یه اصل پنهان هست تو اسلامی که تو ایرانه، به اسم مظلومیت. توحید، نبوت، امامت، معاد و مظلومیت. عدل رو ننوشتم چون نداریم.
هرچی مظلومتری اجرت پیش خدای این اسلام بیشتره.
واسه همینه که حیاط بیمارستان و مدرسه با لشگر فلانالله مشاعه تو ایران.
طرف سرما میخوره میره بیمارستان که خوب شه، اگه پول ویزیت داشته باشه ولی بمب سنگرشکن چند میلیاردی میخوره شهید میشه.
شهید میشه ولی فقط اسمش شهیده. یه بچه فقیر بوده که هنوز کلی آرزو داشته و آخرین چیزی که میخواسته شهادت بوده.
یه وقت بد برداشت نکنین، خدای اینا اون خدایی نیست که خالق همهست، خداشون ۴۷ ساله که آدمه و از خدابودن فقط «خ» ی اولشو داشته و هروقت لازم شده جانشین خدار گذاشتن به جاش، خارکسهها.
هرچی مظلومتری اجرت پیش خدای این اسلام بیشتره.
واسه همینه که حیاط بیمارستان و مدرسه با لشگر فلانالله مشاعه تو ایران.
طرف سرما میخوره میره بیمارستان که خوب شه، اگه پول ویزیت داشته باشه ولی بمب سنگرشکن چند میلیاردی میخوره شهید میشه.
شهید میشه ولی فقط اسمش شهیده. یه بچه فقیر بوده که هنوز کلی آرزو داشته و آخرین چیزی که میخواسته شهادت بوده.
یه وقت بد برداشت نکنین، خدای اینا اون خدایی نیست که خالق همهست، خداشون ۴۷ ساله که آدمه و از خدابودن فقط «خ» ی اولشو داشته و هروقت لازم شده جانشین خدار گذاشتن به جاش، خارکسهها.
👍19🤣3🌭1🍓1
پیرو حرفام که گفتم جایگاه خدا رو در حد توالت و خلادونی آوردن پایین
حافظ بنده خدا چندصد سال پیش میاد به خدا میگه در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم، نمیدونم چیچی آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی
حالا به آدمی که معلوم نیست زنده ست یا مرده اینو می گن و عین خیالشونم نیست که هزاران نفر جونشون به این چیزا بسته ست
کافر و بتپرست چجوری بودن که شما نیستین
تولید محتوای سوپرتون هم از میا خلیفا و عموجانی بیشتره
هزار رحمت به قوم لوط
یک کلمه راست هم که نمیتونن بگن واقعا فاسدتر از اینا تو تاریخ نیست
حافظ بنده خدا چندصد سال پیش میاد به خدا میگه در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم، نمیدونم چیچی آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی
حالا به آدمی که معلوم نیست زنده ست یا مرده اینو می گن و عین خیالشونم نیست که هزاران نفر جونشون به این چیزا بسته ست
کافر و بتپرست چجوری بودن که شما نیستین
تولید محتوای سوپرتون هم از میا خلیفا و عموجانی بیشتره
هزار رحمت به قوم لوط
یک کلمه راست هم که نمیتونن بگن واقعا فاسدتر از اینا تو تاریخ نیست
👍13🤣6
یکم Pink Floyd گوش کنین، واجبه تو این وضعیت...
از صبح تا شب، از چشمها پنهان ماندم
نفهمیدم که چه شدهام:
چیزی بیش از زندهای بیجان نبودم؛
بهسختی دوام میآوردم،
در یک کلام، مغلوب و ازپاافتاده.
صدایی نخواهی شنید
(گوشهای کز کرده است)
از دهان من
(اما صفحه همچنان سوسو میزند)
بیش از حد طولانی ماندهام
(در سیلی بیپایان از مزخرفات)
با درونم رو به بیرون
(لعنت به اینجا)
پوستم برای لمس آدمی سرد است
(در دریایی از تصاویر بیسروته)
این قلب خونچکانم
(این حیوانِ خودویرانگر)
چندان نمیتپد
(منتظر است موجها
از راه برسند و درهم بشکنند)
زیر لب عهد کردم که خاموش بمانم، و حالا
حتی وقتی بلندبلند فکر میکنم، صدای خودم را نمیشنوم.
نور خاموشم کرده؛ پس شب را روشن میکنم
و تاریکیاش را با لبخندی تهی بر تن میکنم.
آهستهآهسته به زندگی بازمیگردم،
دستگاه عصبیام سراپا بههمریخته است؛
درونم را پشتورو پوشیدهام.
