كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي
539 subscribers
15.6K photos
9.39K videos
73 files
6.01K links
آگاهی دادن به افکار عمومی در سطح بین المللی و بسیج سازمانهای مدافع حقوق انسان در سراسر جهان علیه جمهوری اسلامی با خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی



@cfppi3 : تماس با ما
Download Telegram
متن شهادت شاهد ۸۳، علی رضایی است، برادرش ناصر رضایی از جانباختگان آبان۹۸ در دادگاه مردمی آبان
https://wp.me/p9yWrK-2ov
نام شاهد: محفوظ است
محل زندگی شاهد: محفوظ است
نسبت با جان‌باخته: مادر در مورد کشته شدن یک فرد ۱۸ ساله
نام و نام خانوادگی جان‌باخته: محفوظ است
جنسیت جان‌باخته: مرد
تاریخ تولد جان‌باخته: ۱۳۸۰
محل تولد جان‌باخته: محفوظ است
تاریخ کشته شدن جان‌باخته : ۲۵ آبان ۱۳۹۸
نوع شهادت در دادگاه: محافظت شده (نام شاهد و نام فرد کشته‌شده هردو محفوظ می‌ماند)

متن شهادت:
پسرم دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بود. هیاتی بود {در هیات‌های عزاداری برای امامان شیعه شرکت می‌کرد}. اعتقاداتمان خیلی بالا بود. هم خانواده‌ی پدری‌اش هم خانواده‌ی خودمان خانواده‌ی شهید هستیم. اصلا فکرش را هم نمی‌کردیم خودشان بیایند بچه‌ام را بکشند.
۲۵ آبان ۹۸ ساعت سه بعدازظهر پسرم به من زنگ زد، گفت این‌جا خیابان‌ها خیلی شلوغ است و دارم می‌روم خانه‌. در پیاده‌رو بود، فقط عابر بود و رد می‌شد که به او شلیک کردند. به سر و گردن‌ش شلیک کردند. تقریبا ساعت چهار بعدازظهر بود که به او زنگ زدم جواب نداد، بعد از ده پانزده بار که تماس گرفتم یک آقایی جواب داد گفت پسرم زخمی شده، او را به بیمارستان آورده‌اند و در حال پانسمان سرش هستند. از فاصله‌ی حدود ۱۲ متری تیر خورده بود. زمانی که تیر خورده بود یکی از دوستانش آنجا بود. فیلم لحظه‌ی تیرخوردن‌ش هم هست، پسرم با دوستش ایستاده بودند صحبت می‌کردند یکهو پسرم می‌افتد بعد دوستش فکر می‌کند حالش بد شده، بلند می‌شود می‌بیند پسرم دارد از سرش خون می‌ِآید. (من البته خودم فیلم را ندارم و ندیده‌ام. چون حالم بد می‌شود نشانم نداده‌اند) دوستش می‌گفت کنار در بیمارستان وقتی پسرم را از آمبولانس پیاده‌ کردند چشم‌هایش باز و بسته شد. وقتی پسرم را به بیمارستان رساندند هنوز زنده بوده، از راننده‌ی آمبولانس که پرسیدیم گفته بود که چشمش را باز و بسته کرده بود. دوستش هم که همراهش بود گفت که زنده بود.
