💥محمد مهدویفر: کشتارگاه یا ندامتگاه
به خاطر نامهای که ما ۱۴ تن به رهبری نوشته بودیم و تقاضای استعفای او و تغییر قانون اساسی را کرده بودیم و به خاطر دیگر نامههایی که من شخصاً به رهبری نوشته بودم، تیرماه ۹۸ دستگیر شدم. این پنجمین باری بود که به خاطر انتقاد از رهبری دستگیر میشدم. روزهای اول را در سلول تنبیهی بودم. جایی بسیار کثیف بدون حتی یک روز هواخوری، ممنوعالتماس، محروم از روزنامه و تلویزیون.
بعد از گذشت ۵۷ روز، یک روز اسم مرا صدا زدند.
رفتم بیرونِ سلول، همانجا به من دستبند و پابند زدند، مرا به اطاق حفاظت و ریاستِ زندان بردند؛ میخواستند بدانند خودکار و کاغذ از کجا آوردهام و نامهی سی و هشتم به رهبری را چگونه از داخل سلول به بیرون زندان منتقل کرده و منتشر کردهام.
به خاطر آن نامه شرایط من بسیار سختتر شد. بعد از بازجویی مرا با همان دستبند و پابند به بدترین سلولِ زندان یعنی سلول عبرت منتقل کردند، از اسم این سلول معلوم بود، جایی است که من باید عبرت بگیرم و دیگران نیز از سرنوشت من عبرت بگیرند و از رهبری انتقاد نکنند.
در این سلول محرومیت از آفتاب و هواخوری و تلفن و تلویزیون و کتاب و روزنامه و بیخبری از خانواده دیگر دغدغهی اصلی من نبود، من در اینجا تلاش میکردم زنده بمانم.
من در اینجا به خاطر همسلولی بودن با مجرمین خطرناک و سابقهدار و روانی بسیاری از اوقات با مرگ دست و پنجه نرم میکردم. یکبار به یکی از مسئولین زندان گفتم جان من در این سلول در خطر است. گفت بالاخره آدم یک روزی میمیرد!
بعدازظهر یکی از روزهای آبان ۹۸ روزی بود که شاید برای اولین بار در طول زندگیم دلم به حال خودم سوخت، هیچگاه در طول زندگیم خود را اینچنین مظلوم و بیپناه ندیده بودم.
یک هفتهای بود که مرا با وحید همسلولی کرده بودند، او ۲۷ ساله بود، اندام نسبتاً درشتی داشت و بچهی یک استان دوردست بود، پروندهای داشت مملو از جنایت، او معتاد، خطرناک، سابقهدار و روانی بود.
سلولِ عبرت مخصوص کسانی بود که در وضعیت زندان اختلال ایجاد میکردند، آنها را برای مدت یکی دو هفته به سلول عبرت نزد من میفرستادند تا عبرت بگیرند.
در طول این هفتهای که وحید را با من همسلولی کرده بودند، روزها به سختی میگذشت ولی سعی میکردم کاری نکنم که او علیه من تحریک بشود. بسیاری از اوقات فریاد میزد و به زمین و زمان فحش میداد. در طول یک هفتهای که پیش من بود، دسترسی او به متادون و هروئین و شیشه قطع شده بود. همهگونه مواد مخدر و روانگردان در بند عمومی به وفور یافت میشد و او استعمال میکرد ولی من معتاد نبودم و در سلول این اقلام را نداشتم که در اختیار او قرار دهم. زندانی دیگری هم در این سلول نبود.
یک روز که وحید بسیار عصبانی بود و فریاد میزد و از درد خماری رنج میبرد، فحشی داد که موجب رنجش من شد. او فحش ناموسی نثار زنان سرزمین من کرد. به او گفنم وحید مواظب حرفزدنت باش.
این حرفِ من باعث شد دیوانهوار به من حمله کند. کتری را با چای و کیسهی پر از زباله را به سمت من پرتاب کرد. پتوهای مرا وسط سلول پرتاب کرد. عینک مرا شکست و در دستان خودش له کرد. آب دهان به صورت من پرت کرد.
شلوار و شورت خودش را پایین کشید و گفت این را بخور. گفت تا افسر نگهبان برسد تو را کشتهام. گفت همین الان یک پروندهی قتل هم به پروندههای خودم اضافه میکنم.
مرگ را در یک قدمی که نه، در یک وجبی خودم میدیدم. هرگز حتی در صحنههای خطرناکِ جبهه و در شبهای عملیات نیز، مرگ را تا این اندازه به خود نزدیک ندیده بودم.
