از سوی نسیم شرجی 🌾
92 subscribers
4.31K photos
558 videos
15 files
478 links
سازمان رسمی پخش مواد در خاورمیانه و سازمان ملل
شرکت تامینی مصرفی گاو پرنده و ساقی
دارای پروانه ثبت رسمی و قانونی
اعتیاد شما، افتخار ماست
ENTP
باهام حرف بزن:
@Asaghybot
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5780286607
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببین عزیزم
تو ادلی من هایده ام
دور شو لطفا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من بعد تموم کردن ناروتو و وان پیس:
Pov: شما هیچوقت نمیدونستید هیناتا نینجوتسوی پزشکی داره
منم نمیدونستم
=)
از سوی نسیم شرجی 🌾
جدید بود
تو میدونستی؟؟
حالا فهمیدین چرا فیلرارو رد نمیکنم؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
و اون دوتا هنوز که هنوزه گنین ان🤡
از سوی نسیم شرجی 🌾
اگه داستان بندی ناروتو یجور دیگه بود. پارت یک احتمال داشت یه کلیشه از سه سانین داشته باشیم.(که البته مفهوم انگیزشی و شونن انیمه رو خراب می کرد) ساسکه هیچوقت به کونوها برنمی گشت و از تکنیکاییکه از اروچیمارو یادگرفته سعی میکرد ازمایش انسانی انجام بده تا…
اگه داستان بندی ناروتو یجور دیگه بود.
پارت دو


که احتمالش شاید بیشتره...

احتمالن ناروتو و ساسکه توی اون فایت معروفشون تو ابشار نهایت دوتاشون می مردن.
کل جریان بوروتو می تونه رویای هیناتا باشه، چون بهش فکر کنی با عقل جور در میاد همه چی به خواسته ی هیناتا شد
همسرش،عشقش هوکاگه شد
روابط تو خاندان هیوگا کلن دگرگون شد
دوتا بچه دیگه چی از دنیا می خواد؟
تو این سناریو احتمالن لی از ساکورا خواستگاری می کنه
خاندان اوچیها دیگه بکل کنگفیکون میشن.
تا وقتی کیوبی احیا بشه احتمالن تو بدن کونوهامارو مهر میشه، چون اون تنها شاگرد ناروتو و دارنده راسنگانه
اگه این سناریو داشتیم
این سری کونوهامارو میشد نقش اصلی سری بعدی، فک کن یه نفر ادوتنسه (تکنیک بازگشت مردگان از مرگ) بزنه حالا کونوهامارو مجبور میشد جلوی ناروتو استاد و برادر بزرگ ترش مبارزه کنه

سناریو جالبی نیست، ولی میشد احتمالشو داد

#آنالیز_انیمه
من خودم خیلی دوست دارم یه موضوع انالیز کنم احتمالات دیگه راجبش بدم
ایده های پرداخته نشده رو مطرح کنم و...
نمی تونم بهتون بگم همین موضوع چقد حرف توشه
چقد اصالت توشه
چقد ادبیات و مفهوم توشه
همین فرو رفتگی اول بند که اندازه دوتا حرفه فقط...
همین نکته ریز یه انقلاب بزرگ تو ادبیاته که هر زبانی ندارتش و دقت کردن بهش فقط باعث شد نیم ساعت راجبش اشک شوق بریزم جوری که یادم رفت اون فصل چی بود رفتم از اول خوندمش
بگذار همسر تو باشم...
فک کن نشسته شمرده باباش چندبار خواسته بکشتش
ریدی آبم قطعه دادا