بعد از آن تماس، من حرکت کردم سمت بیمارستان. خانواده‌ام و یک سری از دوستانش تمام بیمارستان‌های اطراف را گشته بودند و او را بین زخمی‌ها و فوتی‌ها پیدا نکرده بودند. خود من عکس‌ش را به همه‌ی پرسنل بیمارستان‌های شهرمان نشان دادم. یکی از پرسنل یکی از بیمارستان ها عکس پسرم را شناخت، گفت این همان جوانی است که دیشب گردن‌ش تیر خورده بود. گفتم الان کجاست؟ گفت ما نمی‌دانیم خانم، برو پیش حراست بیمارستان. رفتم حراست بیمارستان مدارک پسرم را با یک حالت بی‌ادبی انداختند جلویم، گفتند بروید گورستان و کجا و کجا، گفتم آنجا که مرده‌ها رو می‌برند. مگر پسرم مرده؟ گفت آره خانم مرده. بروید آنجا پیدایش کنید. گفتم کجا پیدایش کنم؟ گفت من نمی‌دونم بروید بیرون.
وقتی که من به بیمارستان رفتم هم نیروهای امنیتی نزدیک بیمارستان، جلوی در ورودی و داخل بیمارستان،همه جا بودند. همه‌شان هم صورت‌هایشان را پوشانده بودند. لباس‌های فرم سبز تیره داشتند. از نیروی انتظامی نبودند.
سه روز و سه شب هرجا که فکرش را بکنید دنبال پسرم گشتیم و پیدایش نکردیم. تا اینکه به واسطه‌ی یکی از آشناهایمان متوجه شدیم پسرم هم جزء مجهول‌الهویه‌ها است. پسرم در زمان فوتش تمام مدارک همراهش بود و نمی‌دانم چطور جنازه‌اش را جزء مجهول‌الهویه‌ها گذاشته بودند؟
وقتی پیدایش کردیم بدنش کاملا شکافته شده بود. گفتند کالبدشکافی شده. گفتم اگر قرار بر این باشد که بدن پسر من کالبدشکافی بشود، باید کل کشته‌های آبان کالبدشکافی شوند. گفتند نه فقط یک سری‌هایشان را کالبدشکافی کرده‌ایم. من واقعا نمی‌دانم چه بلایی سر بدن بچه‌ام آوردند. مطمئن هستم اعضای بدنش را برداشته بودند. دلیلی نداشت کسی که به سرش تیر خورده، بخواهد کالبدشکافی بشود. به ما اولش گفتند که در جیبش کارت اهدای اعضا بوده و بعد حرفشان را عوض کردند و گفتند همه کشته‌شدگان را کالبد شکافی می‌کنند.
من برای شناسایی اولیه از داخل مانیتور دیدمش. چند نفر از فامیل که جسدش را دیدندش می‌گفتند مشخص بود اعضای داخلی را برداشته بودند. فامیل‌هایمان که جسدش را دیده بودند می‌گفتند که پشت سرش یک شکاف خیلی بزرگی بود.
تیر از پایین از گردن وارد شده و از سر آمده بیرون. کسی که جسد پسرم را دیده بود گفت از بغل گوشش پایین گردن نزدیک گوش‌ش گلوله خورده بود بعد از بالای گوش هم درآمده بود. بالای سرش.
در گواهی فوت نوشته بودند: «عملکرد وسایل جنگی در خارج از جنگ»، در جواز دفن هم نوشته‌اند: «اصابت جسم پرتابی پرشتاب، خردشدگی استخوان جمجمه. له شدگی بافت مغز.» در صورتی که کسانی که سر پسرم را دیده‌ند می‌گویند بغل گوشش بود. یعنی از زیر گردن نزدیک گوش بود تا سرش بالای نزدیک گوش. وسط سر یا مغزش نبود ولی داخل جواز دفن نوشته‌اند : «له شدگی بافت مغز. »ادامه👇🏻
متن شهادت شاهد ۴۳۶در دادگاه مردمی آبان
https://wp.me/p9yWrK-2oJ
شاهد عینی شلیک به مردم حاضر در محل تجمع
نام و نام خانوادگی شاهد: محفوظ است
محل زندگی شاهد: محفوظ است
جنسیت: مرد
مکانی که درباره‌ی آن شهادت می‌دهد: محفوظ است
وضعیت شاهد: مجروح. بازداشت شده. در زندان شکنجه شده و مورد شکنجه‌ی جنسی قرار گرفته است.
نوع شهادت در دادگاه: محافظت شده



