⚜ مقایسه P/E بازار در طول زمان
🔰 بسیاری از تحلیلگرهای بازار، نسبت قیمت به سود کل بازار را با میانگین تاریخی آن مقایسه میکنند. اگر P/E بازار از میانگین تاریخی خودش بالاتر باشد، یعنی بازار نسبت به حالت معمول گرانتر دیده میشود و اگر هم پایینتر باشد، میتواند نشانهای از ارزندهتر بودن بازار باشد. با این حال باید توجه داشت که P/E یک عدد ثابت نیست و با تغییر متغیرهای بنیادی تغییر میکند؛ به همین خاطر در اقتصادهای متلاطم، نسبتهای تاریخی در بازههای زمانی بلندمدت چندان قابل اتکا نیستند. همچنین در کشوری مثل ایران با توجه به رشد اقتصادی منفی، رشد مورد انتظار معمولاً فقط حاصل تورم است. بهطور کلی میتوانیم بگوئیم که:
۱. نرخ بهره: با افزایش نرخ بهره بازار، هزینه سرمایه شرکتها افزایش یافته و P/E بازار کاهش مییابد. در واقع وقتی نرخ سود بدون ریسک بالا میرود، جذابیت بازار سهام برای سرمایهگذاران کمتر شده و ضریب ارزندگی کاهش پیدا میکند.
۲. ریسک بازار (سرمایه گذاری): با کاهش ریسک بازار، صرف ریسک بازار کمتر شده و P/E بازار افزایش مییابد. هر چه فضای کلان اقتصادی و سیاسی آرامتر باشد، سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری وارد بازار میشوند و حاضرند برای سود شرکتها مبالغ بیشتری بپردازند.
۳. نرخ رشد مورد انتظار: با افزایش نرخ رشد مورد انتظار در بازار P/E بازار بیشتر میشود. اگر چشمانداز سودآوری آتی شرکتها روشن باشد، بازار پیشدستانه به استقبال این رشد رفته و ضریب قیمت به سود در زمان حال افزایش مییابد.
#تحلیل_بنیادی
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
🔰 بسیاری از تحلیلگرهای بازار، نسبت قیمت به سود کل بازار را با میانگین تاریخی آن مقایسه میکنند. اگر P/E بازار از میانگین تاریخی خودش بالاتر باشد، یعنی بازار نسبت به حالت معمول گرانتر دیده میشود و اگر هم پایینتر باشد، میتواند نشانهای از ارزندهتر بودن بازار باشد. با این حال باید توجه داشت که P/E یک عدد ثابت نیست و با تغییر متغیرهای بنیادی تغییر میکند؛ به همین خاطر در اقتصادهای متلاطم، نسبتهای تاریخی در بازههای زمانی بلندمدت چندان قابل اتکا نیستند. همچنین در کشوری مثل ایران با توجه به رشد اقتصادی منفی، رشد مورد انتظار معمولاً فقط حاصل تورم است. بهطور کلی میتوانیم بگوئیم که:
۱. نرخ بهره: با افزایش نرخ بهره بازار، هزینه سرمایه شرکتها افزایش یافته و P/E بازار کاهش مییابد. در واقع وقتی نرخ سود بدون ریسک بالا میرود، جذابیت بازار سهام برای سرمایهگذاران کمتر شده و ضریب ارزندگی کاهش پیدا میکند.
۲. ریسک بازار (سرمایه گذاری): با کاهش ریسک بازار، صرف ریسک بازار کمتر شده و P/E بازار افزایش مییابد. هر چه فضای کلان اقتصادی و سیاسی آرامتر باشد، سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری وارد بازار میشوند و حاضرند برای سود شرکتها مبالغ بیشتری بپردازند.
۳. نرخ رشد مورد انتظار: با افزایش نرخ رشد مورد انتظار در بازار P/E بازار بیشتر میشود. اگر چشمانداز سودآوری آتی شرکتها روشن باشد، بازار پیشدستانه به استقبال این رشد رفته و ضریب قیمت به سود در زمان حال افزایش مییابد.
#تحلیل_بنیادی
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👌8👍6💯1
⚜ شعاع اقتصادی (Economic Radius)
🔰 شعاع اقتصادی، محدودهی جغرافیایی یا دامنهی عملیاتیست که در آن، یک کسبوکار یا پروژه قادر است خدمات یا محصولات خود را با هزینه و قیمت تمامشدهای عرضه کند که ضمن رقابتپذیری در بازار، حاشیه سود هدف و توجیه اقتصادی آن حفظ شود؛ به عبارتی دیگر، این شعاع مرزِ «مقرونبهصرفه بودنِ» لجستیک، تأمین و توزیع نسبت به قیمت نهایی بازار است.
🔰 عیناً همین قاعده در سمت تأمین نیز صادق است؛ بدین معنا که برای تأمین مواد اولیه و منابع انرژی، شعاع جغرافیایی مشخصی وجود دارد که فراتر از آن، هزینههای لجستیک حمل مواد خام و اتلاف انرژی در مسیر انتقال، بهای تمامشده تولید را به شدت افزایش داده و توجیه اقتصادی تولید را از بین میبرد.
