الان سال1989 کونوها کوشینا داره خودشو برا یه هفته دیگه آماده میکنه...
تو مدرسه دبستانم تو راه تو ماشین بودیم مامانم از سونوگرافی اومده بود بهش گفتم اسمش و بذاریم آیلین
پلک زدم.
دبیرستانی شدم و ایلین هشت سالشه....
پلک زدم.
دبیرستانی شدم و ایلین هشت سالشه....
الان که دارم بهش فکر میکنم این مادر جنده رو دارم هفته ای پنج روز، روزی هشت ساعت میبینمش چرا باید بیرون از اون مکان کیری این ادم کیری رو باز ببینم؟
POV
اون گروه دوستی دو نفره که قبلا سه نفره بوده و با دوست تاکسیکشون قطع رابطه کردن.
اون نفر سومی که دوتا ادم تاکسیک و از زندگیش حذف کرده:
میدونید پدر مادر اولین صحنه ای که از بچشون دیدن وقتی بوده که داشته گریه میکرده هرچی بزرگتر میشه گریه کردن بچه برا پدر مادر سخت تر و دردناک تر میشه ولی اون بچه که پدر مادر همیشه براش خندیدن و اونا براش یه تکیه گاه محکم بوده وقتی صدای شکستن والدین تو کل دنیا پخش شده برگشته سمت بچش لبخند زده و گفته نگرانش نباش:) اون بچه وقتی صدای گریه والدینش و میشنوه صدبرابر میشکنه... کل دنیا گریه میکنن و سقف و دیوار زمین دستاشون بهم میدن که خفهش کنن ولی اون دیگه دده و شنیده و تموم شده...
😢2
داری بهم میگی اهواز نزدیک 1/2 میلیون جمعیت داره(نزدیک سه درصد کل جمعیت ایران) اون وقت از جزو شهرای پر جمعیت حذفش کردن؟
🌚2
فکر کنم شب جمعه ها برم زیر پل پنجم بخوابم خواب راحت تری دارم تا تو خونه