Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/jxjfxtluxyrlzlyrz
اغلب بهترین قسمتهای زندگی، زمانی بودهاند که هیچ کاری نکردهای و نشستهای دربارۀ زندگی فکر کردهای؛ منظورم این است که مثلاً میفهمی که همهچیز بیمعناست. بعد به این نتیجه میرسی که خیلی هم نمیتواند بیمعنا باشد؛ چون تو میدانی بیمعناست و همین آگاهی تو از بیمعنا بودن تقریبا معنایی به آن میدهد… میدانی منظورم چیست؟ بدبینی خوشبینانه.
از کتاب «عامهپسند»
اغلب بهترین قسمتهای زندگی، زمانی بودهاند که هیچ کاری نکردهای و نشستهای دربارۀ زندگی فکر کردهای؛ منظورم این است که مثلاً میفهمی که همهچیز بیمعناست. بعد به این نتیجه میرسی که خیلی هم نمیتواند بیمعنا باشد؛ چون تو میدانی بیمعناست و همین آگاهی تو از بیمعنا بودن تقریبا معنایی به آن میدهد… میدانی منظورم چیست؟ بدبینی خوشبینانه.
از کتاب «عامهپسند»
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/ethermoonchild
بدترین جنبۀ تنهایی این است که مجبوری تحملش کنی. یا تحمل میکنی، یا غرق میشوی. باید تلاش کنی تا ذهن گرسنهات را از نگاه به گذشته بازداری تا نابود نشوی.
از کتاب «یکی مثل همه»
بدترین جنبۀ تنهایی این است که مجبوری تحملش کنی. یا تحمل میکنی، یا غرق میشوی. باید تلاش کنی تا ذهن گرسنهات را از نگاه به گذشته بازداری تا نابود نشوی.
از کتاب «یکی مثل همه»
Telegram
اَنجیر؛
ℌ𝗈𝗐𝗅! @Mandspackwhispersbot
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/tiyammm24
.بهترین روزگار بود، بدترین روزگار بود، عصر خرد بود، عصر حماقت بود، دوران ایمان بود، دوران ناباوری بود، فصل نور بود، فصل تاریکی بود، بهار امید بود، زمستان ناامیدی بود.
از کتاب« داستان دوشهر»
.بهترین روزگار بود، بدترین روزگار بود، عصر خرد بود، عصر حماقت بود، دوران ایمان بود، دوران ناباوری بود، فصل نور بود، فصل تاریکی بود، بهار امید بود، زمستان ناامیدی بود.
از کتاب« داستان دوشهر»
Telegram
1ɖ ʂ℘ŋ🏳🌈
عاشق و دلباخته:
لری💏
زیام💏
دستیل💏
لینک فن فیک fire of silence:
https://t.me/fireofsilence
لینک ناشناسم:
@Tiyammmm123bot
لری💏
زیام💏
دستیل💏
لینک فن فیک fire of silence:
https://t.me/fireofsilence
لینک ناشناسم:
@Tiyammmm123bot
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/Larrysdaughter28
ما در روزنامهها نبودیم. ما در فضاهای سفید خالی صفحات زندگی میکردیم و این آزادی بیشتری به ما میداد. ما در شکاف بین داستانها میزیستیم.
از کتاب «داستان ندیمه»
ما در روزنامهها نبودیم. ما در فضاهای سفید خالی صفحات زندگی میکردیم و این آزادی بیشتری به ما میداد. ما در شکاف بین داستانها میزیستیم.
از کتاب «داستان ندیمه»
Telegram
Larry's daughter⫸
t.me/HidenChat_Bot?start=5929944552
༄𝐌𝐚 𝐝𝐲𝐥:https://t.me/dylanobrienhouse
༄𝐌𝐚 𝐝𝐲𝐥:https://t.me/dylanobrienhouse
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/Larrysl28
به یاد دارم که غم تحملناپذیری بر قلبم چیره شده بود. حتی دلم میخواست گریه کنم. دائم غرق در تعجب میشدم و مضطرب بودم. از اینکه همه چیز با من بیگانه بود رنج میبردم. این را خوب میفهمیدم که احساس غربت بالاخره نابودم خواهد کرد.
از کتاب «ابله داستایوفسکی»
به یاد دارم که غم تحملناپذیری بر قلبم چیره شده بود. حتی دلم میخواست گریه کنم. دائم غرق در تعجب میشدم و مضطرب بودم. از اینکه همه چیز با من بیگانه بود رنج میبردم. این را خوب میفهمیدم که احساس غربت بالاخره نابودم خواهد کرد.
از کتاب «ابله داستایوفسکی»
Telegram
𝖵𝗂𝖼́𝗍𝗂𝗆 𝟤𝟪..
𝖫𝗈𝗎𝗂𝗌 : https://t.me/HarfChatBot?start=2a4c0bd8074d
𝖳𝗂𝗇𝖺 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=1295974448
𝖳𝗂𝗇𝖺 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=1295974448
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/HalcyonAuroraX
و ترسناکترین سوال ممکن است این باشد که ذهن انسان تاچهحدی میتواند دوام بیاورد و همچنان هوشیار و بیش از حد عاقل باقی بماند.
