چهارمحال تورکلری
88 subscribers
237 photos
105 videos
27 files
64 links
Download Telegram
ما ۱۱۰ سال است که با انقلاب مشروطیت فاز صفر استقرار دولت مدرن و ورود جامعه مان به دنیای مدرن را کلید زده ایم. اما همچنان حکومت در ایران تا تحقق دولت مدرن فاصله‌ها دارد و جامعه‌مان هنوز در سردرگمی دوره گذار به سر می‌برد.

همه مسیرهایی را که گمان می‌کردیم ما را به توسعه برساند، آزمودیم. راه‌ها و جاده‌های کشور را توسعه دادیم، خط آهن کشیدیم، برق آوردیم، سدهای فراوانی زدیم، آموزش مدرن آوردیم، دانشگاه‌ را تا روستاها بردیم، صنعت مونتاژ وارد کردیم، بر جایگزینی صادرات تاکید و صنایع داخلی را تشویق و حمایت کردیم، دولت گرایی کردیم ...

ما کجای کار خطا کرده‌ایم؟ ما در طول هفتاد سال گذشته فرزندان نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، یعنی اقوام غیرفارسی زبان کشورمان، را مجبور کرده‌ایم که از سال اول دبستان زبان فارسی بیاموزند و به زبان فارسی آموزش ببینند. فاز صفر توسعه در هر کشوری در دوران کودکی، در دبستان و پیش دبستان،‌ شکل می‌گیرد. هر چه ما برای آینده کشورمان می خواهیم، باید بذر آن را در این سنین بکاریم.

دکتر محسن رنانی
استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان و پژوهشگر حوزه توسعه
همایش توسعه عدالت آموزشی
آذر ۱۳۹۵

@chaharm چهارمحال تورکلری
Forwarded from Can.Kerçembulu (Hossein M.)
قوی پنجره‌‌ی اولوم!
#جان_کرچمبولو
#شعر_دویغو

قوی پنجره‌ی اولوم!
یوللارا تیکیلن او گؤزینْ قاباغیندا!
بیر آرابا، پنچر اولموش،
لایتناهی بیر یولون اوزامیندا!

قوی پنجره‌یْنگْ اولوم!
یوللارا تیکیلن او گؤزینگْ قاباغیندا!
«سئوگی نه‌ می دیر؟» هیچ سورمادان،
بیر اکسیک عیالی،
گلین آپاریرلار بو کوچه‌دن!
بیییغی کسیک، ساقالی اوزون،
اوخوموش اوخوموش قوجالار،
توتموشلار قوللارینی!

قوی پنجره‌ن اولوم!
یوللارا تیکیلن او گؤزون قاباغیندا!
قیرقی‌لارین بئینی کوچوک‌لری،
دلی «دالی کله»‌لرین الینده،
قازما اولموشودولار!
اؤز گورلارینی قازیر ایدیلار!
«دالی کله‌لر» ده،
«دل ای دل ای» اوخورودو‌لار!
باغری‌لاری قان اولان،
باغری قارالارا!
قفسده‌کی قارتاللارا!

قوی پنجره‌ن اولاییم!
یوللارا تیکیلن او گؤزون قاباغیندا!
اولاشمالار سسینی،
قوردلار دره‌سیندن،
سنه گتیره‌ییم!
قارایاز اؤیسی‌سینی،
باشی‌ قارلی اوجا داغلی یورتلاردان،
سنه گتیره‌ییم!
بو کوچه،
شامانلار کوچه‌سی!
قوی بیر تنبوره چالاییم!

دوتساق اولدوغونو!
هیچ آنلی‌یور موسون؟!!
قوی پنجره‌ن اولاییم!

#تورکچه‌یی_اؤگرنمه‌لی‌ییک
#تورکی_را_خودمان_یاد_بگیریم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زبان مادری، برای هر انسانی شیرین است

