#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
#امید_یوسفی پس از اعتراضات سراسری آبان ماه در مریوان شهرک “کانی دینار” توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شد.
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
کارزاری جهانی، برای توقف احکام زندان، شلاق، اعدام و آزادی فوری و بدون قید شرط تمامی دستگیرشدگان آبانماه و دادخواهی خانواده بازداشتیان، زخمی شدگان، مفقودان و جانباختگان معترضین آبانماه است.
به این کارزار جهانی بپیوندیم.
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
شما هم می توانید با کلیپهای کوتاه خود به این کمپین بپیوندید و حمایتتان را اعلام کنید.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعدام_نکنید
#آبان_ادامه_دارد
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
#کمیته_مبارزه_برای_آزادی_زندانیان_سیاسی
#امید_یوسفی پس از اعتراضات سراسری آبان ماه در مریوان شهرک “کانی دینار” توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شد.
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
کارزاری جهانی، برای توقف احکام زندان، شلاق، اعدام و آزادی فوری و بدون قید شرط تمامی دستگیرشدگان آبانماه و دادخواهی خانواده بازداشتیان، زخمی شدگان، مفقودان و جانباختگان معترضین آبانماه است.
به این کارزار جهانی بپیوندیم.
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
شما هم می توانید با کلیپهای کوتاه خود به این کمپین بپیوندید و حمایتتان را اعلام کنید.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعدام_نکنید
#آبان_ادامه_دارد
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
#کمیته_مبارزه_برای_آزادی_زندانیان_سیاسی
شهریور 67 خونین را هرگز فراموش نمی کنیم. جمعه 7 شهریور 99 معیادگاه عاشقان - خاوران تهران.
خانواده های مقاوم و شجاع خاوران باهم و در کنار یکدیگر سرودخوانان یاد فرزندان عزیزشان را گرامی داشتند.
هرگز فراموش نمی کنیم.
تک تک جنایت کاران اسلامی را در دادگاه های مردمی محاکمه خواهیم کرد.
یادشان گرامی باد !
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
خانواده های مقاوم و شجاع خاوران باهم و در کنار یکدیگر سرودخوانان یاد فرزندان عزیزشان را گرامی داشتند.
هرگز فراموش نمی کنیم.
تک تک جنایت کاران اسلامی را در دادگاه های مردمی محاکمه خواهیم کرد.
یادشان گرامی باد !
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
🔴سیزده همین روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده
جان جعفر عظیم زاده در خطر جدی قرار دارد
جعفر عظیم زاده رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در اعتصاب غذا به سر میبرد. او که بخاطر فعالیتهای صنفی کارگری و تلاش برای تشکلیابی و افزایش دستمزد کارگران به پنجسال زندان محکوم شده بود، در زندان اوین علیرغم بیماریهای حاد قلبی و ریوی به کرونا نیز مبتلا شد. اما مسئولین بجای اینکه او را به بیمارستان برای درمان انتقال دهند در اقدامی سازمانیافته به قصد کُشتن وی، او را به زندان رجایی شهر منتقل کرده و در سلول انفرادی محبوس کردهاند.
جعفر عظیم زاده نیز در اعتراض به این اقدام، از روز ۲۶ مرداد دست به اعتصاب غذا زده است. اما با وجود وخامت حال او و بیماریهای حاد و ابتلا به کرونا مسئولین حاضر به آزادی او و انتقالش به بیمارستان برای مداوا نیستند.
#جان_جعفر_عظیم_زاده_در_خطر_است
#کارگر_زندانی_آزاد_باید_گردد
#آزادش_کنید
#FreeJafarAzimzadeh
جان جعفر عظیم زاده در خطر جدی قرار دارد
جعفر عظیم زاده رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در اعتصاب غذا به سر میبرد. او که بخاطر فعالیتهای صنفی کارگری و تلاش برای تشکلیابی و افزایش دستمزد کارگران به پنجسال زندان محکوم شده بود، در زندان اوین علیرغم بیماریهای حاد قلبی و ریوی به کرونا نیز مبتلا شد. اما مسئولین بجای اینکه او را به بیمارستان برای درمان انتقال دهند در اقدامی سازمانیافته به قصد کُشتن وی، او را به زندان رجایی شهر منتقل کرده و در سلول انفرادی محبوس کردهاند.
جعفر عظیم زاده نیز در اعتراض به این اقدام، از روز ۲۶ مرداد دست به اعتصاب غذا زده است. اما با وجود وخامت حال او و بیماریهای حاد و ابتلا به کرونا مسئولین حاضر به آزادی او و انتقالش به بیمارستان برای مداوا نیستند.
#جان_جعفر_عظیم_زاده_در_خطر_است
#کارگر_زندانی_آزاد_باید_گردد
#آزادش_کنید
#FreeJafarAzimzadeh
💥خاوران
امروز ۷ شهریور ۹۹، #راحله_راحمی پور خواهر جان باخته حسین راحمی پور همراه با خانواده ها و حامیان جنبش دادخواهی بر سر مزار عزیزان خود حاضر شدند، که با واکنش تند مأموران رژیم جمهوری اسلامی مجبور به ترک مزار عزیزانشان (خاوران) شدند.
رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بار دیگر عجز و وحشت خود را در مقابل جنبش دادخواهی به نمایش گذاشت .
#خاوران
#جنبش_دادخواهی
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
امروز ۷ شهریور ۹۹، #راحله_راحمی پور خواهر جان باخته حسین راحمی پور همراه با خانواده ها و حامیان جنبش دادخواهی بر سر مزار عزیزان خود حاضر شدند، که با واکنش تند مأموران رژیم جمهوری اسلامی مجبور به ترک مزار عزیزانشان (خاوران) شدند.
رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بار دیگر عجز و وحشت خود را در مقابل جنبش دادخواهی به نمایش گذاشت .
#خاوران
#جنبش_دادخواهی
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
💥حمایت مادران پارک لاله از اعتصاب هفتتپه
ما همه هفتتپهای هستیم
ما مادران پارک لاله و جمعی از فعالان مدنی حمایت و همبستگیمان را از اعتراضها و اعتصابهای کارگران هفتتپه و دیگر شرکتهای خدماتی نفتی شیمیایی، کارخانههای تولیدی و مزدبگیران در سراسر ایران اعلام میداریم.
🖋اسامی امضاکنندگان:
۱- عشرت بستجانی
۲- احترام عبدوس
۳- زهرا رفیعی
۴- زهره رفیعی
۵- نیکو نیکو کار
۶- راحله راحمی پور
۷- ویدا پرورش
۸- افتخار قطبی
۹- فرحناز رضایی
۱۰- مژگان آذری
۱۱- فاطمه رضایی
۱۲- الهام گر شاسبی
۱۳- عاطفه گرشاسبی
۱۴- فاطمه هادزادی
۱۵- اکرم سنجابی
۱۶- شیده رضایی
۱۷- مهناز حسینی
۱۸- فروغ اسفندیاری
۱۹- شهلا گلزار
۲۰- اعظم فولای
۲۱- آرزو فولادی
۲۲- جیران رضایی
۲۳- سهیلا فرشی
۲۴- فاطمه عباسی
۲۵- فاطمه زارع
۲۶- مهری حسینی
۲۷- زهرا صفایی
۲۸- مهرنوش رضایی
۲۹- مونا عرب
۳۰- زهره قاسمی
#خاوران
#دهه_شصت
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
ما همه هفتتپهای هستیم
ما مادران پارک لاله و جمعی از فعالان مدنی حمایت و همبستگیمان را از اعتراضها و اعتصابهای کارگران هفتتپه و دیگر شرکتهای خدماتی نفتی شیمیایی، کارخانههای تولیدی و مزدبگیران در سراسر ایران اعلام میداریم.
🖋اسامی امضاکنندگان:
۱- عشرت بستجانی
۲- احترام عبدوس
۳- زهرا رفیعی
۴- زهره رفیعی
۵- نیکو نیکو کار
۶- راحله راحمی پور
۷- ویدا پرورش
۸- افتخار قطبی
۹- فرحناز رضایی
۱۰- مژگان آذری
۱۱- فاطمه رضایی
۱۲- الهام گر شاسبی
۱۳- عاطفه گرشاسبی
۱۴- فاطمه هادزادی
۱۵- اکرم سنجابی
۱۶- شیده رضایی
۱۷- مهناز حسینی
۱۸- فروغ اسفندیاری
۱۹- شهلا گلزار
۲۰- اعظم فولای
۲۱- آرزو فولادی
۲۲- جیران رضایی
۲۳- سهیلا فرشی
۲۴- فاطمه عباسی
۲۵- فاطمه زارع
۲۶- مهری حسینی
۲۷- زهرا صفایی
۲۸- مهرنوش رضایی
۲۹- مونا عرب
۳۰- زهره قاسمی
#خاوران
#دهه_شصت
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
Forwarded from اتچ بات
💥بیانیه جمعی از کارکنان و کارمندان راه آهن نسبت به وضعیت معیشتی
هموطنان و همکاران عزیز
در شرایط بسیار وخیمی بسر میبریم که طاقت انسان را فرسوده و از بین میبرد.
ما صبح از ساعت ۵/۶ سرکار میرویم اگر ماشین الات مان خراب شود باید خودمان تعمیرش کنیم که ممکن است تا ۱۲ شب زمان ببرد اما برای کاری که انجام میدهیم برای تعمیرات حقوقی دریافت نمیکنیم.
وضعیت بیمه مان خراب است و استرس این را داریم که هر وقت مریض میشویم دفترچه مان اعتبار دارد یا نه؟ و بیمه تکمیلی نداریم و نمیریزن.
با این افزایش ۲۰۰ تومانی که دولت تایید کرده برای بن کارگری بزور حقوقمان به ۲۷۰۰ میرسد.
قبلا ماموریت میرفتیم به ما ۱۰۰ ساعت اضافه کار میدادند الان تو ماموریت هم۱۰ ساعت برای ما اضافه کار نمیدهند
ما خدا خدا میکنیم ماهی یکی از حقوق های عقب افتاده مان را بریزند.
وقتی قطعه مان خراب میشود میگویند با همین ها تا جایی که امکان دارد کار کنید هر وقت از بین رفت ماشین از کار افتاد تعمیرش میکنیم.
تعمیر اتی که با ۶۰ تومن میشود انجام داد انجام نمیشود و بعد خرابی های با هزینه ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیونی ببار می آورد
اکثرا خسته کوفته هستیم و زمان خوابیدن نداریم و در حقیقت مردگان متحرکیم.
و اصلی ترین مشکل عدم واریزی حقوق ماست که انتظار داریم لااقل همین پولی که به ظاهر این شرکت حق ما میداند را به ما به موقع بدهد.
در حقیقت پوستی دارد از ما کنده میشود بطوریکه وقتی به همکاران ما مرخصی داده میشود از روی شرمندگی به خانه هایشان نمیروند و مشغول مسافر کشی میشوند چون اگر بروند خانه همه انتظار دارند از بچه گرفته تا همسر و پدر مادر و خواهر برادر انتظار دارند.
هموطنان عزیز این است گوشه ایی از وضعیت کارکنان راه آهن و مشکلاتی که وجود دارد و این مشکلات یکی دوتا نیست ،و وضعیت معیشتی روز بروز بدتر خواهد شد، و فکر میکنیم که سکوت در برابر این بی عدالتی روا نیست و از همه عزیزان و هموطنان درخواست داریم که صدای حق طلبی ما را به هرکجا که میتوانند برسانند.
