از سوی نسیم شرجی 🌾
91 subscribers
4.31K photos
558 videos
15 files
478 links
سازمان رسمی پخش مواد در خاورمیانه و سازمان ملل
شرکت تامینی مصرفی گاو پرنده و ساقی
دارای پروانه ثبت رسمی و قانونی
اعتیاد شما، افتخار ماست
ENTP
باهام حرف بزن:
@Asaghybot
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5780286607
Download Telegram
Reverse
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بهترین ایده ها برای سینمایی/ناول بوروتو دو گرداب آبی اینه محتوای خواب ناروتو هیناتا رو نشون بدن 🤌
👍1
تاس میندازم
زوج اومد زیرنویس
فرد اومد دوبله
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوکی
✔️ هاردساب فارسی انیمه بابا لنگ دراز :
🔥 My Daddy Long Legs
❄️ Winter 1990
🎖 MyAnimeList: 7.72

📥 Download Box
—————————
Episode 01: 540p
Episode 02: 540p
Episode 03: 540p
Episode 04: 540p
Episode 05: 540p
Episode 06: 540p
Episode 07: 540p
Episode 08: 540p
Episode 09: 540p
Episode 10: 540p
Episode 11: 540p
Episode 12: 540p
Episode 13: 540p
Episode 14: 540p
Episode 15: 540p
Episode 16: 540p
Episode 17: 540p
Episode 18: 540p
Episode 19: 540p
Episode 20: 540p
Episode 21: 540p
Episode 22: 540p
Episode 23: 540p
Episode 24: 540p
Episode 25: 540p
Episode 26: 540p
Episode 27: 540p
Episode 28: 540p
Episode 29: 540p
Episode 30: 540p
Episode 31: 540p
Episode 32: 540p
Episode 33: 540p
Episode 34: 540p
Episode 35: 540p
Episode 36: 540p
Episode 37: 540p
Episode 38: 540p
Episode 39: 540p
Episode 40 [End]: 540p

⚠️این بالاترین کیفیت موجود برای این انیمه هست.
ℹ️اطلاعات بیشتر

🎬 #TvAnime / @AnimWorldDL
به محض تموم شدن مدرسه
شروع میکنیم 🤌
👍1
کل فامیل<<<<<<اون پسر عموم
1
من دارم خودمو به یه ورم میگیرم چه انتظاری از اونا دارم اخه؟
👍1
She knows she'll cant take back the words she'll say
So she'd say no word
1
حفظ کردن ثبات شخصیتی بعضی وقتا خیلی سخت میشه برام
👍4
Forwarded from RegaPlus
خیلی سخت گذشت عزیزم، تو هم که معلوم نبود کجا بودی.
همیشه پای یک زن در میان است.
آسمان آبی چشمان پسر کم کم شروع به باریدن کرد، چشمانش را از چشمان سیاه فرد روبه رویش می‌دزدید، نمی‌خواست نگاه کن، نمی‌خواست بداند، نمی‌خواست باور کند همه چیزی که شنیده حقیقت دارد. و همه این ها بار وحشتناک سنگینی روی بغض گلوی او می‌گذاشتند،
پسر رو به روی او... همه این ها را گذرانده بود، خیلی قبل تر، خیلی سخت تر، خیلی زود تر؛ او خوب درک می‌کرد کسی که جلویش به سختی ایستاده و زانوهایش از این حجم از باری که روی دوشش است می‌لرزد، دقیقا چه احساسی دارد. ولی دیگر کار آنها از درک کردن همدیگر گذشته بود؛ آن دو پسر هیچ‌گاه و به هیچ طریقی نمی‌توانستند بازگردند به چیزی که بودند، خانواده. چرا که قبل از آنکه او طناب های پیوند را ببرد، قبل از آن که حتی خودش متوجه بشود، این خانواده بدون نسبت خونی، داشت روی تمام باروت های وجودش پرده می‌کشید، آنقدری این پرده هارا محکم ببندند که چشمان سیاه او دیگر تاریک نباشند، آنقدری که دستانش دیگر عطش خون همخون خود را نداشته باشند. لعنت به جرقه، لعنت به هوس، لعنت به قدرت، لعنت به انتقام. فقط چندین کلمه و چندین قدم جوری باروت وجود ان پسر چشم سیاه را به هوا فرستاد که صدایش جهان را کر کرد، کر از توجیح انفجار... او منفجر شد، درون خودش، خونریزی کرد، تکه تکه شد، نابود شد، خاکستر شد، خاکستر را کنار زد و چشمان جدیدی بیدار شدند، فقط و فقط درون او... سپس هر کجا که می‌رفت بوی خون پخش می‌شد...
و حالا او آنجا بود تاریک تر از همیشه، رو به رو کسی که زمانی خانه و خانواده او بود، و هنوز التماس می‌کرد رو دو زانویش می‌نشست، تا مرز سکته و مرگ می‌رفت، تا فقط او به خانه بازگردد؛ تا چشمان آبی خویش بشود صبحگاه شب تیره چشمان او...
به خودشان که آمدند، می‌گریستند هر دو آنها، از پا افتاده بودند و دراز کش می‌گریستند؛ بوی خون نمی‌امد، و بدون حتی کلامی حرف این طناب محکم ترین گره خود را بسته بود، پیوند.
به خانه خوش اومدی.
از سوی نسیم شرجی 🌾
آسمان آبی چشمان پسر کم کم شروع به باریدن کرد، چشمانش را از چشمان سیاه فرد روبه رویش می‌دزدید، نمی‌خواست نگاه کن، نمی‌خواست بداند، نمی‌خواست باور کند همه چیزی که شنیده حقیقت دارد. و همه این ها بار وحشتناک سنگینی روی بغض گلوی او می‌گذاشتند، پسر رو به روی او...…
تکنیک های نویسندگی استفاده شده