فارس زبانان می گویند فارسی شکر است گوئی زبان های غیرفارسی برای گویشوران آنها تلخ است.
.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جامعه چندقومیتی ایران، دقیقا از چه ترکیب اِتنیکی برخوردار است؟ ایرانی‌ها به چه زبان‌هایی صحبت می‌کنند؟ هیچ پاسخ قطعی برای این پرسش‌ها وجود ندارد چون هیچ‌یک از نهادهای رسمی متولی تولید آمار در کشور، داده‌ای در این خصوص منتشر نکرده‌اند. در مراجعه به درگاه مرکز ملی آمار ایران که بر اساس بند الف ماده 54 قانون برنامه پنجم توسعه، مرجع تهیه، اعلام و انتشار آمارهای رسمی است، با چنین عبارتی مواجه می‌شویم: «در هیچ سرشماری در مورد قومیت سوالی پرسیده نمی‌شود». و هنوز بند چهارم قدیمی ترین آیین‌نامه وظایف اداره آمارگیری که صراحتا از «تعيين زبان و مذهب و مليت ساكنين نقاط مختلف مملكت» سخن گفته، به اجرا در نیامده است. در توصیه‌نامه سازمان ملل در خصوص سرشماری، از دولت‌ها خواسته شده که زبان و قومیت و میزان تسلط شهروندان بر زبان ملی و قومیتی مورد پرسش قرار گیرد.

شما اگر بخواهید حقوق اقوام را بدهید باید ابتدا آن اقلیت ها را بشناسید، وقتی شما حاضر نیستید اسم آنها در سرشماری وجود داشته باشد، وقتی آنها را به رسمیت نمی شناسید، شما کدام حقوق را می خواهید برقرار کنید؟ حذف عنصر زبان از سرشماری کشور، یعنی امتناع از تحقق حقوق اقوام.
.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانم لاله نایب، متخصص گفتار و زبان از سوئد در خصوص حذف زبان مادری توسط خانواده های غیرفارس می گوید عدم آموزش زبان مادری از سوی والدین غیرفارس زبان به کودکانشان، هیچ پایه و اساس علمی ندارد. آن‌ها برای این کار دلایل خاص خود را دارند و در واقع فکر می‌کنند که با این کار به کودک در آموزش زبان رسمی کمک می‌کنند، در صورتی که ذهن او را نسبت به بقیه تنبل‌تر کرده و اشتباه بزرگی را از نظر هویتی انجام می‌دهند.
.
عدم بکار گیری نام ایلات تورک استان های اصفهان و چهارمحال در مرکز استان‌

ادامه مطلب 👇👇
عدم بکار گیری نام ایلات تورک استان های اصفهان و چهارمحال در مرکز استان‌

ادامه مطلب 👇👇

در شهر اصفهان، پایتخت تورکان سلجوق و صفوی که علاوه بر ایلات سلجوق وامدار ایلات قزلباش بوده و هست، شهری که همه کوی و برزن و بازارها و چارسوق‌ها و معابر و مادی‌های آن طاق به طاق، تویزه به تویزه، بنا به بنا و پل به پل، رسمی‌بندی تا مقرنس، آجر کاری تا کاشی‌کاری و... یادگار تورکان سلجوق و ایلات قزلباش است، مردم و حکومت تنها نام یک ورزشگاه کوچک پشت‌محله‌ای، یک چای‌سرا و یک سرا را به نام نامی قزلباش مستحق دانسته اند! ( در مرکز استان چهارمحال یعنی شهرکرد حتی در همین حد هم قابل ندانسته اند!)

بر کسی پوشیده نیست که نوادگان هر دو گروه سلجوق و قزلباش که به گواه تاریخ حداقل در سه دوره حکومت سلجوقیان بزرگ و صفوی و افشاریه جانفشان این مرز و بوم بوده اند، هنوز هم در استانهای اصفهان و چهارمحال با حداقل حقوق قومی و زبانی ساکن اند. ( به دور از حاشیه! بی آنکه نامی از آنها در رسانه های داخل و خارج و به‌اصطلاح مغلطه‌گران:«رسانه‌های پانترک»(!) و غیر ترک و آنتی‌ترک و حتی رسانه‌های رسمی دولتی استانی و... چه و چه بیاید!! )

لازم به ذکر است از آنجا که چهارمحال طی دوره پهلوی دوم از میان سه منطقه تورک نشین استان اصفهان جدا و به منطقه نیمه‌بختیاری نشین آنسوی رشته کوه های زاگرس متصل شد، ترکیب جمعیتی و فرهنگی جدیدی حاصل گشت که یکی از پیامدهای آن ایجاد انشقاق فرهنگی در مراودات تاریخی میان مناطق تورک نشین سرزمینی به وسعت چندین استان گشت. در ارتباط با همین مبحث متاخر اشاره می‌شود: چهارمحال عمدتا تورک نشین در زمان پهلوی دوم از ۳ منطقه تورک نشین دیگر جهت تشکیل استانی چند قومیتی با بخش های دامنه غربی زاگرس جدا شد که این ۳ منطقه به ترتیب از شمال به جنوب: فریدن ( متشکل از چندین شهرستان شمالغرب استان اصفهان واقع در شمال چهارمحال) و لنجانات ( متشکل از چندین شهرستان غربی استان اصفهان واقع در شرق چهارمحال) و قلمرو تورکان دره‌شورلو قشقایی ( یعنی محدوده شهرستانهای شهرضا و دهاقان و... در جنوب استان اصفهان واقع در جنوبشرق چهارمحال) می باشند.