جمعی از کارکنان و کارمندان راه آهن
پنجشنبه ۶ شهریور ۹۹
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
@Cfppi
هموطنان و همکاران عزیز
در شرایط بسیار وخیمی بسر میبریم که طاقت انسان را فرسوده و از بین میبرد.
ما صبح از ساعت ۵/۶ سرکار میرویم اگر ماشین الات مان خراب شود باید خودمان تعمیرش کنیم که ممکن است تا ۱۲ شب زمان ببرد اما برای کاری که انجام میدهیم برای تعمیرات حقوقی دریافت نمیکنیم.
وضعیت بیمه مان خراب است و استرس این را داریم که هر وقت مریض میشویم دفترچه مان اعتبار دارد یا نه؟ و بیمه تکمیلی نداریم و نمیریزن.
با این افزایش ۲۰۰ تومانی که دولت تایید کرده برای بن کارگری بزور حقوقمان به ۲۷۰۰ میرسد.
قبلا ماموریت میرفتیم به ما ۱۰۰ ساعت اضافه کار میدادند الان تو ماموریت هم۱۰ ساعت برای ما اضافه کار نمیدهند
ما خدا خدا میکنیم ماهی یکی از حقوق های عقب افتاده مان را بریزند.
وقتی قطعه مان خراب میشود میگویند با همین ها تا جایی که امکان دارد کار کنید هر وقت از بین رفت ماشین از کار افتاد تعمیرش میکنیم.
تعمیر اتی که با ۶۰ تومن میشود انجام داد انجام نمیشود و بعد خرابی های با هزینه ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیونی ببار می آورد
اکثرا خسته کوفته هستیم و زمان خوابیدن نداریم و در حقیقت مردگان متحرکیم.
و اصلی ترین مشکل عدم واریزی حقوق ماست که انتظار داریم لااقل همین پولی که به ظاهر این شرکت حق ما میداند را به ما به موقع بدهد.
در حقیقت پوستی دارد از ما کنده میشود بطوریکه وقتی به همکاران ما مرخصی داده میشود از روی شرمندگی به خانه هایشان نمیروند و مشغول مسافر کشی میشوند چون اگر بروند خانه همه انتظار دارند از بچه گرفته تا همسر و پدر مادر و خواهر برادر انتظار دارند.
هموطنان عزیز این است گوشه ایی از وضعیت کارکنان راه آهن و مشکلاتی که وجود دارد و این مشکلات یکی دوتا نیست ،و وضعیت معیشتی روز بروز بدتر خواهد شد، و فکر میکنیم که سکوت در برابر این بی عدالتی روا نیست و از همه عزیزان و هموطنان درخواست داریم که صدای حق طلبی ما را به هرکجا که میتوانند برسانند.
جمعی از کارکنان و کارمندان راه آهن
پنجشنبه ۶ شهریور ۹۹
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
@Cfppi
Telegram
attach 📎
💥تداوم اعتصاب غذا و وضعیت نامناسب جسمی #نسرین_ستوده در زندان اوین
پنجشنبه ۶ شهریور ۹۹، نسرین ستوده در هفدهمین روز اعتصاب غذای خود با وضعیت جسمی نامناسبی مواجه است.
رضا خندان، همسر نسرین ستوده با انتشار یادداشتی در خصوص وضعیت همسر دربند خود گفته است؛ “حدود ۶ کیلو از وزن ۵۳ کیلوییاش کم شده است. نوسان فشار و به ویژه میزان قند خون بسیار بالاست. حالت تهوع اجازه نمیدهد به اندازهی کافی آب و قند استفاده کند که این خود بسیار خطرناک است،قند خون یکبار ۴۴ و چند روز بعد تا ۵۵ پایین آمده بود. حال عمومیاش هم در نوسان است. سومین و دهمین روز اعتصاب غذا بدترین وضعیت را داشته است.”
نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین روز سهشنبه ۲۱ مردادماه، طی نامهای با شرح درخواست آزادی زندانیان سیاسی از اعتصاب غذای خود خبر داد.
#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
پنجشنبه ۶ شهریور ۹۹، نسرین ستوده در هفدهمین روز اعتصاب غذای خود با وضعیت جسمی نامناسبی مواجه است.
رضا خندان، همسر نسرین ستوده با انتشار یادداشتی در خصوص وضعیت همسر دربند خود گفته است؛ “حدود ۶ کیلو از وزن ۵۳ کیلوییاش کم شده است. نوسان فشار و به ویژه میزان قند خون بسیار بالاست. حالت تهوع اجازه نمیدهد به اندازهی کافی آب و قند استفاده کند که این خود بسیار خطرناک است،قند خون یکبار ۴۴ و چند روز بعد تا ۵۵ پایین آمده بود. حال عمومیاش هم در نوسان است. سومین و دهمین روز اعتصاب غذا بدترین وضعیت را داشته است.”
نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین روز سهشنبه ۲۱ مردادماه، طی نامهای با شرح درخواست آزادی زندانیان سیاسی از اعتصاب غذای خود خبر داد.
#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
Forwarded from اتچ بات
هفتم شهریور، سالروز تیرباران دو خواهر پرستار، که مبارزین را در بیمارستان مداوا می کردند...
خواهران کعبی #شهلا_کعبی ۳۴ ساله و #نسرین_کعبی ( فرشته ) ۲۷ ساله دو پرستاری بودند که به اتهام همکاری با ضدانقلاب از طریق مداوای آنها در بیمارستان سقز به مرگ محکوم و تیرباران شدند.