متن شهادت
من روز ۲۶ آبان تیر خوردم. ما حدود ۵-۶ هزار نفر بودیم که تظاهرات می‌کردیم. عصر یک دفعه دیدیم مامورهای لباس شخصی از بالای پشت‌بام به یک نفری که گوشه‌ی خیابان ایستاده بود و نگاه می‌کرد، تیر زندند و مغز او را ترکاندند. مردم هم عصبانی شدند حمله کردند به سمت مامورهایی که آن طرف سنگر گرفته بودند. بعد چند مینی‌بوس آمدند به حالت سنگر مقابل مردم ایستادند، شلیک می‌کردند، هم ساچمه‌ای بود و هم کلاش.
هوا تاریک شده بود که مامورها به سر یک زنی که نزدیک من بود شلیک کردند. بعد هم به من تیر زدند. یک دختر ۱۴ ساله و یک پسر ۲۰ ساله را هم در همان موقع کشتند.
من خونریزی داشتم. یک نفر من را در یک ماشینی گذاشت و برد بیمارستان. کل راهروی بیمارستان پر از مجروحان تیرخورده بود. در بیمارستان یکی ماموری آمد مشخصاتم را نوشت. چند روز بعد، نیروهای بسیجی یا سپاهی ریختند تو بیمارستان، مجروحانی که می‌توانستند راه بروند را بلند می‌کردند می‌بردند، آن‌هایی که نمی‌توانستند راه بروند می‌گفتند باید مشخصات‌ت را بگویی. امنیت اطلاعات به بیمارستان گفته بود زمانی که این مجروحان می‌خواهند ترخیص شوند بلافاصله زنگ بزنید ما می‌آییم دنبال‌شان و می‌بریم‌شان.
من را در حالی که نمی‌توانستم راه بروم از بیمارستان دستبند زدند و بردند. در زندان یک بچه‌ی زیر ۱۵ سال هم بود که تیرساچمه‌ای خورده بود. ۱۰ نفر دیگر هم مثل من مجروح بودند. وقتی در زندان بودم من را انواع و اقسام شکنجه‌های جسمی و روحی کردند. من را شکنجه‌ جنسی کردند. خانواده‌ام را تهدید به مرگ می‌کردند.
وقتی من را بازداشت کردند. من هنوز در اثر جراحت حالم بد بود. درد داشتم. وقتی راه می‌رفتم فشارم می‌افتاد، توی زمستان خیس عرق می‌شدم، یکهو از حال می‌رفتم می‌نشستم یک گوشه. با این حال، من را از سقف آویزان می‌کردند. من را در این حالت چند ساعت نگه می‌داشتند و بعد می‌امدند و بازجویی می‌کردند. هرروز حداقل یک ساعت اینجوری بودم. چک و لگد و ضربه زدن به سر و صورت که عادی بود و مدام می‌زدند. چهار پنج سری هم به بدن من دست زدند {احتمالا منظورش تماس‌های جنسی ناخواسته است}.
وقتی دیدند من حرفی برای زدن ندارم، ازادم کردند. من هنوز از نظر جسمی با تبعات تیرخوردن و شکنجه‌هایم درگیر هستم و مشکلات جسمی زیادی دارم. خیلی از نظر روحی روانی خیلی به هم ریخته هستم، اکثر شب‌ها بیدار می‌شوم خودزنی می‌کنم و مدام می‌زنم تو سرم.
متن شهادت شاهد ۴۵۸در دادگاه مردمی آبان
https://wp.me/p9yWrK-2oO
نام و نام خانوادگی شاهد: محفوظ است
محل زندگی شاهد: محفوظ است
جنسیت: مرد
مکانی که درباره‌ی آن شهادت می‌دهد: محفوظ است
وضعیت شاهد: عضو گردان امام علی در سپاه پاسداران
نوع شهادت در دادگاه: محافظت شده