مخلص کلام:

در رابطه با ایلات سلجوق که بخاطر مسائل سیاسی هرگونه بحث و گفتار قدغن!
و ترجیح بر آن بوده تا نام ایشان در محافل رسمی و صداوسیما و صنعت نشر به دیگر نام های مجاز تحریف شود، اما کجا رفت نام ایلات قزلباش؟ قزلباشان که تا همین دهه‌های متاخر از آنان به عنوان ناجیان مذهب شیعه یاد میشد؟ کجا رفت نام افشار و شاملو و بیات و اینالو و بهارلو و استاجلو و ذوالقدر و تکلو و روملو و قارامانلی و ارشلی و قازاخلی و آلپات و... ؟؟

التماس تفکر!
این اسامی که طی ۹۰سال اخیر بر کوچه و خیابان و دکان و دفتر دستک دولتی و خصوصی میگذاریم، آیا به همان میزان که معروفند و پرطمطراق، سر و جان در گرو آنکه این وطن وطن شود داده اند؟

ما در مملکتی عمر میگذرانیم که هیچ قومی جز قوم فارس حق انتخاب نام فرزند خود بر اساس زبان مادری خود ندارد! صحیح! اما نام نام‌آوران وطندوست چرا سیاسی ست؟

@chaharm چهارمحال تورکلری
Forwarded from پایان تک زبانی via @vote
رئیس جمهور، زبان فارسی را هویت ملی معرفی نموده، نظر شما چیست، آیا زبان فارسی، هویت ملی ایرانیان است؟
anonymous poll

خیر، فارسی هویت ملی ایرانیان نیست – 19
👍👍👍👍👍👍👍 90%

بلی، فارسی هویت ملی ما است – 2
👍 10%

نظری ندارم
▫️ 0%

👥 21 people voted so far.
چهارمحال تورکلری
Ahmet kaya – içimde ölen biri var
.

#mp3 👈


👉👉 İçimde Ölen Biri
کسی که در درونم درحال مردن است

👉👉 söz; müzik; ses: Ahmet Kaya
شعر، موزیک، صدا : احمد کایا
 

Bana bir şeyler anlat, canım çok sıkılıyor 

Bana bir şeyler anlat anlat 

İçim içimden geçiyor 

 

برایم چیزهایی تعریف کن؛ جانم بسیار در تنگناست.

برایم چیزهایی تعریف کن، تعریف کن 

درونم از درونم میگذرد. 

 

Yanımdasın susuyorsun 

Susuyor konuşmuyorsun 

Bakıyor görmüyorsun 

Dokunsan donacağım 

İçimde intihar korkusu var 

Bir gülsen ağlayacağım 

Bir gülsen kendimi bulacağım 

 

در کنارم هستی و سکوت می کنی 

سکوت می کنی و سخنی نمی گویی 

نگاه می کنی و نمی بینی 

اگر لمسم کنی منجمد خواهم شد.

در درونم هراس از یک انتحار هست.

گر بخندی، خواهم گریست 

گر بخندی، خویشتنم را خواهم یافت 

 

Depremler oluyor beynimde 

Dışarda siren sesi var 

Her yanımda susmuş insanlar susmuş 

İçimde ölen biri var !

.....Vay vay vay 
Vay vay vay 
 Vay vay vay 

زلزله ها در مغزم بپا می‌شود

در بیرون صدای آژیر هست

در هر طرفم انسان های خاموش، خاموشند

در درونم کسی هست در حال مردن!

وای وای وای... 
وای وای وای... 
 وای وای وای... 


Hadi bir şeyler söyle 

Çocuk gözlerim dolsun 

İçinden git diyorsun, duyuyorum gülüm 

Gideceğim son olsun !

 

زودباش چیزهایی به زبان بیاور 

تا چشمان کودکانه ام پُر شوند 

از ته قلبت می گویی برو، می شنوم گلم

این رفتنم پایان کار باشد!

 

Yanımdasın susuyorsun 

Susuyor konuşmuyorsun 

Bakıyor görmüyorsun 

Dokunsan donacağım 

İçimde intihar korkusu var 

Bir gülsen ağlayacağım 

Bir gülsen kendimi bulacağım!