🔰 از همینرو، مکانیابی اجرای پروژه از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا محل استقرار پروژه باید بهگونهای انتخاب شود که هم به بازار مصرف و هم به منابع تأمین، در شعاع اقتصادی مناسب دسترسی داشته باشد. هرچه فاصله پروژه از یکی از این دو قطب بیشتر شود، فشار بیشتری بر بهای تمامشده و حاشیه سود وارد خواهد شد. در نتیجه، انتخاب نادرست محل اجرا میتواند حتی یک پروژه ذاتاً سودآور را به پروژهای غیراقتصادی تبدیل کند.
🔰 برای مثال، در صنایع غذایی، فاصله از بازار مصرف و زمان حمل، مستقیماً بر کیفیت، ضایعات و هزینه توزیع اثر میگذارد. در صنعت سیمان نیز به دلیل وزن بالا و ارزش افزوده نسبتاً پایین، فاصله حمل نقش تعیینکنندهای در اقتصادی بودن فروش دارد. همچنین در مورد واکسن فایزر کرونا، نیاز به حمل و نگهداری در دمای بسیار پایین باعث شد در کشورهایی که زیرساخت زنجیره سرد نداشتند، امکان توزیع گسترده و مؤثر واکسیناسیون با محدودیت جدی مواجه شود. در صنعت برق نیز اگر نیروگاه از محل مصرف دور باشد، تلفات انرژی در شبکه به شدت بالا رفته و نیاز به تجهیزات انتقالِ بسیار گرانقیمت ایجاد میشود که مستقیماً بازدهی سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
ایجاد زیرساختهایی مانند بنادر، خطوط آهن، شبکههای انتقال و زنجیرههای سرد، و نیز نوآوری در فناوری تولید، حمل و نگهداری، گاه میتواند شعاع اقتصادی را افزایش دهد. به بیان دیگر، هر عاملی که هزینه جابهجایی، اتلاف، زمان انتقال یا هزینه دسترسی به بازار و نهادهها را کاهش دهد، این امکان را فراهم میکند که یک پروژه در فاصلهای بیشتر نیز همچنان توجیهپذیر و سودآور باقی بماند.
⭕️ راستی تا حالا شده از اسنپ فود بخواین سفارش غذا بدین و بعد از انتخاب رستوران با خطای خارج از محدوده بودن مواجه بشین ؟!
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
🔰 شعاع اقتصادی، محدودهی جغرافیایی یا دامنهی عملیاتیست که در آن، یک کسبوکار یا پروژه قادر است خدمات یا محصولات خود را با هزینه و قیمت تمامشدهای عرضه کند که ضمن رقابتپذیری در بازار، حاشیه سود هدف و توجیه اقتصادی آن حفظ شود؛ به عبارتی دیگر، این شعاع مرزِ «مقرونبهصرفه بودنِ» لجستیک، تأمین و توزیع نسبت به قیمت نهایی بازار است.
🔰 عیناً همین قاعده در سمت تأمین نیز صادق است؛ بدین معنا که برای تأمین مواد اولیه و منابع انرژی، شعاع جغرافیایی مشخصی وجود دارد که فراتر از آن، هزینههای لجستیک حمل مواد خام و اتلاف انرژی در مسیر انتقال، بهای تمامشده تولید را به شدت افزایش داده و توجیه اقتصادی تولید را از بین میبرد.
🔰 از همینرو، مکانیابی اجرای پروژه از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا محل استقرار پروژه باید بهگونهای انتخاب شود که هم به بازار مصرف و هم به منابع تأمین، در شعاع اقتصادی مناسب دسترسی داشته باشد. هرچه فاصله پروژه از یکی از این دو قطب بیشتر شود، فشار بیشتری بر بهای تمامشده و حاشیه سود وارد خواهد شد. در نتیجه، انتخاب نادرست محل اجرا میتواند حتی یک پروژه ذاتاً سودآور را به پروژهای غیراقتصادی تبدیل کند.
🔰 برای مثال، در صنایع غذایی، فاصله از بازار مصرف و زمان حمل، مستقیماً بر کیفیت، ضایعات و هزینه توزیع اثر میگذارد. در صنعت سیمان نیز به دلیل وزن بالا و ارزش افزوده نسبتاً پایین، فاصله حمل نقش تعیینکنندهای در اقتصادی بودن فروش دارد. همچنین در مورد واکسن فایزر کرونا، نیاز به حمل و نگهداری در دمای بسیار پایین باعث شد در کشورهایی که زیرساخت زنجیره سرد نداشتند، امکان توزیع گسترده و مؤثر واکسیناسیون با محدودیت جدی مواجه شود. در صنعت برق نیز اگر نیروگاه از محل مصرف دور باشد، تلفات انرژی در شبکه به شدت بالا رفته و نیاز به تجهیزات انتقالِ بسیار گرانقیمت ایجاد میشود که مستقیماً بازدهی سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
ایجاد زیرساختهایی مانند بنادر، خطوط آهن، شبکههای انتقال و زنجیرههای سرد، و نیز نوآوری در فناوری تولید، حمل و نگهداری، گاه میتواند شعاع اقتصادی را افزایش دهد. به بیان دیگر، هر عاملی که هزینه جابهجایی، اتلاف، زمان انتقال یا هزینه دسترسی به بازار و نهادهها را کاهش دهد، این امکان را فراهم میکند که یک پروژه در فاصلهای بیشتر نیز همچنان توجیهپذیر و سودآور باقی بماند.