خواهران کعبی به اتهام «شرکت در درگیریهای کردستان» و «همکاری با افراد مهاجم» و «مداوای ضد انقلاب در بیمارستان سقز» به دستور صادق خلخالی روانی اعدام شدند.
شهلا و نسرین کعبی در پائیز ۱۳۵۸ دستگیر و به قزوین تبعید شدند، اما در بهار ۱۳۵۹ بعد از آنکه مذاکراتی میان نمایندگان دولت و «هیئت نمایندگی مردم کرد» انجام شد، به همراه دیگر تبعید شدگان به کردستان بازگشتند.
با این حال در ۲۴ خرداد ۱۳۵۹ برای بار دوم دستگیر شدند و در زندانهای سقز، اوین، و سنندج و کرمان دوران بازداشت خود را به مدت سه ماه گذراندند.
حکم اعدام خواهران کعبی همراه با گروهی دیگر در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۵۹ شبانه در پادگان سنندج صادر شد.
برای آنها دادگاهی تشکیل نشد و دفاعی نیز صورت نگرفت. نزدیک سحر در ساعت ۴:۳۰، حکم اعدام در همان پادگان به اجرا درآمد.
نزدیک سحر در ساعت ۴:۳۰، حکم اعدام در همان پادگان به اجرا درآمد. در رابطه با صحنهٔ اعدام خواهران کعبی، یکی از زندانیان حاضر در محل اعدام چنین نقل کرده است:
«در سحرگاه ۷ شهریور ۱۳۵۹ زندانبان، دو خواهر را از بند زندان زنان در سنندج بیرون برد. سئوال و جوابی نبود، چون مقصد معلوم بود. دو خواهر پشت به دیوار و رو به جلاد، دست بسته در کنار هم ایستادند. دژخیمی با پارچهای در دست خواست تا چشمانشان را ببندد.
– نسرین: من نمیخواهم چشمم را ببندم.
– شهلا: من میخواهم.
– دژخیم با خنده: تو میترسی که میخواهی چشمانت را ببندی؟ ها؟
– شهلا: البته که نه، من فقط نمیخواهم که مرگ خواهرم را ببینم.
– نسرین: پس چشمان مرا هم ببندید.
خنده دژخیم قطع شد و با خشم فریاد زد: آتش
و دو خواهر پرستار که عمری جان انسانها را نجات داده بودند، توسط رژیم هار اسلامی تیرباران شدند.
🌹🌹 نام و یاد عزیزشان همیشه گرامی باد
#اعدام #تیرباران
#جنبش_دادخواهی
#مادران_پارک_لاله #مادران_خاوران
خواهران کعبی #شهلا_کعبی ۳۴ ساله و #نسرین_کعبی ( فرشته ) ۲۷ ساله دو پرستاری بودند که به اتهام همکاری با ضدانقلاب از طریق مداوای آنها در بیمارستان سقز به مرگ محکوم و تیرباران شدند.
خواهران کعبی به اتهام «شرکت در درگیریهای کردستان» و «همکاری با افراد مهاجم» و «مداوای ضد انقلاب در بیمارستان سقز» به دستور صادق خلخالی روانی اعدام شدند.
شهلا و نسرین کعبی در پائیز ۱۳۵۸ دستگیر و به قزوین تبعید شدند، اما در بهار ۱۳۵۹ بعد از آنکه مذاکراتی میان نمایندگان دولت و «هیئت نمایندگی مردم کرد» انجام شد، به همراه دیگر تبعید شدگان به کردستان بازگشتند.
با این حال در ۲۴ خرداد ۱۳۵۹ برای بار دوم دستگیر شدند و در زندانهای سقز، اوین، و سنندج و کرمان دوران بازداشت خود را به مدت سه ماه گذراندند.
حکم اعدام خواهران کعبی همراه با گروهی دیگر در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۵۹ شبانه در پادگان سنندج صادر شد.
برای آنها دادگاهی تشکیل نشد و دفاعی نیز صورت نگرفت. نزدیک سحر در ساعت ۴:۳۰، حکم اعدام در همان پادگان به اجرا درآمد.
نزدیک سحر در ساعت ۴:۳۰، حکم اعدام در همان پادگان به اجرا درآمد. در رابطه با صحنهٔ اعدام خواهران کعبی، یکی از زندانیان حاضر در محل اعدام چنین نقل کرده است:
«در سحرگاه ۷ شهریور ۱۳۵۹ زندانبان، دو خواهر را از بند زندان زنان در سنندج بیرون برد. سئوال و جوابی نبود، چون مقصد معلوم بود. دو خواهر پشت به دیوار و رو به جلاد، دست بسته در کنار هم ایستادند. دژخیمی با پارچهای در دست خواست تا چشمانشان را ببندد.
– نسرین: من نمیخواهم چشمم را ببندم.
– شهلا: من میخواهم.
– دژخیم با خنده: تو میترسی که میخواهی چشمانت را ببندی؟ ها؟
– شهلا: البته که نه، من فقط نمیخواهم که مرگ خواهرم را ببینم.
– نسرین: پس چشمان مرا هم ببندید.
خنده دژخیم قطع شد و با خشم فریاد زد: آتش
و دو خواهر پرستار که عمری جان انسانها را نجات داده بودند، توسط رژیم هار اسلامی تیرباران شدند.
🌹🌹 نام و یاد عزیزشان همیشه گرامی باد
#اعدام #تیرباران
#جنبش_دادخواهی
#مادران_پارک_لاله #مادران_خاوران
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
امروز ۷ شهریور ۱۳۹۹، مراسم سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ در خاوران برگزار شد.
