𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄
29 subscribers
249 photos
26 videos
9 files
108 links
Download Telegram
Forwarded from MIN / rest
این پیام فور کنید
بگید -> کلاسیک یا مدرن
تا بگم اگه زندگیتون داستان بود مقدمش چی میشد

Limit: 210
Forwarded from ‌ ْ·آغــ𓏲ـوش شــب·ْ (𐙚Ꭾetiroj ִֶָ ‌)
📕فـوروارد کنید + ID + نیمـتون
بهتون بگم اگر یک رمان در مورد شما نوشته بشه:
لقب شما در رمان چیه.

ظاهر و استایلتونو براتون توصیف کنم.

بنظرم رمانتون توسط چه کسی نوشته میشه.

چه جمله ای میتونه باعث معروفیت رمانتون بشه.

  -.ْBejoin· - .lim:180· ࿐
Forwarded from 𝖣𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾𝖾 ـ ('𝖶𝗂𝗅𝗅𝗂𝖺𝗆)
چیزهایی که هرگز گفته نمی‌شوند، صرفاً حرف‌های ناگفته هستند؟
پس چرا چشمانش با من سخن نمی‌گوید؟ چرا چشم‌هایش جواب من را نمی‌دهد؟

اگر تمام حرف‌های ناگفته جایی در جهان جمع می‌شدند، شاید سنگین‌ترین سکوت متعلق به من بود؛ سکوتی که بوی فراق و حسرت می‌داد و هرچه می‌گذشت، سنگین‌تر می‌شد.
همه‌چیز من از آنِ او بود، گفته یا ناگفته!

حال که او گفته مرا نمی‌پذیرد، ناگفته‌ها باید در جای خود، سکوتِ مطلق بمانند؛ شاید بعضی خواستن‌ها، پیش از آنکه به وصال برسند، محکوم به زوال‌اند.

و من می‌مانم و حرف‌هایی که هرگز گفته نشدند؛ حرف‌هایی که در من ماندند، خاموش شدند و هیچ‌گاه پاسخی از آن چشم‌ها نگرفتند.

از گفته ای برای پاسخِ زندگی‌اش؛ او
«В этой жизни умирать не ново, Но и жить, конечно, не новей.»
Сергей Есенин.
زندگی؟ کدام زندگی؟ همانی که برباد رفته؟

آن روز، او از من پرسید: «به نظر تو، زندگی چیست؟»
من در پاسخ به این پرسش، بسیار تأمل کردم؛ اما پس از‌ گذشتِ دقایقی، به او گفتم: «زندگی؟ کدام زندگی؟»
او به زدنِ لبخندی سرد و غمگین بسنده کرد؛ اما هر دو می‌دانستیم که پاسخِ من، چیزهای بسیاری را در خود جای داده بود؛ چیزهایی که هیچ‌کدام قادر به یادآوری‌شان نبودیم.

بله! در زندگیِ همه‌ی آدم‌ها، اتفاقاتِ گوناگونِ ناگوار، شاد، یا شاید بی‌هیچ حسِ خاصی رخ می‌دهد؛ اما زندگیِ من... از همان بدوِ تولد، نابود شده بود!
انگار بندِ نافم را با پوچی و بدبختی بریده بودند!
زندگی‌ام چنان بود که هرچه در آن کاوش می‌کردی، هیچ شادی یا لبخندِ زیبایی نمی‌یافتی!
آخر این هم شد زندگی؟ معلوم است که نه، من و نسلِ من، فقط مردگانی هستیم که گور و کفن ندارند!
می‌پرسی چرا؟
بگذار برایت بگویم!
چون هر نفسی که من و تو می‌کشیم، فقط نشان می‌دهد که ما همان مردگانی هستیم که گور ندارند، کفن ندارند، آزادی ندارند؛ اما بدبختی؟ تا دلت بخواهد!

به جوانانِ دیگر کشورها نگاه می‌کنم و آه، چه حسرتی می‌خورم!
آخر مگر می‌شود جوانی این‌قدر بی‌دغدغه باشد؟ این‌قدر شاد، این‌قدر غافل از اینکه روزی، او هم ممکن است به مرده‌ای بی‌کفن تبدیل شود؟
انصاف نیست... آخر مگر ما فرقمان با آنها چه بود؟ چه شد که ما این‌گونه زاده شدیم و آنها آن‌گونه؟ چه کسی این خط را کشید؟ کسی که این خط را کشید.. با خود نگفت آنها نیز جوانند؟... حق زندگی، خوشبختی دارند و شاید دلشان خواست طمع شادی را بکشند؟
نمی‌دانم.