⭕️ راستی تا حالا شده از اسنپ فود بخواین سفارش غذا بدین و بعد از انتخاب رستوران با خطای خارج از محدوده بودن مواجه بشین ؟!
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👍16👌4💯1
⚜ وقتی مالیات هم تنزیل میشود؛ منطق پنهان سازمان امور مالیاتی در ترجیح استهلاک خطی
🔰 در حسابداری و مالیات، روش استهلاک خطی یعنی هزینه استهلاک دارایی در طول عمر مفید آن به صورت یکنواخت و مساوی شناسایی شود. در این روش، فشار مالیاتی در سال های مختلف تقریبا ثابت می ماند و هزینه استهلاک هر سال تغییر زیادی نمی کند. در مقابل، در روش نزولی بخش بیشتری از استهلاک در سال های ابتدایی شناسایی می شود و به همین دلیل، هزینه قابل قبول مالیاتی در سال های اول بالاتر و سود مشمول مالیات پایین تر است. در ایران نیز در عمل، روش مستقیم یا خطی در بسیاری از صنایع و حوزه ها مورد پذیرش و استفاده قرار می گیرد و سایر روش ها معمولا در موارد محدودتر و با شرایط خاص مطرح می شوند.
🔰 اثر این تفاوت بر مالیات کاملا روشن است. وقتی استهلاک بیشتری در سال های اولیه ثبت می شود، سود مشمول مالیات همان سال ها کاهش پیدا می کند و در نتیجه مالیات پرداختی به تعویق می افتد. اما در روش خطی، این تعویق کمتر رخ می دهد، چون هزینه استهلاک در طول زمان پخش می شود و بخش قابل توجهی از بار مالیاتی از همان ابتدا باقی می ماند. بنابراین، از منظر زمان بندی پرداخت مالیات، روش نزولی برای بنگاه از نظر نقدینگی جذاب تر است.
🔰 نکته اصلی اینجاست که مالیات فقط به مبلغ اسمی آن نگاه نمی شود، بلکه زمان پرداخت آن نیز اهمیت دارد. اگر مالیات یک سال زودتر پرداخت شود، از نظر اقتصادی سنگین تر از همان مبلغ در سال های بعد است، چون پول امروز ارزش بیشتری از پول فردا دارد. دقیقا همین جاست که منطق تنزیل جریان نقد وارد می شود. در روش نزولی، چون مالیات سال های اول کمتر است، جریان خروجی نقدی بنگاه در ابتدای دوره کاهش می یابد و وقتی این مالیات ها را با یک نرخ تنزیل یکسان به ارزش فعلی تبدیل کنیم، مجموع ارزش فعلی مالیات ها از روش خطی کمتر می شود. به زبان ساده، عقب افتادن مالیات به نفع مؤدی است، چون پرداخت های دیرتر ارزش فعلی کمتری دارند.
🎯 این زاویه می توان گفت انتخاب روش استهلاک فقط یک تصمیم حسابداری نیست، بلکه یک تصمیم اقتصادی درباره زمان بندی جریان نقد است. سازمان امور مالیاتی نیز در عمل همین منطق را می فهمد و می پذیرد که نحوه شناسایی استهلاک می تواند بر زمان دریافت مالیات و ارزش فعلی آن اثر بگذارد. به همین دلیل، در تحلیل مالیات و استهلاک باید به جای نگاه صرف به رقم نهایی، به زمان وقوع پرداخت ها و اثر نرخ تنزیل توجه کرد؛ چون تفاوت اصلی میان روش خطی و نزولی دقیقا در همین جا شکل می گیرد.
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
🔰 در حسابداری و مالیات، روش استهلاک خطی یعنی هزینه استهلاک دارایی در طول عمر مفید آن به صورت یکنواخت و مساوی شناسایی شود. در این روش، فشار مالیاتی در سال های مختلف تقریبا ثابت می ماند و هزینه استهلاک هر سال تغییر زیادی نمی کند. در مقابل، در روش نزولی بخش بیشتری از استهلاک در سال های ابتدایی شناسایی می شود و به همین دلیل، هزینه قابل قبول مالیاتی در سال های اول بالاتر و سود مشمول مالیات پایین تر است. در ایران نیز در عمل، روش مستقیم یا خطی در بسیاری از صنایع و حوزه ها مورد پذیرش و استفاده قرار می گیرد و سایر روش ها معمولا در موارد محدودتر و با شرایط خاص مطرح می شوند.
🔰 اثر این تفاوت بر مالیات کاملا روشن است. وقتی استهلاک بیشتری در سال های اولیه ثبت می شود، سود مشمول مالیات همان سال ها کاهش پیدا می کند و در نتیجه مالیات پرداختی به تعویق می افتد. اما در روش خطی، این تعویق کمتر رخ می دهد، چون هزینه استهلاک در طول زمان پخش می شود و بخش قابل توجهی از بار مالیاتی از همان ابتدا باقی می ماند. بنابراین، از منظر زمان بندی پرداخت مالیات، روش نزولی برای بنگاه از نظر نقدینگی جذاب تر است.