با این که برخی از خانواده ها در این شرایط کرونایی درگیر بیماری یا احتیاط های لازم برای پیشگیری هستند، تعدادی از خانواده های فعال به خاوران رفتند و حس و حال خوبی به خاوران دادند. حدود ۱۰ صبح هم نیروی انتظامی به خاوران رفته و داخل قطعه شده و جلوی در ایستاده بود و از خانواده ها می خواست که خاوران را ترک کنند، ولی بنا به گفته ها؛ به نظر می رسید که ماموران قصد برخورد شدید با خانواده ها را نداشته و با «بفرما» خانواده ها را از خاوران بیرون می کردند.
به گفته ی تنی چند از خانواده ها: «امروز خاوران در ۳۲ امین سالگرد شهریور ۶۷، حال و هوای خاص و عجیبی داشت، احساس می کردی که همه ی عزیزان مان روبروی ما ایستاده اند و می گویند؛ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور، همین طور مادران چون شیرآهن کوهی ایستاده اند و می گویند ما زندگانیم در انتظار صبح سپید و روزهای سرشار از امید. امروز خاوران خیلی خوب بود و دشت خاوران و عاشقان، گل و شعر و سرود و طنین آواز خوش روزهای بهتر را نوید می داد»، دیگری گفت: « جای آن ها که نبودند، خیلی خالی بود و امیدوارم سال دیگر همگی در خاوران حضور داشته باشیم.»، دیگری گفت: « امروز خاوران خیلی خوب بود، بعد از مدتها دور هم جمع شدیم و به یاد عزیزان مان سرود خواندیم. خاوران حال و هوای خاصی داشت و همه خوشحال بودیم که توانستیم مراسمی برای آن جان های شیفته برگزار کنیم»، عزیزی دیگر گفت: «امروز خاوران گل باران بود، همه جا به یاد عزیزان مون گل گذاشتیم. خیلی از خانواده ها آمده بودند، ولی متاسفانه عکس عزیزان شون را همراه نداشتند، یادشون گرامی باد. ما سیل بی شماریم، بگذار زمان بگذرد، بگذار زمین با عظمت سنگین اش، چون پروانه ای به گرد آفتاب بگردد، و روز از دامان این شب بلند به در آید. شب را پایانی هست، بگذار بادهای بی شمار، بر علفزارها بوزند، بگذار خوشه های سبز گندم در باد، در سنبله های زرد و طلایی به بار بنشینند، بگذار دشتها در سوگ باران، سینه چاک چاک کنند، بگذار، درد را بر دل هامان پرورش خواهیم داد، سرودهامان را با سوز خواهیم خواند، اما، هرگز، هرگز، هرگز، خاموش نخواهیم شد.».
عزیزی دیگر گفت:«امروز خانوادهها خیلی خوب آمده بودند و خیلی هم زیاد ایستادیم، کلی هم شعر خوانده شد. ما هم یک مقدار علف های طرف خودمان را کندیم، بعد ماشین نیروی انتظامی که رد شد قبل از اینکه به خاوران وارد شود، تعدادی پراکنده شدیم، بخصوص آنهایی که جوان همراه شان داشتند. بعد من و عدهای رفتیم سمت شصتی ها یکخورده نشستیم که فکر نکنند ما ترسیده ایم. بعد که وارد شد، سؤال کرد نمیخواهید بروید؟ گفتم یکخورده بنشینیم و خستگی در کنیم. بعد سؤال کرد اینها کی هستند و جرم شون چه بوده؟ من هم گفتم خانواده های ما، عزیزان ما. گفتم برو تو اینترنت جستجو کن و ببین اینها که بودند. گفت شما بگو، گفتم چند سالته؟ گفت سی سالم هست. اینها قبل از به دنیا آمدن من بودند. گفت اولین بار است که دارم به خاوران میآیم و اینجا را تا به حال ندیده بودم. مامور نیروی انتظامی محلی هستم و اطلاعات زنگ زد و گفت که بروید سر ماموریت.». عزیزی گفت: «یکی از همراهان گلهایی برای خواهرت زهرا آورده بود، ولی اشتباهی بر سر خاک عزیز دیگری گذاشته و ناراحت بود که دیگر گل همراه اش ندارد. چند شاخه برداشت و سر خاک زهرا گذاشت، به نهال کوچک زهرا نیز آب دادم. یکی از خانوادهها نیز دست اش را به آسمان بلند کرد و با نفرین خشم اش را نشان داد».
من نیز امروز دلم برای بودن در کنار خانواده ها در خاوران پر می کشید و چند روزی بود که حال خوبی نداشتم، ولی با حضور پرشور خانواده ها جان تازه ای گرفتم. امروز خانواده ها عکس های تعدادی از عزیزان را در قطعه بالایی روی گورهای جمعی، کنار هم گذاشتند و ایستادند و به یادشان سرود خواندند و خاوران را گل باران کردند.
درود به آن جان های شیفته که عاشقانه بر عزم خود برای رهایی از ظلم و نابرابری ایستادند و درود به مادران و خانواده ها و یاران خاوران که سال هاست برای دادخواهی ایستاده اند و سکوت نمی کنند. بی تردید بسیاری از ما نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم و به امید آزادی و رهایی از ظلم و محاکمه جنایت کاران در دادگاه های مردمی هم چنان پایدار و دادخواه ایستاده ایم.
عکس ها و فیلم های رسیده از خاوران را در زیر همین پست به اشتراک می گذارم.
سلامت و پیروز باشیم
گزارشی از روایت های خانواده ها
منصوره بهکیش/ ۷ شهریور ۱۳۹۹
با این که برخی از خانواده ها در این شرایط کرونایی درگیر بیماری یا احتیاط های لازم برای پیشگیری هستند، تعدادی از خانواده های فعال به خاوران رفتند و حس و حال خوبی به خاوران دادند. حدود ۱۰ صبح هم نیروی انتظامی به خاوران رفته و داخل قطعه شده و جلوی در ایستاده بود و از خانواده ها می خواست که خاوران را ترک کنند، ولی بنا به گفته ها؛ به نظر می رسید که ماموران قصد برخورد شدید با خانواده ها را نداشته و با «بفرما» خانواده ها را از خاوران بیرون می کردند.
