_تو برادرت رو آزاد کردی، مرتکب خیانت شدی.
+من برادرم رو آزاد کردم. ولی تو یه شهر و قتل عام کردی...
+من برادرم رو آزاد کردم. ولی تو یه شهر و قتل عام کردی...
از سوی نسیم شرجی 🌾
عشق مرگ وظیفه ست. _جان اسنو «اگون تارگرین»
گاهی وقت ها، وظیفه مرگ عشق است.
_تیریون لنیستر
_تیریون لنیستر
اما بی فرود تو اولین هدف
و پارگی رو ترجیح دادم به سرزمین
مگر که بوسهٔ عشق جایی میبود
واسه آخرین وطن
یه فاصله بین فرهنگ و مذاب طبیعت
و هر دوگانگی از جنس انتخاب و جبر
که از پیش انتخاب تصمیم غیر شد
یهودا زمان و تسلیم شعر کن
که بوسه ما هر مکانو پس میگرفت...
و پارگی رو ترجیح دادم به سرزمین
مگر که بوسهٔ عشق جایی میبود
واسه آخرین وطن
یه فاصله بین فرهنگ و مذاب طبیعت
و هر دوگانگی از جنس انتخاب و جبر
که از پیش انتخاب تصمیم غیر شد
یهودا زمان و تسلیم شعر کن
که بوسه ما هر مکانو پس میگرفت...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این که اومدم اکسپلورم یهو بند دلم پاره شد.
من یه مدت طولانی ای با شوتو، تویا و کلا تودوروکیا زندگی کردم و کنارشون مردم. برید ادیتای قبلیمو ببینید شاید بگم ده تا ازشون ادیت زدم اونقدر که اون دوران با تودورکیا گریه کردم به جرئت میتونم بگم برا اوچیها گریه نکردم...
این ادیتم خیلی عمیق و هماهنگ و زیبا بود حس کردم یه بخشی از وجودم که خیلی وقت بود بهش سر نزده بودم ولی بی شک هرگز از من جدا نمیشه... بخشی که هنوز تو وجودم مای هیرو فنه و عاشقشه رو دوباره زنده کرد...
من یه مدت طولانی ای با شوتو، تویا و کلا تودوروکیا زندگی کردم و کنارشون مردم. برید ادیتای قبلیمو ببینید شاید بگم ده تا ازشون ادیت زدم اونقدر که اون دوران با تودورکیا گریه کردم به جرئت میتونم بگم برا اوچیها گریه نکردم...
این ادیتم خیلی عمیق و هماهنگ و زیبا بود حس کردم یه بخشی از وجودم که خیلی وقت بود بهش سر نزده بودم ولی بی شک هرگز از من جدا نمیشه... بخشی که هنوز تو وجودم مای هیرو فنه و عاشقشه رو دوباره زنده کرد...
❤🔥3
آقا ما میخواستیم با لب خندون حلوای این داداشمون و بخوریم؛ نمیدونم چیشد الان با چشم خیس داریم آش پشت پاشو میخوریم.
😭2
Forwarded from Commentiat | کامنتیات (Sara)