یک موصوف و صفته تو این تکنیک اسم کارکتر ها "موصوف" گفته نمیشه و به صفات اونها صدا میشن (پسر چشم آبی_پسر چشم سیاه)

دو تغییر شخصیت یه مقدار این تکنیک گیج کننده ست و باعث میشه خواننده بخواد دوباره متن رو بخونه و این باعث میشه خواننده رو کلمات بیشتر زوم کنه و کلمات از اعماق مفهوم بیشتری درک کنه تو این تکنیک جملات اول یا بند اول که مقدمه ست راجب یه شخصیته و باقی متن راجب یه شخصیت دیگه که با شخصیت اول ارتباط دارند و دوباره توی متن که راجب شخص دومه باید به شخص اول و ارتباطشون اشاره بشه
(پی نوشت: خودمم تازه دارم این تکنیک یاد میگیرم برا همین رو پایه و اساس متن و اجرا نکردم)

سوم آرایه تشبیه که اصلا نیاز به توضیح نداره خیلی معرفی شده و فکر کنم کاملا قابل تشخیصه

چهارم و تکنیک اخر بازگشت به حال، چون متن کاملا احساسیه و راجب احساسات و فلش بک ها نوشته شده ولی با شروعش راجب زمان حاله باید در زمان حال به یه نتیجه ای برسه پس برای بستن متن این تکنیک مناسبه به نظرم مگر اینکه بخوایم از قصد متن رازآلود به نظر برسه که تکنیک ها و آرایه های دیگه ای داره

یه نکته ای که هست اینه که این ازون دسته متن هاییه که با اطلاعات قبلی متوجه ش میشی و هرکسی متوجه نمیشه و یه سری ردای مخفی تو زیرمتن و فرامتن ش به کار برده شده که فقط اون افرادی که باید بفهمن خواهند فهمید (اینجور متن ها یه اسم خاصی دارن که اسمشو یادم نیست)


#ادبیات

سوال: متن راجب چه کسانی؟ در کدام مکان؟ و راجب کدام بازه زمانی نوشته شده؟
روحم درحال خروج از بدنم هروقت اون دیالوگ تو سرم پخش میشه:
👍2
پنج سال آینده ام بستگی به ۲۶٠هفته ما بینش داره
👍2