به گفته ی تنی چند از خانواده ها: «امروز خاوران در ۳۲ امین سالگرد شهریور ۶۷، حال و هوای خاص و عجیبی داشت، احساس می کردی که همه ی عزیزان مان روبروی ما ایستاده اند و می گویند؛ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور، همین طور مادران چون شیرآهن کوهی ایستاده اند و می گویند ما زندگانیم در انتظار صبح سپید و روزهای سرشار از امید. امروز خاوران خیلی خوب بود و دشت خاوران و عاشقان، گل و شعر و سرود و طنین آواز خوش روزهای بهتر را نوید می داد»، دیگری گفت: « جای آن ها که نبودند، خیلی خالی بود و امیدوارم سال دیگر همگی در خاوران حضور داشته باشیم.»، دیگری گفت: « امروز خاوران خیلی خوب بود، بعد از مدتها دور هم جمع شدیم و به یاد عزیزان مان سرود خواندیم. خاوران حال و هوای خاصی داشت و همه خوشحال بودیم که توانستیم مراسمی برای آن جان های شیفته برگزار کنیم»، عزیزی دیگر گفت: «امروز خاوران گل باران بود، همه جا به یاد عزیزان مون گل گذاشتیم. خیلی از خانواده ها آمده بودند، ولی متاسفانه عکس عزیزان شون را همراه نداشتند، یادشون گرامی باد. ما سیل بی شماریم، بگذار زمان بگذرد، بگذار زمین با عظمت سنگین اش، چون پروانه ای به گرد آفتاب بگردد، و روز از دامان این شب بلند به در آید. شب را پایانی هست، بگذار بادهای بی شمار، بر علفزارها بوزند، بگذار خوشه های سبز گندم در باد، در سنبله های زرد و طلایی به بار بنشینند، بگذار دشتها در سوگ باران، سینه چاک چاک کنند، بگذار، درد را بر دل هامان پرورش خواهیم داد، سرودهامان را با سوز خواهیم خواند، اما، هرگز، هرگز، هرگز، خاموش نخواهیم شد.».
عزیزی دیگر گفت:«امروز خانوادهها خیلی خوب آمده بودند و خیلی هم زیاد ایستادیم، کلی هم شعر خوانده شد. ما هم یک مقدار علف های طرف خودمان را کندیم، بعد ماشین نیروی انتظامی که رد شد قبل از اینکه به خاوران وارد شود، تعدادی پراکنده شدیم، بخصوص آنهایی که جوان همراه شان داشتند. بعد من و عدهای رفتیم سمت شصتی ها یکخورده نشستیم که فکر نکنند ما ترسیده ایم. بعد که وارد شد، سؤال کرد نمیخواهید بروید؟ گفتم یکخورده بنشینیم و خستگی در کنیم. بعد سؤال کرد اینها کی هستند و جرم شون چه بوده؟ من هم گفتم خانواده های ما، عزیزان ما. گفتم برو تو اینترنت جستجو کن و ببین اینها که بودند. گفت شما بگو، گفتم چند سالته؟ گفت سی سالم هست. اینها قبل از به دنیا آمدن من بودند. گفت اولین بار است که دارم به خاوران میآیم و اینجا را تا به حال ندیده بودم. مامور نیروی انتظامی محلی هستم و اطلاعات زنگ زد و گفت که بروید سر ماموریت.». عزیزی گفت: «یکی از همراهان گلهایی برای خواهرت زهرا آورده بود، ولی اشتباهی بر سر خاک عزیز دیگری گذاشته و ناراحت بود که دیگر گل همراه اش ندارد. چند شاخه برداشت و سر خاک زهرا گذاشت، به نهال کوچک زهرا نیز آب دادم. یکی از خانوادهها نیز دست اش را به آسمان بلند کرد و با نفرین خشم اش را نشان داد».
من نیز امروز دلم برای بودن در کنار خانواده ها در خاوران پر می کشید و چند روزی بود که حال خوبی نداشتم، ولی با حضور پرشور خانواده ها جان تازه ای گرفتم. امروز خانواده ها عکس های تعدادی از عزیزان را در قطعه بالایی روی گورهای جمعی، کنار هم گذاشتند و ایستادند و به یادشان سرود خواندند و خاوران را گل باران کردند.
درود به آن جان های شیفته که عاشقانه بر عزم خود برای رهایی از ظلم و نابرابری ایستادند و درود به مادران و خانواده ها و یاران خاوران که سال هاست برای دادخواهی ایستاده اند و سکوت نمی کنند. بی تردید بسیاری از ما نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم و به امید آزادی و رهایی از ظلم و محاکمه جنایت کاران در دادگاه های مردمی هم چنان پایدار و دادخواه ایستاده ایم.
عکس ها و فیلم های رسیده از خاوران را در زیر همین پست به اشتراک می گذارم.
سلامت و پیروز باشیم
گزارشی از روایت های خانواده ها
منصوره بهکیش/ ۷ شهریور ۱۳۹۹
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
💥وضعیت زندانها در هنگام عزاداری و روضه خوانی
بنابر خبر رسیده به کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، وضعیت زندانها در زمان عزاداری و روضه خوانی نشان از ضعف و استیصال حکومت دارد.
این منبع موثق شرایط زندان و زندانیان را چنین تشریح میکند ؛
" آخوند وارد بند میشود و به پیجر دستور میدهد که اعلام کند، مراسم روضه خوانی برای حضرت قاسم در حسینیه برگزار میشود. پیجر شخصی که موظف است دستورات و آگهی ها به زندانیان را اعلام کند.، او از طریق بلندگویی که با پول زندانیان خریداری شده اعلام میکند که علاقمندان به شرکت در مراسم روضه خوانی ماه محرم به حسینیه مراجعه کنند، صدای پیجر از باندهای درون بند پخش میشود و ۲ نفر از بین ۲۷۵ زندانی به حسینیه میروند.