  

در کنارم هستی و سکوت می کنی 

سکوت می کنی و سخنی نمی گویی 

نگاه می کنی و نمی بینی 

اگر لمسم کنی منجمد خواهم شد

در درونم هراس از یک انتحار هست

گر بخندی، خواهم گریست 

گر بخندی؛ خویشتنم را خواهم یافت! 

 

İçimde soluyorsun 

İki can var içimde 

Korkular salıyorsun üstüme korkular 

Her an başka biçimde !

 

در درونم پژمرده می شوی 

دو جان در درونم وجود دارد 

ترس ها را به رویم حمله ور می کنی، ترس ها را 

هر لحظه به چینشی متفاوت!

 

Depremler oluyor beynimde 

Dışarda siren sesi var 

Her yanımda susmuş insanlar susmuş 

İçimde ölen biri var 

....Vay vay vay 
Vay vay vay 
 Vay vay vay 

زلزله ها در مغزم بپا می‌شود

بیرون صدای آژیر می آید

در هر طرفم انسان های خاموش، خاموشند
 
در درونم کسی هست در حال مردن!

! وای وای وای... 
وای وای وای
 وای وای وای

 

Söz; Müzik; ses: Ahmet. Kaya
Forwarded from Can.Kerçembulu (Hossein M.)
دوست نبیند به جز آن یک هنر
#جان_کرچمبولو
#دیل_کؤک

محمود کاشغری در دایره‌المعارف خود یعنی دیوان لغات‌الترک، کلمه‌ی بیات را نام خدای تعالی نامیده و آنرا چنانکه احتمالن همه می‌دانند نام نهمین قبیله‌ از تورکان اوغوز تعریف کرده است.
اما رشیدالدین فضل‌لله همدانی در جامع‌التواریخ کلمه‌ی بیات را مالدار و دولتمند (با دولت) معنا کرده است و نهایتن در لغت‌نامه‌ی دهخدا آنرا غم و غصه و افسوس معنا کرده البته بدون تمثیل (دهخدا معمولن برای هر واژه یک یا چند مثال از ادبیات فارسی می‌آورد). همچنین آنرا طایفه‌ای از ایل ایناللو نامیده که عضو اتحادیه‌ی ایلی قشقایی بوده‌اند و به مکانهای جغرافیایی و نام شعبه‌ای از موسیقی بودنش نیز اشاره کرده است.
در معانی کلمه‌ی بیات/ بایات که نام یکی از طوایف و قبایل قدیمی، پراکنده به همه‌جا، بزرگ و بسیار قدرتمند و تاثیر گذار تورکان بوده و شاعران و اوزان‌های بزرگی در زبان تورکی چون فضولی بغدادی و دده‌قورخوت از میان آنان برخاسته‌اند توصیفات فوق را می‌بینیم. در خود کتاب ارزشمند دده قورخوت به جمله‌ای اینچنین برمی‌خوریم:
«قادر تانری وئرمه‌یینجه ار بایماز!»
اینکه یک ار چگونه بگ (بای) می‌شود یک توضیح جامعه‌شناسانه و فلسفی لازم دارد. که مختصرش این است که جامعه‌ی تورکان در قدیم، یک جامعه‌ی ارزش‌سالارانه بوده (و نه نژاد سالارانه و مونارشیک) که حول محور دلاوری و جنگجویی حرکت می‌کرده است. هر مذکری، در صورت بروز یک شجاعت تامل برانگیز «ار» و صاحب نام می‌شده است. هر «ار» در صورت پشت سر گذاشتن جنگ‌ها و کشته‌نشدنش «آلپ» می‌شده و در صورت بروز یک قهرمانی یا دلاوری بسیار ارزشمند در یک مجلس رسمی که به آن توی می‌گفتند «بگ» می‌شده است. هر بگ در صورت عنایت پروردگار صاحب ثروت و مکنت شده و از آن ثروت و مکنت که در اصل ملت هم در به دست آوردنش سهم داشته‌اند به اهالی سخاوت و بخشش می‌کرده است. این جمله‌ی کتاب دده‌قورخوت بیان تمام این ماجراست. فعل بایماق، ریشه‌ی کلمه‌ی پای و فعل پایلاشماق، حالت مفاعله‌ی آن است. حال به معنای کلمه‌ی بیات می‌رسیم. بیات یا بایات یا در لهجه‌های ترکی شرقی (چون ازبکی و ترکمنی) بویوت، از بن فعل بایماق و پسوند ات/ایت/وت تشکیل شده و معنای بخششگر، مالدار و توانگر و صاحب دولت و مکنت می‌دهد. این کلمه چون از نظر ساختاری اسم فاعل است می‌تواند به عنوان صفت فاعلی به کار برود و از این روست که در دیوان لغات الترک جزو اسامی خداوند معنا شده است. لازم به ذکر است با این نوع ترکیب در توصیف کلمات قورخوت، اؤگوت، اومود، کیلید و بسیاری دیگر قبلن آشنا شده‌ایم. در دیوان لغات الترک کاشغری به حجم عظیمی از کلمات با این ساختار بر می‌خوریم.