از کتاب «قبرستان حیوانات خانگی»
و ترسناکترین سوال ممکن است این باشد که ذهن انسان تاچهحدی میتواند دوام بیاورد و همچنان هوشیار و بیش از حد عاقل باقی بماند.
از کتاب «قبرستان حیوانات خانگی»
Telegram
⋆.𐙚𝐌𝐢𝐝𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐌𝐞𝐥𝐨𝐝𝐢𝐞𝐬
«کافهی دایرکشنرا، ورودی با یه لیوان چای و دل
شکسته»
@MaliKkittens_botbot
.لطفاً با کلاه های دلقکیتون وارد بشید، خونه خودتونه✨🤍
شکسته»
@MaliKkittens_botbot
.لطفاً با کلاه های دلقکیتون وارد بشید، خونه خودتونه✨🤍
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/DefenLou
من اقرار میکنم که هیچ لذتی مثل خواندن وجود ندارد؛ آدم چقدر از کارهای دیگر زودتر خسته میشود تا کتاب خواندن. وقتی برای خودم خانهای داشته باشم، اگر یک کتابخانه عالی در آن بنا نکنم، یک انسان بیچاره خواهم بود.
از کتاب «غرور و تعصب»
من اقرار میکنم که هیچ لذتی مثل خواندن وجود ندارد؛ آدم چقدر از کارهای دیگر زودتر خسته میشود تا کتاب خواندن. وقتی برای خودم خانهای داشته باشم، اگر یک کتابخانه عالی در آن بنا نکنم، یک انسان بیچاره خواهم بود.
از کتاب «غرور و تعصب»
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/herewiht1d
خستهام، سالهاست که خستهام، دیگر از کشیدن بار تن خودم بیمار شده ام. هنوز به خودم عادت نکردهام انگار لش آدم دیگری را به دوش دارم انگار از سرب ساخته شده باشم نمی دانم این منم یا نه؟!
از کتاب «کرگدن »
خستهام، سالهاست که خستهام، دیگر از کشیدن بار تن خودم بیمار شده ام. هنوز به خودم عادت نکردهام انگار لش آدم دیگری را به دوش دارم انگار از سرب ساخته شده باشم نمی دانم این منم یا نه؟!
از کتاب «کرگدن »
Telegram
سفره خونه برادران یک جهت🥂✨
بفرمایید داخل
دور هم یه چای و قلیون میزنیم 🤌🔥
جهت صحبتتت با سفره دارتوننن @Itsfatii_bot
دور هم یه چای و قلیون میزنیم 🤌🔥
جهت صحبتتت با سفره دارتوننن @Itsfatii_bot
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/ItsMidnightRain
برای اینکه به خودتان ثابت کنید فرد توانمندی هستید هرگز راهای دشوار را انتخاب نکنید مثل کسانی که میخواهند خودشان را لایق بهشت کنند.
از کتاب«دست های الوده»
برای اینکه به خودتان ثابت کنید فرد توانمندی هستید هرگز راهای دشوار را انتخاب نکنید مثل کسانی که میخواهند خودشان را لایق بهشت کنند.
از کتاب«دست های الوده»
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/noora_is_hahaha
عجیب است که وقتی کسی با تمام قوا می کوشد به چیزی برسد نمی تواند! و وقتی با همه توان از چیزی می گریزد معمولاً همان سر راهش سبز میشود.
از کتاب «کافکا در کرانه»
عجیب است که وقتی کسی با تمام قوا می کوشد به چیزی برسد نمی تواند! و وقتی با همه توان از چیزی می گریزد معمولاً همان سر راهش سبز میشود.
از کتاب «کافکا در کرانه»
Telegram
💜Huh!🩷
پروانه شدن، پرواز کردن، رفتن از اینجا؛
اینم غمانگیزه.
t.me/HidenChat_Bot?start=8263026567
اینم غمانگیزه.
t.me/HidenChat_Bot?start=8263026567
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/haroldshits
صبور باش! هیچ حرفی از این دردناک تر نیست، چه بهتر به آدم فحش و ناسزا بگویند تا بگویند صبور باش
از کتاب«کوری»
صبور باش! هیچ حرفی از این دردناک تر نیست، چه بهتر به آدم فحش و ناسزا بگویند تا بگویند صبور باش
از کتاب«کوری»
Telegram
HEROINE.
محتوای ذهن آشفته و قلب دلتنگم.
. ✝︎
Playlist: @blueisthematter
@Haroldisherebot
. ✝︎
Playlist: @blueisthematter
@Haroldisherebot
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/halfaheartleeyum
میدانی پیش شرط همیشگی مصیبت چیست؟ وجود آرمان هایی که آنها را گرامیتر از زندگی بشر میدانند. آنها تورا به سوی مرگ میرانند چرا که احتمالاً چیزی بزرگتر از زندگی تو وجود دارد.