آخوند خشمگین میشود و بر سر وکیل بند فریاد میکشد؛ ۲۷۵ نفر آمار داری و فقط ۲ نفر برای مراسم آقا شرکت میکنند!؟
وکیل بند نگران و خشمگین به سمت سر انتظامات میرود و بر سر او فریاد میکشد که؛ سریعاً ۱۰۰ نفر را برای شرکت در عزاداری به حسینیه بفرست.
سرانتظامات میگوید: ساعت ۱۰ صبح همه یا خوابند یا با تلفن با وکلایشان صحبت میکنند.
وکیل بند میگوید: هیکل گنده کرده ای برای چه!؟ فوراً حسینیه را پر کن وگرنه مرا از وکیل بندی و تو را از سرانتظاماتی برمیدارند، در اینصورت مجبور میشویم مثل زندانیان عادی در اتاقهای عادی حبس را تحمل کنیم.
سرانتظامات هم نگران و خشمگین به سمت زندانیان ضعیفتر میدود و با زور آنها را به حسینیه میفرستد. فریاد میکشد: اگر تا ۲ دقیقه دیگر حسینیه پر نشود، ظهر از متادون خبری نیست و شب هم اجازه نمیدهد کسی شیشه بکشد!
معتادها از ترس خماری و ضعیفها از ترس کتک خوردن به حسینیه میروند، آخوند هم خوشحال از اینکه مراسم باشکوهی برگزار کرده و دستمزد کلانی دریافت میکند، شروع به روضه خوانی میکند:
گریه کنید مسلمونا که گریه اجباریه، آخه پول توشه، آن هم در این حسینیه ای که محل قرنطینه کردن زندانیانیست که تست کرونای آنها مثبت بوده و دیروز شخصی بنام مجد پس از اینکه تست کرونای او مثبت اعلام شد به بیمارستان منتقل شد.
در اکثر بندهای تیپ ۱ و در زندانهای خارج از تهران علاوه بر شرکت در نماز جماعت و مراسم سوگواری و روضه، نمازهای بومیه نیز اجباریست و افرادی که در این مراسمهای مذهبی شرکت نکنند، مورد ضرب و شتم قرار میگیرند و در دارالقرآن های زندان هم علاوه بر اینها شرکت در کلاسهای احکام و حفظ قرآن نیز اجباریست حتی حفظ قرآن به زبان انگلیسی.
نماز خواندن در حالی برای زندانیان تیپ ۱ اجباریست که در اکثر اوقات شبانه روز آب قطع است و استحمام برای ۷۰۰ زندانی محبوس در یک بند که ظرفیت نگهداری از ۲۰۰ زندانی را دارد ممکن نیست و حتی برای وضو گرفتن آب کم است. اکثر زندانیان بدون غسل و وضو مجبور به پر کردن صف های نماز هستند. وقتی آخوند به بند میاید تا نماز جماعت را برگزار کند باید فوراً صف های نماز پست سر او پر شود. در غیر اینصورت وکیل بند را تعویض میکند. وکیل بندها هم برای اینکه امکانات و قدرت خود را از دست ندهند، زندانیان ضعیفتر را مجبور به شرکت در مراسم مذهبی، مثل نماز جماعت، دعای کمیل، زیارت عاشورا، روضه خوانی و کلاس قرآن میکنند. گویی در قرآن آنها “بجای لا اکراه في الدین”نوشته اند “با اکراه بدین” صرفاً جهت پر شدن جیب آخوند. چه مهم است برایشان که زندانی امکان استحمام دارد یا ندارد؟ جای خوابش مناسب است یا نه؟ کف راهرو میخوابد، خوراکش استاندارد است؟ حتی طبق استاندارد آیین سازمان زندانها...، یا دچار سوء تغذیه شده؟ آب برای وضو و غسل دارد یا ندارد" .
#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
@Cfppi
بنابر خبر رسیده به کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، وضعیت زندانها در زمان عزاداری و روضه خوانی نشان از ضعف و استیصال حکومت دارد.
این منبع موثق شرایط زندان و زندانیان را چنین تشریح میکند ؛
" آخوند وارد بند میشود و به پیجر دستور میدهد که اعلام کند، مراسم روضه خوانی برای حضرت قاسم در حسینیه برگزار میشود. پیجر شخصی که موظف است دستورات و آگهی ها به زندانیان را اعلام کند.، او از طریق بلندگویی که با پول زندانیان خریداری شده اعلام میکند که علاقمندان به شرکت در مراسم روضه خوانی ماه محرم به حسینیه مراجعه کنند، صدای پیجر از باندهای درون بند پخش میشود و ۲ نفر از بین ۲۷۵ زندانی به حسینیه میروند.
آخوند خشمگین میشود و بر سر وکیل بند فریاد میکشد؛ ۲۷۵ نفر آمار داری و فقط ۲ نفر برای مراسم آقا شرکت میکنند!؟
وکیل بند نگران و خشمگین به سمت سر انتظامات میرود و بر سر او فریاد میکشد که؛ سریعاً ۱۰۰ نفر را برای شرکت در عزاداری به حسینیه بفرست.
سرانتظامات میگوید: ساعت ۱۰ صبح همه یا خوابند یا با تلفن با وکلایشان صحبت میکنند.
وکیل بند میگوید: هیکل گنده کرده ای برای چه!؟ فوراً حسینیه را پر کن وگرنه مرا از وکیل بندی و تو را از سرانتظاماتی برمیدارند، در اینصورت مجبور میشویم مثل زندانیان عادی در اتاقهای عادی حبس را تحمل کنیم.