🔰 نکته اصلی اینجاست که مالیات فقط به مبلغ اسمی آن نگاه نمی شود، بلکه زمان پرداخت آن نیز اهمیت دارد. اگر مالیات یک سال زودتر پرداخت شود، از نظر اقتصادی سنگین تر از همان مبلغ در سال های بعد است، چون پول امروز ارزش بیشتری از پول فردا دارد. دقیقا همین جاست که منطق تنزیل جریان نقد وارد می شود. در روش نزولی، چون مالیات سال های اول کمتر است، جریان خروجی نقدی بنگاه در ابتدای دوره کاهش می یابد و وقتی این مالیات ها را با یک نرخ تنزیل یکسان به ارزش فعلی تبدیل کنیم، مجموع ارزش فعلی مالیات ها از روش خطی کمتر می شود. به زبان ساده، عقب افتادن مالیات به نفع مؤدی است، چون پرداخت های دیرتر ارزش فعلی کمتری دارند.
🎯 این زاویه می توان گفت انتخاب روش استهلاک فقط یک تصمیم حسابداری نیست، بلکه یک تصمیم اقتصادی درباره زمان بندی جریان نقد است. سازمان امور مالیاتی نیز در عمل همین منطق را می فهمد و می پذیرد که نحوه شناسایی استهلاک می تواند بر زمان دریافت مالیات و ارزش فعلی آن اثر بگذارد. به همین دلیل، در تحلیل مالیات و استهلاک باید به جای نگاه صرف به رقم نهایی، به زمان وقوع پرداخت ها و اثر نرخ تنزیل توجه کرد؛ چون تفاوت اصلی میان روش خطی و نزولی دقیقا در همین جا شکل می گیرد.
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👍12👌3💯1
«کارشناس حسابداری و اجرایی سبدها»
نام شرکت: تامین سرمایه
شهرستان: تهران
مدرک تحصیلی: حداقل مدرک کارشناسی در رشته های مرتبط مالی، اقتصاد، حسابداری ، مدیریت
سابقه کار: حداقل یکسال سابقه در نهادهاي مالي
شرایط اداری: آشنایی کامل با بازار سرمایه، تحلیل بنیادی و تکنیکال، مسلط بر استراتژی های مشتقه، آشنایی کامل با امور اجرایی و حسابداری روزانه سبدهای اختصاصی، تسلط کامل به نرم افزار سبدگردانی رایان هم افزا، انجام کلیه امور مرتبط با تنظیم، تمدید و فسخ قرارداد سبدگردانی، توانایی تنظیم و ارائه گزارشات مرتبط با سبدهای اختصاصی، مغایرت گیری ریزمعاملات و حساب های بانکی
سایر شرایط: آشنایی کامل با بازار سرمایه، مسلط به قوانین و ابلاغیه های سازمان بورس، تسلط کامل به مجموعه نرم افزاری office، پاسخگویی به متولی سبدها، حسابرس و سازمان بورس، دارای قدرت حل مساله، دقت نظر و سرعت بالا، داشتن روابط عمومی بالا و حسن رفتار در محیط کار، داشتن روحیه همکاری و یادگیری بلندمدت و مسئولیت پذیری.
گواهینامه های حرفه ای: داشتن هریک از گواهینامه های مدیریت سبد اوراق بهادار ، گواهینامۀ ارزشیابی اوراق بهادار،تحلیلگری بازار سرمایه، گواهینامۀ اصول بازار سرمایه مزیت محسوب می شود.
لطفا رزومه خود را با موضوع «کارشناس حسابداری و اجرایی سبدها» به آیدی زیر ارسال نمائید:👇🏻👇🏻
@Hirman
نام شرکت: تامین سرمایه
شهرستان: تهران
مدرک تحصیلی: حداقل مدرک کارشناسی در رشته های مرتبط مالی، اقتصاد، حسابداری ، مدیریت
سابقه کار: حداقل یکسال سابقه در نهادهاي مالي
شرایط اداری: آشنایی کامل با بازار سرمایه، تحلیل بنیادی و تکنیکال، مسلط بر استراتژی های مشتقه، آشنایی کامل با امور اجرایی و حسابداری روزانه سبدهای اختصاصی، تسلط کامل به نرم افزار سبدگردانی رایان هم افزا، انجام کلیه امور مرتبط با تنظیم، تمدید و فسخ قرارداد سبدگردانی، توانایی تنظیم و ارائه گزارشات مرتبط با سبدهای اختصاصی، مغایرت گیری ریزمعاملات و حساب های بانکی
سایر شرایط: آشنایی کامل با بازار سرمایه، مسلط به قوانین و ابلاغیه های سازمان بورس، تسلط کامل به مجموعه نرم افزاری office، پاسخگویی به متولی سبدها، حسابرس و سازمان بورس، دارای قدرت حل مساله، دقت نظر و سرعت بالا، داشتن روابط عمومی بالا و حسن رفتار در محیط کار، داشتن روحیه همکاری و یادگیری بلندمدت و مسئولیت پذیری.
گواهینامه های حرفه ای: داشتن هریک از گواهینامه های مدیریت سبد اوراق بهادار ، گواهینامۀ ارزشیابی اوراق بهادار،تحلیلگری بازار سرمایه، گواهینامۀ اصول بازار سرمایه مزیت محسوب می شود.