وحید گفت تو به من میگویی مواظب حرف زدنم باشم پدرم هم با من اینجوری حرف نزده است.
تصمیم خودم را گرفتم. بلافاصله عذرخواهی کردم و نظر او را برای قتل خودم تغییر دادم. به او گفتم وحید من اشتباه کردم. تو خمار هستی. من باید تو را درک میکردم.
دو طرفِ سلول دوربین بود و این صحنهها زیر نظر دوربینها بود. افسر نگهبان بعد از نیمساعت برای سرکشی آمد. گفتم درب سلول را باز کن، کیسه زباله را بیرون بگذارم. تا درب سلول باز شد به داخل کریدور فرار کردم. گفتم من از دست این شخص تأمین جانی ندارم.
مسئول گارد زندان و هر یک از زندانبانها آمدند که مرا متقاعد کنند به داخل سلول برگردم، حاضر نشدم و مقاومت کردم.
موضوع را تلفنی به معاون زندان گزارش کردند. هر پیشنهادی را برای برگشتن به داخل این سلول با حضور وحید نپذیرفتم. در نهایت تصمیم بر این شد که وحید را از سلول من ببرند و زندانی دیگری را به جای او با من همسلولی کنند.
من در این سلول بارها در معرض خطر مرگ قرار گرفتم و خداوند مرا حفظ کرد.
این بار مجموعاً ۲۵۰ روز را در سلول گذراندم و یک روز قبل از تحویل سال به مرخصی آمدم.
مرخصی من تا ۱۵ فروردین تمدید شده است.
محمد مهدویفر/ هشتم فروردین ۹۹
به خاطر نامهای که ما ۱۴ تن به رهبری نوشته بودیم و تقاضای استعفای او و تغییر قانون اساسی را کرده بودیم و به خاطر دیگر نامههایی که من شخصاً به رهبری نوشته بودم، تیرماه ۹۸ دستگیر شدم. این پنجمین باری بود که به خاطر انتقاد از رهبری دستگیر میشدم. روزهای اول را در سلول تنبیهی بودم. جایی بسیار کثیف بدون حتی یک روز هواخوری، ممنوعالتماس، محروم از روزنامه و تلویزیون.
بعد از گذشت ۵۷ روز، یک روز اسم مرا صدا زدند.
رفتم بیرونِ سلول، همانجا به من دستبند و پابند زدند، مرا به اطاق حفاظت و ریاستِ زندان بردند؛ میخواستند بدانند خودکار و کاغذ از کجا آوردهام و نامهی سی و هشتم به رهبری را چگونه از داخل سلول به بیرون زندان منتقل کرده و منتشر کردهام.
به خاطر آن نامه شرایط من بسیار سختتر شد. بعد از بازجویی مرا با همان دستبند و پابند به بدترین سلولِ زندان یعنی سلول عبرت منتقل کردند، از اسم این سلول معلوم بود، جایی است که من باید عبرت بگیرم و دیگران نیز از سرنوشت من عبرت بگیرند و از رهبری انتقاد نکنند.
در این سلول محرومیت از آفتاب و هواخوری و تلفن و تلویزیون و کتاب و روزنامه و بیخبری از خانواده دیگر دغدغهی اصلی من نبود، من در اینجا تلاش میکردم زنده بمانم.
من در اینجا به خاطر همسلولی بودن با مجرمین خطرناک و سابقهدار و روانی بسیاری از اوقات با مرگ دست و پنجه نرم میکردم. یکبار به یکی از مسئولین زندان گفتم جان من در این سلول در خطر است. گفت بالاخره آدم یک روزی میمیرد!
بعدازظهر یکی از روزهای آبان ۹۸ روزی بود که شاید برای اولین بار در طول زندگیم دلم به حال خودم سوخت، هیچگاه در طول زندگیم خود را اینچنین مظلوم و بیپناه ندیده بودم.
یک هفتهای بود که مرا با وحید همسلولی کرده بودند، او ۲۷ ساله بود، اندام نسبتاً درشتی داشت و بچهی یک استان دوردست بود، پروندهای داشت مملو از جنایت، او معتاد، خطرناک، سابقهدار و روانی بود.
سلولِ عبرت مخصوص کسانی بود که در وضعیت زندان اختلال ایجاد میکردند، آنها را برای مدت یکی دو هفته به سلول عبرت نزد من میفرستادند تا عبرت بگیرند.