سرانتظامات هم نگران و خشمگین به سمت زندانیان ضعیفتر میدود و با زور آنها را به حسینیه میفرستد. فریاد میکشد: اگر تا ۲ دقیقه دیگر حسینیه پر نشود، ظهر از متادون خبری نیست و شب هم اجازه نمیدهد کسی شیشه بکشد!
معتادها از ترس خماری و ضعیفها از ترس کتک خوردن به حسینیه میروند، آخوند هم خوشحال از اینکه مراسم باشکوهی برگزار کرده و دستمزد کلانی دریافت میکند، شروع به روضه خوانی میکند:
گریه کنید مسلمونا که گریه اجباریه، آخه پول توشه، آن هم در این حسینیه ای که محل قرنطینه کردن زندانیانیست که تست کرونای آنها مثبت بوده و دیروز شخصی بنام مجد پس از اینکه تست کرونای او مثبت اعلام شد به بیمارستان منتقل شد.
در اکثر بندهای تیپ ۱ و در زندانهای خارج از تهران علاوه بر شرکت در نماز جماعت و مراسم سوگواری و روضه، نمازهای بومیه نیز اجباریست و افرادی که در این مراسمهای مذهبی شرکت نکنند، مورد ضرب و شتم قرار میگیرند و در دارالقرآن های زندان هم علاوه بر اینها شرکت در کلاسهای احکام و حفظ قرآن نیز اجباریست حتی حفظ قرآن به زبان انگلیسی.
نماز خواندن در حالی برای زندانیان تیپ ۱ اجباریست که در اکثر اوقات شبانه روز آب قطع است و استحمام برای ۷۰۰ زندانی محبوس در یک بند که ظرفیت نگهداری از ۲۰۰ زندانی را دارد ممکن نیست و حتی برای وضو گرفتن آب کم است. اکثر زندانیان بدون غسل و وضو مجبور به پر کردن صف های نماز هستند. وقتی آخوند به بند میاید تا نماز جماعت را برگزار کند باید فوراً صف های نماز پست سر او پر شود. در غیر اینصورت وکیل بند را تعویض میکند. وکیل بندها هم برای اینکه امکانات و قدرت خود را از دست ندهند، زندانیان ضعیفتر را مجبور به شرکت در مراسم مذهبی، مثل نماز جماعت، دعای کمیل، زیارت عاشورا، روضه خوانی و کلاس قرآن میکنند. گویی در قرآن آنها “بجای لا اکراه في الدین”نوشته اند “با اکراه بدین” صرفاً جهت پر شدن جیب آخوند. چه مهم است برایشان که زندانی امکان استحمام دارد یا ندارد؟ جای خوابش مناسب است یا نه؟ کف راهرو میخوابد، خوراکش استاندارد است؟ حتی طبق استاندارد آیین سازمان زندانها...، یا دچار سوء تغذیه شده؟ آب برای وضو و غسل دارد یا ندارد" .
#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
@Cfppi
Telegram
attach 📎
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
#شیرزاد_ادوایی پس از اعتراضات سراسری آبان ماه در مریوان در تاریخ ۲۸ آبانماه پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران شهرستان سرو آباد بازداشت و به یکی از بازداشتگاههای امنیتی مریوان منتقل شده بود.
وی پس از ۱۲ روز بازجویی در یکی از بازداشتگاههای امنیتی این شهر با قرار کفالت آزاد شد.
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
کارزاری جهانی، برای توقف احکام زندان، شلاق، اعدام و آزادی فوری و بدون قید شرط تمامی دستگیرشدگان آبانماه و دادخواهی خانواده بازداشتیان، زخمی شدگان، مفقودان و جانباختگان معترضین آبانماه است.
به این کارزار جهانی بپیوندیم.
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
شما هم می توانید با کلیپهای کوتاه خود به این کمپین بپیوندید و حمایتتان را اعلام کنید.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعدام_نکنید
#آبان_ادامه_دارد
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
#کمیته_مبارزه_برای_آزادی_زندانیان_سیاسی
#شیرزاد_ادوایی پس از اعتراضات سراسری آبان ماه در مریوان در تاریخ ۲۸ آبانماه پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران شهرستان سرو آباد بازداشت و به یکی از بازداشتگاههای امنیتی مریوان منتقل شده بود.
وی پس از ۱۲ روز بازجویی در یکی از بازداشتگاههای امنیتی این شهر با قرار کفالت آزاد شد.
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
کارزاری جهانی، برای توقف احکام زندان، شلاق، اعدام و آزادی فوری و بدون قید شرط تمامی دستگیرشدگان آبانماه و دادخواهی خانواده بازداشتیان، زخمی شدگان، مفقودان و جانباختگان معترضین آبانماه است.
به این کارزار جهانی بپیوندیم.
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
شما هم می توانید با کلیپهای کوتاه خود به این کمپین بپیوندید و حمایتتان را اعلام کنید.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعدام_نکنید
#آبان_ادامه_دارد
#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
#کمیته_مبارزه_برای_آزادی_زندانیان_سیاسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بخشی از سخنان #جعفر_عظیم_زاده در پایان اعتصاب غذای ۶۴ روزه سال ۹۵
واقعیتش اینه که کشور ما، کشور بسیار ثروتمندیه
و میتونه کارگرها در این کشور ، بالاترین سطح مزد را داشته باشند میتونه با بالاترین استاندارهای رفاه زندگی کنن
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
واقعیتش اینه که کشور ما، کشور بسیار ثروتمندیه
و میتونه کارگرها در این کشور ، بالاترین سطح مزد را داشته باشند میتونه با بالاترین استاندارهای رفاه زندگی کنن
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه