Forwarded from تـقـدیـمـے
✸ 🥀 ִֶָ ۫ https://t.me/Callminsane/35292
سایه همانطور ایستاده بود؛ همان قد و همان انحنای آشنای شانهها. حتی در آن تیرگیِ مات هم میشد ردِ شبهایی را دید که کنارش بزرگ شدم. قلبم آرامتر میزد، اما این آرامش از جنسِ امنیت نبود؛ از جنسِ شناخت بود.
میخواستم پنجره را باز کنم، مثل قدیمها صدایش بزنم، همانطور که وقت ترس یا تنهایی صدایش میکردم. اما چیزی در نگاهم نگهام داشت؛ انگار او دیگر آن برادری نبود که میتوانستم به نامش پناه ببرم.
فهمیدم این سایه آمده تا مرا ببیند، نه اینکه بازگردد.
آمده بود یادم بیاورد رفتنش هنوز تمام نشده است؛
و من، هنوز همانقدر که آن شب جا ماندم، در تاریکی او سهیمم.
هروقت حس کردی تو فندومت بدشانسی یادت بیاد برزرک هر یک سال، یک چپتر میده
😭6
از سوی نسیم شرجی 🌾
نابغه ای که همیشه، همه چیز داشته هرگز درک نمیکنه؛ میخواستم کسی باشم که الان هستم!
حتی اگه مجبور بشم تمام استخونـای بدنت رو بشکنم نمیذارم بری پیش اروچیمارو...
❤🔥4🤡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
such beautiful name...
Forwarded from Sad tea (⋆)
پست بالا رو + این پیام فور کن چنلت تا بگم چنلت وایب چه انیمه ای رو میده :)🤍
حتما جوین باشید✨