در طول این هفتهای که وحید را با من همسلولی کرده بودند، روزها به سختی میگذشت ولی سعی میکردم کاری نکنم که او علیه من تحریک بشود. بسیاری از اوقات فریاد میزد و به زمین و زمان فحش میداد. در طول یک هفتهای که پیش من بود، دسترسی او به متادون و هروئین و شیشه قطع شده بود. همهگونه مواد مخدر و روانگردان در بند عمومی به وفور یافت میشد و او استعمال میکرد ولی من معتاد نبودم و در سلول این اقلام را نداشتم که در اختیار او قرار دهم. زندانی دیگری هم در این سلول نبود.
یک روز که وحید بسیار عصبانی بود و فریاد میزد و از درد خماری رنج میبرد، فحشی داد که موجب رنجش من شد. او فحش ناموسی نثار زنان سرزمین من کرد. به او گفنم وحید مواظب حرفزدنت باش.
این حرفِ من باعث شد دیوانهوار به من حمله کند. کتری را با چای و کیسهی پر از زباله را به سمت من پرتاب کرد. پتوهای مرا وسط سلول پرتاب کرد. عینک مرا شکست و در دستان خودش له کرد. آب دهان به صورت من پرت کرد.
شلوار و شورت خودش را پایین کشید و گفت این را بخور. گفت تا افسر نگهبان برسد تو را کشتهام. گفت همین الان یک پروندهی قتل هم به پروندههای خودم اضافه میکنم.
مرگ را در یک قدمی که نه، در یک وجبی خودم میدیدم. هرگز حتی در صحنههای خطرناکِ جبهه و در شبهای عملیات نیز، مرگ را تا این اندازه به خود نزدیک ندیده بودم.
وحید گفت تو به من میگویی مواظب حرف زدنم باشم پدرم هم با من اینجوری حرف نزده است.
تصمیم خودم را گرفتم. بلافاصله عذرخواهی کردم و نظر او را برای قتل خودم تغییر دادم. به او گفتم وحید من اشتباه کردم. تو خمار هستی. من باید تو را درک میکردم.
دو طرفِ سلول دوربین بود و این صحنهها زیر نظر دوربینها بود. افسر نگهبان بعد از نیمساعت برای سرکشی آمد. گفتم درب سلول را باز کن، کیسه زباله را بیرون بگذارم. تا درب سلول باز شد به داخل کریدور فرار کردم. گفتم من از دست این شخص تأمین جانی ندارم.
مسئول گارد زندان و هر یک از زندانبانها آمدند که مرا متقاعد کنند به داخل سلول برگردم، حاضر نشدم و مقاومت کردم.
موضوع را تلفنی به معاون زندان گزارش کردند. هر پیشنهادی را برای برگشتن به داخل این سلول با حضور وحید نپذیرفتم. در نهایت تصمیم بر این شد که وحید را از سلول من ببرند و زندانی دیگری را به جای او با من همسلولی کنند.
من در این سلول بارها در معرض خطر مرگ قرار گرفتم و خداوند مرا حفظ کرد.
این بار مجموعاً ۲۵۰ روز را در سلول گذراندم و یک روز قبل از تحویل سال به مرخصی آمدم.
مرخصی من تا ۱۵ فروردین تمدید شده است.
محمد مهدویفر/ هشتم فروردین ۹۹
💥شورش در زندانها
در زندان شهر سقز شورشی رخ داد و در نتیجه ی آن بیش از ۸۰ زندانی از زندان این شهر فرار کردند.
یک روز پیش از این شورش زندانیان در زندان تبریز سرکوب شد.
قبل تر ۲۳ زندانی از زندان خرمآباد فرار کرده بودند.
یک روز پس از حادثه زندان پارسیلون، در زندان الیگودرز، یکی دیگر از شهرستانهای لرستان نیز زندانیان شورش کردند اما ظاهرا کسی از آنها نتوانسته فرار کند.
شیوع کرونا باعث نگرانی گسترده زندانیان شده است.
موقعیت زندانها به دلیل تعداد زیاد زندانیان و ناممکن بودن اجرای تدابیری مانند قرنطینه و فاصلهگذاری اجتماعی یا رعایت بهداشت و شستوشوی مرتب دست با صابون بسیار بحرانیتر از پادگانها است.
در زندان شهر سقز شورشی رخ داد و در نتیجه ی آن بیش از ۸۰ زندانی از زندان این شهر فرار کردند.
یک روز پیش از این شورش زندانیان در زندان تبریز سرکوب شد.
