𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄
28 subscribers
259 photos
28 videos
9 files
114 links
Download Telegram
بعضی شب‌ها دریا چیزی بیش از آب است؛ آینه‌ای‌ست که هرچه سال‌ها از خودت پنهان کرده‌ای بی‌رحمانه پیش چشمانت می‌آورد. می‌گویند هر انسانی در تاریک‌ترین شب زندگی‌اش به چیزی چنگ می‌زند؛ نه برای آنکه نجات پیدا کند بلکه برای آنکه دیرتر سقوط کند؛ شاید هیچ‌کس نام آن چیز را نداند...
آه چه شبها ای پنجره‌ی گرد اتاقک من؛ چه شبها که از تخت خوابم به سویت نگریستم؛ در حالی که با خود می‌گفتم اینک هنگامی که رنگ این چشم به سپیدی بگراید سپیده خواهد دمید؛ آن‌گاه از جا بر خواهم خاست و این رنجوری و ملال را از خود خواهم راند. و سپیده دمید؛ بی‌آنکه دریا از آمدنش رنگ آرامش به خود گیرد.
زمین دور بود و اندیشه‌ی من بر چهره‌ی مواج آب‌ها در نوسان؛ منقلب شدنی که از موج‌های دریا ناشی می‌شود و تمامی بدن آن را به یاد می‌سپارد.
با خود گفتم آیا خواهم توانست اندیشه‌ای به این دکل لرزان کشتی بیاویزم؟
ای موج‌ها آیا جز آبی که در باد شبانه به این سو و آن سو پراکنده می‌شود چیزی نخواهم دید؟ آیا این لرزش‌های حاصل از موج تنها از دریاست یا از من؟
پژواک باد قوی‌تر شد و صدای برخورد موج‌ها به پهلوی کشتی به گوش می‌خورد؛ سینه‌ام با تپش کشتی هماهنگ شده بود‌.
مهی غلیظ هوا را پوشانده بود و من در سیاهی مطلق گرفتار بودم.
دریای سکوت همه جا را فرا گرفته بود و نمی‌دانستم این خاموشی از بیرون می‌آید یا از درون من سرچشمه می‌گیرد.
هر موجی که به پهلوی کشتی کوبیده می‌شد چیزی را در من می‌لرزاند؛
چیزی که از یافتنش هراس داشتم؛ گویی موج‌ها یکی پس از دیگری پایه‌های وجودم را فرو می‌ریختند؛ و من درمانده و عاجز از نجات آن‌ها فقط شاهد این فروپاشی بودم؛ می‌دیدم چگونه بخش‌هایی از من بی‌صدا در تاریکی گم می‌شود.
با هر ضربه شاهد ریختن آجرهای درونم بودم؛ آجرهایی که با مشقت و بدبختی ساخته بودم و حالا فرو می‌ریختند؛ بی‌آنکه حتى فرصتی برای نگه داشتنشان داشته باشم.
من از درون برهنه می‌شدم؛ انگار دریا می‌خواست مرا به ابتدای خود بازگرداند؛
به جایی که دیگر هیچ پرده‌ای برای پنهان شدن نیست؛ جایی که تمام زخم‌هایم خون می‌گریند. کاری از من ساخته نبود؛ جز آنکه بگذارم خون در دل جاری شود و آخرین نقطه‌ی درد آشکار گردد.
دریا می‌خواست مرا به نقطه‌ی جنون برساند؛ جنونی حاصل از فرو ریختن آجرهای درونم؛ و من در برابر این جنون نه مقاومت داشتم و نه پذیرش کامل.
جایی میان این دو گرفتار بودم؛ مثل کشتی‌ای که در دل طوفانی گرفتار شده و توان رسیدن به ساحل را ندارد؛ رهایی را در خاموشی و نسیان فریاد می‌زند اما شنونده‌ای برای نجاتش نیست؛ تنها انعکاس صدایش مثل سیلی بر چهره‌ی موج کوبیده می‌شود؛ و من می‌بینم چگونه این صدا پیش از آن که پاسخی بگیرد در دل طوفان گم می‌شود.
گویی در دل شب من تنها و غریب شاهد تقلای موجودی بودم که نمی‌خواست تسلیم خواست دریا شود.
با هر موج اندکی بیشتر خم می‌شد اما نمی‌شکست؛ گویی در نبردی میان اراده‌ی انسان و بی‌رحمی دریا در حال مقاومت بود؛ اما این مقاومت نه از سر امید بود و نه از سر شجاعت؛ بیشتر شبیه عادتی قدیمی برای زنده ماندن غریزه‌ای که نمی‌دانست برای چه می‌جنگد؛ تنها می‌دانست که حق ندارد دست از تقلا بردارد.
و من در سکوت کشتی لرزان و شکسته به این می‌اندیشیدم که شاید انسان زمانی که همه چیز از دست می‌رود باز هم به خاطر چیزی که نامش را نمی‌داند می‌جنگد.
شاید همین ندانستن است که او را زنده نگه می‌دارد؛ همین تقلا برای چیزی بی‌نام.
چیزی که لمس نمی‌شود؛ اما آن‌قدر واقعی‌ست که انسان را از دل طوفان عبور می‌دهد.
انگار این نیروی ناشناس همان آخرین رشته‌ای‌ست که انسان را به خودش بند می‌کند. طنابی نامرئی که نمی‌گذارد در میان موج‌ها کاملا گم شود؛ طنابی که حتى وقتى دلیل ماندن را نمی‌دانیم باز هم ما را از سقوط باز می‌دارد.
شاید هیچکس نامش را نداند؛ اما من در آن شب میان موج‌ها پی بردم این طناب نازک و لرزان همان امید است؛ امیدی خاموش که دیده نمی‌شود.
این دست نوشته در اتاقک کوچکی در دل یک کشتی زنگ زده یافت شد. صفحه‌ای که زمان بخشی از آن را بلعیده بود؛ اما آخرین جمله هنوز خوانا و میخکوب کننده بود: در آخر من تنها ماندم؛ آویخته به طنابی نامرئی که نامش امید بود. قاتلی خاموش که در آخر دل بستن به آن جانم را گرفت.
    ангел-хранитель
Photo
این مودبرد با متن زیرش رو فور کنید
یک پست مشخص کنید ازتون فور کنم ویو بگیره.
Forwarded from 𝖵Ë𝖫Ö𝖱𝖠
𝑁𝐴𝑇𝑈𝑅𝐸'𝑆 𝑄𝑈𝐸𝐸𝑁𝑆🤣 𝑊𝐸𝐴𝑅 𝐶𝑅𝑂𝑊𝑁𝑆 𝑂𝐹 𝐿𝐸𝐴𝑉𝐸𝑆 𝐴𝑁𝐷 𝐶𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑇𝐻𝐸 𝑄𝑈𝐼𝐸𝑇 𝑆𝑇𝑅𝐸𝑁𝐺𝐻𝑇 𝑂𝐹 𝑇𝐻𝐸 𝐸𝐴𝑅𝑇𝐻🤩.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝖵Ë𝖫Ö𝖱𝖠
𝖵Ë𝖫Ö𝖱𝖠
Video
4k?
متقابل ازتون فوروارد می‌کنم.
Forwarded from MIN
MIN YOONGI pack

