در بیمارستان نشسته ام و کاش من جای اون بستری بودم و حراصت کونی نمیذاره برم ببینمش و اون احتمالا یه عالمه اشک تمساح جلوی پرستار ریخته که "ده تا بچه دارم بیست چارتا نوه ولی هیچکدوم نمیان دیدنم" بدون اینکه بدونه نمیذارن نوه اش بره بالا ببینتش.
از سوی نسیم شرجی 🌾
خدا بد نده چی شده؟
قندش پونصده زده به کبد و کلیه ش
کلی گریه کردم یه سنگینی ای رو قلبم حس کردم طوری که انگار اون پریشونی مادره رو حس کردم
Forwarded from حاجی پشه
کسشر کسشر کسشر، همه جا کسشر، همه چی کسشر. تو یه اقیانوس از کسشر انداختنمون گفتن دست و پا بزنین تا غرق نشین.
@HajiPashe
@HajiPashe
و من دیر فهمیدم سرکوب زدنای بابام به صدتا قربون صدقه های شما می ارزه.