اون بیش از حد دیده ، اون ما رو دید ، ما رو در حال عشق بازی دید فرشتم .
آره عزیزم تو یه فرشته بودی ، برای همین اون غریبه اونجوری نگاهمون میکرد ، چون من کنارت ناچیز بودم .
هیچ چیزی بدون زحمت به دست نمیاد ، ولی تو میتونی با روحت پرداختش کنی ، و من کسی بودم که روحمو برای یه فرشته دادم .
ولی بعدش فهمیدم من روحی ندارم و تموم اون چیزی که پرداخت کردم توهم بوده .
من بهت استعداد میدم و تو میتونی زندگیتو بهم بدی ، اگه اصلا یکی داشته باشی .
من تورو انتخاب کردم فرشته ، من لمسهای سمیِ تورو انتخاب کردم و این روح و قلب من رو ازم گرفت ، این بهاییه که برای داشتنت دادم !
Forwarded from MIN / rest
فورکنید
استیکری که حال الانتون نشون میده بفرستید بفرستم اینجا