نمی‌دانم... شاید واقعاً بندِ نافِ من و شما را با بدبختی و پوچی بریده باشند!

شما؟ شما که غریبه نیستید، پس بگذارید رک بگویم:
اینجا، ما چیزی به نام زندگی نداریم! ما اینجا فقط می‌توانیم دوام بیاوریم و همه‌چیز را به لیستِ حسرت‌هایمان اضافه کنیم.
نمی‌دانم، اما خسته شده‌ام از اینکه هر بار چیزی در زندگی‌ام درست نمی‌شود، تنها واکنشِ من این باشد که بگویم: «نمی‌شود دیگر... شاید در زندگیِ بعدی.»
اما اگر زندگیِ بعدی وجود نداشت، چه؟ من و تو، با این جوانی که هیچ‌چیزِ آن شبیه به جوانی نبود، با این همه حسرت، درد، بدبختی و نداری... چه کنیم؟
چه کسی پاسخگویِ ماست؟

... و در پایان، می‌خواهم بگویم: درست است که امید هیچ‌گاه هیچ‌چیز را درست نمی‌کند؛ اما انسان است دیگر... چه می‌شود کرد؟
پس امیدتان را از دست ندهید.
می‌دانم، می‌دانم که این زندگیِ ما درست نمی‌شود؛ اما بیایید امیدِ خود را بدرقه‌ی نسلِ جوانِ پس از خود کنیم.
امید داشته باشیم که آنها مانندِ ما، مردگانی بی‌کفن و گور نباشند.
با هرکی مث خودش باشم؟ نه امکان نداره من اونجوری دوهزاری باشم.
الستور یبار گفت: « اینکه یه لبخند می‌بینی، دلیل نمی‌شه بدونی پشتش چیه، لبخند ابزار باارزشیه؛ به دوستات روحیه میده، دشمنات رو گیج می‌کنه و نشون میده که مهم نیست چه چیزی سدت قرار می‌گیره، تو همچنان آرومی و اوضاع رو تحت کنترل داری. »
Forwarded from MIN / rest
اینجا رو رند میکنید
Forwarded from MIN / rest
فور کنید از یونگی عکس رندوم بدم
از چنلتم خوشم بیاد میگم

الان میزارم
Forwarded from Sılver Dɑwn
فور کنید + user name ؛
تا بر اساس وایبتون یه عکس از سپ بر اساس وایبتون بدم .
Be join, limit : الان میزارم
یه چندتا بال سوخته میان آمار اینجا مثل قبل شه؟
عدد بزارین باهم زیاد شیم.
Forwarded from MIN / rest
𓂃 این پیام فور کنید𓂃
تا لینک چنل هاتونو لیستی قرار بدم
بعد شما میایی چک میکنید از هرچنلی که خوشت اومد یه پست تو چنلت فور میزنی که ویو بگیره اگه هم خوشت اومد جویین میشی
این چالش بیشتر برای چنل های که تازه تاسیس هستن پس به دستشون برسونید مچکرم

Limit:215
Forwarded from 𝖣𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾𝖾 ـ ('𝖶𝗂𝗅𝗅𝗂𝖺𝗆)
به جان می‌خرم زندگی در آتش را؛ گداخته شدن در آتش، سوختن در حرارت، مدفون شدنِ روح و حتی مرگ را.

اما پذیرفتنِ حالتِ تو را نمی‌پذیرم؛ بارانِ اشکِ تو را نمی‌پذیرم، چشمانِ سردِ تو را نمی‌پذیرم و تنهاییِ بعد از تو را نیز. تا جهان نام مرا در فهرستِ زندگانِ خود حفظ کند، به دنبالِ جذبِ تو خواهم بود. باران ببارد، برف ببارد، تگرگ ببارد، بهمن بیاید؛ تک‌تکِ این‌ها را پشت سر می‌گذارم و دنبالِ تو خواهم آمد.

بی‌پناه، می‌توانم پناهِ پنهانِ تو در تاریکی باشم؟

ــ از پناهی برای بی پناهش؛ او