لطفا رزومه خود را با موضوع «کارشناس حسابداری و اجرایی سبدها» به آیدی زیر ارسال نمائید:👇🏻👇🏻
@Hirman
👍5💯1
مالی شرکتی و خلق ارزش
«کارشناس حسابداری و اجرایی سبدها» نام شرکت: تامین سرمایه شهرستان: تهران مدرک تحصیلی: حداقل مدرک کارشناسی در رشته های مرتبط مالی، اقتصاد، حسابداری ، مدیریت سابقه کار: حداقل یکسال سابقه در نهادهاي مالي شرایط اداری: آشنایی کامل با بازار سرمایه، تحلیل بنیادی…
#موقت
لطفا برای دوستان تون که در کانال عضو نیستن ارسال کنید
لطفا برای دوستان تون که در کانال عضو نیستن ارسال کنید
👍11
Forwarded from یادداشت های مالی
Valuation MBA Spiring 2021 V2.0 .pdf
1.5 MB
ارزشگذاری به سعیِ داموداران — نسخهی تایپشده
پیشتر، یادداشتهای دستنویسِ خود از دورهی ارزشگذاریِ پروفسور اسوات داموداران را منتشر کرده بودم. اکنون نسخهی تایپشده و تدوینشدهی همان جزوه تقدیم میشود؛ با حفظِ ساختارِ اصلی، اما همراه با توضیحاتِ تکمیلی، فرمولها و جدولهای منظمشده، و تصاویرِ مرتبط.
هدف همچنان همان است: امید میرود این جزوه برایِ علاقهمندانِ جوانتر به حوزهی ارزشگذاری، که در پیِ درکِ مبانیِ نظری در کنارِ مثالهای عملیاند، مفید و اینبار خواناتر باشد.
یادداشت های مالی
@finnota
پیشتر، یادداشتهای دستنویسِ خود از دورهی ارزشگذاریِ پروفسور اسوات داموداران را منتشر کرده بودم. اکنون نسخهی تایپشده و تدوینشدهی همان جزوه تقدیم میشود؛ با حفظِ ساختارِ اصلی، اما همراه با توضیحاتِ تکمیلی، فرمولها و جدولهای منظمشده، و تصاویرِ مرتبط.
هدف همچنان همان است: امید میرود این جزوه برایِ علاقهمندانِ جوانتر به حوزهی ارزشگذاری، که در پیِ درکِ مبانیِ نظری در کنارِ مثالهای عملیاند، مفید و اینبار خواناتر باشد.
یادداشت های مالی
@finnota
👍42💯4👌3
6_پرسشی_که_هر_مدیر_عامل_باید_از_مدیر_مالی_خود_بپرسد.pdf
92.3 KB
۶ پرسشی که هر مدیر عامل باید از مدیر مالی خود بپرسد
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👌8👍5💯3
مزیت رقابتی.pdf
126.3 KB
⚜️ چگونه مزیت رقابتی یک شرکت را از دل صورتهای مالی بیرون بکشیم؟ در این بخش یاد میگیریم که با تکنیک تحلیل دوپونت، صورت های مالی شرکت را کالبدشکافی کنیم تا بفهمیم بازدهی یک شرکت ناشی از قدرت قیمتگذاری است، کارایی عملیاتی، یا بازی خطرناک با بدهیها !
#تحلیل_بنیادی
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
#تحلیل_بنیادی
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👍22👌5💯2
فریب سودهای مشابه: تلهی ضریب P/E در ارزشگذاری شرکتهای اهرمی
فرض کنید دو شرکت با فروش، هزینههای عملیاتی و در نهایت «سود خالص» کاملاً یکسان داریم. تفاوت پنهان آنها در میزان تسهیلات و نرخ بهره است؛ به طوری که تلاقی این دو متغیر در هر دو شرکت، هزینه مالی برابری ایجاد کرده است. در نگاه اول، ممکن است یک تحلیلگر با اعمال ضریب P/E ثابت و بدون تعدیل، به ارزشگذاری یکسانی برای سهام هر دو شرکت برسد، اما این یکی از خطاهای کلاسیک در فرآیند ارزشگذاری است.
دلیل بروز این اشتباه، نادیده گرفتن اثر ساختار سرمایه بر ریسک است. شرکتی که حجم بدهی بسیار بالاتری دارد (و احتمالاً با نرخ ترجیحی یا حمایتی وام گرفته)، اهرم مالی سنگینتری را به دوش میکشد. بر اساس معادلات ریسک، این اهرم بالاتر به معنای افزایش بتای اهرمی (Levered Beta) و متعاقباً افزایش هزینه حقوق صاحبان سهام است؛ بنابراین بازار هوشمند باید ذاتاً ضریب P/E پایینتری به این سود خالص اختصاص دهد.
علاوه بر ریسک مالی، کیفیت سود این دو شرکت نیز متفاوت است. شرکتی که به تسهیلات ارزانقیمت متکی است، با ریسک پنهان تامین مالی مجدد (Rollover Risk) دستوپنجه نرم میکند و در صورت تغییر شرایط وامدهی یا افزایش نرخ بهره در اقتصاد، پایداری سود آن به شدت تهدید میشود. نادیده گرفتن این تفاوتهای ساختاری و اتکای صرف به تساوی سود خالص، باعث میشود تحلیلگر در دام ارزشگذاری بیش از حد (Overvaluation) گرفتار شود و شرکتی پرریسک را همتراز با شرکتی با کیفیت سود بالاتر قیمتگذاری کند.