قبل تر ۲۳ زندانی از زندان خرمآباد فرار کرده بودند.
یک روز پس از حادثه زندان پارسیلون، در زندان الیگودرز، یکی دیگر از شهرستانهای لرستان نیز زندانیان شورش کردند اما ظاهرا کسی از آنها نتوانسته فرار کند.
شیوع کرونا باعث نگرانی گسترده زندانیان شده است.
موقعیت زندانها به دلیل تعداد زیاد زندانیان و ناممکن بودن اجرای تدابیری مانند قرنطینه و فاصلهگذاری اجتماعی یا رعایت بهداشت و شستوشوی مرتب دست با صابون بسیار بحرانیتر از پادگانها است.
💥آزادی هفت زندانی سیاسی از زندان نقده
طی روزهای گذشته، عبدالقادر محمدپور، عزت محمودی، محمد ابراهیمی، ادریس کسروی، کمال عبداللهی، اسعد محمودی و امیر سیدطاهری، هفت زندانی سیاسی زندان نقده آزاد شدند.
محمد ابراهیمی دی ماه ۹۷ توسط شعبهی ١٠٢ دادگاه کیفری ٢ پیرانشهر از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” و “اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون” به پانزده سال حبس محکوم شده بود، که به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مدت ۳ سال و شش ماه از دوران محکومیت وی قابلیت اجرایی داشته است. او روز چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از انتقال به ارومیه و صدور حکم، نهایتا جهت تحمل حبس به زندان نقده منتقل شده بود.
عبدالقادر محمدپور در سال ۹۸ بازداشت و به اتهام “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” به یک سال حبس محکوم شده بود.
اسعد محمودی در تاریخ ۱۹ آذر ۹۷ بازداشت و پس از اتمام بازجوییها موقتا آزاد شد. وی اواخر سال ۹۸ به سه ماه حبس محکوم شده و جهت اجرای حکم بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
عزت محمودی در تاریخ ۱۹ اسفند ۹۷ توسط نیروهای سپاه پاسداران در پیرانشهر بازداشت و پس از اتمام مراحل بازجویی موقتا آزاد شد. او در سال ۹۸ به اتهام “همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و جهت تحمل حبس بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
ادریس کسروی در تاریخ ۱۴ خرداد ۹۸در محل سکونتش در پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات ارومیه منتقل شد. وی نهایتا پس از اتمام بازجوییها به زندان نقده منتقل شد. وی در شهریور ۹۸ توسط شعبەی ١٠٢ دادگاه کیفری نقده بە ٧ سال حبس محکوم شد. براساس حکم صادره، وی از بابت اتهام ”همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” بە ۵ سال حبس، بە اتهام “فعالیت تبلیغی علیە نظام” بە یک سال حبس و در رابطه با اتهام “عبور غیرمجاز از مرز” بە یک سال حبس محکوم شده بود.
کمال عبداللهی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۷ هم در شهر پیرانشهر بازداشت و پس از ۳ ماه، از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به بند ۳-۴ عمومی زندان ارومیه منتقل شده بود. او اواخر دی ماه ۹۷ در دادگاه انقلاب ارومیه از بابت اتهام “جاسوسی برای آمریکا” محاکمه و به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد و روز یکشنبه ۳۰ دیماه همان سال حکم صادره در زندان ارومیه به وی ابلاغ شد. نهایتا او پس از ابلاغ حکم، جهت ادامهی حبس به زندان نقده منتقل شد.
امیر سیدطاهری نیز ۳ سال پیش بازداشت و با اتهامات مرتبط با “یکی از احزاب مخالف نظام” به ۵ سال و سه ماه حبس محکوم شد.
طی روزهای گذشته، عبدالقادر محمدپور، عزت محمودی، محمد ابراهیمی، ادریس کسروی، کمال عبداللهی، اسعد محمودی و امیر سیدطاهری، هفت زندانی سیاسی زندان نقده آزاد شدند.
محمد ابراهیمی دی ماه ۹۷ توسط شعبهی ١٠٢ دادگاه کیفری ٢ پیرانشهر از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” و “اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون” به پانزده سال حبس محکوم شده بود، که به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مدت ۳ سال و شش ماه از دوران محکومیت وی قابلیت اجرایی داشته است. او روز چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از انتقال به ارومیه و صدور حکم، نهایتا جهت تحمل حبس به زندان نقده منتقل شده بود.
عبدالقادر محمدپور در سال ۹۸ بازداشت و به اتهام “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” به یک سال حبس محکوم شده بود.
