دراز کشید زیر سایهی درخت و گفت: «اون یدونه خرمالوی سرِ شاخه رو چرا نَکندی؟»
گفتم: «دستم نرسید.»
گفت: «سهمت نبوده، وگرنه دنیا درست میذاشت کف دستت، مثل دلتنگیهای آخرِ شب
گفتم: «دستم نرسید.»
گفت: «سهمت نبوده، وگرنه دنیا درست میذاشت کف دستت، مثل دلتنگیهای آخرِ شب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقدر🤏🏻 مونده تا برم اینو براش بفرستم🤓🚶🏻♀️
جودی عزیزم…
ما به اندازهی خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته میشویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد، علاقه و وابستگی ما بیشتر میشود. پس هر کسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد، باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
👤جین وبستر
ما به اندازهی خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته میشویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد، علاقه و وابستگی ما بیشتر میشود. پس هر کسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد، باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
👤جین وبستر