حالا نگاهش کن؛ انگار رنگپریدهتر شده،
اما دارد به خود میآید.
دارد خفه میشود؛ مدتهاست حرف نزده.
باشد، میتواند واژهها را مستقیماً از دهان من بگیرد.
و با این واژهها میتوانم
از میان ابرهایی که پوشانده بودندم، روشن ببینم.
فقط کمی زمان بده، بعد نامم را به زبان بیاور؛
حالا دوباره میتوانیم صدای خودمان را بشنویم.
چشمبهراه ماندهام
(او بر آستانه ایستاده است)
روزی که
(گرفتار خشمی آتشین)
تمام ابرها
(و پرتابشده در کوره)
پراکنده شده باشند
(اینجا را نفرین خواهد کرد)
حالا با توام
(از هر سو پارهپارهاش میکنند)
میتوانم نامت را بر زبان بیاورم
(و صفحه هنوز هم سوسو میزند)
حالا دوباره میتوانیم
(در انتظار شعلههاست)
صدای خودمان را بشنویم
(تا زبانه بکشند و درهم بشکنند)
از صبح تا شب، از چشمها پنهان ماندم
نفهمیدم که چه شدهام:
چیزی بیش از زندهای بیجان نبودم؛
بهسختی دوام میآوردم،
در یک کلام، مغلوب و ازپاافتاده.
صدایی نخواهی شنید
(گوشهای کز کرده است)
از دهان من
(اما صفحه همچنان سوسو میزند)
بیش از حد طولانی ماندهام
(در سیلی بیپایان از مزخرفات)
با درونم رو به بیرون
(لعنت به اینجا)
پوستم برای لمس آدمی سرد است
(در دریایی از تصاویر بیسروته)
این قلب خونچکانم
(این حیوانِ خودویرانگر)
چندان نمیتپد
(منتظر است موجها
از راه برسند و درهم بشکنند)
زیر لب عهد کردم که خاموش بمانم، و حالا
حتی وقتی بلندبلند فکر میکنم، صدای خودم را نمیشنوم.
نور خاموشم کرده؛ پس شب را روشن میکنم
و تاریکیاش را با لبخندی تهی بر تن میکنم.
آهستهآهسته به زندگی بازمیگردم،
دستگاه عصبیام سراپا بههمریخته است؛
درونم را پشتورو پوشیدهام.
حالا نگاهش کن؛ انگار رنگپریدهتر شده،
اما دارد به خود میآید.
دارد خفه میشود؛ مدتهاست حرف نزده.
باشد، میتواند واژهها را مستقیماً از دهان من بگیرد.
و با این واژهها میتوانم
از میان ابرهایی که پوشانده بودندم، روشن ببینم.
فقط کمی زمان بده، بعد نامم را به زبان بیاور؛
حالا دوباره میتوانیم صدای خودمان را بشنویم.
چشمبهراه ماندهام
(او بر آستانه ایستاده است)
روزی که
(گرفتار خشمی آتشین)
تمام ابرها
(و پرتابشده در کوره)
پراکنده شده باشند
(اینجا را نفرین خواهد کرد)
حالا با توام
(از هر سو پارهپارهاش میکنند)
میتوانم نامت را بر زبان بیاورم
(و صفحه هنوز هم سوسو میزند)
حالا دوباره میتوانیم
(در انتظار شعلههاست)
صدای خودمان را بشنویم
(تا زبانه بکشند و درهم بشکنند)
❤10
«Wearing the inside out»
استعارهایه از اینکه آدم درون آسیبپذیر و پنهانش رو مانند جامهای در بیرون بر تن کرده باشه؛ برای همین اونو «درونم را پشتورو پوشیدهام» ترجمه کردم.
استعارهایه از اینکه آدم درون آسیبپذیر و پنهانش رو مانند جامهای در بیرون بر تن کرده باشه؛ برای همین اونو «درونم را پشتورو پوشیدهام» ترجمه کردم.
❤11
وانپیس سر همهمون شیره مالید.
وقتی استراحت دادن، قول دادن که انیمه رو با کیفیت بیشتر و فشردهتر بسازن. از وقتی برگشته هر قسمت خودمونو گول زدیم که درست میشه، بعد دیدیم نه... همون آشه و همون کاسه. آبکی... اینجوری پیش بره، دیگه ساب نمیزنم وانپیسو... میخواستم همون وانپیس همیشگی رو ترجمه کنم از اول ترجمه میکردم.
امشبو فعلا میزنم تا بعد تصمیم بگیرم برای دراپش، کم غصه ندارم که یه انیمه کشدار بزنم که تازه بعد از ۱۰۰ قسمت دیگه بخواد برسه به اومدن ایمو. ولم کن بابا.
امشبم نمیزنم. 😂
وقتی استراحت دادن، قول دادن که انیمه رو با کیفیت بیشتر و فشردهتر بسازن. از وقتی برگشته هر قسمت خودمونو گول زدیم که درست میشه، بعد دیدیم نه... همون آشه و همون کاسه. آبکی... اینجوری پیش بره، دیگه ساب نمیزنم وانپیسو... میخواستم همون وانپیس همیشگی رو ترجمه کنم از اول ترجمه میکردم.
امشبو فعلا میزنم تا بعد تصمیم بگیرم برای دراپش، کم غصه ندارم که یه انیمه کشدار بزنم که تازه بعد از ۱۰۰ قسمت دیگه بخواد برسه به اومدن ایمو. ولم کن بابا.
امشبم نمیزنم. 😂
🤣24😭10👍1
Forwarded from Dark News ⚽️ (#mohamad)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این چه سوپر سولفوریک اسیدیه😂😂
@Darknews
@Darknews
🤣8❤1
Dark News ⚽️
این چه سوپر سولفوریک اسیدیه😂😂 @Darknews
Shit
فردوشیپورو
میثاقی اینقدر آب خورده آکوامن شده
فردوشیپورو
میثاقی اینقدر آب خورده آکوامن شده
🤣15
Forwarded from Dark News ⚽️ (Am Ete)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قسمت دوم انیمه معروف قلعهنویی فردوسی پور 😂😂
@Darknews
@Darknews
🤣11
بلیچم داره میاد که آخرین نفسای خودشو بکشه. از سه ماه دیگه بلیچ میتونه دوباره معنای سفیدکنندهای که داشت رو پس بگیره. از شهرت این مانگا و انیمه همین بس که الان ۲۵ ساله اگه میگی بلیچ، حتی تو خود آمریکاشم همه اول یاد گتسوگا تنشو و شینیگامی میفتن.
ممنون از توجهتون به این مطلب. یوهاباخآخ
ممنون از توجهتون به این مطلب. یوهاباخآخ
🤣19👨💻2🤮1
اینو با تأخیر میگم، چون تا الان داشتم تو یه دعوا وساطت میکردم
یه سری بچهکوچولو هستن که میان پایین خونمون تو یه پارکینگ همیشهخالی فوتبال میزنن (آخه باب فوتباله)
و خیلی سر و صدا میکنن وحشتناک و فحشای زشت میدن
یه همسایه داریم یه ۷-۸ طبقه بالاتر از ما که پیرمرده و مجرده و اعصاب نداره با اینکه آدم خوبیه.
یه چندبار شنیده بودم سرشون داد زده بود که آروم بازی کنین. بچههای الانم که یکی درمیون حرومزاده و تخس، لج کردن باهاش و بیشتر سر و صدا کردن.
چند شبه پیرمرده رفته تو فاز هجومی از بالای ساختمون لیوان و شیشه نوشابه پرت میکنه پایین بوم بوم میشکنه تو این پارکینگ. (یعنی به قصد کشت میندازهها) بچهها فرداش میان جارو میکنن، شعار میدن بیشرف بیشرف :)
امشب پیرمرده یه حربه عجیب غریب به کار برد. ساعت ۸ برق رفت، من تو بالکن سیگار میکشیدم. بچههام تو نور مهتاب از فوتبال فارغ شده بودن و نشسته بودن کصشعر میگفتن که دیدم ماه حرکت کرد رفت پشت آپارتمان روبرویی و تاریکی مطلق شد. پیرمرده (۶۰ سالشه) با لباس مشکی به اینا شبیخون زد و اینا رو گرفت به باد کتکت تو تاریکی. پرتشون میکرد مثل شلغم.
دیگه ننهباباها اومدن و تهدید به کشت و کشتار. بعدم پلیس اومد. پیرمرده الان کلانتریه. سه چهارتا از بچهها درمونگاه. البته خوب بودن و شعار بیشرفبیشرفشون تا لحظه آخر بهراه بود.
ممنون از توجهتون به این مطلب. پیری. جی. نینجا
یه سری بچهکوچولو هستن که میان پایین خونمون تو یه پارکینگ همیشهخالی فوتبال میزنن (آخه باب فوتباله)
و خیلی سر و صدا میکنن وحشتناک و فحشای زشت میدن
یه همسایه داریم یه ۷-۸ طبقه بالاتر از ما که پیرمرده و مجرده و اعصاب نداره با اینکه آدم خوبیه.
