𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄
29 subscribers
249 photos
26 videos
9 files
108 links
Download Telegram
Forwarded from MIN / rest
فکت‌های خاص درباره‌ی (HUH?!)

یونگی گفته بود که بیت این آهنگ در واقع یک بیت کاملاً جدید نبود؛ او نسخه‌ی قدیمی بیت را در فایل‌های قدیمی خودش پیدا کرد و دوباره سراغش رفت.

نکته‌ی جالب اینه که یونگی قبل از اینکه جی‌هوپ وارد پروژه بشه، هوک آهنگ رو نوشته بود؛ یعنی بخش اصلی ترک از قبل شکل گرفته بود.

یونگی برای این ترک عمداً سراغ سبک «دریل» (Drill) رفت و حتی هنگام صحبت درباره‌ی ساخت آن، از پاپ اسموک (Pop Smoke) به‌عنوان یکی از رفرنس‌های ذهنی‌اش برای این سبک نام برد.

وقتی یونگی بیت رو برای جی‌هوپ فرستاد، هوب در ابتدا باهاش راحت نبود و گفت نوشتن روی چنین بیتی براش سخته.

یونگی به‌جای اینکه ورس جی‌هوپ رو تغییر بده یا سبک مشخصی بهش تحمیل کنه، بهش گفت هر طور خودش می‌خواد بنویسه.

بعد از اینکه یونگی ورس جی‌هوپ رو شنید، آن‌قدر از نتیجه خوشش اومد که گفت تقریباً نیازی به دستکاری نداشته.

حتی یک ادلیب که جی‌هوپ در پایان کار اضافه کرده بود، از نظر یونگی جذاب بود و در نسخه‌ی نهایی باقی موند.

یکی از نکات بامزه‌ی پشت‌صحنه اینه که یونگی در ابتدا فکر می‌کرد شاید جی‌هوپ نتونه با این بیت کنار بیاد، اما نتیجه‌ی نهایی برخلاف این نگرانی شد.

این ترک یکی از نمونه‌هاییه که یونگی اجازه داد تفاوت سبک خودش و جی‌هوپ کاملاً باقی بمونه؛ یعنی قرار نبود هردوشون شبیه هم رپ کنن.

«هاه؟!» (HUH?!) از ترک‌هایی بود که یونگی شخصاً علاقه‌ی زیادی بهش داشت و درباره‌ی نتیجه‌ی همکاری با جی‌هوپ با رضایت صحبت کرده.

مین صحبت میکنه: مگه میشه از بویفیش راضی نباشه ☝🏻🗣️🗣️🗣️
Forwarded from MIN / rest
𝐇𝐔𝐇?! — 𝐀𝐆𝐔𝐒𝐓 𝐃 𝐗 𝐉-𝐇𝐎𝐏𝐄
Forwarded from ㅤㅤ1998
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ㅤㅤ1998
یادداشت به جا مانده از رایحه نرمِ عسلی او ؛ نوامبر ۱۹۹۸.

‌
‌‌از تو که می‌نویسم دفتر خاطراتم بوی تورا میگیرد.‌ اینگونه شروع می‌کنم. او..
زیبا، همچو شکوفه های سفید بهار. ساده و پاک همچون هلوهای تازه چیده شده در سبد. مهربان مثل لمس پرتو های خورشید سحرگاه بر گونه. به مانند گل بابونه بود عطر روحش، تمام خستگی‌‌ام را از من می‌گرفت.
شراب نگاهش مست کننده بود و در خاطرات خنده های دلربایش پرتم می‌ کرد. از گرمای اغوشش بگویم دفتر خاطرات عزیزم..
آغوشش مثل ابریشم بود؛ نرم، خواستنی، و پر از آرامشی وصف نشدنی. موج آن گیسوان وانیلی‌اش هر دلباخته ای را اسیر میکرد.
دستهایش زندگی بخش بود. انگشتانم را که بین دستان کشیده و باریکش می‌گرفت، جرقه‌ای بود برای به پا کردن آتش عشق.
نیم صورتش خورشید بود و نیم دیگرش ماه! به گمانم خدایی کوچک بود که بر روی زمین فرمانروایی می‌کرد. حتی من هم بنده ستایش گر خودش کرده بود؛ باور کردنی‌ست؟
او، آرزوی آرزوهای من بود اما...
عمرش به اندازه‌ی عمر پروانه بود. چگونه شرح کنم؛ رفتنش حس خوشبختی را از من گرفت، طعم زندگی کردن را از من گرفت‌، و همینطور خدا را. چگونه باید شرح کنم که هیچ‌چیزی به اندازه ی خاک سردِ او مرا نکشت. از آن روز چندسال گذشته؟ روزی میرسد که این رنج برایم کهنه شود؟ همچو نامه های دست نویسش؟
دگر نمی‌توانم تورا تا ابد همراه با غم هایی که به دست و پایت پیچیده شده بود در اغوشم محکم نگه دارم.
این بار از حال خودم‌ می نویسم. من؛
پرنده‌ای‌ام که نمی‌پرد، نهنگی‌ام که آشیانه‌ی امن ماهی‌ها شده. حالم چگونه است؟
خسته، غمگین اما امیدوار به دنیایی دیگر.



───────ₓ˚. ‿︵‿୨-୧‿︵‿ .˚ₓ ───────
Forwarded from ㅤㅤ1998
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ㅤㅤㅤȷ𝗄ㅤㅤ.jpg
302.2 KB
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤсветитсяㅤ𔓨 ﹙𝗁ı𝗀𝗁 𝗊𝗎𝖺𝗅ı𝗍𝗒﹚‌  ? ?
ㅤㅤㅤ𝖽𝖾𝗏 ' ı𝗅 ı𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝗌𝗍 ﹫ 𝗋ı𝖽𝖾 𝗈𝗋 𝖿*𝖼𝗄  ‌ ¡ ¡