پانوشت
دهخدا بیات‌ها را جزو ایناللوها می‌داند در حالی که باید برعکس باشد یعنی ایناللوها از طوایف ایل بیات‌اند. ایناللوهای قشقایی با کریم‌خان وکیل‌الرعایا به شیراز رفته‌اند. شخصیت کریم‌خان و اسامی کاملن تورکی پدر و مادر و عمویش (ایناق، بیگم‌آغا و بوداق)، رقابتش با بختیاری‌ها در به قدرت رسیدن، انتخاب شیراز به پایتختی‌، همگی سوال برانگیزند و به این نکته اشاره دارند که خاندانش با تورکان از جمله ایل بزرگ بیات که حاکم و وارث قسمت بزرگی از عراق عرب و عجم بوده (شامل ایناللوها) در ارتباطی تنگاتنگ بوده‌اند.
عده‌ای از ایناللوهای بیات‌ در اتحادیه‌ی قشقایی داخل شده‌ و در فارس ماندگار شده‌اند و عده‌ا‌ی دیگر با بر سر کار آمدن آقامحمدخان قاجار دوباره از شیراز به مسکن اصلی ایل بیات یعنی فریدن و جاپلق (عراق عجم) بازگشته‌اند.
وقت انتخابات یادشون می افته توی این مملکت تورک هم وجود داره! به نظرتون چرا تورک ها نتونستن عین بقیه اقوام با قدرت جمعیت زیاد و قدرت رای که دارن اینهمه سال امتیازگیری کنن؟ حداقل در راستای زبان مادری شاید میشد کارهایی کرد و پله پله پیش اومد
بنظرم اصلی‌ترین دلیل اهمیت تورک ها در انتخابات اینه که مختص به یک منطقه جغرافیایی خاصی نیستن، بر خلاف تصور برخی از مرکزگرایان و حتی برخلاف تصور اکثر فعالین تورک که فقط روی آذربایجان مانور میدن ظاهرا مشاورین کاندیداهای ایندور انتخابات این نکته را خوب میدونن که در اکثر استانهای کشور جمعیت بزرگی از اهالی بومی و تاریخی اون استان را تورک‌ها تشکیل میدن مثلا استان فارس استان اصفهان؛ چهارمحال و خراسان شمالی و رضوی و گلستان و مرکزی و کهکلوییه و خوزستان و قم و... به نظر بنده شاید در همه اتفاقات سیاسی این مملکت اگر روی این گستردگی جمعیتی مانور داده میشد بهتر از تمرکز بر یک جغرافیا میشد امتیاز گیری کرد و بحث را از یک خواست منطقه ای به خواستی ملی و سراسری ارتقا داد. شما شاید بتونی زبان یک منطقه را با انگ منطقه گرایی سرکوب کنی اما سرکوب آن که در سراسر کشور گسترده است درآنحد آسان نیست.
چهارمحال تورکلری
<unknown> – 07. Sıla - Zor Sevdiğimden
.

#mp3
👆👆👆
@chaharm چهارمحال تورکلری



ترجمه آهنگ zor sevdiğimden از سیلا گنچ اوغلو




Niye gidemiyorum, biliyor musun?
چرا نمیتونم برم، آیا میدونی؟
Çünkü emek verdiysen zor!
چونکه اگر واسش زحمت کشیده باشی سخت میشه!
Meydan okuma öyle hemen...
معضل درست نکن (هل من مبارز نخون) مثل سابق...
Dur, "Neden?" diye sor
بایست، با گفتن یه « به چه دلیل؟ _ چرا؟» بپرس

Niye susuyorum anlıyor musun?
چرا سکوت میکنم، آیا میتونی درکش کنی؟
Çünkü anlattıkça zor!
چونکه وقتی توضیحش میدی سخت میشه!
Bükme dudağını, hemen otur
لبات رو جمع نکن، بگیر بشین
O zaman hesabını sor
اونزمان حسابت رو بپرس

Çok sevdiğimden değil
بخاطر دوست داشتن زیادم نیست
Zor sevdiğimden
از سخت دوست داشتنمه
İyi günde bur'dasın
توی روز خوشی اینجا هستی
Dar günde yoksun, neden?
توی روز تنگ نیستی، به چه دلیل؟ (چرا؟)

Çok sevdiğimden değil
Zor sevdiğimden
İyi günde bur'dasın
Dar günde yoksun, neden?

]تکرار[
Güler ömür, ağlar ömür
عمر می‌خنده ، عمر گریه میکنه
Farkında olmayız, geçer ömür
بدون اینکه متوجهش باشیم، میگذره عمر
Güler ömür, ağlar ömür
عمر می‌خنده ، عمر گریه میکنه
Farkında olmayız, geçer ömür
بدون اینکه متوجهش باشیم، میگذره عمر

Çok sevdiğimden değil
بخاطر دوست داشتن زیادم نیست
Zor sevdiğimden
از سخت دوست داشتنمه
İyi günde bur'dasın
توی روز خوشی اینجا هستی
Dar günde yoksun, neden?
توی روز تنگ نیستی، به چه دلیل؟


Niye susuyorum anlıyor musun?
Çünkü anlattıkça zor
Bükme dudağını, hemen otur
O zaman hesabını sor
]تکرار[
Çok sevdiğimden değil
Zor sevdiğimden
İyi günde bur'dasın
Dar günde yoksun, neden?
]تکرار[
Güler ömür, ağlar ömür
Farkında olmayız, geçer ömür
]تکرار[
Çok sevdiğimden değil
Zor sevdiğimden
İyi günde bur'dasın
Dar günde yoksun, neden?
]تکرار[
Çok sevdiğimden değil
Yahu zor sevdiğimden
İyi günde bur'dasın
Dar günde yoksun, neden?
]تکرار[
Kara Orman | mp3indirdur
Melike Şahin
mp3indirdur-Melike-Sahin-Kara-Orman.mp3
.
🔰ای جوان‌مرد! لفظ ترکی دان*
.

تاکنون دربارهٔ جایگاه زبان تورکی در منطقه اصفهان و نواحی تابعهٔ آن، کم‌تر تحقیق و پژوهشی صورت پذیرفته‌است و از این میان مطالعهٔ جایگاه زبان تورکی در دورهٔ قاجار و سالهای منتهی به انقلاب مشروطه و شکل‌گیری ناسیونالیسم باستان‌گرا و تورک‌ستیز آن دوره حائز اهمیت خاصی می‌باشد.
.
یکی از موضوعات مهم در مطالعهٔ جایگاه زبان تورکی در اصفهان و توابع آن در دورهٔ فوق‌الذکر شناسایی آثار تألیف شده برای آموزش زبان تورکی می‌باشد.
.
از بین تألیفات صورت گرفته، آثار ذیل را می‌توان نام‌برد:
.
قواعد زبان ترکی: اثر میرزا محمدجعفر بن محمدحسین طرب نائینی** اصفهانی
.
نصاب ترکی: اثر میرزا محمدقلی بن محمدرضا فقیر قهفرخی** اصفهانی
.
الطمغای ناصری: اثر شیخ محمد صالح اصفهانی
.
مرقات‌الصبیان: اثر سید محمدباقر مجتهدزاده گنجوی** اصفهانی
.
از میان آثار تألیفی فوق، دو اثر طرب نائینی و فقیر قهفرخی در زمان سلطنت فتح‌علی‌شاه، الطمغای ناصری در عهد ناصرالدین‌شاه و به نام او تألیف شده‌اند؛ همچنین مرقات‌الصبیان در سال ۱۳۱۷ هجری مقارن با سلطنت مظفرالدین‌شاه در مطبعه آستان قدس رضوی مشهد به چاپ رسیده‌است.
.
مناصب و جایگاههای این مؤلفین نیز به نوبهٔ خود جالب می‌باشد، طرب نائینی در یزد و در خدمت محمدولی‌میرزا قاجار حاکم آن‌جا ریاست دیوان انشاء را برعهده داشته‌است.
.
همچنین شیخ محمدصالح اصفهانی نیز معلم زبان‌های فارسی و عربی در دارالفنون بوده است و اثر وی، لغت‌نامهٔ الطمغای ناصری همانند آثار سترگی از قبیل "لغت‌اتراکیه اثر فتح‌علی سپانلو قاجار قزوینی" و "خلاصهٔ عباسی اثر حکیم محمد خویی" برای تشریح لغات تورکی مشکل آثار میرعلیشیر نوائی تألیف گردیده است.
.
به امید آن‌که این چهار اثر مورد اشاره و دیگر آثار مربوط به زبان و ادبیات تورکی هرچه بیش‌تر از پیش شناخته و شناسانده شوند.
.
پ.ن*
عنوان این نوشته برحسب مصرعی از نصاب آموزش تورکی فقیر قهفرخی می‌باشد.
.
پ.ن**
🔹 نائین مجاور کویر مرکزی کشور و در استان اصفهان قرار دارد.
🔹 قهفرخ امروزه با نام فرخشهر در نزدیکی شهرکرد مرکز استان چهارمحال وبختیاری قرار گرفته است.
🔹 گنجه نام روستایی از توابع شهرستان فریدن در استان اصفهان می‌باشد.