متن شهادت:
من تحت یک سری فشارها مجبور به عضویت در بسیج شدم. معمولا اینطور است که وعده وام و امتیازات دولتی می‌دهند، با این وعده‌ها شما را تشویق می‌کنند که وارد بسیج بشوید. اگر این تشویق‌ها موثر نباشد تهدید می‌کنند.من امتناع کردم گفتم نمی‌توانم، نمی‌خواهم به بسیج و سپاه ربطی داشته باشم. ولی تهدیدها و فشارها آنقدر سنگین بود که مجبور شدم قبول کنم و عضو بسیج شوم.
بعد از اینکه عضو بسیج شدم، من را عضو «گردان امام علی» کردند. بعضی روزها زنگ می‌زدند می‌گفتند بیا پادگان سپاه و به ما آموزش می‌دادند. خیلی از کسانی که در گردان امام علی بودند سابقه‌دارها و کسانی بودند که سوابق خیلی وحشتناکی داشتند. کسانی بودند که شرارت کرده بودند، شبانه به خانه‌ی مردم رفته بودند، تجاوز کرده بودند، کسی بود که مثلا به عنوان مسافرکش خانم‌ها را سوار می‌کرد به‌شان تعرض می‌کرد. خیلی‌هایشان از زندان آزاد شده بودند و حکم‌های حبس ۱۵ تا ۲۰ سال داشتند. زندانیان جرایم خطرناک بودند. متجاوز، خفت‌گیر، خیلی جرم‌های دیگر. شاید ۷۰ درصد از اعضای این گردان سابقه‌دار بودند. یک سری‌هایشان هم اراذل و اوباش محله‌ها بودند.
من حداقل ۲۵-۳۰ نفر را می‌شناختم که در آن گردان مثل من به زور آورده بودندشان. یا مثلا با وعده‌ی اینکه از خدمت سربازی‌شان کسر می‌شود یا در جای دولتی استخدام می‌شوند.
همان روزی که تظاهرات شد و به ما گفتند بیایید در حوزه‌های بسیج، آنجا کلی هم بچه ۱۰-۱۲ ساله و زیر ۱۵ سال بود.
بخاطر یک پرس غذا، بهشان می‌گویند بچه‌ها رفیق‌‌هایتان را هم جمع کنید بیاورید بسیج، کارت استخر بهتان می‌دهیم.یا یک دست کاپشن شلوار ورزشی یا کتانی به این بچه‌ها جایزه می‌دادند و به خاطر این چیزها آنها را که از خانواده‌های فقیر بودند را جذب بسیج می‌کردند. یک سری‌ها از دانش‌آموز‌ها را با وعده‌ی دادن شهریه مدرسه و دانشگاه‌شان جذب می‌کنند، یک سری‌ها بیکارند برایشان شغل درست می‌کنند.
در حوزه‌ی بسیج به ما یک لباس‌های فرمی دادند. لباس بسیجی مینیاتوری، پلنگی مینیاتوری، چهارخانه ریز دارد. نفری یک جلیقه هم دادند، که آرم بسیج رویش خورده بود. نفری یک سپر، یک باتوم و یک کلاه کاسکت دادند که یک تکه چرم مانند داشت که پشت گردن را می‌گرفت، ضداسید بود. وقتی هم که یگان ویژه فرار کرد. ماسک ضدگاز به ما دادند. به ما تومپا هم دادند. تومپا یک باتوم شبیه ال است دسته کوتاه دارد، به شکل یک چوب هفتاد سانتی است. عین چوب بیس بال. پلاستیک فشرده است یک حالت فنری دارد که وقتی با آن ضربه بزنند، استخوان را می‌شکند. از تیم ما کمتر از ۱۰ درصد نیروها کسانی بودند که قبلا اموزش دیده بودند و بقیه همه بچه بودند و بعضی‌هاشان اصلا با اولین سنگی که پرتاب شد فرار کردند.
وقتی اعتراضات برای گرانی بنزین شروع شد، صبح‌ش تماس گرفتند و گفتند آماده‌باش هستید. من به پادگان سپاه رفتم. ما را سوار مینی‌بوس کردند. در داخل مینی‌بوس یک سری از بسیجی‌ها لباس‌شان را عوض کردند، لباس شخصی پوشیدند و رفتند لابه‌لای مردم . با جوهر سردسته‌های اعتراضات را علامت‌گزاری می‌کردند و بعد چهار پنج نفری می‌ریختند سرش و او را بازداشت می‌کردند. یا مثلا یک دفعه می‌زدند زیر گلوی یکی و نفسش قطع می‌شد. بعد به بهانه‌ی کمک‌های پزشکی می‌ا‌نداختند توی ماشین‌های خودشان و بازداشت می‌کردند.
آن شب زیر باران سنگی که از طرف مردم به سمت‌مان می‌آمد، ما نتوانستیم دوام بیاوریم ورفتیم در محوطه‌ی پادگان. بعد یک سری نیروهای فاطمیون و زینبیون و حشد‌شعبی، برای کمک آمدند. وقتی اعتراضات شدت گرفت، یگان ویژه و نیروی انتظامی فرار کردند. از اعضای رسمی سپاه یک سری‌شان توی ماشین لباس‌هایشان را عوض کردند.
یک سری هم موتوری‌هایی بودند که صورت هایشان با چفیه و دستمال بسته بود، ماشالله حزب‌الله می‌گفتند این‌ها خیلی خطرناک بودند. لباس شخصی بودند و روی موتور بودند. قمه و نیم‌چه دست‌شان بود. زنجیر‌هایی داشتند که کله‌اش یک سنگ یک کیلو دو کیلویی ترازوی قدیمی بود، این زنجیر را می‌گرداند و به هرکسی می‌خورد برایشان مهم نبود.
در جریانات اعتراضات مردم اعتراض می‌کردند و سنگ پرت می‌کردند و آتش وسط خیابان روشن کرده بودند، اما جایی را آتش نزده بودند، وقتی که اوضاع به هم ریخت بسیجی‌ها مغازه‌های مردم را غارت کردند.ادامه👇🏻
نوشته ایی از سهیل عربی در رابطه با بروز رسانی ، اوضاع دادخواهان دربند، توضیحاتی درباره روند بازداشت، بازجویی‌ها، بازپرسی ها، محاکمه و اوضاع زندان و زندانیان