اسعد محمودی در تاریخ ۱۹ آذر ۹۷ بازداشت و پس از اتمام بازجوییها موقتا آزاد شد. وی اواخر سال ۹۸ به سه ماه حبس محکوم شده و جهت اجرای حکم بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
عزت محمودی در تاریخ ۱۹ اسفند ۹۷ توسط نیروهای سپاه پاسداران در پیرانشهر بازداشت و پس از اتمام مراحل بازجویی موقتا آزاد شد. او در سال ۹۸ به اتهام “همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و جهت تحمل حبس بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
ادریس کسروی در تاریخ ۱۴ خرداد ۹۸در محل سکونتش در پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات ارومیه منتقل شد. وی نهایتا پس از اتمام بازجوییها به زندان نقده منتقل شد. وی در شهریور ۹۸ توسط شعبەی ١٠٢ دادگاه کیفری نقده بە ٧ سال حبس محکوم شد. براساس حکم صادره، وی از بابت اتهام ”همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” بە ۵ سال حبس، بە اتهام “فعالیت تبلیغی علیە نظام” بە یک سال حبس و در رابطه با اتهام “عبور غیرمجاز از مرز” بە یک سال حبس محکوم شده بود.
کمال عبداللهی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۷ هم در شهر پیرانشهر بازداشت و پس از ۳ ماه، از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به بند ۳-۴ عمومی زندان ارومیه منتقل شده بود. او اواخر دی ماه ۹۷ در دادگاه انقلاب ارومیه از بابت اتهام “جاسوسی برای آمریکا” محاکمه و به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد و روز یکشنبه ۳۰ دیماه همان سال حکم صادره در زندان ارومیه به وی ابلاغ شد. نهایتا او پس از ابلاغ حکم، جهت ادامهی حبس به زندان نقده منتقل شد.
امیر سیدطاهری نیز ۳ سال پیش بازداشت و با اتهامات مرتبط با “یکی از احزاب مخالف نظام” به ۵ سال و سه ماه حبس محکوم شد.
💥بابک مرادی از زندان خرم آباد آزاد شد
بابک مرادی، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردین ۹۹ از زندان پارسیلون خرم آباد آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمیشوند.
در زمان آزادی از بابک مرادی تعهد گرفته شده تا پس از اتمام تعطیلات نوروز راهی تبعید شود.
بابک مرادی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید، ۲ سال محرومیت اجتماعی و رسانهای و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.
وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شده بودند. گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته میشود که از نیمهشب ۱۴ بهمن سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.
بابک مرادی، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردین ۹۹ از زندان پارسیلون خرم آباد آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمیشوند.
در زمان آزادی از بابک مرادی تعهد گرفته شده تا پس از اتمام تعطیلات نوروز راهی تبعید شود.
بابک مرادی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید، ۲ سال محرومیت اجتماعی و رسانهای و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.
وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شده بودند. گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته میشود که از نیمهشب ۱۴ بهمن سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام شعله پاکروان مادر ریحانه جباری برای مرخصی تمام زندانیان
طی مدت اخیر و با شیوع گسترده ویروس کرونا در تمام کشور، زندانیان بارها به دلیل اینکه در زندان ها عملا هیچ تمهیدات بهداشتی ای اندیشیده نشده، اعتراضاتی کردند. این اعتراضات در برخی موارد به فرار از زندان و در واقع فرار از مرگ تبدیل شد.
در همین راستا لزوم اینکه فشاری حداکثری به حکومت اعمال شود تا زندانیان را حداقل به مرخصی بفرستد، امری ضروری و انسانی به نظر میرسد.
در این ویدیو، شعله پاکروان مادر ریحانه جباری به طور دقیقتری این مسئله را تشریح میدهد.
طی مدت اخیر و با شیوع گسترده ویروس کرونا در تمام کشور، زندانیان بارها به دلیل اینکه در زندان ها عملا هیچ تمهیدات بهداشتی ای اندیشیده نشده، اعتراضاتی کردند. این اعتراضات در برخی موارد به فرار از زندان و در واقع فرار از مرگ تبدیل شد.
در همین راستا لزوم اینکه فشاری حداکثری به حکومت اعمال شود تا زندانیان را حداقل به مرخصی بفرستد، امری ضروری و انسانی به نظر میرسد.
در این ویدیو، شعله پاکروان مادر ریحانه جباری به طور دقیقتری این مسئله را تشریح میدهد.