فور کنید ازتون فور میشه
Forwarded from MIN
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محفل نگهبان رو رندش می‌کنید 333 بشیم؟
به فرشته‌های جدید موزیک وایب تقدیم میشه.
اگر هم چنل دارین هیدن بفرستین.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تــو یه الــهــه‌ای روی یخ، توی هر ثانیه‌ام می‌رقصــی، خودت رو نگاه کن سِــوان؛ زیبایــی‌هــا بـهــت باختن، حتی اگه تو رقــصــت رو فراموش کنــی، مــن یادم میمونــه که برات بمیــرم.
⚜ این پست + این پیام فور کنید؛ یک پست مشخص کنید فور بزنم.
جوین باشید رُزام.
   𝖥𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝖳𝗁𝗂𝗌 𝖬𝖾𝗌𝗌𝖺𝗀𝖾      
تـا بگـم اگـه یـک قـدرت جـادویـی داشتـی دوسـت داشتـی چـه کاریــو انجـام بــدی.
                𝖡𝖾 𝖩𝗈𝗂𝗇 , 𝖫𝗂𝗆𝗂𝗍 : 𝟣𝟥𝟢                 
فور کنید؛ عدد بزارید فور کنم.
جوین باشید.

15?
فردا 12:34 منتظر پست جدید باشین‌.
Forwarded from 𝖵Ë𝖫Ö𝖱𝖠 (𝖠𝗎𝗋𝗈𝗋𝖺,)
قرار نیست آمار اینجا تکون بخوره ؟!
Forwarded from 𝑽𝘦𝘭𝘷𝘦𝘵 𝑨𝘶𝘳𝘢 (𝗦𝟰𝗡𝗔)
چنتا ستاره افتخار میدن تا از لب مرز دور شیم؟💖
عدد بزارید فور کنم
Forwarded from MIN
𓆩 🕯️ 𓆪 CHALLENGE TIME

یه چالش متفاوت داریم؛
این بار قراره ببینیم کدوم نسخه از یونگی به وایب تو نزدیک‌تره. 🖤

فقط به چندتا سؤال جواب بده
آخرش بر اساس انتخاب‌هات بهت می‌گم:

𓂃 🎧 آهنگ مخصوصت
𓂃 🌙 وایب یونگیِ تو
𓂃 🪐 رنگ و فصلت
𓂃 🖤 یه لقب مخصوص
𓂃 📸 و یه عکس یونگی که دقیقاً بهت بخوره

سوال ها:

1. شب 🌙 یا روز ☀️؟
2. بارون 🌧️ یا برف ❄️؟
3. مشکی 🖤 یا سفید 🤍؟
4. سکوت 🎧 یا شلوغی 🎉؟
5. قهوه ☕ یا چای 🫖؟
6. یه کلمه که خودتو باهاش توصیف می‌کنی؟

Limit: join , 30 channel
греют, таю до утра Морозы, но твои глаза ,Меня греют, греют, таю до утра.