https://wp.me/p9yWrK-2oV

در این متن ضمن به روز رسانی ، اوضاع دادخواهان دربند، توضیحاتی درباره روند بازداشت، بازجویی‌ها، بازپرسی ها، محاکمه و اوضاع زندان و زندانیان نوشته ام...
اطلاع رسانی از اوضاع زندان و زندانیان گامی مهم در مبارزه برای آزادی است.

‌‎
#حمید_حاج_جعفر_کاشانی
‎
#سینا_بهشتی
‎
#محمدابوالحسنی
‎
#سعید_تمجیدی
از ‎
#زندان_تهران_بزرگ
و ‎
#شکیلا_منفرد از زندان قرچک ، همچنان در ‎#اعتصاب_غذا هستند و خواستار پیشگیری از فجایع و نجات هزاران انسان تحت شکنجه ‎#دادخواهانِ_دربند را با ‎#اطلاع_رسانی و پیگیری خواسته هایشان همراهی کنیم

‏پیشتر بارها یادآوری شد که مهمترین هدف ‎
#دادخواهانِ_دربند از ‎#اعتصاب_غذا و این جنبش، پیشگیری از مرگ و تحت شکنجه قرار گرفتن هزاران زندانی دیگر است.
در این پست می کوشیم ، همراه با آنان شده و مشکلات و خواسته های مهم زندانیان را مطرح کنیم.

‏یک : قوانینِ واپسگرایانه ، تاریخ مصرف گذشته و نامناسب برای نیازهای امروزِ مردم ؛
بیش از دو هزار عنوان جرم و سی ملیون پرونده باز قضایی ، یعنی درگیر کردن نیمی از جمعیت بالای ۱۸ سال ، با دادگاه و زندان

با نگاهی دقیق و عمیق به عناوین مجرمانه در ‎
#ایران ‎#اسلامی ، در می‌یابیم که بیشتر این جرائم ، در اکثر نقاط پیشرفته ی جهان ‎#جرم به شمار نمی آیند .
مثل انتقاد که با نام مستعار ‎
#فعالیت_تبلیغی_علیه_نظام مصداق ارتکاب ‎#جرم_امنیتی محسوب می شود.

‏یا ‎
#اجتماع_وتبانی_علیه_نظام
هر معترضی را ، اگرچه به شکل قانونی و خشونت پرهیز اقدام به اعتراض کرده باشد ، متهم به ارتکاب آن می کنند و از یک سال تا ۵ سال ‎
#مجازات و حتی گاه مجازات تکمیلی برای آن اعمال می کنند؛
مثل ‎
#سجاد_سالاروند که علاوه بر ۵ سال حبس، به۲سال شستشوی میت محکوم شد

‏یا هر انتقادی به سیستم ‎
#کلریکال_کاپیتالیسم ( سرمایه داریِ روحانی محور ) و ساز و کار آن ، حتی در حد یک پرسش‌گری در باب ضریح سیار امام زاده بیژن ، مصداق ‎#توهین_به_مقدسات و حتی ‎#سب_النبی به شمار می آید .
هر شکلی از روشنگری وتلاش برای ایجاد اتحاد را ‎
#تشویش_اذهان_عمومی تلقی می شود.