💥رشید ناصرزاده به ۶ سال حبس محکوم شد
رشید ناصرزاده، خبرنگار و فعال محیط زیست توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری ٢ شهرستان اشنویە، بە تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بر اساس این حکم که روز پنجشنبه ۷ فروردین ماه ۹۹ ابلاغ شده است، رشید ناصرزاده از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” به تحمل ۵ سال حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ١ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
در صورت تایید حکم به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی ۵ سال حبس از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” در خصوص وی قابل اجرا خواهد بود.
همچنین در این گزارش آمده است که وی از اتهام “جاسوسی برای گروهای مخالف نظام” تبرئه شده است.
رشید ناصرزاده، خبرنگار و فعال محیط زیست توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری ٢ شهرستان اشنویە، بە تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بر اساس این حکم که روز پنجشنبه ۷ فروردین ماه ۹۹ ابلاغ شده است، رشید ناصرزاده از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” به تحمل ۵ سال حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ١ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
در صورت تایید حکم به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی ۵ سال حبس از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” در خصوص وی قابل اجرا خواهد بود.
همچنین در این گزارش آمده است که وی از اتهام “جاسوسی برای گروهای مخالف نظام” تبرئه شده است.
💥جان محمد حبیبی در خطر است
#محمد_حبیبی، معلم زندانی در زندان تهران بزرگ(فشافویه) در قرنطینه بسر میبرد.
بنابر گزارشات یکنفر در زندان دچار بیماری کرونا شده است وبه همین دلیل محمد حبیبی ودیگر زندانیان در حال حاضر در قرنطینه میباشد. جان محمد حبیبی و تمام زندانیان در معرض ابتلا نبه #ویروس_کرونا است.
جرم حبیبی این است که خواستار معیشت و منزلت در خور جایگاه فرهنگیان است. او خواهان آموزش رایگان و عادلانه برای تمام کودکان است.
#جان_محمد_حبیبی_در_خطر_است
#صدای_محمد_حبیبی_باشیم
#محمد_حبیبی، معلم زندانی در زندان تهران بزرگ(فشافویه) در قرنطینه بسر میبرد.
بنابر گزارشات یکنفر در زندان دچار بیماری کرونا شده است وبه همین دلیل محمد حبیبی ودیگر زندانیان در حال حاضر در قرنطینه میباشد. جان محمد حبیبی و تمام زندانیان در معرض ابتلا نبه #ویروس_کرونا است.
جرم حبیبی این است که خواستار معیشت و منزلت در خور جایگاه فرهنگیان است. او خواهان آموزش رایگان و عادلانه برای تمام کودکان است.
#جان_محمد_حبیبی_در_خطر_است
#صدای_محمد_حبیبی_باشیم
💥دومین_نامه_۵۶_نفر_از_خانوادههای_زندانیان_سیاسی،_کنشگران_سیاسی….pdf
142.1 KB
💥دومین نامه ۵۶ نفر از خانوادههای زندانیان سیاسی، کنشگران سیاسی/مدنی داخل و خارج و خانواده جانباختگان به جاوید رحمان گزارشگر شورای حقوق بشر در ارتباط با آزادی زندانیان سیاسی
جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹ برابر با ۲۷ مارس ۲۰۲۰
جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹ برابر با ۲۷ مارس ۲۰۲۰
💥هشدار عفو بین الملل: زندانیان ایران با خطر ابتلا به ویروس کرونا روبرو هستند
۷ فروردین ۹۹
سازمان عفو بین الملل روز پنجشنبه ۷ فروردین به دلیل نگرانی از شیوع ویروس کرونا، کووید-۱۹، در زندانهای ایران خواستار آزادی بلادرنگ و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی شد.
در اطلاعیه این نهاد حقوق بشری تاکید شده که مقامات و نهادهای مسئول در ایران برای حفاظت از سلامت و جان زندانیان باید اقدامات سریعی انجام داده و تمام زندانیانی که در انتظار محاکمه هستند و آنهایی را که با خطر بیماریهای شدید و یا مرگ روبرو هستند هر چه سریعتر آزاد کنند.
عفو بین الملل در نامه سرگشادهای خطاب به ابراهیم رییسی، رییس قوه قضایی ایران نگرانی شدید این نهاد حقوق بشری از شیوع ویروس کرونا در زندانهای ایران را عنوان کرده است.