#تحلیل_بنیادی
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
فرض کنید دو شرکت با فروش، هزینههای عملیاتی و در نهایت «سود خالص» کاملاً یکسان داریم. تفاوت پنهان آنها در میزان تسهیلات و نرخ بهره است؛ به طوری که تلاقی این دو متغیر در هر دو شرکت، هزینه مالی برابری ایجاد کرده است. در نگاه اول، ممکن است یک تحلیلگر با اعمال ضریب P/E ثابت و بدون تعدیل، به ارزشگذاری یکسانی برای سهام هر دو شرکت برسد، اما این یکی از خطاهای کلاسیک در فرآیند ارزشگذاری است.
دلیل بروز این اشتباه، نادیده گرفتن اثر ساختار سرمایه بر ریسک است. شرکتی که حجم بدهی بسیار بالاتری دارد (و احتمالاً با نرخ ترجیحی یا حمایتی وام گرفته)، اهرم مالی سنگینتری را به دوش میکشد. بر اساس معادلات ریسک، این اهرم بالاتر به معنای افزایش بتای اهرمی (Levered Beta) و متعاقباً افزایش هزینه حقوق صاحبان سهام است؛ بنابراین بازار هوشمند باید ذاتاً ضریب P/E پایینتری به این سود خالص اختصاص دهد.
علاوه بر ریسک مالی، کیفیت سود این دو شرکت نیز متفاوت است. شرکتی که به تسهیلات ارزانقیمت متکی است، با ریسک پنهان تامین مالی مجدد (Rollover Risk) دستوپنجه نرم میکند و در صورت تغییر شرایط وامدهی یا افزایش نرخ بهره در اقتصاد، پایداری سود آن به شدت تهدید میشود. نادیده گرفتن این تفاوتهای ساختاری و اتکای صرف به تساوی سود خالص، باعث میشود تحلیلگر در دام ارزشگذاری بیش از حد (Overvaluation) گرفتار شود و شرکتی پرریسک را همتراز با شرکتی با کیفیت سود بالاتر قیمتگذاری کند.
#تحلیل_بنیادی
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👍17👌5💯3
مالی شرکتی و خلق ارزش
فریب سودهای مشابه: تلهی ضریب P/E در ارزشگذاری شرکتهای اهرمی فرض کنید دو شرکت با فروش، هزینههای عملیاتی و در نهایت «سود خالص» کاملاً یکسان داریم. تفاوت پنهان آنها در میزان تسهیلات و نرخ بهره است؛ به طوری که تلاقی این دو متغیر در هر دو شرکت، هزینه مالی…
⚜مطلب تکمیلی: افشای وام جدید و تلهی سودهای گذشتهنگر
🔰 یکی از نقاطی که میتواند تحلیل مبتنی بر ضریب P/E را گمراهکننده کند، انتشار اطلاعیه دریافت تسهیلات جدید و بااهمیت در کدال است.
ممکن است صورتهای مالی فعلی شرکت هنوز هزینه مالی ناشی از وام جدید را بهطور کامل منعکس نکرده باشند؛ زیرا تسهیلات در اواخر دوره دریافت شده یا آثار آن قرار است در گزارشهای میاندورهای و سالانه آتی نمایان شود. در این وضعیت، سود خالص گزارششده، لزوماً نماینده سود پایدار و قابل تکرار شرکت نیست.
🔰 بنابراین، مشاهده نسبت P/E ظاهراً پایین بر مبنای سود گذشته، نباید بهتنهایی نشانه ارزندگی تلقی شود. تحلیلگر باید پیش از اعمال ضریب، حداقل موارد زیر را بررسی کند:
- مبلغ، نرخ، سررسید و نحوه بازپرداخت تسهیلات جدید؛
- میزان اثر هزینه مالی جدید بر سود خالص سال مالی جاری و سال آتی؛
- توان پوشش هزینه مالی از محل سود عملیاتی و جریان نقد عملیاتی؛
- وابستگی شرکت به تمدید یا استقراض مجدد؛
- احتمال تغییر نرخ بهره یا حذف شرایط ترجیحی تأمین مالی.
در عمل، پس از افشای وام بااهمیت، باید سود خالص پیشبینیشده تعدیل شود و در صورت افزایش اهرم مالی و ریسک تأمین مالی، ضریب P/E مورد استفاده نیز با احتیاط و احتمالاً با تعدیل نزولی انتخاب شود.
🔰 سود امروز، اگر هزینه تأمین مالی فردا را در خود منعکس نکرده باشد، مبنای مناسبی برای ارزشگذاری نیست.
#تحلیل_بنیادی
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
🔰 یکی از نقاطی که میتواند تحلیل مبتنی بر ضریب P/E را گمراهکننده کند، انتشار اطلاعیه دریافت تسهیلات جدید و بااهمیت در کدال است.
ممکن است صورتهای مالی فعلی شرکت هنوز هزینه مالی ناشی از وام جدید را بهطور کامل منعکس نکرده باشند؛ زیرا تسهیلات در اواخر دوره دریافت شده یا آثار آن قرار است در گزارشهای میاندورهای و سالانه آتی نمایان شود. در این وضعیت، سود خالص گزارششده، لزوماً نماینده سود پایدار و قابل تکرار شرکت نیست.