منبع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام «تورک‌ائلی چهارمحال»

@Turkeliye_Dogru
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض هنرمند تورک چهارمحال و بختیاری به سانسور کردن تورک‌ها و بختیاری نشان دادن این استان:

چهارمحال وبختیاری چندین شهر بزرگ و مناطق کاملا تورک نشین دارد اما حمایت نمی شویم. استان رانباید فقط برای بختیاری دانست!

@Turkeliye_Dogru
🔰پای درس سایت شهرداری

کتاب "The Turkic Languages" از سری کتاب‌های ROUTLEDGE LANGUAGE FAMILY SERIES ، از جمله منابع دارای اعتبار در زمینه زبان تورکی است. فصل مرتبط با گونه‌های تورکی در ایران که نوشتهٔ Christiane Bulut است، به وضوح لهجه‌های تورکی در ایران را مرتبط به يکديگر و شبیه به هم ذکر می‌کند. حال در مقابل سایت شهرداری سودجان معتقد است که زبان ترکی در این شهر تفاوت زیادی با ترکی آذری دارد!

علیرغم غنای نسبی متون کلاسیک فارسی، در مورد تاریخ، زبان، جامعه و... تورک‌ها، در نوشته‌های جدید فقر منابع بسیار واضح و آشکار است. فقری که ضمن آمیخته‌شدن با مظاهر تورک‌ستیزی و عدم آگاهی از مطالعات صورت یافته در مراکز تورکولوژی خارجی، تشدید یافته و مهلک‌تر می‌گردد.

می‌توان یکی از نتایج این فقر در رسانه‌ی فارسی، که به نوعی به یک بیراهه برای آشنایی با تورک‌ها در چهارمحال بدل شده را در مطالب شلم شوربای سایت‌های کاملاً رسمی و دولتی، از قبیل فرمانداری‌ها و شهرداری‌ها و دیگر سازمان‌های دولتی-حاکمیتی جست. مطالبی بدون پشتوانه که با مورد استناد قرار گرفتن از سمت منابع دیگر، جهل و ضرر خویش را چندین‌باره تولید می‌کنند.

ادعاهای مطروحه نیز به نوبه‌ی خود جالب و کاملاً نشان دهنده‌ی اغراض‌های خاصی هستند:

×انکار و عدم اشاره به تورک‌ها؛
×وجود کثیر وامواژه‌ها از فارسی و بختیاری؛
×عدم مفاهمه با دیگر لهجه‌های تورکی؛
×تقسیم‌بندی‌های عجیب لهجه‌های تورکی در استان به انواع بومی، قشقایی و عثمانی(!)؛
×مانور دادن و ساخت پیشینه‌های عشایری بدون توجه به حداقل پنج قرن سکونت ممتد به عنوان جمعیت ساکن؛

می‌توان مقایسه‌ای با مطالب مرتبط با دیگر اقوام استان نیز انجام دهید، آیا شما تابحال در یک سایت دولتی دیده‌اید به مهاجرت، مفاهمه و یا غنای زبانی دیگر اقوام استان اشاره‌ای شده باشد مگر در جهت تفاخر؟

ویکی‌پدیای استان، شهرستان، شهر یا روستای شما آینه‌ای تمام نما از مجموعه‌ی این "فکت‌های طلایی" با ارجاع به این مجموعه سایت‌ها است، تا کنون به آن سرزده‌اید؟

@TurkEli_Caharmahal
🔰زبانی برای ستایش کبک‌ها

فرم تورکی مورد استفاده در شبکه‌های صداوسيما استانی به کرات مورد انتقاد قرار گرفته است، (هرچند که در شبکه‌‌ی رادیویی و تلویزیونی استان ما چندان فرصت برای تورکی گویی پیش نمی‌آید تا آن را حتی بخواهیم بررسی کنیم!)