در این نامه ضمن اشاره به تصمیم اخیر حکومت ایران برای آزادی تعدادی از زندانیان در ایام نوروز در مورد باقی ماندن تعداد زیادی از زندانیان سیاسی از جمله مدافعان حقوق بشر، تظاهرکنندگان صلحآمیز و افرادی که فقط به خاطر دفاع از حق آزادی بیان و آزادی تجمع دستگیر شدهاند در زندانهای ایران ابراز نگرانی شده است.
۷ فروردین ۹۹
سازمان عفو بین الملل روز پنجشنبه ۷ فروردین به دلیل نگرانی از شیوع ویروس کرونا، کووید-۱۹، در زندانهای ایران خواستار آزادی بلادرنگ و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی شد.
در اطلاعیه این نهاد حقوق بشری تاکید شده که مقامات و نهادهای مسئول در ایران برای حفاظت از سلامت و جان زندانیان باید اقدامات سریعی انجام داده و تمام زندانیانی که در انتظار محاکمه هستند و آنهایی را که با خطر بیماریهای شدید و یا مرگ روبرو هستند هر چه سریعتر آزاد کنند.
عفو بین الملل در نامه سرگشادهای خطاب به ابراهیم رییسی، رییس قوه قضایی ایران نگرانی شدید این نهاد حقوق بشری از شیوع ویروس کرونا در زندانهای ایران را عنوان کرده است.
در این نامه ضمن اشاره به تصمیم اخیر حکومت ایران برای آزادی تعدادی از زندانیان در ایام نوروز در مورد باقی ماندن تعداد زیادی از زندانیان سیاسی از جمله مدافعان حقوق بشر، تظاهرکنندگان صلحآمیز و افرادی که فقط به خاطر دفاع از حق آزادی بیان و آزادی تجمع دستگیر شدهاند در زندانهای ایران ابراز نگرانی شده است.
https://www.amnesty.nl/forms/petitie-kom-in-actie-iran-laat-ook-gewetensgevangenen-vrij-kia?firstname=Roya&lastname=Moayyed&email=r.moayyed%40gmail.com&city=AMSTERDAM&utm_source=KIA&utm_medium=email&utm_campaign=iran-covid&utm_content=20200327
لینک پتیشن امنستی در هلند با خواست آزادی زندانیان سیاسی در ایران
لینک پتیشن امنستی در هلند با خواست آزادی زندانیان سیاسی در ایران
Amnesty International
Petitie - kom in actie: Iran laat ook gewetensgevangenen vrij
Gevangenissen in Iran zijn overvol. Daardoor kan het coronavirus zich daar razendsnel verspreiden, zeker nu besmettingen in gevangenissen zijn gemeld. Honderden gewetensgevangenen en onschuldige activisten zitten vast en lopen gevaar op besmetting met het…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام پریسا پوینده، مسئول کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
#جان_زندانیان_در_خطر_است
#کرونا_زندان
#جان_زندانیان_در_خطر_است
#کرونا_زندان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💥اطلاعیه شماره ۶ کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
شیوع کرونا، جان زندانیان سیاسی
#جان_زندانیان_درخطر_است
#کرونا_زندان
شیوع کرونا، جان زندانیان سیاسی
#جان_زندانیان_درخطر_است
#کرونا_زندان
💥نوروز و تداوم رنج نرگس
توئیت وزارت امور خارجه آمریکا در محکومیت تداوم حبس و عدم برخورداری از مرخصی «نرگس محمدی» و سایر زندانیان عقیدتی/سیاسی
سخنگو و نایبرئیس کانون مدافعان حقوق بشردر رابطه با نرگس میگوید: با وجود وخامت بیماری ناشی از آزارهای قضایی، به صورت غیرقانونی به زندان زنجان تبعید شده و میان زندانیان عادی محبوس است.
مدافعان حقوق بشر میگویند: قوه قضائیه در تدارک مرگ خاموش #نرگس_محمدی است.
#تبعیض
#حق_سلامت
#حقوق_زندانی
توئیت وزارت امور خارجه آمریکا در محکومیت تداوم حبس و عدم برخورداری از مرخصی «نرگس محمدی» و سایر زندانیان عقیدتی/سیاسی
سخنگو و نایبرئیس کانون مدافعان حقوق بشردر رابطه با نرگس میگوید: با وجود وخامت بیماری ناشی از آزارهای قضایی، به صورت غیرقانونی به زندان زنجان تبعید شده و میان زندانیان عادی محبوس است.
مدافعان حقوق بشر میگویند: قوه قضائیه در تدارک مرگ خاموش #نرگس_محمدی است.