‏افزون بر ‎
#جرائم_امنیتی ، در دیگر موارد نیز ، آثار مخربِ ‎#ارتجاع، نبود قوانین این جهانی ، جزم اندیشی و خرافه گرایی در دیگر موارد نیز دیده می شود ،
مثل مهریه ، دیه ، فروش مشروبات الکلی ؛
حکم قطع یَد برای سرقت
شلاق برای ‎
#مشروب و یا شوخی با ‎#جنتی،
.. ‎
#حداد

#توهین_به_مقامات

●●●□□□

‏با اطمینان می توان گفت که حتی اگر به راستی ، اصلاحاتی در قانون اساسی رخ می داد ، جمعیت زندان‌ها تا نود در صد ۹۰٪
کاهش میافت.
اما به آسانی می توان فهمید که ‎
#سیاست و هدف ‎#حاکمیت ، ‎#جرم_زایی و پر نگه داشتن زندان‌ها است و نه ‎#جرم_زدایی و کاهش جمعیت زندانها

‏درباره ی قوانین تاریخ مصرف گذشته و عدم تناسب آنها با نیازهای امروز مردم ، می توان صد ها مقاله و کتاب نوشت که در اینجا به چکیده ای از آنها اشاره شد،
اما این تنها درد و مشکل نیست،
روند نا عادلانه و غیر علنی محاکمه و حتی اجرای مجازات های فراقانونی و شکنجه ها نیز مشکلات و آزارهای روند وحشیانه ی بازداشت ، اعتراف گرفتن تحت شکنجه و اکراه و حتی آزار خانواده ؛ و همچنین روند نا عادلانه و غیر علنی محاکمه و ...
و حتی اجرای مجازات های فراقانونی ، شکنجه ها و عدم رعایت حقوق و تامین نیازهای ‎
#زندانی نیز مشکلات و دردهای فراوانی را به وجود آورده است.

‏پیشتر هم یادآوری شد که شکنجه و استبداد یارانِ جدا نشدنی از یکدیگرند و در سرزمینِ تحت استبداد ، شکنجه ها از پیش از زاده شدنمان آغاز می شود ، اما اگر بخواهیم به طور تخصصی در باره زندانی و اوضاع قضایی سخن بگوییم ، باید گفت در اینجا نیز شکنجه ها پیش از بازداشت آغاز می شوند .

‏شکنجه ها پیش از بازداشت آغاز می شوند ،
نخست از آنجا که یک روزنامه نگار ، نویسنده ، شاعر و هر منتقد و اهل تفکری ، از آنجا که ‎
#آزادیِ_آشکارسازی_اندیشه هایش را ندارد ، تحت ‎#شکنجه است.
با تولید هر محصول فکری ، مثل ‎
#شعر ، ‎#مقاله ، ‎#کتاب ‎#کاریکاتور ،
تهدید و سرکوب ها را می شنود و.....

◇◇◇◇

‏
این تهدید و سرکوبها ، گاه غیر مستقیم است و گاه مستقیم.
مستقیم مثل تهدیدهای اهالی ‎
#جهاد_فاکتوری ( سربازان سایبری امام زمان )
غیر مستقیم اینکه او می داند با انتشار محصول فکری اش به خطر می افتد و معمولا ‎
#خودسانسوری می کند...

‏مرحله ی بعد ، هنگام بازداشت است !
معمولا مأموران نهادهای سرکوبِ اندیشه ، مثل ‎
#قرارگاهِ_ثارالله و ‎#وزارت_اطلاعات با شیوه ای دروغین و نخ نما ، مخالفان حکومت را ‎#بازداشت می کنند . ادامه👇🏻
🔴شهادت شاهد ۶۰۰ افسر ارشد سپاه پاسداران تهران
در روز سوم دادگاه مردمی آبان ۶فوریه ۲۰۲۲

طبق اظهار نظر رجینا: مسئول گردآوری اطلاعات در جریان اعتراضات بوده
 
او گفت:
-درباره نحوه درگیری‌ها، اختیارات بی حد و حصر و کشته‌ها شهادت می‌دهم

-حاضرم درباره سرکوب آبان ۹۸ و حوادث سال ۸۸ شهادت دهم

- در مورد اعتراضات آبان ۱۳۹۸، از یک هفته قبل به نیروهای سپاه آماده باش داده بودند و گفته بودن شورش می‌خواهد شود
- سپاه سال‌هاست که برای سرکوب اعتراضات نیزوهایش را آموزش می‌دهد
- سرکوب آبان ۹۸ تنها موردی بود که پس از آن از نظامی‌ها در مورد آنکه به که، کجا و چند بار شلیک کردید، هیچ گزارشی نخواستند
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥همراه شو عزیز ...