یه چندبار شنیده بودم سرشون داد زده بود که آروم بازی کنین. بچههای الانم که یکی درمیون حرومزاده و تخس، لج کردن باهاش و بیشتر سر و صدا کردن.
چند شبه پیرمرده رفته تو فاز هجومی از بالای ساختمون لیوان و شیشه نوشابه پرت میکنه پایین بوم بوم میشکنه تو این پارکینگ. (یعنی به قصد کشت میندازهها) بچهها فرداش میان جارو میکنن، شعار میدن بیشرف بیشرف :)
امشب پیرمرده یه حربه عجیب غریب به کار برد. ساعت ۸ برق رفت، من تو بالکن سیگار میکشیدم. بچههام تو نور مهتاب از فوتبال فارغ شده بودن و نشسته بودن کصشعر میگفتن که دیدم ماه حرکت کرد رفت پشت آپارتمان روبرویی و تاریکی مطلق شد. پیرمرده (۶۰ سالشه) با لباس مشکی به اینا شبیخون زد و اینا رو گرفت به باد کتکت تو تاریکی. پرتشون میکرد مثل شلغم.
دیگه ننهباباها اومدن و تهدید به کشت و کشتار. بعدم پلیس اومد. پیرمرده الان کلانتریه. سه چهارتا از بچهها درمونگاه. البته خوب بودن و شعار بیشرفبیشرفشون تا لحظه آخر بهراه بود.
ممنون از توجهتون به این مطلب. پیری. جی. نینجا
🤣35🆒2
دیشب خواب کوه کلنگو دیدم. خواب دیدم اسمیگل با حلقه افتاد تو اورانیوما. بعد برج میلاد سقوط کرد. البته سائرونِ این خواب یه چشم گنده آتیشی نبود. یه دونه چشم معمولی کوچولو بود با یه دماغ. محسن رضایی سرکردهٔ اُرکها بود. البته بیشتر شبیه گابلینه ولی خب. فکر کنم اسمیگل نمادی از جنتی بود.
🤣24😐1😭1
سعی کنین تو این روزا فقط سریالای طنز ببینین که مغزا و دلاتون خاموش نشه. پیشنهاد من The Office ـه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤8👌1
یکی از دوستان تشکر کرده، خیلی ممنونم ازش و بعد گله کرده که چرا مثل قدیما مثلا روی بانکایها استایل نمیده کاپیتان و خوشگلش نمیکنه.
اولا که کی دل و دماغ داره این روزا برای این کارا. ثانیا بانکای اون قدیما حرمت داشت. من ماشین با باطری خوابیده رو با زمزمهی بانکای روشن کردم.
نه مثل الان که سنبونزاکورا کاگهیوشی واقعا گل محمدی پخش میکنه جلوی کوئینسیها.
امشب بوی عطر مشهدی از تو کامپیوتر میزد بیرون.
گیریم که من به بانکای ۲۰۲۶ استایل دادم وقتی خودتون میبینین که یه خط رو والکیری نمیندازه، نمیگین کاپیتان چقدر کصخله به این استایل داده؟
رو چه چیزایی حساسینا.
اولا که کی دل و دماغ داره این روزا برای این کارا. ثانیا بانکای اون قدیما حرمت داشت. من ماشین با باطری خوابیده رو با زمزمهی بانکای روشن کردم.
نه مثل الان که سنبونزاکورا کاگهیوشی واقعا گل محمدی پخش میکنه جلوی کوئینسیها.
امشب بوی عطر مشهدی از تو کامپیوتر میزد بیرون.
گیریم که من به بانکای ۲۰۲۶ استایل دادم وقتی خودتون میبینین که یه خط رو والکیری نمیندازه، نمیگین کاپیتان چقدر کصخله به این استایل داده؟
رو چه چیزایی حساسینا.
🤣36❤5🌭2😭2
شما رو نمیدونم ولی اینجا تو روزای ولادت و شهادت برق نمیره. یه ذهن بدبین مثل ذهن من به این سمت میره که کلا این قطعی برق و اینا بهونهست برای همچین روزایی. یعنی سه چهار ماهِ گرم رو برق قطع می کنن که تو شهادت و ولادت قطع نکنن بعد با منت بگن: دیدید که چگونه در شهادتین و ولادتینتان برق خموش نشد؟ آیا ایمان نمیآورید، ای گمراهان از اسلامبرگشته؟
و الا اگه برق کم داریم که تو شهادت و ولادت هم باید کم داشته باشیم. برقو قطع کنین بابا، رو مخ من راه نرین.
و الا اگه برق کم داریم که تو شهادت و ولادت هم باید کم داشته باشیم. برقو قطع کنین بابا، رو مخ من راه نرین.
🤣18😐2😭1