🔰 بنابراین، مشاهده نسبت P/E ظاهراً پایین بر مبنای سود گذشته، نباید بهتنهایی نشانه ارزندگی تلقی شود. تحلیلگر باید پیش از اعمال ضریب، حداقل موارد زیر را بررسی کند:
- مبلغ، نرخ، سررسید و نحوه بازپرداخت تسهیلات جدید؛
- میزان اثر هزینه مالی جدید بر سود خالص سال مالی جاری و سال آتی؛
- توان پوشش هزینه مالی از محل سود عملیاتی و جریان نقد عملیاتی؛
- وابستگی شرکت به تمدید یا استقراض مجدد؛
- احتمال تغییر نرخ بهره یا حذف شرایط ترجیحی تأمین مالی.
در عمل، پس از افشای وام بااهمیت، باید سود خالص پیشبینیشده تعدیل شود و در صورت افزایش اهرم مالی و ریسک تأمین مالی، ضریب P/E مورد استفاده نیز با احتیاط و احتمالاً با تعدیل نزولی انتخاب شود.
🔰 سود امروز، اگر هزینه تأمین مالی فردا را در خود منعکس نکرده باشد، مبنای مناسبی برای ارزشگذاری نیست.
#تحلیل_بنیادی
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👌9👍2💯1
⚜ مدل کسبوکار (Business Model) شرکت تتر (Tether Limited)، که ناشر محبوبترین استیبلکوین دنیا یعنی USDT است، برخلاف پیچیدگیهای دنیای کریپتو، شباهت بسیار زیادی به مدل کارکرد بانکهای سنتی یا صندوقهای سرمایهگذاری در بازار پول دارد.
🔰 بخشهای مختلف مدل درآمدی و عملیاتی :
۱. مکانیزم اصلی: وثیقهگذاری (Collateralization)
تتر به ازای هر ۱ واحد USDT که وارد بازار میکند، ادعا میکند که ۱ دلار (یا معادل آن) دارایی در ذخایر خود نگه داشته است. مدل کارکرد ساده آن به این صورت است:
صدور (Minting): موسسات بزرگ دلار واقعی به تتر میدهند و تتر به همان میزان USDT برای آنها صادر میکند.
بازخرید (Redemption): موسسات USDT را به تتر برمیگردانند و دلار خود را (پس از کسر کارمزد) پس میگیرند.
۲. منابع اصلی درآمد تتر (چگونه پول میسازد؟)
تتر از سه مسیر اصلی درآمدزایی میکند که بخش اول آن بسیار سودآور است:
الف) سود حاصل از ذخایر (Interest Income) - “موتور اصلی سودآوری”
این بزرگترین منبع درآمد تتر است. وقتی تتر میلیاردها دلار نقدینگی از کاربران دریافت میکند، این پول را به صورت نقد در بانک نگه نمیدارد (چون سودی ندارد). تتر این پول را در داراییهای کمریسک اما سودده سرمایهگذاری میکند:
اوراق قرضه خزانهداری آمریکا (US Treasury Bills): تتر یکی از بزرگترین دارندگان اوراق قرضه کوتاه مدت دولت آمریکا در جهان است. با توجه به نرخ بهره (که در سالهای اخیر حدود ۵٪ بوده است)، تتر از سبد داراییهای ۱۰۰ میلیارد دلاری خود، سالانه میلیاردها دلار سود خالص بدون ریسک دریافت میکند.
وامهای با وثیقه: تتر به موسسات مالی وامهای USDT میدهد و در ازای آن بهره دریافت میکند (معمولاً وثیقههای سنگینتری از مبلغ وام میگیرد).
سرمایهگذاری در طلا و بیتکوین: بخشی از ذخایر تتر شامل طلا و بیتکوین است که با افزایش قیمت آنها، ارزش داراییهای شرکت و سود انباشته آن بالا میرود.
ب) کارمزدهای عملیاتی (Service Fees)
تتر برای انجام عملیات واریز و برداشت دلار واقعی، کارمزد دریافت میکند:
کارمزد ثبتنام اولیه (حدود ۱۵۰ دلار برای تایید حساب).
کارمزد بازخرید (Redemption Fee) که معمولاً ۰.۱٪ مبلغ تراکنش (یا حداقل ۱۰۰۰ دلار) است.
نکته: این بخش در مقایسه با سود اوراق قرضه، بخش کوچکی از درآمد تتر را تشکیل میدهد.
ج) سرمایهگذاریهای استراتژیک
تتر از سودهای کلان خود برای ورود به حوزههای دیگر استفاده میکند تا از یک “صرفاً ناشر استیبلکوین” به یک غول تکنولوژی تبدیل شود:
استخراج بیتکوین (Bitcoin Mining).
سرمایهگذاری در هوش مصنوعی (AI).
توسعه زیرساختهای انرژی و ارتباطات تلهکام.
۳. ساختار هزینهها
هزینههای تتر در مقایسه با درآمدهای آن بسیار ناچیز است، زیرا:
تعداد کارکنان این شرکت بسیار کم است (تخمین زده میشود زیر ۱۰۰ نفر باشند).
هزینههای اصلی مربوط به مسائل حقوقی، انطباق با قوانین (Compliance)، هزینههای بانکی و امنیت شبکه است.
۴. ریسکها و چالشهای مدل کسبوکار
مدل تتر بر پایه «اعتماد» بنا شده است. چالشهای اصلی آنها عبارتند از:
شفافیت ذخایر: همیشه بحثهایی وجود داشته که آیا تتر واقعاً به اندازه تمام USDTها، دلار در حسابش دارد یا خیر.
تمرکززدایی: تتر کاملاً متمرکز است و میتواند هر آدرسی را در لیست سیاه قرار دهد یا داراییها را مسدود کند.