🔸گام دوم فرهنگیان دربهمن ماه
🔸روزهای ۲۵،۲۴،۲۳ اعتصاب -آموزش تعطیل
🔸چهارشنبه ۲۷بهمن تجمع

فرهنگیان یک پارچه فریاد
🔸از تمامی اولیا دانش آموزان درخواست حمایت و پشتیبانی داریم
🔸این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود

منبع: اتحادیه آزاد کارگران

#تجمع_اعتراضی
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
🔴بخش دوم شهادت شاهد ۶۰۰ افسر ارشد سپاه پاسداران تهران
در روز سوم دادگاه مردمی آبان ۶فوریه ۲۰۲۲
https://youtu.be/TbkdesuatRI
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸
📌 برای کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی گزارش و خبر ارسال کرده و همکاری کنید. با ما از طریق کانالهای زیر در لینک تماس بگیرید :
https://linktr.ee/cfppi
💥کارکنان پیمانکاری سازمان ورزش شهرداری تهران مقابل ساختمان شورای شهر تهران دست به تجمع زدند.
این کارکنان نسبت به عدم رسیدگی به مشکلات‌شان اعتراض دارند.
یکشنبه ۱۷ بهمن‌ ۱۴۰۰

#تجمع_اعتراضی
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
💥تجمع معلمین خریدخدمات آموزشی درب نهاد ریاست جمهوری تهران، در اعتراض به بلاتکلیفی و عدم رسیدگی به مشکلات‌شان
یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۰

#تجمع_اعتراضی
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
🔴 شاهد ۴۲۲ و ۴۲۷
"لباس شخصی های سپاه در تظاهرات بسوی مردم سنگ و آجر پرتاب میکردند. در کوچه های فرعی هم گاز اشک آور میانداختند. در یک مقطع حدود صد موتورسیکلت به مردم حمله کردند. " یکی از این دو خواهر زخمی شد. برادرزاده آنها که کمتر از ۱۸ سال داشت نیز بازداشت و بعد به آنها گفته بودند باید صدای حیوان در بیارید و بعد مجبورش کردند یک برگه سفید و بدون نوشته امضا کند و بعد آزادش کردند.

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
💥برگزاری اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات #جمشید_شارمهد

یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۰، اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات جمشید شارمهد، شهروند دو تابعیتی ایرانی-آلمانی برگزار شد.

پرونده جمشید شارمهد در دو دادگاه حقوقی و کیفری رسیدگی خواهد شد. دادگاه حقوقی در دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد و بخش دیگر پرونده به فاصله ۱ ماه پس از دادگاه حقوقی در دادگاه کیفری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آزادشان_کنید
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
‏#BoycottIranRegime
‏Campaign to #SupportIranProtesters
شاهد ۴۱۸، عضو نیروی انتظامی در رابطه با دستگیریها و نحوه سرکوب مردم شهادت میداد.

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
🔴شاهد ۶۰۱
عضو نیروی انتظامی یکی از شهرها بوده است.
او‌ یکی از شاهدانی است که پس از دو روز دادگاه تماس گرفته و پس از تایید هویت و راستی آزمایی شهادت وی امروز در دادگاه حضور یافته است.
" من را بازجویی کردند و مجبور کردند صفحه ای را نگذاشتند بخوانم امضا کنم و ۳۰ روز بازداشت شدم. به من گفتند چرا به مردم تیراندازی نکردی؟"

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
🔴هیات دادستانی در حال ارائه پرونده ۱۶۰ تن از آمرین و عاملین سرکوب آبان۹۸ به قضات میباشد و به سوالات آنها جواب می‌دهد.

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد