Forwarded from فـرنـگـیـس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Hbd to my saghy
تولدت مبارک عزیزدلم ، ساقی محله کونوها اینا .
یادم نیست دقیقا کی باهم آشنا شدیم ولی از همون اول فهمیدم که این دختر میتونه یکی از بهترین دوستام باشه ، اصلا بهترین دوستیا اینجوری شروع میشه نه؟😔
تولدت مبارک شیر ماهی ، یک جوری امسال غرش بکنی که همه سکوت کنن🔥
خلاصه که خیلی دوستت دارم بوس بهت
تولدت مبارک عزیزدلم ، ساقی محله کونوها اینا .
یادم نیست دقیقا کی باهم آشنا شدیم ولی از همون اول فهمیدم که این دختر میتونه یکی از بهترین دوستام باشه ، اصلا بهترین دوستیا اینجوری شروع میشه نه؟😔
تولدت مبارک شیر ماهی ، یک جوری امسال غرش بکنی که همه سکوت کنن🔥
خلاصه که خیلی دوستت دارم بوس بهت
از سوی نسیم شرجی 🌾
Sandra – Japan ist weit
بله خانم ساندرای عزیز... همه چیز بخاطر اینه که ژاپن دوره...
Forwarded from 𝒥 𝗎𝗅ı𝖺
تولدت مبارک به یکی از قشنگترین آدمی که زندگی سر راه من گذاشت. 🛐
امیدوارم از امروز به بعد، سهم تو از دنیا فقط اتفاقهای خوب، خندههای از ته دل و آدمهایی باشه که قدر قلب مهربونت رو بدونن.
بعضی آدمها بیخبر میان و بعد از مدتی میفهمی بودنشون چقدر به روزهات رنگ داده؛ تو برای من یکی از همون آدمهایی.
امیدوارم هر چیزی که آرزوش رو داری، یه روزی درست همونطور که توی ذهنت قشنگش کردی، جلوی چشمات اتفاق بیفته.
و امیدوارم همیشه دلی داشته باشی که برای خوشحال بودن، دلیلهای زیادی پیدا کنه.
تولدت مبارک قشنگترین آدم.
خوشحالم که توی این دنیا، یه جایی با تو آشنا شدم. 😭💞
خسلیی دوستت دارم از ته دلم ارزو میکنن تک تک سختی هایی که کشیدی و ناراحتی هات تموم بشه و یک روز از به رویاهات برسی اوم بالا بالا ها ؛ مرسی که همیشه با بودنت خوشحالم میکردی تولدت مبارک نیکسارای من ، تو بهترین دوستی هستی که زندگی بهم داده عاشقتم 💘
امیدوارم از امروز به بعد، سهم تو از دنیا فقط اتفاقهای خوب، خندههای از ته دل و آدمهایی باشه که قدر قلب مهربونت رو بدونن.
بعضی آدمها بیخبر میان و بعد از مدتی میفهمی بودنشون چقدر به روزهات رنگ داده؛ تو برای من یکی از همون آدمهایی.
امیدوارم هر چیزی که آرزوش رو داری، یه روزی درست همونطور که توی ذهنت قشنگش کردی، جلوی چشمات اتفاق بیفته.
و امیدوارم همیشه دلی داشته باشی که برای خوشحال بودن، دلیلهای زیادی پیدا کنه.
تولدت مبارک قشنگترین آدم.
خوشحالم که توی این دنیا، یه جایی با تو آشنا شدم. 😭💞
خسلیی دوستت دارم از ته دلم ارزو میکنن تک تک سختی هایی که کشیدی و ناراحتی هات تموم بشه و یک روز از به رویاهات برسی اوم بالا بالا ها ؛ مرسی که همیشه با بودنت خوشحالم میکردی تولدت مبارک نیکسارای من ، تو بهترین دوستی هستی که زندگی بهم داده عاشقتم 💘
از سوی نسیم شرجی 🌾
فکر کنم یه شام عروسی افتادید بچه ها...
وای بچه ها من خیلی این پسره رو دوسش دارم کاش قلبمو نشکونه دوباره... 😭
😭3🍓1
چو گل های سپید صبحگاهی
در آغوش سیاهی
شکوفا شو
به پا برخیز و پیراهن رها کن
گره از گیسوان خفته وا کن
فریبا شو
گریزا شو
چو عطر نغمه کز چنگم تراود
بتاب آرام و در ابر هوا شو
به انگشتان سر گیسو نگه دار
نگه در چشم من بگذار و بردار
فروکش کن
نیایش کن
بلور بازوان بربند و وا کن
دو پا بر هم بزن پایی رها کن
بپر پرواز کن دیوانگی کن
ز جمع آشنا بیگانگی کن
چو دود شمع شب از شعله برخیز
گریز گیسوان بر بادها ریز
بپرداز
بپرهیز
چو رقص سایه ها درروشنی شو
چو پای روشنی در سایه ها رو
گهی زنگی بر انگشتی بیاویز
نوا و نغمه ای با هم بیامیز
دل آرام
میارام
گهی بردار چنگی
به هر دروازه رو کن
سر هر رهگذاری جست و جو کن
به هر راهی نگاهی
به هر سنگی درنگی
برقص و شهر را پر های و هوی کن
به بر دامن بگیر ویک سبد کن
ستاره دانه چین کن نیک و بد کن
نظر بر آسمان سوی خدا کن
دعا کن
ندیدی گر خدا را
بیا آهنگ ما کن
منت می پویم از پای اوفتاده
منت می پایم اندر جام باده
تو برخیز
تو بگریز
برقص آشفته برسیم ربابم
شدی چون مست و بی تاب
چو گل هایی که می لغزند بر آب
پریشان شو بر امواج شرابم
_سیاوش کسرایی
در آغوش سیاهی
شکوفا شو
به پا برخیز و پیراهن رها کن
گره از گیسوان خفته وا کن
فریبا شو
گریزا شو
چو عطر نغمه کز چنگم تراود
بتاب آرام و در ابر هوا شو
به انگشتان سر گیسو نگه دار
نگه در چشم من بگذار و بردار
فروکش کن
نیایش کن
بلور بازوان بربند و وا کن
دو پا بر هم بزن پایی رها کن
بپر پرواز کن دیوانگی کن
ز جمع آشنا بیگانگی کن
چو دود شمع شب از شعله برخیز
گریز گیسوان بر بادها ریز
بپرداز
بپرهیز
چو رقص سایه ها درروشنی شو
چو پای روشنی در سایه ها رو
گهی زنگی بر انگشتی بیاویز
نوا و نغمه ای با هم بیامیز
دل آرام
میارام
گهی بردار چنگی
به هر دروازه رو کن
سر هر رهگذاری جست و جو کن
به هر راهی نگاهی
به هر سنگی درنگی
برقص و شهر را پر های و هوی کن
به بر دامن بگیر ویک سبد کن
ستاره دانه چین کن نیک و بد کن
نظر بر آسمان سوی خدا کن
دعا کن
ندیدی گر خدا را
بیا آهنگ ما کن
منت می پویم از پای اوفتاده
منت می پایم اندر جام باده
تو برخیز
تو بگریز
برقص آشفته برسیم ربابم
شدی چون مست و بی تاب
چو گل هایی که می لغزند بر آب
پریشان شو بر امواج شرابم
_سیاوش کسرایی
نمیدانم چه شد؟ آنقدر ناگهانی، که با یک چشم بهم زدن به درازای تمام سال هایی که این قلب معیوب را خامشی داده ام و به دستهایم جامه پینه پوشانده ام طول کشید. نمیدانم چه شد؟ حداقل کنارم بنشین. برایت یک چای دشلمه خوشرنگ، به مستانه تمام شراب های جهان بریزم. شاید اینگونه بتوانم از زیر زبانت بیرون بکشم، به هر حال که مستی و راستی ست عزیز؛ و تو نیک میدانی هشیاری در صحن حضور ساقی دیوانه ای که من باشم، عجب جنایت وحشتناکی ست... پس دهان باز کن یار غایب من. نمیدانم چه شد؟ به من بگو. چطور؟ چطور آن منی که زیر جهنم اجباری ای که در آن زیسته ام و با این ستم سوخته و ساخته ام... این منه جزغاله، خاکستر شده را، چطور اینگونه خام حضورت کردهای؟ بلند نشو. نرو. تا امشب لب از لب باز نکنی، این میخانه زندان ترین بهشت مستانه بر توست. امشب به بلندای نگاه من دراز است و مَه جامه ابر از تن دریده است... پس امشب همان شبیست که هیچ میان من و تو نخواهد ماند. نمیدانم چه شد؟ امشب با دهانت میگویی هر آنچه که زبان از بیانش عاجز است. امشب با گوش خواهم شنید، هر آنچه پرده از گذرش امتناع میکند. امشب با روحم لمس میکنم، بخشی از وجودت را که دست های پینه بسته ام، از لمسش حقیر است. پس تو با هاله ات مرا به آغوش میکشی هر آن طور که تن فانی از آن نزدیکی که تو بر من میسازی، تهی خواهی شد. پس هر آنچه امشب شد را، با دستی مینویسم که ناتوان ترین است در نگارش هر آنچه گذشت. مینویسم با قلمی که زیر رگبار کلماتی که نوشتنی نیستند، سر به زیر انداخته و گریان، التماس به توقف میکند. مینویسم بر ورقی که زیر وزن آن شب، کمر خم کرده ست، مچاله سکوت پیشه کرده ست. مینویسم. نمیدانم چه شد؟ مرا که قسم به هشیاری خرده ام. ولی تو عجب مست شده ای یار غایب من. حین وقوع هر آنچه واقعی نیست، به قطره آبی مست ترین خواهی شد و به پیاله خالی، دیوانه ترین ساقی خواهم بود. پس تو مست. من دیوانه. نمیدانم چه شد؟ نمیدانی چه شد؟
_ساقی.
_ساقی.
❤🔥3