ولیکن یک نقد شاید حتی مهم‌تر از نقد فرم، نقد محتوا است که گاه فراموش گردیده.

نهایت ارائه‌ی برنامه‌های به زبان تورکی در شبکه استانی بدین ترتیب است که تنها پارت‌هایی جداگانه و البته کوتاه در طی برنامه‌های شبانگاهی یا عصرگاهی پخش می‌گردد.

شاعری یا فردی مطّلع شعری به تورکی می‌خواند یا ضرب‌المثلی را شرح می‌دهد یا فلان مقام موسیقی قشقایی (که از قضا به نظر می‌آید در بین تورک‌های استان ما چندان هم محبوب نیست.) اجرا می‌نماید.

اما آنچه که مقصود این نوشته است، آن است که این شعر، ضرب‌المثل یا چند کلام تورکی وصله و پینه‌دار نهایت بدون هیچ زمینه‌ای است، هدف آن انتقال منظور حتی همسو با کلیت مثلاً برنامه شبانگاهی نیست. مانند یک مجسمه تاکسیدرمی شده، غیر طبیعی است.

بالفرض موضوع برنامه درمورد اهتمام به ازدواج ساده است ولی پارت تورکی شعری دربارهٔ زیبایی‌های منقار سرخ کبک‌های کوهستان است یا مثلی دربارهٔ دیگ سیاه شرح داده می‌شود یا ترانه‌‌ی ملال‌آور تکراری‌ای پخش می‌گردد.

در طی حداقل دهه‌ی نود، هم شاهد اقبال تورک‌های استان به زبان خویش بودیم؛ هم شاهد حضور مدیر تورک در رأس صداوسیما یا حتی استانداری، اما آن چیزی که مبرهن است، آن است که صداوسیمای مرکز چهارمحال و بختیاری حتی در انجام مأموریت خویش که نمایاندن زبان‌ها و گویش‌های غیر فارسی‌معیار به عنوان چیزی محلی پا را فراتر گذاشته و زبان تورکی را تنها به زبانی برای ستایش کبک‌ها بدل ساخته است.

سوالی که باید از خود بپرسیم این است که چگونه نگذاریم بدل به کبکمان بکنند!

@TurkEli_Caharmahal
Forwarded from Can.Kerçembulu (Hossein M.)
بُتِ مهربان
#بین‌ایللیک_بیر‌ادبیات
(میرزا ابوالفتح خان دهقان سامانی سیف‌الشعرا ۱۸۴۸-۱۹۰۸ میلادی، سامان، چهارمحال و بختیاری)
#جان_کرچمبولو

هر کیمسه‌ کیم عشقِ بُتِ مهربانی یوخ
او مُرده‌دیر، اوستونه داش قوی کی جانی یوخ
شمشیر نه وار؟ وورا بیری مجنون قانی تؤکه
دئر قان تؤکوم! نیجه؟ بیچاره قانی یوخ!
آی اوزلو یار، رحم قیل اول عاشقه کی وار
بی‌خانمان‌دیر، اولدوزو باتمیش، مکانی یوخ
یوز مینگ لاله‌دیر اوزو، قالخ باخ صفایی گؤر
سئیر ائتمه باغی، باغ بئله ارغوانی یوخ
نرگیز تکین دور ایکی گؤزو لاله‌دیر اوزو
نرگیزده‌ یوخ! لاله‌ده صفا جاودانی یوخ
اؤلمک دمینده دوشدو گؤزو دلدار اوزونه
دهقان اگر کی اولسه دَگَر، آرمانی یوخ!

اتک‌یازی
گؤردوگونوز گیبی، دهقان بو غزلی کندی دیوانی‌نین بیر صفحه‌سی حاشیه‌سینده یازمیش، بلکی ده یازدیرمیش‌دیر چونکو متن ایله حاشیه ال‌یازمالاری بیر دگیلدیرلر. بو گؤزل غزلی بیز بؤیله اوخوموشساق دا اونون دوغروجا اوخوماغینا ادعامیز یوخدور!

#دیل_وارلیغین_ائوی‌دیر
#تورک_دیلینده_مدرسه