رقیبان: ورود استیبلکوینهای قانونیتر مثل USDC (توسط شرکت Circle) یا استیبلکوینهای بانکی.
بیزینس مدل تتر یعنی: «دریافت دلار رایگان از مردم (بدون پرداخت بهره به آنها) و سرمایهگذاری آن در اوراق قرضه دولتی آمریکا و دریافت سود ۵ درصدی برای خود.» این مدل در حال حاضر تتر را به یکی از سودآورترین شرکتهای جهان نسبت به تعداد کارمند تبدیل کرده است.
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
🔰 بخشهای مختلف مدل درآمدی و عملیاتی :
۱. مکانیزم اصلی: وثیقهگذاری (Collateralization)
تتر به ازای هر ۱ واحد USDT که وارد بازار میکند، ادعا میکند که ۱ دلار (یا معادل آن) دارایی در ذخایر خود نگه داشته است. مدل کارکرد ساده آن به این صورت است:
صدور (Minting): موسسات بزرگ دلار واقعی به تتر میدهند و تتر به همان میزان USDT برای آنها صادر میکند.
بازخرید (Redemption): موسسات USDT را به تتر برمیگردانند و دلار خود را (پس از کسر کارمزد) پس میگیرند.
۲. منابع اصلی درآمد تتر (چگونه پول میسازد؟)
تتر از سه مسیر اصلی درآمدزایی میکند که بخش اول آن بسیار سودآور است:
الف) سود حاصل از ذخایر (Interest Income) - “موتور اصلی سودآوری”
این بزرگترین منبع درآمد تتر است. وقتی تتر میلیاردها دلار نقدینگی از کاربران دریافت میکند، این پول را به صورت نقد در بانک نگه نمیدارد (چون سودی ندارد). تتر این پول را در داراییهای کمریسک اما سودده سرمایهگذاری میکند:
اوراق قرضه خزانهداری آمریکا (US Treasury Bills): تتر یکی از بزرگترین دارندگان اوراق قرضه کوتاه مدت دولت آمریکا در جهان است. با توجه به نرخ بهره (که در سالهای اخیر حدود ۵٪ بوده است)، تتر از سبد داراییهای ۱۰۰ میلیارد دلاری خود، سالانه میلیاردها دلار سود خالص بدون ریسک دریافت میکند.
وامهای با وثیقه: تتر به موسسات مالی وامهای USDT میدهد و در ازای آن بهره دریافت میکند (معمولاً وثیقههای سنگینتری از مبلغ وام میگیرد).
سرمایهگذاری در طلا و بیتکوین: بخشی از ذخایر تتر شامل طلا و بیتکوین است که با افزایش قیمت آنها، ارزش داراییهای شرکت و سود انباشته آن بالا میرود.
ب) کارمزدهای عملیاتی (Service Fees)
تتر برای انجام عملیات واریز و برداشت دلار واقعی، کارمزد دریافت میکند:
کارمزد ثبتنام اولیه (حدود ۱۵۰ دلار برای تایید حساب).
کارمزد بازخرید (Redemption Fee) که معمولاً ۰.۱٪ مبلغ تراکنش (یا حداقل ۱۰۰۰ دلار) است.
نکته: این بخش در مقایسه با سود اوراق قرضه، بخش کوچکی از درآمد تتر را تشکیل میدهد.
ج) سرمایهگذاریهای استراتژیک
تتر از سودهای کلان خود برای ورود به حوزههای دیگر استفاده میکند تا از یک “صرفاً ناشر استیبلکوین” به یک غول تکنولوژی تبدیل شود:
استخراج بیتکوین (Bitcoin Mining).
سرمایهگذاری در هوش مصنوعی (AI).
توسعه زیرساختهای انرژی و ارتباطات تلهکام.
۳. ساختار هزینهها
هزینههای تتر در مقایسه با درآمدهای آن بسیار ناچیز است، زیرا:
تعداد کارکنان این شرکت بسیار کم است (تخمین زده میشود زیر ۱۰۰ نفر باشند).
هزینههای اصلی مربوط به مسائل حقوقی، انطباق با قوانین (Compliance)، هزینههای بانکی و امنیت شبکه است.
۴. ریسکها و چالشهای مدل کسبوکار
مدل تتر بر پایه «اعتماد» بنا شده است. چالشهای اصلی آنها عبارتند از:
شفافیت ذخایر: همیشه بحثهایی وجود داشته که آیا تتر واقعاً به اندازه تمام USDTها، دلار در حسابش دارد یا خیر.
تمرکززدایی: تتر کاملاً متمرکز است و میتواند هر آدرسی را در لیست سیاه قرار دهد یا داراییها را مسدود کند.
رقیبان: ورود استیبلکوینهای قانونیتر مثل USDC (توسط شرکت Circle) یا استیبلکوینهای بانکی.
بیزینس مدل تتر یعنی: «دریافت دلار رایگان از مردم (بدون پرداخت بهره به آنها) و سرمایهگذاری آن در اوراق قرضه دولتی آمریکا و دریافت سود ۵ درصدی برای خود.» این مدل در حال حاضر تتر را به یکی از سودآورترین شرکتهای جهان نسبت به تعداد کارمند تبدیل کرده است.
#ارزشگذاری
📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗
@CFnVC
جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
👍7👌4💯1