#تبعیض
#حق_سلامت
#حقوق_زندانی
اعتصاب غذای ٢٠٠ زن زندانی در زندان ارومیە پس از مرگ یکی از زندانیان بر اثر ابتلا بە کرونا
به علت شیوع ویروس کرونا ٢٠٠ زندانی زن محبوس در زندان مرکزی ارومیە از روز شنبە ٩ فروردین بە نشانە اعتراض بە نبود امکانات و خدمات بهداشتی
همچنین مخالفت مسئولین با آزادی موقت آنها، دست بە اعتصاب غذا زدەاند. بنا بر گزارش، تمامی زنان محبوس در بند زنان، نهار روز شنبە را تحویل نگرفتە و آن را بە زمین ریختە و اعلام کردەاند تا زمانی کە از حق آزادی موقت برخوردار نشوند، بە اعتصاب خود ادامە خواهند داد.
اعتصاب این زندانیان پس از مرگ یکی از زنان محبوس در بند زنان با نام ”فاطمە علیزاده“ ٥٣ سالە و اهل کرمانشاه بر اثر ابتلا بە ویروس کرونا بودە است. فاطمە علیزادە یک روز قبل از مرگ، حال جسمی وخیمی داشته است و علی رغم مطلع کردن کادر درمانی، هیچ کدام از آنها برای درمان وی اقدام نکردەاند.
#زندان_کرونا
#زنان_زندانی
به علت شیوع ویروس کرونا ٢٠٠ زندانی زن محبوس در زندان مرکزی ارومیە از روز شنبە ٩ فروردین بە نشانە اعتراض بە نبود امکانات و خدمات بهداشتی
همچنین مخالفت مسئولین با آزادی موقت آنها، دست بە اعتصاب غذا زدەاند. بنا بر گزارش، تمامی زنان محبوس در بند زنان، نهار روز شنبە را تحویل نگرفتە و آن را بە زمین ریختە و اعلام کردەاند تا زمانی کە از حق آزادی موقت برخوردار نشوند، بە اعتصاب خود ادامە خواهند داد.
اعتصاب این زندانیان پس از مرگ یکی از زنان محبوس در بند زنان با نام ”فاطمە علیزاده“ ٥٣ سالە و اهل کرمانشاه بر اثر ابتلا بە ویروس کرونا بودە است. فاطمە علیزادە یک روز قبل از مرگ، حال جسمی وخیمی داشته است و علی رغم مطلع کردن کادر درمانی، هیچ کدام از آنها برای درمان وی اقدام نکردەاند.
#زندان_کرونا
#زنان_زندانی
💥کیانوش بیرانوند از زندان تهران بزرگ آزاد شد
کیانوش بیرانوند، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردینماه از زندان تهران بزرگ آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمیشوند.
کیانوش بیرانوند پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس تعزیری، ۲ سال تبعید به زهک سیستان و بلوچستان و ۲ سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.
وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شد، گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته میشود که از نیمهشب ۱۴ بهمنماه سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.
کیانوش بیرانوند، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردینماه از زندان تهران بزرگ آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمیشوند.
کیانوش بیرانوند پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس تعزیری، ۲ سال تبعید به زهک سیستان و بلوچستان و ۲ سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.
وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شد، گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته میشود که از نیمهشب ۱۴ بهمنماه سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.
تمدید مرخصی نازنین زاغری همسر نازنین زاغری، شهروند ایرانی بریتانیایی از تمدید مرخصی او تا پایان فروردین ماه خبر داده است.
ریچارد رتکلیف همسر نازنین گفته است، مقامهای دادستانی به پدر نازنین زاغری گفتهاند که مرخصی او تا ۱۸ آوریل (۳۰ فروردین) تمدید شده است.
به دنبال شیوع بیماری همه گیر کرونا نازنین زاغری ۲۷ اسفند با قید وثیقه از زندان اوین تهران به مرخصی آمد.
صدای آزادی زندانیان سیاسی باشیم
جان زندانیان در خطر است
#کرونا_زندان
ریچارد رتکلیف همسر نازنین گفته است، مقامهای دادستانی به پدر نازنین زاغری گفتهاند که مرخصی او تا ۱۸ آوریل (۳۰ فروردین) تمدید شده است.
به دنبال شیوع بیماری همه گیر کرونا نازنین زاغری ۲۷ اسفند با قید وثیقه از زندان اوین تهران به مرخصی آمد.
صدای آزادی زندانیان سیاسی باشیم
جان زندانیان در خطر است
#کرونا_زندان