از کتاب«جاودانگی»
میدانی پیش شرط همیشگی مصیبت چیست؟ وجود آرمان هایی که آنها را گرامیتر از زندگی بشر میدانند. آنها تورا به سوی مرگ میرانند چرا که احتمالاً چیزی بزرگتر از زندگی تو وجود دارد.
از کتاب«جاودانگی»
Telegram
Half a heart
اگه حرفی و اطلاعاتی داشتید
@Half_a_heart_bot
@Half_a_heart_bot
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/cherryblooms28
زندگی چنین است، پر از کلماتی که ارزش گفته شدن ندارند و یا اگر ارزشمند هستند، در لحظاتی خاص، ارزش خود را از دست می دهند.
از کتاب« دخمه»
زندگی چنین است، پر از کلماتی که ارزش گفته شدن ندارند و یا اگر ارزشمند هستند، در لحظاتی خاص، ارزش خود را از دست می دهند.
از کتاب« دخمه»
Telegram
𝓒𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒 𝖻𝗅𝗈𝗈𝗆.
For you: @CBlossomsbot
لریه متوهم
لریه متوهم
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/nyccttophilia
نداشتهها، خودشان بهاندازهی کافی دردناک هستند، لازم نیست آنها را به رنجهایی سمج تبدیل کنیم. مبارزهی ما با پذیرش نداشتههایمان آنها را به رنجهایی بسیار عمیق تبدیل میکند.
از کتاب « تکه هایی از کلمنسجم»
نداشتهها، خودشان بهاندازهی کافی دردناک هستند، لازم نیست آنها را به رنجهایی سمج تبدیل کنیم. مبارزهی ما با پذیرش نداشتههایمان آنها را به رنجهایی بسیار عمیق تبدیل میکند.
از کتاب « تکه هایی از کلمنسجم»
Telegram
ᕙ𝘕𝘺𝘤𝘵𝘰𝘱𝘩𝘪𝘭𝘪𝘢-
𝘐'𝘮 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴, 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘦𝘷𝘪𝘭.
𝘜𝘯𝘬𝘯𝘰𝘸𝘯: @night_shade1_bot
𝘜𝘯𝘬𝘯𝘰𝘸𝘯: @night_shade1_bot
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/bshwuw72ywh
اینکه چطور زندگی میکنی به خودت مربوط است، اما به یاد داشته باش که قلب و بدن همین یک بار به ما داده شدهاند. نمیتوانیم طوری زندگی کنیم که انگار دو زندگی داریم، یک نسخه نمونه و یک نسخه اصلی! هر دو نسخه میان همین یک زندگی است.
از کتاب «مرا با نامت صدا کن»
اینکه چطور زندگی میکنی به خودت مربوط است، اما به یاد داشته باش که قلب و بدن همین یک بار به ما داده شدهاند. نمیتوانیم طوری زندگی کنیم که انگار دو زندگی داریم، یک نسخه نمونه و یک نسخه اصلی! هر دو نسخه میان همین یک زندگی است.
از کتاب «مرا با نامت صدا کن»
Telegram
𝖢𝖺𝗋𝗈𝗅𝗂𝗇𝖺, 𝖬𝗈𝗍𝖾𝗅 𝟤𝟪
Wanna say sth?
@Itsnotafamilyshow33772323bot
@Itsnotafamilyshow33772323bot
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
مبینا🎀
وقتی توفان تمام شد، یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتی در حقیقت، مطمئن نیستی توفان واقعا تمام شده باشد. اما یک چیز مسلم است. وقتی از توفان بیرون آمدی، دیگر آنی نیستی که قدم به درون توفان گذاشت
از کتاب « کافکا در کرانه»
وقتی توفان تمام شد، یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتی در حقیقت، مطمئن نیستی توفان واقعا تمام شده باشد. اما یک چیز مسلم است. وقتی از توفان بیرون آمدی، دیگر آنی نیستی که قدم به درون توفان گذاشت
از کتاب « کافکا در کرانه»
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
آیدا🧸
تو هیچگاه خوشبخت نخواهی بود، اگر در جستجوی این باشی که خوشبختی از چه چیزهایی شکل میگیرد. و تو هیچگاه به معنای واقعی
زندگی نکردهای اگر به دنبال معنای زندگی گشته باشی.
از کتاب «سقوط»
تو هیچگاه خوشبخت نخواهی بود، اگر در جستجوی این باشی که خوشبختی از چه چیزهایی شکل میگیرد. و تو هیچگاه به معنای واقعی
زندگی نکردهای اگر به دنبال معنای زندگی گشته باشی.
از کتاب «سقوط»
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
https://t.me/far00ngis
در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...
از کتاب«مکتوب»
در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...
از کتاب«مکتوب»
Telegram
افکار کمی ناشناس
@botFargisbot
پذیرایی با توت فرنگی و شکلات
پذیرایی با توت فرنگی و شکلات